• تاریخ انتشار : دوشنبه 2 فوریه 2026 - 6:06
  • کد خبر : 1584
  • چاپ خبر
مشروح سخنان حسینی مزاری در همایش «دفاع از ولایت؛ از رشادت تا شهادت»؛

شهید مصباح، الگوی عملی ولایت‌مداری است/تشکل انقلابی، ضرورت امروز امت اسلامی/ وحدت، راهبرد مقابله با استکبار است

حجت‌الاسلام والمسلمین سید عیسی حسینی مزاری، رئیس مرکز فعالیت‌های فرهنگی‌ ‌اجتماعی تبیان افغانستان، در مشروح سخنان خود در همایش «دفاع از ولایت؛ از رشادت تا شهادت» با تبیین جایگاه ولایت فقیه به ‌عنوان امتداد ولایت الهی در عصر غیبت، شهید مصباح مزاری را پیشگام واقعی تبلیغ و تحقق عملی این اندیشه در افغانستان معرفی کرد و با تأکید بر اینکه ولایت‌مداریِ بدون تشکل، شعاری بی‌اثر است، انسجام سازمان‌یافته نیروهای مؤمن، وحدت شیعه و سنی و آمادگی برای دفاع از مراکز اسلامی را شرط اصلی ایستادگی در برابر استکبار جهانی، صیانت از هویت دینی و استمرار راه شهدا دانست.

خبرگزاری صدای افغان(آوا)-مشهد مقدس: همایش «دفاع از ولایت؛ از رشادت تا شهادت» به میزبانی دفتر نمایندگی مرکز تبیان در مشهد مقدس، همزمان با سالگرد شهادت مظلومانه شهید مصباح مزاری و هشت تن از یارانش و در فضای حمایت همه‌جانبه از رهبر انقلاب اسلامی در برابر هتاکی‌های اخیر رئیس‌جمهور آمریکا برگزار شد.

پیش از این، یک گزارش خبری از سخنان ریاست مرکز تبیان در این همایش منتشر شده است. در این گزارش به مشروح سخنان ایشان پرداخته می‌شود. حسینی مزاری در آغاز سخنان خود در این همایش، با تقدیر از حضور علما، مجاهدان، نخبگان فرهنگی و شخصیت‌های برجسته افغانستان، این اجتماع را نمادی از پیوند عمیق جهاد، ولایت و آگاهی سیاسی در امتداد نهضت انبیای الهی دانست.

رئیس مرکز تبیان با تشریح مبانی اعتقادی ولایت، تأکید کرد که ولایت فقیه استمرار ولایت قرآن، پیامبر اسلام (ص)، ائمه اطهار (ع) و امام عصر(عج) در دوران غیبت است و تبعیت عملی از ولی فقیه، معیار واقعی ولایت‌مداری محسوب می‌شود. وی با نقد قرائت‌های غیرسیاسی و منزوی از دین، تصریح کرد؛ اسلامی که فاقد نگاه حکومتی، عدالت‌محور و اجتماعی باشد، نه‌تنها دردی از امت اسلامی دوا نمی‌کند، بلکه خواسته مطلوب نظام سلطه جهانی است.

حسینی مزاری در بخش مهمی از سخنان خود، با بازخوانی شخصیت و مجاهدت‌های شهید مصباح مزاری، او را پیشگام واقعی تبلیغ و تحقق عملی اندیشه ولایت فقیه در افغانستان معرفی کرد؛ شخصیتی که بدون سوءاستفاده ابزاری از شعار ولایت، مسیر وحدت شیعه و سنی، مبارزه با ظلم، فساد و بی‌عدالتی و سازمان‌دهی نیروهای مؤمن را دنبال کرد و سرانجام در همین راه به شهادت رسید. وی با اشاره به تهدیدات امنیتی اخیر، بر ضرورت تشکل‌یابی، انسجام نیروهای انقلابی و آمادگی برای دفاع از مراکز اسلامی و هویتی تأکید کرد و این مسیر را امتداد طبیعی راه شهدا و ضامن عزت و اقتدار امت اسلامی دانست.

در ادامه، متن کامل سخنان حسینی مزاری در این همایش را از نظر می‌گذرانید:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.
بسم الله الرحمن الرحیم.
الحمدلله رب العالمین و به نستعین.
اما بعد قال الله تعالی: یا أیها الذین آمنوا أطيعوا الله و أطيعوا الرسول و أولی الأمر منکم.

تقدیر از حضور علما، مجاهدان، نخبگان فرهنگی و شخصیت‌های برجسته افغانستان در مراسم
خوشحالم که افتخار حضور همه شما عزیزان از اقشار مختلف جامعه را در این مراسم داریم؛ خصوصاً حضور استاد گران‌قدر، حضرت آیت‌الله علوی‌نژاد. ایشان حقیقتاً شخصیتی برجسته علمی و فقهی، استاد حوزه علمیه و مدرس دروس خارج، نویسنده، شاعر، پژوهشگر و مجتهد مسلم هستند که امیدواریم در آینده‌ای نه‌چندان دور شاهد چاپ و انتشار رساله این عزیز باشیم. حقیقتاً ایشان از ذخیره‌های مردم افغانستان است و قطعاً برای حال و آینده کشور مفید خواهد بود.
همچنین شخصیت گران‌قدر جناب آقای مدرسی، شخصیت فرزانه جهادی و فکری و فرهنگی و نویسنده، و نیز آقای سید عبدالله مسرور، یادگار خانواده مسرور؛ خانواده‌ای که در عرصه جهاد زحمت کشیدند، تلاش کردند، عرق ریختند و خون دادند. همچنین جناب آقای مالانی و همراهانشان که از شخصیت‌های بزرگ و برجسته افغانستان، به‌خصوص در حوزه جنوب ‌غرب، از مردم نورزایی ما و شما هستند. و نیز جناب باباخان از بزرگان حزب‌الله افغانستان و مسئول جریان «یاد یاران» که ایشان هم علاوه بر پیشینه جهادی، شخصیتی فکری، فرهنگی و به‌هرحال رسانه‌ای هستند.
همچنین همکاران ما که از تهران و قم تشریف آوردند و نیز اهالی رسانه، به‌خصوص تلویزیون‌های تمدن و سحر و سایر عزیزان رسانه‌ای که در این جلسه و مجلس حضور دارند. به‌هرحال اگر فردی شاخص، به‌خصوص حاج‌آقای حسینی که کنار حاج‌آقای علوی‌نژاد نشسته‌اند، از شخصیت‌های برجسته فکری و فرهنگی، و بقیه دوستان اگر از قید قلم افتادند، پوزش می‌طلبیم. همه شما باعث افتخار هستید و از حضور همه شما عزیزان در مراسم امشب خوشحالیم.

همایشی برای دفاع از ولایت؛
همایش امشب به مناسبت دفاع از ولایت است؛ دفاع از ولایت خدا، دفاع از ولایت قرآن، دفاع از ولایت پیامبر اسلام و علی و اولاد علی، دفاع از ولایت امام رضا علیه‌السلام که همه ما و شما ریزه‌خوار خوان ایشان در مشهد مقدس هستیم، دفاع از ولایت امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف، دفاع از ولایت نایب ایشان، حضرت امام خامنه‌ای حفظه‌الله‌تعالی و دفاع از نظام مقدس جمهوری اسلامی است.

جایگاه قدسی و تاریخی نظام جمهوری اسلامی و ضرورت دفاع همه‌جانبه از آن
نظام جمهوری اسلامی عصاره خواست انبیای گرامی است، نظامی که نتیجه قطرات خون ائمه معصومین علیهم‌الصلاة‌والسلام است، نظامی که نتیجه لحظه‌لحظه حمایت، رهبری و هدایت امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف است، نظامی که به‌هرحال دسترنج شهدای بزرگ اسلام، شهدای جهاد ایران و شهدای محور مقاومت است. این نظام، با این همه اهمیت، حق مسلم دارد که ما و امثال ما و شما در دفاع از آن وقت بگذاریم و در صحنه حضور داشته باشیم و با دلاوری و رشادت، در عرصه‌های مختلف، از این رهبر و از این ولی و از این نظام دفاع و حمایت بکنیم و تا پای شهادت هم در این مسیر حضور جدی داشته باشیم.

همزمانی همایش با اعیاد شعبانیه و دعوت به برگزاری جشن میلاد امام زمان(عج)
این مجلس همزمان شد با جشن اعیاد شعبانیه؛ سوم شعبان، چهارم و پنجم شعبان، سالروز میلاد امام حسین علیه‌الصلاة‌والسلام، حضرت ابوالفضل العباس علیه‌السلام و حضرت سیدالساجدین، حضرت امام زین‌العابدین علیه‌الصلاة‌والسلام بود و چند روز دیگر هم سالروز میلاد حضرت امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف است. امیدوار هستیم که مؤمنین اعلام آمادگی کنند و بانی شوند و آن میلاد را هم در همین‌جا جشن پرشور و پرشکوه برگزار کنند.

فلسفه برگزاری اعیاد و عزاداری‌ها؛ سود معنوی برای انسان، نه ائمه معصومین (ع)
تجلیل از این اعیاد هم خیلی مهم است، خیلی مؤثر و تأثیرگذار است؛ نه برای خود ائمه. ائمه معصومین نیازی به جشن ندارند، نیازی به فاتحه ندارند، نیازی به سینه‌زنی و سر و پا زدن هم ندارند، نیازی به مدح و ثنای ما به هیچ‌وجه ندارند. جایگاه آن‌ها مشخص است و نه خوب گفتن ما مقام آن‌ها را بالا می‌برد و نه ـ نعوذبالله ـ بد گفتن کسانی، جایگاه آن‌ها را پایین می‌آورد. این ما هستیم که از تجلیل اعیاد ائمه معصومین علیهم‌السلام و سالروز شهادت آن‌ها سود می‌بریم و فایده می‌بریم.

لزوم تبدیل مجالس مذهبی به بستر معرفت‌افزایی و تبیین اهداف اهل‌بیت(ع)
البته به شرطی که این مجالس و محافل بستری باشد برای مطرح کردن معارف دین، شرایط و فرصتی فراهم شود برای معرفت ائمه معصومین علیهم‌الصلاة‌والسلام. صرفاً در مجالس اعیاد کف زدن نباشد، شعر گفتن نباشد، سرود خواندن نباشد، خوشحالی ظاهری هم نباشد؛ و در مجالس شهادات صرفاً گریه کردن نباشد، بلکه بستری باشد برای تبیین اهداف ائمه معصومین علیهم‌الصلاة‌والسلام، تا معرفت دینی ما از این مجالس افزایش پیدا بکند، تا معرفت ما از ائمه معصومین علیهم‌الصلاة‌والسلام، از زندگی‌شان، از اهداف‌شان، از مرام‌شان و از دستورات‌شان بیشتر شود و فهم بیشتری بیابیم.

از معرفت تا محبت و از محبت تا مودّت و عمل
طبعاً وقتی این آگاهی حاصل شد، محبت ما نسبت به معصومین علیهم‌الصلاة‌والسلام بیشتر می‌شود و اگر ـ خدای‌نخواسته ـ هیچ محبتی هم نداشتیم، قطعاً وقتی ما شناخت پیدا کنیم از خدا، از دین و از ائمه معصومین علیهم‌الصلاة‌والسلام، محبت ایجاد  می‌شود. و این محبت، به دنبال خودش مودّت دارد. محبت یک حالت قلبی است؛ امام را از قلب دوست داریم، قلباً دوست داریم، اما پیامد عملی ندارد. ولی، مودّت علاوه بر احساس قلبی و علاوه بر دوست داشتن، قطعاً ما را وادار می‌کند که عمل هم بکنیم.

پیوند تبیین، تبعیت و دفاع در سیره ولایی
عمل در چه راستا؟! عمل در جهت تبیین بیشتر؛ تبیین راه خدا، ارزش‌های دینی، تبیین شخصیت ائمه معصومین علیهم‌الصلاة‌والسلام و سپس فراهم ساختن تبعیت از ائمه معصومین علیهم‌الصلاة‌والسلام. تنها تبیین به درد نمی‌خورد؛ تبیین باشد اما عمل نباشد، فایده ندارد. ما بعد از تبیین باید تبعیت داشته باشیم. وقتی تبعیت پیش آمد، به دنبال آن دفاع هم هست. شما وقتی کسی را دوست داشتید، بعد تابع او بودی و مطابق دستوراتش عمل کردی، قطعاً بالاخره در عرصه‌های مختلف، مدافع هم خواهی بود.

ولایت فقیه؛ استمرار ولایت قرآن، پیامبر (ص) و ائمه (ع) در عصر غیبت
یکی از عرصه‌های عمل، به‌هرحال عمل به اندیشه ولایت‌داری و عمل به ولایت‌مداری ائمه معصومین علیهم‌الصلاة‌والسلام، تبعیت از ولی فقیه است؛ عمل بر اساس اندیشه ولایت فقیه است. شما حتماً در موضوع ولایت فقیه از منابع مختلف و از سخنرانان متعدد شنیده‌اید که ولایت فقیه، ولایت قرآن است، ولایت رسول‌الله است، ولایت ائمه معصومین است؛ خط، به‌هرحال، خط ولایت ائمه معصومین است و ولایت امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف است. و ولی فقیه امروز ما هم حضرت امام خامنه‌ای حفظه‌الله‌تعالی است.

ملاک واقعی ولایت‌مداری در تبعیت عملی از ولی فقیه
طبیعی است که اگر ما در مجالس خود و محافل خود، با فهمی از ائمه معصومین و از اندیشه امامان اهل‌بیت عصمت و طهارت آگاهی پیدا کردیم و در خط ولایت قرار گرفتیم، به‌دنبال آن تبعیت از اندیشه ولایت فقیه است و به‌دنبال آن تبعیت از ولی فقیه است. و ولی فقیه امروز ما هم حضرت امام خامنه‌ای حفظه‌الله‌تعالی است. نظامی که امروز تحت رهبری ایشان است، نظام سیاسی که امروز در جمهوری اسلامی ایران تحت مدیریت و رهبری ایشان است، تبعیت ما امروز از ولی فقیه نشان می‌دهد که ما حقیقتاً ولایت‌مدار هستیم یا نیستیم.

ولایت فقیه؛ رکن مذهب تشیع و مورد پذیرش عقلانی جهان اسلام
البته یک بحث در رابطه با ولایت فقیه است که ولایت فقیه جزء مذهب تشیع است؛ یعنی اگر کسی بگوید من شیعه هستم اما ولایت فقیه را قبول نداشته باشد، شیعه نیست. حالا ولایت فقیه دو نوع است؛ گاهی بعضی‌ها مطلقه را قبول دارند، گاهی هم به‌هرحال غیرمطلقه را. اما از نگاه عام، این ولایت مورد قبول هم شیعه است و هم سنی؛ چون ولایت فقیه ولایت خدا است، ولایت قرآن است، ولایت پیامبر است. خب، تا این بخش را برادران و خواهران اهل سنت ما و شما هم به‌هرحال قبول دارند.

تفکیک مرجعیت تقلید از ولایت فقیه و امکان تبعیت همگانی
به‌هرحال، بحث تبعیت از ولی فقیه ربطی به این ندارد که ما مقلد چه مرجعی باشیم. بحث ولایت فقیه فراتر از مرجعیت دینی و فقهی است؛ بحث ولایت فقیه فراتر از بحث تقلید است. ممکن است شما مقلد حضرت آیت‌الله العظمی سیستانی باشید، یا از آیت‌الله مکارم شیرازی باشید، یا از سایر مراجع باشید، اما از نظر تبعیت از ولی فقیه می‌توانید در این مسیر به‌صورت جدی عمل بکنید و در این حوزه قرار بگیرید و از ولی فقیه، به‌هرحال، تبعیت کنید.

دشمنی استکبار با اسلام ولایی، نه اسلام بی‌خاصیت
بعد از تبعیت هم بحث دفاع است، به‌خصوص در شرایط موجود که دنیای استکبار با تمام تمرکز و قوا صف‌آرایی کرده‌اند تا در برابر این اندیشه‌ و در برابر این خط قرار بگیرند. اگر بحث فقاهت نبود، اگر بحث ولایت امری نبود، اگر بحث ولی فقیه نبود، استکبار کاری به اسلام ندارد، کاری هم به اسلام و شیعه ندارد. ما خیلی از شیعه‌ها را داریم که امروز همکار مستکبرین هستند؛ خیلی از شیعه‌ها هستند که در مسیر اهداف استکبار جهانی قرار دارند و امروز در برابر نظام اسلامی ایستاده‌اند.

نقد تشیع و تسننِ فاقد نگاه حکومتی و اجتماعی
برای ما اسلامِ عام مهم نیست؛ برای ما اهل‌بیت عصمت و طهارتِ عام مهم نیست. شیعه‌ای که تنها اکتفا بکند به تجلیل از ائمه معصومین، تنها اکتفا بکند به تجلیل از میلادها و اعیاد مربوط به ائمه معصومین علیهم‌الصلاة‌والسلام، و در سالروز شهادات ائمه معصومین گریه بکند، خود را بزند، تیغ بزند، خونی بکند و خیرات بکند، به‌هرحال پول خرج بکند، هر کاری بکند، اما اگر نگاه حکومتی نداشته باشد، اگر در برابر کفار اشداء نباشد و در برابر خودی‌ها رحماء نباشد، نه این شیعه، شیعه است و نه آن سنی، سنی خواهد بود.

غفلت دینی؛ زمینه‌ساز قرار گرفتن ناخواسته در مسیر استکبار
این‌ها نه‌تنها به درد اسلام نمی‌خورند، بلکه در مسیر اهداف استکبار قرار خواهند گرفت؛ ممکن است حالا ناخودآگاه باشد یا خودآگاه. من همه ی چنین آدم‌ها و پیروانِ به‌هرحال دین اسلام یا مذهب تشیع یا تسنن را متهم نمی‌کنم؛  تا بگویم؛ همه این‌ها عوامل استکبار هستند، همه این‌ها عوامل دشمن‌اند؟! نخیر. خیلی از کسانی که در یک چنین مسیری قرار می‌گیرند، ناآگاهانه است؛ نمی‌دانند، فکر می‌کنند که به‌هرحال اسلام واقعی این است، فکر می‌کنند که شیعه واقعی یعنی این.

تحریف عاشورا با حذف سیاست از سیره امام حسین(ع)
چه‌بسا شما در برخی مجالس، حتی مجالس عاشورا، وقتی مبحث سیاسی را مطرح می‌کنید، یک روحانی از آن گوشه صدا بلند می‌کند که: آقا، سیاسیش نکن، مجلس امام حسین است. در حالی که حضرت امام حسین علیه السلام ابتدا کار فرهنگی و تبلیغی کرد، کار سیاسی کرد، بعد کار نظامی کرد، شمشیر کشید، در برابر دشمنان رزمید و کشت و شهید شد. بعد آقای ملا، روحانی ما یا طلبه ما بلند صدا می‌کند: آقا، سیاسیش نکن!

اسلام غیرسیاسی؛ اسلامی مطلوب استکبار جهانی
ببینید، بالاخره فهم ضعیفی از مذهب وجود دارد، از اسلام فهمی وجود ندارد. اسلامی که سیاسی نباشد، اسلامی که در مسیر مدیریت جامعه نباشد، اسلامی که با مدیریت سیاسی خودش به دنبال رفاه اجتماعی نباشد، به فکر شکم مردم نباشد، به فکر ـ به‌هرحال ـ ازدواج مردم نباشد، به فکر ساختن دنیای مردم نباشد، او اسلام، اسلام نیست. آن اسلامی که به‌هرحال به آن شکل است، خب، استکبار هم قبول دارد.

چرا آمریکا با بسیاری از کشورهای اسلامی کاری ندارد؟!
امروز خیلی از کشورهای اسلامی همین نوع اسلام را دارند. چرا مثلاً آمریکا عربستان سعودی را کار ندارد؟! چرا آمریکا مسلمانان کویت و بحرین و قطر را کار ندارد؟! چرا سایر کشورهای اسلامی که در دنیا زیاد هستند، حتی در آفریقا و حتی در اروپا و آمریکا و جاهای مختلف، اسلام، مسلمین، مجامع، حسینیه‌ها و مراکز، مساجد اسلامی خیلی زیاد است؛ چرا آمریکایی‌ها این‌ها را کار ندارند؟!

دلیل دشمنی آمریکا با جمهوری اسلامی و جبهه مقاومت
چرا آمریکایی‌ها افتاده‌اند به جان جمهوری اسلامی؟! چرا آمریکایی‌ها افتاده‌اند به جان حزب‌الله لبنان؟! چرا آمریکایی‌ها افتاده‌اند به جان مردم غزه؟! چرا آمریکایی‌ها افتاده‌اند به جان انقلابی‌های عراق و سوریه؟! چرا به جان مردم یمن؟! به خاطر این‌که این‌ها به دنبال اسلام اصیل‌اند؛ اسلامی که به‌هرحال در مسیر خواست پیامبر خداست، در مسیر خواست ائمه معصومین علیهم‌الصلاة‌والسلام است. قرآن به دنبال حاکمیت در زمین بوده و هست، پیامبر اسلام به دنبال حاکمیت بود، چنان‌که حکومت اسلامی تشکیل داد، و ائمه معصومین علیهم‌الصلاة‌والسلام تماماً به دنبال حاکمیت بودند.

انتظار حقیقی امام زمان(عج)؛ زمینه‌سازی برای حکومت عدل جهانی
امام زمان ما امروز انتظار چه چیزی را می‌کشد؟! انتظار این را می‌کشد که زمین و شرایط فراهم شود تا بیاید و در این زمین حکومت بکند، حکومت اسلامی تشکیل بدهد و بساط ظلم و استبداد و استکبار را برچیند. ما یک چنین اسلامی را می‌خواهیم و به دنبال یک چنین اسلامی هستیم.

ولایت فقیه؛ محور اسلام اصیل و علت خشم استکبار
طبعاً در مرکز یک چنین اسلامی، اندیشه ولایت فقیه است؛ خط قرآن، خط انبیای الهی، خط پیامبر اسلام و خط ائمه معصومین علیهم‌الصلاة‌والسلام و خط امام زمان. این اسلام است و این، به‌هرحال، خط و مشی است که امروز استکبار را ناراحت کرده است؛ چون می‌داند که این اسلام مخالف زیاده‌خواهی آن‌هاست، می‌داند که این اسلام و این مکتب در برابر ظلم آن‌ها و در برابر استبداد آن‌ها می‌ایستد.

تداوم انقلاب اسلامی و ایستادگی تاریخی در برابر زیاده‌خواهی دشمن
شما می‌بینید که انقلابی که توسط امام خمینی رحمه‌الله‌علیه به پیروزی رسید، نزدیک به ۴۷ یا ۴۸ سال است که ادامه دارد. از ابتدا تا حالا در برابر زیاده‌خواهی استکبار ایستاده است، در برابر ـ به‌هرحال ـ افزون‌طلبی دشمنان دین و مذهب و مکتب ایستاده است. و تمام شخصیت‌ها و جریان‌هایی که امروز هماهنگ با این انقلاب‌اند یا تابع تفکر امام خمینی و امام خامنه‌ای حفظه‌الله‌تعالی هستند، این‌ها هم مثل همین انقلاب‌اند و مورد بغض و غضب استکبار هستند.

جهانی بودن دشمنی استکبار با پیروان اسلام ناب محمدی
چه این شخصیت‌ها و جریان‌ها در افغانستان باشند، در پاکستان باشند، در کشمیر باشند، در عراق و سوریه و لبنان و فلسطین و یمن باشند، یا حتی در آمریکا و اروپا باشند؛ چنان‌که چند سال قبل یک روحانی در یکی از مساجد، به‌هرحال، به شهادت می‌رسد ـ فکر می‌کنم اتریش بود یا اسپانیا بود، در یکی از همین کشورها بود ـ خب، چرا این به شهادت می‌رسد؟! به خاطر این‌که فکر دین اصیل را داشت، فکر اسلامِ به‌هرحال محمدی را داشت.

وظیفه شرعی و تاریخی دفاع از ولایت و اسلام اصیل
بنابراین این است، برادران، که ما موظف به دفاع از یک چنین اسلامی هستیم؛ ما موظف به دفاع از یک چنین مکتب و خطی هستیم؛ ما موظف به دفاع از یک چنین ولایتی هستیم. این ولایت است که به درد دنیای ما می‌خورد؛ این ولایت است که نمی‌گذارد حق و حقوق ما از حلقوم استکبار فرو برود و پایین برود، بلکه آن را از حلقوم استکبار می‌کشد.

ریشه دشمنی استکبار؛ منافع اقتصادی در برابر مکتب عدالت‌محور
استکبار ناراحتی‌اش از همین است. استکبار بحث و فکر خاص دیگری ندارد، اندیشه‌ای ندارد؛ تفکر استکبار، تفکر اروپا و غرب، تفکر اقتصادی است. آن‌ها به دنبال شکم و زیر شکم هستند و چون به این احساس رسیده‌اند که این زیاده‌خواهی را این مکتب و این مذهب و این مسیر جلویش را می‌گیرد، در برابر این اندیشه ایستاده‌اند.

عزت، اقتدار و سربلندی؛ ثمره تبعیت از ولی فقیه
اگر ما می‌خواهیم آقا باشیم در زندگی، اگر ما می‌خواهیم سرور باشیم در زندگی خود، و اگر چهار روزی که در این دنیا زندگی می‌کنیم، به‌هرحال دست‌مان بلند باشد، سرمان بلند باشد و رنگ سرخ باشیم و با اقتدار و با عظمت زندگی بکنیم، باید در این مسیر و در این خط قرار بگیریم و از ولی فقیه تبعیت بکنیم و از این شخص و این ولی دفاع و حمایت بکنیم.

دفاع قاطع از رهبری در برابر هتاکی دشمنان و آمادگی برای شهادت
و قطعاً آقای ترامپِ قمارباز که چند روز قبل توهین و حتی هتاکی روا داشت علیه این شخصیت بزرگ، یعنی حضرت امام خامنه‌ای حفظه‌الله تعالی، طبعاً ما از این شخصیت با جدیت دفاع می‌کنیم و در برابر ترامپ و تمامِ به‌هرحال عوامل، چه در سطح دنیا و چه در ایران و هر جایی که باشد، با جدیت می‌ایستیم و مبارزه می‌کنیم و تا زمانی که زنده هستیم، به‌هرحال با رشادت و با دلاورمردی و با شجاعت در این مسیر انجام وظیفه خواهیم کرد، تا زمانی که ـ اگر خدا بخواهد ـ لحظه شهادت ما فرا برسد و مرگ ما هم شهادت در این راه باشد. اینجاست، برادران، که بحث دفاع از ولایت از اهمیت خیلی جدی برخوردار است.

آغاز مبارزات شهید مصباح در مسیر ولایت فقیه و نقش پیشگامانه او در افغانستان
شهید مصباح هم در همین مسیر مبارزات خود را شروع کرد؛ شهید مصباح هم خارج از این مسیر نبود. شهید مصباح اولین ولایتمداری است که در افغانستان به‌صورت واقعی ولایت فقیه را تبلیغ می‌کند و تعریف می‌کند. اول خودش پیروی این اندیشه بود، بعد جریانی که تأسیس می‌کند، به نام سازمان فدائیان اسلام. این سازمان پیرو این اندیشه بود و بعد شاگردانی که تربیت می‌کند، این شاگردان هم معتقد به همین خط هستند. بنده هم یکی از شاگردان خیلی کوچک شهید مصباح بودم در آن زمان و حالا هم خیلی کوچک هستم.

شاگردان و یاران شهید مصباح؛ از آیت‌الله علوی‌نژاد تا حاضران مجلس
بزرگان دیگری در این جلسه حضور دارند که افتخار شاگردی شهید مصباح را داشتند، و سرور ما، حضرت آیت الله علوی‌نژاد، هم از یاران نزدیک شهید مصباح است؛ که خوب، شناخت ایشان از من خیلی بیشتر است نسبت به شهید مصباح و قطعاً صحبت‌های بهتر و بیشتری در رابطه خواهند داشت. اما به‌هرحال، این شخصیت، با همین بزرگی، که البته در رابطه با شخصیت مصباح و خصوصیات ایشان و شاخص‌هایشان صحبت بسیار زیاد است، و من فرصت ندارم در این رابطه صحبت بکنم.

دیدگاه علما درباره جایگاه تاریخی شهید مصباح در جهاد افغانستان
جناب حاج‌آقای عالمی در کابل سخنرانی داشت در رابطه با شخصیت آقای مصباح. من می‌گفتم که ایشان بنیان‌گذار جهاد در شمال افغانستان است، اما ایشان معتقدند بنیان‌گذار جهاد در کل افغانستان است و تعریف‌های خیلی جالبی از زبان حاج‌آقای عالمی بلخی شنیدم که برایم خیلی تازگی داشت. حتی خودم که نزدیک ۱۳ سال در کنار شهید مصباح بودم و شاگرد ایشان بودم، یک چنین تعاریف و توصیفاتی را بلد نبودم اصلاً که ارائه بکنم، اما حاج‌آقای عالمی بالاخره این صحبت‌ها را داشت. همچنان صحبت‌های حاج‌آقای علوی‌نژاد بود که خب، آن صحبت‌ها را باز از زبان خود ایشان بشنوید بهتر است.

شهید مصباح؛ مجاهد ولایت‌مدار و پیرو خالص امام خمینی(ره)
این شخصیت، شخصیت خیلی بزرگی بود و این شخصیت برای دفاع از این خط در افغانستان وارد جهاد و مبارزه شد. آقای مصباح برای دفاع از ولایت، به‌عنوان یک ولایت‌مدار، به‌عنوان یک مقلد امام خمینی و به‌عنوان یک شخص پیرو خالص و خاص حضرت امام خمینی در صحنه افغانستان ظهور و بروز کرد؛ به‌عنوان یک پیرو ولی فقیه. منتها شعاری که شهید مصباح در رابطه با بحث ولایت فقیه داشت، شعارش بر اساس اهداف ولایت فقیه بود، بر اساس اهداف اندیشه ولایت فقیه، در راستای فراهم کردن زمینه حکومت اسلامی، در راستای مبارزه با فقر و بی‌عدالتی، و مبارزه با اختلاف و اختلاس و ظلم و ستم و هر آنچه که این تفکر از ایجاباتش بود. شهید مصباح بر اساس همان عمل می‌کرد.

ولایت فقیه در اندیشه شهید مصباح؛ شعار همراه با عمل اجتماعی
شهید مصباح این‌گونه نبود که هم ولایت فقیه بگوید و با تیغ شعار ولایت فقیه، رقیب خود را بکشد، ترور بکند، خانه مردم را خراب بکند، یا در افغانستان در سطح جامعه شیعه یا سنی فاجعه بیافریند. نه، آقای مصباح شعار ولایت فقیه‌اش، عمل در مسیر این اندیشه بود و اینگونه نبود. شما بررسی بکنید شخصیت شهید مصباح را؛ ایشان از این شعار نه تنها کمترین سوءاستفاده نکرده، بلکه در مسیر تحقق این اندیشه، در راستای ایجاد برادری، در راستای ایجاد برابری، در راستای صلح، اخوت، محبت و مودّت عمل کرده است.

پرهیز شهید مصباح از سوءاستفاده ابزاری از شعار ولایت فقیه
شهید مصباح نه تنها با جریان‌های شیعی سعی می‌کرد رابطه خیلی نیکو و حسنه داشته باشد، بلکه با جریان‌های اهل سنت هم رابطه نزدیک داشت؛ با شهید ذبیح‌الله و برخی از شخصیت‌های دیگر از احزاب و جریان‌های اهل سنت در افغانستان، خیلی نزدیک بود و ارتباطات جدی داشت. همین اندیشه وحدت‌خواهی او باعث شد که در شمال، جبهه اتحاد شمال بین شیعه و سنی به وجود بیاید و گروه اتحاد ایجاد شود. این گروه بیش از ۲۰۰۰ نیرو داشت، با فرماندهی فرمانده بسیار برجسته و توانمند، جناب شیخ باقر سلطانی حفظه‌الله‌تعالی، که فعلاً هم در قید حیات است و در مشهد مقدس حضور دارد و در جلسه امشب ما حضور پیدا نکرده است.

رویکرد وحدت‌گرایانه شهید مصباح در تعامل با شیعه و سنی
همچنین، شهید مصباح پیشگام در تأسیس جبهه متحد انقلاب اسلامی افغانستان بود، که البته سعی داشت همه احزاب شیعی را در این چارچوب گرد هم بیاورد. اما سازمان نصر و حرکت اسلامی، چون اختلافات بنیادین داشتند، هر کاری کردند، نتوانستند بین این دو جریان تفاهم ایجاد بکنند؛ لذا این دو جریان در آخرین لحظات کنار رفتند. ولی بقیه سازمان‌های انقلابی در این چارچوب، جبهه متحد انقلاب اسلامی را به وجود آوردند.

شهادت در مسیر دفاع از ولایت؛ پایان مجاهدت‌های شهید مصباح
به‌هرحال، بحث این است که شهید مصباح دقیقاً در راستای اهداف تفکر ولایت فقیه و در راستای اهداف اندیشه ولایت فقیه در افغانستان فعال بود و کار می‌کرد، و در جهت دفاع از این خط هم بالاخره به شهادت رسید. در راستای دفاع از این مسیر و از این اندیشه، در افغانستان جان شیرین خودش را، همراه با هفت تن یا هشت تن از یاران خود، از دست داد.

اهمیت حیاتی دفاع از ولایت و ضرورت تشکل‌یابی نیروهای مؤمن
ببینید، برادران، دفاع از ولایت انقدر مهم است که ما باید جان خود را در این مسیر بگذاریم. اگر ما قرار است به این مامول و به این هدف دست پیدا بکنیم، یعنی دفاع از ولایت، برادران، باید متشکل شویم. اگر کسانی به اصطلاح عضو سازمان نیستند، سعی بکنند که در مسیر حضور در چارچوب تشکیلات اسلامی و انقلابی، خود را منسجم بسازند.

نقد فعالیت فردی و تأکید بر سازمان‌یافتگی در مسیر حاکمیت الهی
امروز آقایان، بدون حضور در تشکیلات، و بدون داشتن سازمان، و بدون تشکل، انسجام و اتحاد، امکان ندارد که ما به‌صورت فردی در مسیر حاکمیت الهی عمل بکنیم؛ در مسیر ایجاد، به‌هرحال، زمینه‌های برقراری حکومت الهی در افغانستان، یا ایران، یا هر جای دیگر، عمل بکنیم. اگر ما شعار بدهیم که از ولی فقیه حمایت می‌کنیم یا تبعیت می‌کنیم و از نظام اسلامی حمایت می‌کنیم، اما به‌صورت فردی زندگی داشته باشیم، این یک شعار دروغ است. با دروغ نمی‌توان آقا جان در برابر استکبار بزرگ جهانی ایستاد. در برابر استکبار بزرگ جهانی، ما فقط در صورتی می‌توانیم بایستیم که منسجم شویم و سازمان‌یافته در صحنه حضور داشته باشیم.

دعوت به حمایت و حضور فعال در چارچوب تشکیلات مرکز تبیان
یکی از تشکیلات انقلابی پیرو اندیشه ولایت فقیه که امروز در افغانستان حضور دارد و در ایران و در جای‌جای کشورهای دیگر، مرکز تبیان است، من از همه عزیزان انقلابی جدا تقاضا می‌کنم که در جهت حمایت از مرکز تبیان، در جهت حضور در داخل چارچوب و چهارچوکات این تشکیلات، و عمل مطابق سیاست‌های این تشکیلات، حضور جدی به هم برسانند.

نقش نخبگان فرهنگی، سیاسی و اقتصادی در تقویت تشکیلات انقلابی
در جهت معرفی افراد شایسته در عرصه‌های فرهنگی، در عرصه‌های سیاسی و در عرصه‌های اقتصادی، همکاری داسته باشند و کسانی که کار فرهنگی بلد نیستند، کسانی که کار سیاسی بلد نیستند، و کسانی که پول دارند، باید با پول خودشان بالاخره تشکیلات مرکز تبیان را حمایت بکنند تا ما بتوانیم، به‌هرحال، در راستای تأمین خواسته‌ها و اهداف اندیشه ولایت فقیه، در اینجا در افغانستان و هر کجای دیگر، عمل بکنیم و در عمل خود موفق هم باشیم.

تهدیدات امنیتی اخیر و حمله نافرجام به دفتر مرکز تبیان
در اخیر هم یک نکته خدمت دوستان به اطلاع برسانم: این است که با توجه به شرایطی که اخیراً در ایران پیش آمد، و با توجه به تهدیداتی که علیه مراکز سیاسی و اسلامی افغانستان است، و با توجه به تهدیدی که علیه دفتر ما بود در شب‌های به اصطلاح روز هجدهم و نوزدهم، جنجال‌هایی که در این منطقه پیش آمد، چیزی نمانده بود که وارد دفتر شود و آتش بزنند.

ضرورت ایجاد نیروی منسجم برای دفاع از مراکز اسلامی افغانستانی
متأسفانه، به ساختمان امامیه هرات، روبروی ما، وارد شدند و آتش زدند و از آنجا آمدند این طرف. بالاخره ما هم داشتیم نگاه می‌کردیم، تلاش زیاد کردند، بالاخره شیشه‌های آشپزخانه ریخت، اما به فضل و مرحمت خدا باز نشد. گرچه در دفتر محافظ وجود داشت و نیرو زیاد اینجا حضور داشت برای تأمین امنیت، ولی به‌هرحال اگر وارد می‌شدند، قطعاً بدون آثار و بدون تلفات نمی‌توانست باشد.

فراخوان ثبت‌نام جوانان مؤمن برای سازمان‌دهی نیروهای دفاعی
ما برای آینده تصمیم داریم که یک مجموعه‌ای از نیروها را تحت عنوان بسیج یا هر چیز دیگری ایجاد بکنیم؛ صد نفر، دوصد نفر، پانصد نفر، هزار نفر؛ که خدای‌نخواسته، گرچه در آینده حوادثی پیش نخواهد آمد، ولی اگر یک وقتی احیاناً پیش بیاید، از مجموعه‌های افغانستانی به‌هرحال دفاع و حمایت بکنند.
و از همه نیروهای مؤمن، از جوان‌ها به‌خصوص، تقاضا داریم که برای ثبت‌نام در این مجموعه جدیدی که ما در دفتر مشهد ایجاد می‌کنیم، مراجعه بکنند پیش آقای هاشمی و ثبت‌نام بکنند تا ان‌شاءالله در روزهای آینده به سازمان‌دهی بپردازیم و منسجم بسازیم؛ تا اگر یک وقتی نیازی می‌شود، با یک تلفن، با یک پیام، همه اینجا حضور به هم برسانند و از دفتر ما، از سایر دفاتر افغانی‌هایی که ما اینجا داریم، به‌هرحال این نیرو بتوانند محافظت و دفاع بکنند. والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته!.

لینک کوتاه

برچسب ها

ناموجود