- تاریخ انتشار : یکشنبه 24 می 2026 - 8:12
- کد خبر : 1867 چاپ خبر
در نشست علمی «مبانی فقهی و اصولی حضرت امام سیدمجتبی خامنهای» در قم مطرح شد؛ تأکید بر تبیین منظومه علمی معظمله و درخواست انتشار رساله عملیه ایشان
نشست علمی پژوهشی «مبانی فقهی و اصولی حضرت امام سیدمجتبی حسینی خامنهای (حفظهاللهتعالی) رهبر انقلاب اسلامی» و با طرح درخواست انتشار رساله عملیه ایشان، از سوی نمایندگی مرکز فعالیتهای فرهنگی اجتماعی تبیان افغانستان در قم برگزار شد. در این نشست، حجتالاسلام والمسلمین دکتر سیدحسن موسوی، مسئول دفتر مرکز تبیان در قم، حجتالاسلام والمسلمین دکتر اسماعیل دانش، پژوهشگر علوم دینی، و آیتالله سیدمصطفی احمدی سیستانی، از شاگردان معظمله، با تبیین ابعاد مختلف شخصیت علمی، آموزشی و اجتهادی حضرت امام سیدمجتبی حسینی خامنهای حفظه الله تعالی، بر ضرورت بازشناسی علمی مبانی فقهی و اصولی ایشان و استمرار اینگونه مباحث در حوزه علمیه تأکید کردند.
خبرگزاری صدای افغان(آوا)-قم: نشست علمی پژوهشی «جستجوی راه تعالی» با موضوع «مبانی فقهی و اصولی حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای (مدظلهالعالی) رهبر انقلاب اسلامی» به همت نمایندگی مرکز فعالیتهای فرهنگی اجتماعی تبیان افغانستان در قم و با حضور جمعی از شخصیتهای علمی و حوزوی برگزار شد. در این نشست، علاوه بر بررسی ابعاد فقهی و اصولی منظومه علمی معظمله، درخواست انتشار رساله عملیه ایشان نیز از سوی برگزارکنندگان مطرح شد.
در آغاز این نشست، حجتالاسلام والمسلمین دکتر سیدحسن موسوی، مسئول دفتر مرکز تبیان در قم، با اشاره به هدف برگزاری این برنامه، اظهار کرد: نشست امروز، نخستین جلسه از سلسله مباحثی است که با هدف واکاوی منظومه فقهی و اصولی حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای طراحی شده و امید میرود در آینده نیز با حضور اساتید و پژوهشگران ادامه یابد. وی تأکید کرد که تا آنجا که به بررسیهای برگزارکنندگان مربوط میشود، مباحث مربوط به مبانی اصولی و فقهی معظمله تاکنون کمتر به صورت مستقل، منظم و متمرکز مطرح شده و از همین رو، لازم بود این باب به صورت جدی گشوده شود.
وی افزود: در دوره حیات رهبر شهید، حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای از مطرح شدن در فضای عمومی، دیده شدن رسانهای و حضور در معرض توجهات مرسوم پرهیز داشتند و همین امر موجب شده است که جامعه علمی و حوزوی، آنگونه که باید، با مبانی فکری و روشی ایشان آشنا نباشد. به گفته موسوی، اکنون حوزه علمیه باید این خلأ را با کار منظم علمی جبران کند و اساتید حوزه نیز لازم است در این زمینه به صورت جدی وارد میدان شوند.
مسئول دفتر مرکز تبیان در قم با تأکید بر ضرورت استمرار این مسیر گفت: هدف ما این نیست که این نشست در حد یک جلسه باقی بماند، بلکه بنا داریم این گفتمان علمی ادامه پیدا کند و در هفتهها و جلسات بعدی نیز ابعاد مختلف اندیشه فقهی، اصولی و اجتهادی معظمله مورد بررسی قرار گیرد. وی از اساتید حاضر خواست تا با حضور در این عرصه، در تبیین، جمعآوری و تقریر مبانی ایشان نقشآفرینی کنند.
.jpg)
حجتالاسلام والمسلمین موسوی در بخش دیگری از سخنان خود، به موضوع مرجعیت حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای اشاره کرد و آن را یکی از محورهای مهم و در خور توجه در شرایط کنونی دانست. وی اظهار کرد: وقتی شخصیتی در جایگاه رهبری جهان اسلام قرار دارد و به عنوان نائب بر حق حضرت ولی عصر (عج) شناخته میشود، طبیعی است که در همه ابعاد مورد رجوع قرار گیرد و جامعه نیز بخواهد در مسائل مختلف دینی و فقهی، به صورت روشن و منظم از آرای ایشان بهرهمند شود.
وی با اشاره به جایگاه مجلس خبرگان رهبری در انتخاب رهبر، تصریح کرد: از نگاه ما، این انتخاب صرفاً ناظر به یک قلمرو محدود نیست، بلکه شأنی فراتر از مرزهای جغرافیایی دارد و همین مسئله، اهمیت پرداختن به موضوع مرجعیت و انتشار رساله عملیه را دوچندان میکند. موسوی افزود: برخی میپرسند چرا باید موضوع رساله عملیه ایشان مطرح شود؛ در حالی که واقعیت این است که جامعه در عمل، در بسیاری از مسائل مبتلابه، از جمله در موضوعاتی مانند رؤیت هلال، بر اساس اعلام رسمی عمل میکند و این نشان میدهد که نوعی رجوع عملی به نظر ایشان وجود دارد.
وی ادامه داد: وقتی جامعه در عرصه عمل، در موضوعات مهم شرعی بر پایه اعلام نظر رهبری حرکت میکند، این پرسش به صورت طبیعی مطرح میشود که چرا این آرا و فتاوا در قالبی منظم و قابل مراجعه، برای عموم به ویژه برای شیعیان افغانستان و دیگر علاقمندان فراهم نشود. مسئول دفتر مرکز تبیان در قم در همین راستا خواستار آن شد که اساتید حوزه و مجموعههای علمی، مبانی فقهی و فتاوای معظمله را گردآوری و تنظیم کنند تا زمینه برای انتشار رساله عملیه ایشان فراهم شود.
پس از وی، حجتالاسلام والمسلمین دکتر اسماعیل دانش، پژوهشگر علوم دینی، در سخنانی با اشاره به تلاشهای علمی و پژوهشی انجامشده درباره شخصیت علمی حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای، گفت: هنوز اسناد منظم، مکتوب و فراگیر درباره جایگاه علمی و مبانی فقهی و اصولی ایشان در دسترس عموم قرار ندارد.
این پژوهشگر علوم دینی در ادامه، بحث خود را با یک مقدمه اعتقادی پی گرفت و با اشاره به جایگاه حجت الهی در نظام آفرینش و هدایت، گفت: در منطق روایات و آموزههای دینی، عالم امکان خالی از حجت الهی نیست و این مسئله صرفاً یک بحث نقلی و روایی نیست، بلکه در سنت فلسفی و عرفانی اسلامی نیز میتوان ردّ پای آن را مشاهده کرد. وی افزود: در مباحث فلسفی از عقل اول، نور نبی و اسم اعظم سخن گفته میشود و در تقریرات عرفانی و کلامی نیز جایگاه حجج الهی در نسبت با خلقت و تدبیر عالم، جایگاهی اساسی است.
حجتالاسلام والمسلمین دانش با پیوند این مقدمه با بحث رهبری و فقاهت در عصر غیبت تصریح کرد: در دوران غیبت نیز فقها و عالمان دینی در امتداد این مسیر هدایت نقشآفریناند و جامعه دینی باید نسبت به این نعمت، نگاه مسئولانه و شاکرانه داشته باشد. وی افزود: از همین منظر، معرفی علمی شخصیتهایی که در جایگاه رهبری و هدایت جامعه اسلامی قرار میگیرند، فقط یک کار دانشگاهی یا تبلیغی نیست، بلکه بخشی از مسئولیت فکری و اجتماعی نخبگان دینی به شمار میرود.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به سابقه علمی و آموزشی حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای پرداخت و گفت: بر اساس نقلهایی که از اساتید و شاگردان وجود دارد، معظمله تحصیلات حوزوی خویش را در مدرسه آیتالله مجتهدی تهرانی آغاز کردند و در همان مقطع، همزمان با تحصیل رسمی در دبیرستان، به فراگیری علوم حوزوی اشتغال داشتند. به گفته وی، یکی از نکات قابل توجه این است که معظمله از همان سالهای نخست، تنها به تحصیل اکتفا نکردند و تدریس را نیز آغاز کردند.
حجتالاسلام والمسلمین دانش ادامه داد: مطابق نقلهای موجود، ایشان در سال ۱۳۷۴ تدریس معالم الاصول را بر عهده داشتند؛ کتابی که در سنت حوزوی، از متون جدی و نسبتاً دشوار به شمار میآید. وی افزود: در نظام آموزشی حوزه، نفسِ تدریس چنین متونی در آن مرحله از سیر تحصیل، نشانهای روشن از استعداد علمی، عمق فهم و توان تقریر به شمار میرود و این خود بخشی از تصویری است که درباره جایگاه علمی معظمله از خلال گزارشهای شاگردان و آشنایان به دست میآید.
این پژوهشگر علوم دینی با اشاره به ورود حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای به حوزه علمیه قم، اظهار داشت: پس از حضور ایشان در قم، تدریس حلقات شهید صدر نیز در دستور کار قرار گرفت؛ امری که نشان میدهد معظمله از همان دوره، علاوه بر تسلط بر متون سنتی، به رویکردهای نو در نظام آموزشی حوزه نیز توجه داشتهاند. وی این مسئله را نشانهای از ذهن تحولخواه، آشنا با نیازهای روز و برخوردار از توانایی پیوند میان سنت و نوآوری دانست.
دانش در ادامه خاطرنشان کرد: معظمله در سالهای بعد، تدریس سطوح عالیه حوزه از جمله رسائل و مکاسب را آغاز کردند و این حضور آموزشی، محدود و گذرا نبود، بلکه در قالب تدریسی مستمر و جدی ادامه یافت. وی تأکید کرد که در سنت حوزه، تدریس متون سطح عالی، همواره یکی از شاخصهای مهم برای سنجش قدرت علمی، مهارت در بیان و توانایی هدایت بحثهای پیچیده فقهی و اصولی بوده است.
وی در همین چارچوب گفت: بسیاری از اساتید برجسته و حتی مجتهدان مسلم حوزه، سالهای طولانی صرف تدریس متونی چون لمعه، رسائل، کفایه و مکاسب کردهاند و اتفاقاً همین حضور مداوم در عرصه تدریس سطوح، یکی از نشانههای برجستگی آنان بوده است. از این رو، تدریس این متون از سوی حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای نیز باید در متن سنت اصیل حوزه دیده شود و از آن به عنوان یکی از قرائن روشن بر بنیه علمی معظمله یاد کرد.
.jpg)
حجتالاسلام والمسلمین دانش در بخش دیگری از سخنان خود، بر تدریس درس خارج فقه و اصول توسط معظمله تأکید کرد و گفت: مطابق نقل اساتید و شاگردان، ایشان افزون بر تدریس سطوح، سالیان متمادی، در حدود ۱۶ تا ۱۷ سال، درس خارج فقه و اصول نیز داشتهاند. وی افزود: این استمرار، آن هم با نظم و برنامهای جدی، در شرایطی که معظمله از تهران به قم رفت و آمد میکردند، خود نشانهای مهم از اهتمام علمی، انضباط شخصی و توان بالای تدریس در عالیترین سطح مباحث حوزوی است.
به گفته این پژوهشگر، از نکات برجسته در شیوه تدریس معظمله، فضای باز برای طرح اشکال، سعه صدر در شنیدن پرسشها و قدرت پاسخگویی علمی و تفصیلی به شبهات بوده است. وی گفت: نقل شده که در برخی جلسات، بخش مهمی از درس صرف اشکال و جواب میشده و استاد با حوصله، یک به یک اشکالات طلاب را میشنیده و پاسخ میداده است. دانش این ویژگی را نه فقط یک امتیاز اخلاقی، بلکه نشانهای از توان بالای علمی، احاطه بر مباحث و اعتماد به نفس روشمند در تدریس دانست.
وی افزود: آنچه این فضا را مهمتر میکرد، صرفِ پاسخگویی به پرسشها نبود، بلکه نحوه جهتدهی به اشکالات و پیوند دادن آنها با میراث پیشینیان بود؛ به گونهای که در پاسخ به برخی مسائل، پیشینه آن در کلمات مرحوم نائینی و دیگر بزرگان نیز مورد اشاره قرار میگرفت. دانش تصریح کرد: این نحوه اداره درس، از احاطه استاد بر تاریخ علم، سنت اجتهادی و توان تحلیل تطبیقی حکایت دارد.
این پژوهشگر علوم دینی همچنین یکی از مهمترین ویژگیهای حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای را جمع میان نوآوری و وفاداری به فقه جواهری دانست و گفت: در تقریرات و نقلهای موجود، معظمله صرفاً ناقل اقوال علما معرفی نمیشوند، بلکه در مقام نقد، تحلیل و نظریهپردازی نیز ظاهر میگردند. وی افزود: جمع میان نظریهپردازی و وفاداری به فقه سنتی و جواهری، کاری دشوار است و این ویژگی، معظمله را در میان بسیاری از چهرههای علمی ممتاز میسازد.
حجتالاسلام والمسلمین دانش خاطرنشان کرد: این ویژگیها تنها به فقه و اصول محدود نیست، بلکه در حوزههایی چون تفسیر، حکمت، عرفان، حدیث، درایه و رجال نیز از معظمله نکات بدیع و دقیق نقل شده است. وی خواستار آن شد که این میراث علمی هرچه بیشتر گردآوری، تدوین و در اختیار جامعه حوزوی قرار گیرد.
سخنران پایانی این نشست، آیتالله سیدمصطفی احمدی سیستانی، از شاگردان حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای مدظلهالعالی، بود که در سخنانی تفصیلی، بر جایگاه «صاحبمدرسه بودن» معظمله در فقه و اصول تأکید کرد. وی در آغاز با اشاره به اینکه در بسیاری از نشستهای پیشین، مطالب مطرحشده درباره شخصیت علمی معظمله غالباً در سطح کلیات باقی مانده است، گفت: آنچه باید مورد توجه قرار گیرد، خود مبانی فقهی و اصولی ایشان است، نه صرفاً برخی توصیفهای کلی و غیرمستند.
وی برای تبیین این مدعا، بحثی تاریخی درباره مفهوم «مدرسهداری» در حوزههای علمیه مطرح کرد و گفت: در سنت علمی حوزه، همه بزرگان در یک سطح قرار ندارند؛ برخی به مرتبه اجتهاد میرسند، برخی در تربیت شاگرد ممتازند، اما تنها معدودی از عالمان به مرتبهای میرسند که بتوان آنها را صاحب مدرسه فکری دانست.
وی سپس تصریح کرد: به نظر حقیر، حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای نیز در زمره صاحبان مدرسه فکری قرار میگیرند و بحث درباره اجتهاد ایشان، تنها سخن گفتن از کفِ مسئله است. آیتالله احمدی سیستانی افزود: کسی که بخواهد این مدعا را درک کند، باید مکاتب مختلف حوزههای نجف، قم و مشهد را بشناسد، آنها را تحلیل کرده باشد و بتواند جایگاه یک منظومه فکری را در نسبت با آن سنتها ارزیابی کند.
.jpg)
این شاگرد معظمله در بخش مهم دیگری از سخنان خود، یکی از مبانی ریشهای حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای را نسبت میان «ثبوت» و «اثبات» دانست و گفت: در دانشهای مختلف، از حقوق و فلسفه تا کلام، اصول و فقه، دو نوع نگاه قابل تشخیص است؛ یکی نگاه ثبوتی که از مفاهیم کلی و پیشینی به سراغ تحلیل واقعیت میرود، و دیگری نگاه اثباتی که از واقعیات عینی، تاریخی و اجتماعی آغاز میکند. به گفته وی، نوآوری معظمله در این است که هیچیک از این دو ساحت را به تنهایی کافی نمیدانند.
آیتالله احمدی سیستانی با تعبیر «منطق ترابطی» توضیح داد: از منظر حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای، باید میان ثبوت و اثبات نوعی تناسب و پیوند زنده برقرار کرد. نه میتوان تنها بر ظواهر اثباتی تکیه کرد و از مبانی ثبوتی غافل شد، و نه میتوان صرفاً در قلمرو مفاهیم کلی باقی ماند و از زمینههای تاریخی و اجتماعی چشم پوشید. وی این مسئله را از مهمترین نوآوریهای روشی در منظومه فکری معظمله دانست.
او برای نشان دادن کارکرد این مبنا در علم اصول، به بحث حجیت خبر واحد اشاره کرد و گفت: در مباحث رایج اصولی، معمولاً تمرکز بر ادله لفظی مانند آیه نبأ، آیه نفر و برخی روایات است، اما از نگاه حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای، این سطح از بحث به تنهایی کفایت نمیکند. به گفته وی، باید فضای اعتبارسنجی روایات نیز واکاوی شود؛ یعنی پژوهشگر باید به متن تاریخیِ صدور، کتابت، نقل، تداول، عمل و پالایش روایات بازگردد.
آیتالله احمدی سیستانی افزود: در این نگاه، نوشتههای اولیه اصحاب، اصول روایی، نحوه عمل به آنها در مرأی و مسمع معصوم، و فرایند تدریجی شکلگیری کتب مشهور، همگی در ارزیابی اعتبار روایات نقش دارند. وی تصریح کرد که این تقریر، با نگاه اخباریگری تفاوت دارد؛ زیرا در اینجا سخن از قطعیت بیقیدوشرط همه روایات کتب مشهور نیست، بلکه در کنار توجه به فرایند تاریخی شکلگیری اعتبار، علم رجال، شناخت راویان، اشتهار و دقتهای سندی نیز جایگاه اساسی خود را حفظ میکند.
این شاگرد حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای بر ضرورت جمعآوری و تدوین این مبانی از سوی شاگردان، فضلا و پژوهشگران تأکید کرد و ابراز امیدواری نمود که این حرکت علمی بتواند به تبیین هرچه دقیقتر منظومه فقهی و اصولی معظمله بینجامد.