• تاریخ انتشار : یکشنبه 24 می 2026 - 8:12
  • کد خبر : 1871
  • چاپ خبر
آیت‌الله احمدی سیستانی در نشست «مبانی فقهی و اصولی رهبر معظم انقلاب اسلامی»:

حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای مدظله‌العالی در فقه و اصول «صاحب مدرسه» هستند

آیت‌الله احمدی سیستانی در نشست علمی «مبانی فقهی و اصولی حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای» با تبیین جایگاه «مدرسه‌داری» در تاریخ تطور فقه و اصول شیعه، تأکید کرد که جایگاه علمی حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای را نباید صرفاً در حد اجتهاد تحلیل کرد، بلکه باید از منظر «صاحب‌ مدرسه بودن» به منظومه فکری ایشان نگریست؛ منظومه‌ای که به گفته وی، از نوآوری‌های روشی و مبانی ریشه‌دار در نسبت میان ثبوت و اثبات برخوردار است.

خبرگزاری صدای افغان(آوا)-قم: آیت‌الله سیدمصطفی احمدی سیستانی، از شاگردان حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای مد ظله العالی رهبر انقلاب اسلامی، در نشست علمی «مبانی فقهی و اصولی حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای» که از سوی دفتر مرکز فعالیت‌های فرهنگی اجتماعی تبیان افغانستان در قم برگزار شد، با اشاره به ضرورت بازخوانی روشمند و مستندِ مبانی علمی معظم‌له، اظهار کرد: آنچه تاکنون در برخی نشست‌ها و سخنرانی‌ها درباره شخصیت علمی ایشان بیان شده، در مواردی از سطح کلیات فراتر نرفته و کمتر به‌ صورت مستقیم، مبتنی بر مبانی واقعی فقهی و اصولی ایشان سامان یافته است.

وی در آغاز سخنان خود با اشاره به اهمیت برگزاری چنین نشست‌هایی تصریح کرد: یکی از مشکلاتی که در این زمینه وجود داشته، فقدان ارتباط منظم علمی و در نتیجه، کم‌بودن طرح‌های روشمند و مستند درباره مبانی فقهی حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای بوده است. به گفته وی، در بسیاری از موارد، مطالبی که درباره ایشان ارائه شده، بیشتر در حد برخی اشارات کلی باقی مانده و کمتر به لایه‌های عمیق و ساختاری اندیشه فقهی و اصولی معظم‌له پرداخته شده است.

این استاد حوزه افزود: اگرچه در سال‌های گذشته جلسات و نشست‌هایی در این زمینه برگزار شده، اما کیفیت و غنای علمی این قبیل برنامه‌ها در سطحی نبوده که بتوان از آن‌ها به‌ عنوان بازتاب‌دهنده دقیقِ مبانی اجتهادی و اصولی حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای یاد کرد. از این‌ رو، برگزاری نشست‌های تخصصی و علمی با حضور اساتید، فضلا و پژوهشگران، می‌تواند زمینه‌ساز جبران این خلأ و مقدمه‌ای برای تدوین و تبیین منظومه فکری ایشان باشد.

آیت‌الله احمدی سیستانی سپس برای تبیین مدعای خود، بحث را از یک مقدمه تاریخی در باب «مدرسه‌داری» در حوزه‌های علمیه آغاز کرد و گفت: در سنت علمی حوزه، باید میان سطوح مختلف مرجعیت و اثرگذاری علمی تفکیک قائل شد. به گفته وی، همه عالمان بزرگ لزوماً در یک رتبه قرار نمی‌گیرند؛ برخی به مرتبه اجتهاد می‌رسند، برخی از ظرفیت بالای تربیت شاگرد برخوردار می‌شوند، اما تنها گروهی اندک هستند که از سطح اجتهاد فردی و حتی تدریس و تربیت شاگرد فراتر می‌روند و صاحب «مدرسه فکری» می‌شوند.

وی با تأکید بر اینکه «صاحب‌ مدرسه شدن» مرتبه‌ای فراتر از اجتهاد است، خاطرنشان کرد: مدرسه‌داری به این معناست که یک فقیه یا اصولی، صرفاً در حل مسائل علمی توانا نباشد، بلکه بتواند منظومه‌ای فکری، با مبانی روشن، ساختار مشخص و قدرت امتداد در نسل‌های بعدی پدید آورد. این ویژگی در میان عالمان حوزه فراوان نیست و تنها در شمار محدودی از بزرگان می‌توان از آن سراغ گرفت.

سخنران این نشست در ادامه، شیخ اعظم انصاری را یکی از مهم‌ترین نمونه‌های این مدرسه‌داری در تاریخ متأخر حوزه دانست و اظهار کرد: شیخ انصاری با همه عظمت و جایگاهی که در حوزه‌های علمیه داشته و دارد، تنها یک فقیه بزرگ یا استاد برجسته نبود، بلکه بنیان‌گذار یک مدرسه اصولی شد. به اعتقاد وی، بخش مهمی از فقه و اصول متأخر شیعه، به‌ ویژه در سده‌های اخیر، متأثر از مکتب شیخ انصاری است.

او در توضیح این مدعا گفت: اهمیت شیخ انصاری فقط به خاطر قدرت استدلالی یا غموض علمی آثارش نیست، بلکه به این جهت است که وی در علم اصول یک نوآوری بنیادی پدید آورد. شیخ برای نخستین بار مباحث اصولی را بر اساس «حالات مکلف» صورت‌بندی کرد و از همین رهگذر، ساختاری جدید برای این دانش سامان داد. این رویکرد در آثار پیش از او، از جمله در کتاب‌هایی چون معالم و قوانین، به این صورت دیده نمی‌شود و همین مسئله نشان می‌دهد که شیخ نه‌ فقط ادامه‌دهنده یک سنت، بلکه آفریننده یک نحو تازه از اندیشیدن اصولی بوده است.

آیت‌الله احمدی سیستانی با اشاره به آغاز کتاب رسائل شیخ انصاری یادآور شد: آن تقسیم‌بندی معروف که مکلف را در مواجهه با حکم شرعی در سه وضعیت شک، قطع و ظن بررسی می‌کند، صرفاً یک دسته‌بندی آموزشی نیست، بلکه بیانگر یک نحوه نو از هندسه‌بندی علم اصول است. به گفته وی، همین ابداع روشی بود که شیخ را به صاحب مدرسه بدل کرد و سبب شد آثار او تا امروز در متن آموزش و پژوهش حوزوی باقی بماند.

وی در ادامه، زمینه تاریخی این نوآوری را نیز مورد توجه قرار داد و گفت: ابداع شیخ انصاری را باید در متن رویارویی او با جریان اخباری‌گری فهم کرد. اخباریون بر این باور بودند که تکیه بر قواعد عقلی و استدلالی، خطاآفرین است و ازاین‌ رو باید از این نوع استدلال‌ها پرهیز کرد و به روایات بسنده نمود. در چنین فضایی، شیخ با طرح مسئله حجیت ذاتیِ قطع، در واقع پایه‌های این نگرش را متزلزل کرد و راه را برای دفاعی ریشه‌دار از روش اجتهادی گشود.

آیت‌الله احمدی سیستانی تصریح کرد: همین ورود بنیادین شیخ به مسئله قطع، به‌ عنوان یکی از طرق معتبر معرفت، موجب شد تفکر اخباری‌گری در ساحت فکری حوزه به‌ شدت تضعیف شود. وی با اشاره به تحولات پس از شیخ افزود: اگرچه پیش از او، چهره‌های دیگری در مواجهه با اخباری‌گری نقش‌آفرین بودند، اما آنچه شیخ انجام داد، تثبیت یک الگوی جدید و نافذ در حوزه‌های علمیه بود که آثار آن تا امروز استمرار یافته است.

وی در ادامه، به سیر تطور این مدرسه در نسل‌های بعدی اشاره کرد و گفت: پس از شیخ، همه شاگردان و متأثران از او در یک سطح قرار نگرفتند. در میان آنان، گرچه شخصیت‌های بسیار بزرگ و کم‌نظیری دیده می‌شوند، اما «صاحب مدرسه» شدن، مرتبه‌ای است که تنها نصیب برخی از آنان شد. در این میان، آخوند خراسانی از برجسته‌ترین چهره‌هایی است که توانست در امتداد سنت شیخ، نحله‌ای مستقل و مؤثر پدید آورد.

به گفته این استاد حوزه، آخوند خراسانی با نگارش آثار خود، هم عمق فهم خویش از مکتب شیخ را نشان داد و هم در مقام بازاندیشی و نقد نسبت به آن ظاهر شد. وی افزود: اگر شیخ بیشتر با رویکرد عقلایی در مباحث اصولی حضور دارد، آخوند خراسانی نحوی از تفلسف را وارد اصول می‌کند؛ تفلسفی که البته به معنای فیلسوف بودن شخص آخوند نیست، اما در نحوه تحلیل‌ها و تقریرات او حضوری روشن دارد.

آیت‌الله احمدی سیستانی در ادامه، محقق اصفهانی و محقق عراقی را از جمله شاگردانِ سنتِ پساآخوندی دانست که هر یک به‌ نوعی صاحب مدرسه شدند. وی گفت: محقق اصفهانی با قوت بیشتری فلسفه را در علم اصول وارد می‌کند و محقق عراقی عقل‌ورزی و تفلسف را در هم می‌آمیزد. در کنار این دو، محقق نائینی نیز یکی از بزرگ‌ترین مدرسه‌داران مکتب نجف به شمار می‌آید؛ هرچند او از نظر هویت علمی، خود را بیش از آنکه شاگرد آخوند بداند، شاگرد شیخ می‌دانست.

وی خاطرنشان کرد: محقق نائینی با بازگشت خلاقانه به مبانی شیخ و ارائه تقریری تازه از آن‌ها، توانست نحله‌ای مؤثر و ماندگار در اصول فقه نجف پدید آورد. در ادامه این مسیر نیز، مرحوم آیت‌الله خویی را باید یکی از مهم‌ترین چهره‌های مدرسه‌داری در نجف دانست؛ شخصیتی که با بهره‌مندی از محضر بزرگان پیشین و سامان‌دهی یک دستگاه علمی مستقل، برای سالیان متمادی بر فضای فقه و اصول نجف اثرگذار بود.

سخنران نشست سپس به مدرسه قم اشاره کرد و گفت: در سنت علمی قم نیز چهره‌هایی چون مرحوم آیت‌الله بروجردی و مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری رحمهم‌ الله تعالی از جمله شخصیت‌های مدرسه‌دار به شمار می‌آیند. به گفته وی، این مسیر در عصر متأخر در مدرسه قم به اوج خود در شخصیت حضرت امام خمینی (ره) می‌رسد و در مدرسه نجف نیز شهید آیت‌الله سیدمحمدباقر صدر از قله‌های برجسته مدرسه‌داری در دوره معاصر به شمار می‌رود.

آیت‌الله احمدی سیستانی پس از این مقدمه تاریخی، به مدعای اصلی خود بازگشت و اظهار کرد: بر اساس آنچه حقیر از مکاتب مختلف حوزوی دیده و بررسی کرده‌ام، حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای در زمره صاحبان مدرسه فکری قرار می‌گیرند. وی تأکید کرد: اگر کسی صرفاً درباره اجتهاد ایشان سخن بگوید، در واقع از مرتبه‌ای حداقلی سخن گفته است؛ چرا که اجتهاد، کف این بحث است و سخن اصلی در جایگاهی فراتر از آن قرار دارد.

وی افزود: شناخت «صاحب‌ مدرسه بودن» یک شخصیت علمی، با چند خاطره، چند پاسخ به استفتاء یا چند ستایش کلی به دست نمی‌آید. این داوری زمانی ممکن است که انسان با سنت‌های اصلی اصولی و فقهی در حوزه‌های نجف، قم و مشهد آشنا باشد، متون محوری این مکاتب را خوانده باشد، آن‌ها را تحلیل کرده باشد و بتواند نسبت میان یک منظومه فکری جدید با میراث گذشته را درک کند. از این منظر، آنچه درباره حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای مطرح می‌شود، صرفاً تمجید از یک شخصیت علمی نیست، بلکه سخن از یک ظرفیت مکتب‌ساز در حوزه معاصر است.

این استاد حوزه در بخش دیگری از سخنان خود، یکی از مهم‌ترین وجوه نوآوری در منظومه فکری حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای را نحوه مواجهه ایشان با نسبت «ثبوت» و «اثبات» دانست. وی با بیان اینکه در معرفت‌شناسی و حتی در نظام‌های حقوقی، دو نوع نگاه کلان قابل شناسایی است، توضیح داد: یک نگاه، نگاه ثبوتی است؛ یعنی انسان ابتدا یک سلسله تعاریف و گزاره‌های کلی و ذهنی را در نظر می‌گیرد و سپس پدیده‌های خارجی را بر اساس آن‌ها تحلیل می‌کند. در مقابل، نگاه اثباتی بر واقعیت‌های عینی، نیازهای اجتماعی و اقتضائات موجود تکیه دارد و می‌کوشد از دل آن‌ها به فهم و قاعده برسد.

آیت‌الله احمدی سیستانی گفت: این دو سنخ نگاه را می‌توان در دانش‌های مختلف مشاهده کرد. در برخی نظام‌های حقوقی، ابتدا نظریه‌ها و تعاریف کلی شکل می‌گیرد و سپس قوانین بر اساس آن‌ها تنظیم و بر جامعه تطبیق می‌شود. در برخی دیگر، واقعیت‌های اجتماعی و نیازهای عینی، نقش پررنگ‌تری در تنظیم قواعد حقوقی ایفا می‌کند. به گفته وی، همین دوگانگی را در فقه، اصول، فلسفه و کلام نیز می‌توان مشاهده کرد.

وی افزود: در بسیاری از سنت‌های رایج حوزوی، به‌ ویژه در فلسفه و تا حد زیادی در کلام و اصول، غلبه با نگاه ثبوتی است؛ یعنی ابتدا یک تصور کلان و ذهنی ساخته می‌شود و سپس همه تحلیل‌های بیرونی در درون همان دستگاه مفهومی فهم می‌گردد. هر چند این رویکرد در ایجاد انسجام نظری نقش دارد، اما اگر از واقعیت‌های تاریخی، اجتماعی و ارتباطی غفلت کند، می‌تواند انسان را از فهم کامل مسئله بازدارد.

سخنران نشست در ادامه تصریح کرد: حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای نه با نگاه اثباتی صرف موافق‌اند و نه با نگاه ثبوتی صرف. به تعبیر بنده، در مبانی ایشان نوعی «منطق ترابطی» وجود دارد؛ یعنی باید میان ثبوت و اثبات، نسبتی متعادل، زنده و روشمند برقرار کرد. نه می‌توان تنها به ظواهر اثباتی اکتفا کرد و از مبانی ثبوتی غفلت ورزید، و نه می‌توان صرفاً بر مفاهیم کلی تکیه کرد و نسبت آن‌ها را با زمینه‌های تاریخی و اجتماعی نادیده گرفت.

وی برای توضیح این مسئله، به نمونه‌ای از فهم دینی اشاره کرد و گفت: اگر کسی صرفاً با رویکرد اثباتی به برخی ظواهر دینی بنگرد، چه‌ بسا در فهم مفاهیم بلند توحیدی دچار خطا شود؛ در حالی که مبانی ثبوتیِ متقن، این لغزش را اصلاح می‌کند. اما در مقابل، اگر کسی تنها در چارچوب گزاره‌های ذهنی و کلی باقی بماند و نسبت آن‌ها را با واقعیات تاریخی و اجتماعی روشن نکند، باز هم دچار نقصان خواهد شد. از همین‌ رو، یکی از نوآوری‌های مهم در مبانی حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، همین برقراری تناسب میان ثبوت و اثبات است.

آیت‌الله احمدی سیستانی در ادامه، برای نشان دادن کارکرد این مبنا در علم اصول، مسئله «حجیت خبر واحد» را به‌ عنوان نمونه مطرح کرد و گفت: در بسیاری از بحث‌های متداول اصولی، تمرکز بر ادله‌ای همچون آیه نبأ، آیه نفر و تقریرات مشهور اصولیان است. این‌ها همه مباحث مهمی هستند و باید مورد توجه قرار گیرند، اما از منظر حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، این سطح از بحث به‌ تنهایی کافی نیست.

وی توضیح داد: برای رسیدن به فهم دقیق‌تر از حجیت خبر واحد، باید فضای اعتبارسنجی روایات را نیز واکاوی کرد. یعنی باید به متن تاریخیِ صدور و نقل حدیث بازگشت و بررسی کرد که روایات چگونه منتقل شده‌اند، چه نسبتی با کتابت داشته‌اند، اصحاب چگونه آن‌ها را ضبط کرده‌اند، این متون چگونه در معرض پرسش، پالایش و عرضه بر معصوم قرار گرفته‌اند، و چگونه به‌ تدریج در قالب مجموعه‌های معتبر و مشهور سامان یافته‌اند.

او با اشاره به جایگاه «اصول» و نوشته‌های اولیه اصحاب گفت: بر اساس این تقریر، وقتی اصحاب سخنان ائمه (ع) را می‌نوشتند، این نوشته‌ها صرفاً ثبت خام یک متن نبود. این دست‌ نوشته‌ها در طول زمان انباشته می‌شد، محل مراجعه و عمل قرار می‌گرفت و در مرأی و مسمع معصوم، به‌ تدریج پالایش می‌شد. در چنین شرایطی، اعتبار یک متن فقط به نقل فردی خلاصه نمی‌شود، بلکه بخشی از آن در دل یک فرآیند اجتماعی، علمی و عملیِ ممتد شکل می‌گیرد.

وی افزود: در این نگاه، اشتهار برخی کتاب‌ها یا مجموعه‌های روایی صرفاً یک عنوان پسینی نیست، بلکه می‌تواند نشانه مسیری از تداول، عمل، دقت و تأیید عملی در طول زمان باشد. البته این سخن به‌ معنای پذیرش بی‌قید و شرط همه روایاتِ موجود در کتب مشهور نیست، بلکه ناظر به این است که در تحلیل اعتبار روایت، باید شبکه‌ای از عوامل تاریخی و معرفتی را نیز در نظر گرفت.

سخنران نشست در همین زمینه، به نسبت این تحلیل با مباحث اجماع نیز اشاره کرد و گفت: یکی از تقریرهای بدیع در این زمینه آن است که این نحوه شکل‌گیری و پالایش روایات، از جهاتی می‌تواند ما را به فهم تازه‌ای از برخی تحلیل‌های قدما، از جمله بحث اجماع دخولی در کلمات سید مرتضی، نزدیک کند. به گفته وی، مقصود از این سخن، یکسان‌انگاری کامل این دو نیست، بلکه نوعی تقریب تحلیلی برای فهم نقش حضور و تأیید معصوم در بستر شکل‌گیری میراث حدیثی است.

آیت‌الله احمدی سیستانی در عین حال، تفاوت این رویکرد با اخباری‌گری را نیز مورد تأکید قرار داد و اظهار کرد: اخباریون معتقد بودند که روایات موجود در کتب مشهور، قطعی است؛ در حالی که در این تقریر، چنین ادعایی وجود ندارد. برعکس، علم رجال، شناخت راویان، دقت در طبقات، اشتهار، عدم اشتهار و بررسی ظرایف اسنادی، همچنان جایگاه اساسی خود را حفظ می‌کند. وی با تمجید از تسلط حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای بر مبانی رجالی افزود: نکات رجالی و دقایقی که از ایشان در این عرصه نقل شده، نشان‌دهنده اشرافی کم‌نظیر بر لایه‌های دقیق دانش رجال و حدیث است.

وی در بخش پایانی سخنان خود ابراز امیدواری کرد که این مباحث، با کوشش شاگردان، فضلا و پژوهشگران، به‌ صورت منقح و علمی گردآوری و عرضه شود تا جامعه علمی حوزه بتواند با منظومه فقهی و اصولی حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای آشنایی دقیق‌تری پیدا کند. به گفته وی، امروز بیش از هر زمان دیگر لازم است از کلی‌گویی‌ها عبور شود و مبانی شخصیت‌های صاحب‌نظر، در قالب تقریرهای علمی، مباحث تطبیقی و نقدهای روشمند در اختیار فضای علمی قرار گیرد.

لینک کوتاه

برچسب ها

ناموجود