• تاریخ انتشار : جمعه 15 آگوست 2025 - 14:15
  • کد خبر : 871
  • چاپ خبر
حسینی مزاری:

اقلیت خیانت‌کار و فاصله از فرهنگ عاشورا علت اصلی بحران‌های افغانستان / حمایت امارت اسلامی از فلسطین نشانه روحیه ضد استکباری آن است

رئیس مرکز تبیان در همایش «افغانستان در آینه اربعین، از سلطه تا رهایی» در کابل تاکید کرد که نهضت اربعین ادامه دهنده راه عاشورا و نماد مقاومت فرهنگی و فکری است و مردم افغانستان نیز همواره پیرو این فرهنگ جهاد و مقاومت بوده‌اند. وی افزود؛ مشکلات و بحران‌های پی ‌در پی کشور ناشی از فاصله گرفتن برخی رهبران و سران از فرهنگ حسینی و همکاری با استکبار بوده است. حسینی مزاری با بیان اینکه تنها با بازگشت به فرهنگ عاشورا و جهاد در همه عرصه‌ها می‌توان افغانستانی قدرتمند، سربلند و مستقل ساخت، مواضع امارت اسلامی در حمایت از فلسطین و مخالفت با رژیم اسرائیل را نشانه عدم تبانی با امریکا دانست و از همه خواست برای حفظ و توسعه این حاکمیت، در مسیر فرهنگ حسینی گام بردارند.

خبرگزاری صدای افغان(آوا)-کابل: همزمان با فرا رسیدن اربعین سید و سالار شهیدان، همچنین ۲۴ اسد، سالروز پیروزی جهاد مردم افغانستان علیه امریکا و همپیمانهای آن و ۲۸ اسد، سالروز استقلال افغانستان از استعمار انگلیس، همایش «افغانستان در آینه ی اربعین؛ از سلطه تا رهایی» روز پنج‌شنبه ۲۳ اسد، از سوی دفتر مرکزی مرکز فعالیت‌های فرهنگی اجتماعی تبیان برگزار شد. این برنامه با حضور گسترده‌ای از شخصیت‌های سیاسی، دینی، فرهنگی و رسانه‌ای از هر دو مذهب اهل تشیع و اهل سنت، و با مشارکت اقشار مختلف مردم، در محل بیت‌الشهدا (سالن شهدای هفتم جدی) برگزار گردید.

حجت‌الاسلام والمسلمین سیدعیسی حسینی مزاری، رئیس مرکز تبیان، ضمن بیان نکات مهمی درباره‌ی نهضت اربعین و ارتباط آن با نهضت عاشورا، به تبیین جایگاه مردم افغانستان در این مسیر، خیانت برخی از شخصیت‌ها و همچنین لزوم پایبندی به فرهنگ حسینی برای پیشرفت کشور پرداخت.

رئیس مرکز تبیان اظهار کرد: اربعین در حقیقت یک نهضت است که تداوم‌دهنده نهضت کربلا و عاشورا به شمار می‌آید. اگر چه در نهضت عاشورا اوج تقابل نظامی با دشمن بود، اما در نهضت اربعین اوج تقابل فکری، فرهنگی و رسانه‌ای دیده می‌شود. بدون نهضت عاشورا، نهضت اربعین شکل نمی‌گرفت، ولی اگر نهضت اربعین نبود، یاد و خاطره شهدای کربلا به فراموشی سپرده می‌شد.

حسینی مزاری با اشاره به نقش حضرت زینب سلام‌الله‌علیها به عنوان سردار نهضت اربعین، گفت: «او نهضتی را به ودیعه گذاشت که استوار و شایسته بود. خوشا به حال کسانی که خود را پیرو و رهرو راه حسینی می‌دانند و به این نهضت متصل هستند. هر کسی که خود را حسینی بداند و هر جریانی که ادعای حسینی بودن داشته باشد، حتماً عضو جبهه نهضت اربعین است که تا روز ظهور ادامه خواهد داشت.»

وی افزود: «وظیفه این نهضت، زمینه‌سازی برای ظهور حضرت مهدی(عج) است. هر فرد و جریانی که در جهاد تبیین فعال باشد، در مسیر تسهیل ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نقش مؤثری خواهد داشت و امروز زمان تذکر به این افراد و جریان‌ها و ملت‌هاست. گرامی‌داشت اربعین یادآور وظایف سنگین مسلمانان و پیروان امام حسین (علیه السلام) است.»

رئیس مرکز تبیان در ادامه به موضوع نگاه به مردم افغانستان از دریچه اربعین پرداخت و گفت: «اگر از آینه اربعین به مردم افغانستان نگاه کنیم، درمی‌یابیم که آنها مردمی متدین، مسلمان، انقلابی و مجاهد هستند که همواره در مسیر عاشورا حرکت کرده‌اند. مردم افغانستان در راه امام حسین علیه‌السلام و اولاد و اصحاب ایشان سربازی کرده و جان‌فشانی نموده‌اند. نهضت‌ها و جهادهای شکل‌گرفته در افغانستان نیز بر اساس همین نهضت عاشورایی است.»

او فرهنگ عاشورا را «تلاش برای احیای دین و استحکام پایه‌های حکومت خدا بر زمین» توصیف کرد و گفت: «فرهنگ عاشورا یعنی عدم اطاعت از کفار و جهاد با آنان؛ همان‌طور که آیه‌ای که در آغاز سخنانم قرائت کردم، نشان‌دهنده همین فرهنگ است.»

حسینی مزاری تأکید کرد: جهاد کبیر تنها شامل جهاد نظامی نمی‌شود بلکه جهاد فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، امنیتی و در همه ابعاد را در بر می‌گیرد. جهاد مخصوص مردان نیست، بلکه زنان، جوانان، میان‌سالان و پیران را نیز شامل می‌شود؛ یعنی این جهاد وجوبی همگانی و همه‌گیر است.

رئیس مرکز تبیان در ادامه سخنان خود به تلاش‌های مردم افغانستان برای عمل به فرهنگ عاشورا اشاره کرد و گفت: مردم افغانستان نیز تلاش کردند مطابق این فرهنگ عمل کنند. جنگ مردم افغانستان با انگلیس مبتنی بر همین فرهنگ بود. همه مردم، چه مردان و زنان، و پیروان همه مذاهب، از سنی‌ها گرفته تا شیعه‌ها، متحدانه در برابر انگلیس مبارزه کردند و جهاد نمودند و در نتیجه در ۲۸ اسد، استقلال خود را از انگلیس به دست آوردند.

حسینی مزاری افزود: «همچنین جهاد مردم افغانستان در برابر تجاوز ارتش سرخ نیز بر اساس فرهنگ حسینی و عاشورا بود. مردم ما یک‌دست و متحد در برابر اشغال ایستادند و کشور را بار دوم از اشغال یک متجاوز شرقی آزاد کردند. در ۸ ثور ۱۳۷۱، افغانستان آزاد شد و مردم استقلال مجدد خود را به دست آوردند.»

رئیس مرکز تبیان ادامه داد: «مردم افغانستان برای بار سوم در برابر امریکا مبارزه کردند. ۲۰ سال جهاد، جنگ، کشته دادن و کشتن. در نهایت، در ۲۴ اسد ۱۴۰۰، افغانستان بار دیگر از سومین اشغال آزاد شد و حاکمیت جمهوریت فرو ریخت و حکومت جدیدی به نام امارت اسلامی افغانستان مستقر شد که امروز بیش از نزدیک به چهار سال بر کشور سلطه دارد و مردم ثمره جهاد خود را می‌بینند.»

او سپس سوال مهمی مطرح کرد: «اگر مردم افغانستان پیرو فرهنگ عاشورا هستند و جهادها و انقلاب‌های ما بر اصول مبارزاتی نهضت کربلا و اربعین حسینی بنا شده، پس چرا این همه مشکلات داریم؟! چرا پس از استقلال از انگلیس‌ها پیشرفتی نداشتیم؟! چرا در هیچ عرصه‌ای، از فرهنگی و اجتماعی تا سیاسی، اقتصادی، نظامی و حاکمیتی رشد نداشتیم؟! ما انگلیس را از در بیرون راندیم، اما سیاست‌ها و عوامل استخباراتی انگلیس از دریچه وارد شدند و باز هم به صورت غیرمستقیم مستعمره خارجی‌ها باقی ماندیم؟!.»

حسینی مزاری در ادامه بیان کرد: «پس از پیروزی در مبارزه با تجاوز و اشغال دوم و رسیدن به استقلال در هشتم ثور ۱۳۷۱، چرا باز هم درگیر جنجال و جنگ داخلی شدیم؟! چرا این همه کشتار و ویرانی رخ داد؟! بسیاری از کشته‌ها در جنگ‌های داخلی بیشتر از جنگ با ارتش سرخ بود. کابل در اثر جنگ داخلی به کلی ویران شد. پیش از هشتم ثور، کابل آسیبی ندیده بود، اما پس از آن، بخش های زیاد شهر کاملاً تخریب شد و کمتر نشانه‌ای از یک شهر متمدن باقی مانده بود.»

وی پرسید: «اگر مردم ما پیرو امام حسین (علیه السلام) بودند، آیا درس حسینی این بود؟! آیا فرهنگ عاشورا حکم می‌کرد که مسلمان‌ها به جان هم بیفتند، احزاب و سازمان‌ها دشمن هم شوند، کشور ویران شود و مردم کشته شوند؟!»

رئیس مرکز تبیان سپس درباره دوره بیست ساله جمهوریت گفت: «آیا فرهنگ عاشورا حکم می‌کرد که روحانی و غیر روحانی ما در خدمت اهداف امریکا باشند؟! تلاش کنند با غرب ارتباط برقرار کنند؟! تحویل عناصر غربی شوند؟! آیا علمای ما، دانشمندان، شخصیت‌های سیاسی و رهبران نمی‌دانستند که امریکا عامل قتل‌عام مردم مسلمان فلسطین است؟! نمی‌دانستند که همین غربی‌ها با حمایت از رژیم اسرائیل، باعث کشته شدن هزاران فلسطینی شده و نزدیک به هفتاد سال است که این ملت را زجر می‌دهند و خون آن‌ها را می‌ریزند؟!»

حسینی مزاری در ادامه با تأکید بر تضاد بین فرهنگ عاشورا و برخی عملکردهای شخصیت‌های سیاسی افغانستان گفت: «این چگونه فرهنگی است که منِ مسلمان، از دشمن مسلمان تقدیر کنم، او را تحویل بگیرم و در خدمت اهدافش باشم؟! چگونه فرهنگ عاشورا بود که برخی شخصیت‌های ما با دشمن اسلام و مسلمین هم‌کاسه، هم‌پیاله و هم‌مسیر شدند؟! آیا این افتخار داشت که اگر یکی از شخصیت‌ها با اعضای سفارت امریکا جلسه داشت، با غرور بگوید؟!»

وی پاسخ داد: «برادران، مردم ما پیرو بودند، ملت مسلمان بودند، هستند و خواهند بود. اما برخی سران، نه همه سران و نه همه رهبران جهادی، که خداخواه و وفادار به خط امام حسین (علیه السلام) بودند، بلکه برخی که در رهبری کشور تأثیرگذار بودند، اهل زد و بند و خیانت بودند و از خط حسینی فاصله گرفتند.»

حسینی مزاری افزود: «ممکن است این افراد چهره دینی داشته باشند، عمامه بر سر، عبا و قبا بر تن، دانشمند دانشگاهی و نمازگزار صف اول، اما خیانت کردند. این‌ها پس از جنگ با انگلیس و کسب استقلال، خیانت را آغاز کردند، وارد ساخت و باخت شدند و افغانستان را دوباره زیر سلطه دشمن بردند. بعد از پیروزی جهاد نیز همین‌ها فعال شدند و کار خود را کردند.»

او تصریح کرد: «فرهنگ عاشورا می‌گوید مطیع کافران نباشید و بر اساس فرمان قرآن با دشمنان جهاد کنید، در همه عرصه‌ها. اما پس از پیروزی هشتم ثور، برخی شخصیت‌ها چه کردند؟! دوران جمهوریت را دیدید؛ چه جنایت‌ها و خیانت‌هایی رخ داد که کشور را به فلاکت کشاند.»

رئیس مرکز تبیان خاطرنشان کرد: در طول چند دهه از جنگ افغان و انگلیس تا مبارزه با شوروی و امروز، اگر افغانستان زجر می‌کشد، تلفات انسانی و غیرانسانی می‌دهد، علتش فاصله برخی سران با فرهنگ حسینی و ایستادن در برابر آن است.

وی افزود: امام حسین (علیه السلام) می‌فرمود از کافران اطاعت نکنید، اما این‌ها مطیع کافران شدند. آیا انگلیس‌ها، شوروی‌ها و امریکایی‌ها بدون همکاری خائنین می‌توانستند کشور را اشغال کنند؟! نه! اشغال افغانستان سه ‌بار با همکاری همین عناصر به ظاهر مسلمان، به ظاهر وطنی و ملی ممکن شد.

حسینی مزاری خاطرنشان کرد: «افغانستان سه بار اشغال شد، سه بار تخریب و تضعیف شد، میلیون‌ها کشته و آواره داد، و همه این‌ها در سایه خیانت کسانی بود که از خط حسینی فاصله گرفتند.»

او تصریح کرد: البته مردم هم تقصیر دارند؛ چرا که هوراگوی همین عناصر خائن بودند. اگر مردم این خائنین را تحویل نمی‌گرفتند، تجلیل نمی‌کردند، در انتخابات به آنان رأی نمی‌دادند، کشور به این روز نمی‌افتاد. اما تقصیر مردم کمتر از عناصر خائن است.

رئیس مرکز تبیان افزود: اگر فضای انحرافی، مغشوش و آلوده شکل گرفت، به دست همان عناصری بود که وابسته به کشورهای خارجی بودند. مردم با تحصیلات پایین، فرهنگ ضعیف و اطلاعات محدود، گاهی فریب خوردند و اشتباه کردند. اینگونه عناصر خائن بر کشور مسلط شدند و تلاش کردند کشور را به نابودی بکشانند.

حسینی مزاری در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به پیروزی جهاد ۲۰ ساله مردم افغانستان علیه امریکا گفت: «با فضل و مرحمت الهی، و به ‌واسطه‌ی جهاد ۲۰ ساله‌ی مردم افغانستان، جهاد علیه امریکا پیروز شد. وقتی می‌گویم مردم افغانستان، منظورم جریان خاص یا قوم خاصی نیست؛ همه‌ی مردم افغانستان علیه امریکا جهاد و مبارزه کردند.»

وی افزود: طالبان در سنگرهای نظامی، در دشت و کوه و بیابان با کمترین امکانات ایستادگی کردند و جنگیدند، اما در شهرها، روستاها و قریه‌ها، باقی مردم نیز در عرصه جنگ نرم حضور داشتند.

رئیس مرکز تبیان ادامه داد: «ما در جنگ نرم علیه امریکا شهدای گرانقدری تقدیم کردیم. همین سالنی که شما در آن نشسته‌اید، بیش از ۵۰ نفر از بهترین مبارزان در آن به شهادت رسیدند و بیش از ۱۴۰ نفر زخمی شدند. مساجد، حسینیه‌ها، زیارتگاه های مختلف از جمله زیارت سخی، و مراکز متعدد دیگر هدف حملات دشمن قرار گرفتند.

حسینی مزاری تصریح کرد: ما ده‌ها، صدها، بلکه هزاران شهید در این مسیر تقدیم کردیم. تمام مساجد، حسینیه‌ها، روحانیان، فرهنگیان، معلمان و دانشگاهیان ما علیه امریکا بودند و در خط مبارزه حرکت کردند.

او تأکید کرد: «امروز هیچ‌کس نباید ادعا کند که مبارزه با امریکا انحصار یک جناح، طیف یا مردم خاص است؛ چنین ادعایی به ضرر همان جناح تمام خواهد شد.»

رئیس مرکز تبیان افزود: ما باید به این افتخار کنیم که جهاد و مبارزه علیه امریکا یک حرکت عمومی بود. همه مردان و زنان، پیروان مذاهب مختلف، در این صحنه حضور داشتند. ما جنگ نظامی، فرهنگی، رسانه‌ای، اقتصادی، اجتماعی و امنیتی داشتیم و در همه ابعاد جهاد کبیر علیه این امریکا و اعضای ناتو را پیش بردیم.

وی گفت: «با حول و قوه الهی، زمینه فراهم شد تا تاریخ ۲۴ اسد رقم بخورد، بساط جمهوریت برچیده شود و حاکمیت امارت اسلامی مستقر گردد.»

حسینی مزاری در بخش پایانی سخنان خود درباره آینده حاکمیت امارت اسلامی و کشور افغانستان گفت: «حال ما مانده‌ایم و این حاکمیت، این افغانستان، و این میراث پیروزی علیه امریکا. اکنون باید ببینیم آیا قرار است تجربه‌های تلخ گذشته تکرار شود یا خیر؟! آیا باز هم باید از فرهنگ عاشورا فاصله بگیریم؟! اگر بخواهیم این حاکمیت هم دچار فروپاشی شود، کافی است یک بار دیگر از فرهنگ عاشورا فاصله بگیریم و حتی بر ضد آن عمل کنیم. آن ‌وقت دوباره کشور را به بحران می‌کشیم.»

رئیس مرکز تبیان تأکید کرد: «گذشته‌ی افغانستان باید برای همه ما درس باشد که علت مشکلات همین فاصله گرفتن از فرهنگ عاشورا بود.»

حسینی مزاری افزود: در محرم‌های قبلی بارها گفته‌ام که اگر امارت اسلامی می‌خواهد باقی بماند، توسعه یابد و پایه‌هایش مستحکم شود، باید با فرهنگ عاشورا هماهنگ باشد، مطابق آن عمل کند، در برابر کفار بایستد و با آنها جهاد کند.

وی با تاکید بر اینکه تا کنون چنین رویکردی در امارت اسلامی وجود داشته است، گفت: بالا‌ترین شاخصه مبارزاتی امارت اسلامی و رهبران آن این است که امروز قرص و محکم در برابر سیاست‌های امریکا ایستاده‌اند.

رئیس مرکز تبیان درباره تبلیغات داخلی و خارجی مبنی بر اینکه امارت اسلامی حاکمیتی وابسته به امریکا است گفت: این نگاه کاملاً غلط و بی‌اساس است، زیرا مخالفت با اسرائیل خط قرمز امریکا است و اگر این حاکمیت امریکایی بود، نباید در برابر اسرائیل موضع می‌گرفت و از مردم غزه حمایت می‌کرد.

وی یادآور شد: از ابتدای طوفان الأقصی، این حاکمیت در کنار مردم غزه و فلسطین ایستاده و به صورت جدی و قاطع در برابر رژیم منحط اسرائیل موضع‌گیری کرده است.

حسینی مزاری ضمن اذعان به برخی مشکلات در اداره کشور گفت: اما اصل و اساس نظام بر تفکر مبارزه با استکبار، مبارزه با کفر محارب و حمایت از مستضعفان و مجاهدان جهان، بویژه مردم فلسطین استوار است. وی افزود: ما این مسیر را می‌پسندیم و به همین خاطر شکرگزاریم که امریکایی‌ها شکست خوردند، بساط جمهوریت برچیده شد و حاکمیت امارت اسلامی مستقر گردید.

رئیس مرکز تبیان با بیان تلاش‌های این مرکز فرهنگی اجتماعی برای پیشرفت و ثبات کشور گفت: ما هم به سهم خود تلاش می‌کنیم اوضاع به سمت ثبات و پیشرفت حرکت کند و مسیر درست ادامه پیدا کند.

حسینی مزاری به همه دست‌اندرکاران امارت اسلامی و مردم توصیه کرد: اقتدار، عزت، سربلندی و بزرگی ما بسته به پیروی از فرهنگ حسینی است. فرهنگ حسینی، فرهنگ علی علیه‌السلام و فرهنگ پیامبر خدا (ص) و فرهنگ قرآن، یعنی پیروی از فرامین الهی است.

رئیس مرکز تبیان در پایان سخنان خود تأکید کرد: اگر ما در این مسیر حرکت کنیم، قطعاً موفق خواهیم شد و افغانستانی قدرتمند، سربلند، مقتدر در داخل و منطقه و دارای جایگاه بین‌المللی خواهیم ساخت.

متن کامل سخنان حجت‌الاسلام والمسلمین سیدعیسی حسینی مزاری در این همایش به شرح ذیل است:
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم.
بسم الله الرحمن الرحیم.
الحمد لله رب العالمین، ثم الصلاه و السلام علی سیدنا محمد و آله الاطیبین.
رب اشرح لی صدری و یسر لی أمری، واحلل عقده من لسانی یفقهوا قولی.
اما بعد؛ قال الله تبارک و تعالی فی کتابه الکریم: «فلا تطع الکافرین و جاهدهم به جهاداً کبیراً»

اربعین یک مناسبت تاثیرگذار تاریخی است
ابتدا، سالروز اربعین حسینی علیه‌السلام را تسلیت عرض می‌کنم، و سپس خوش‌آمد می‌گویم به همه‌ی بزرگان و عزیزانی که در اینجا تشریف آورده‌اند، بویژه سرور عزیز ما، جناب حکیمی. از سخنان جناب آقای فاضل‌پور، و همچنین از ذکر مصیبت جناب آقای حکیمی بهره بردیم. این مجلس و مراسم، به مناسبت تجلیل از اربعین حسینی برگزار شده است؛ اربعینی که به عنوان یک مناسبت مهم و تأثیرگذار تاریخی شناخته می‌شود.

پیوند نهضت عاشورا و اربعین؛ از میدان نبرد تا جهاد فرهنگی
در حقیقت، اربعین یک نهضت بود و هست؛ منتهی نهضتی که تداوم‌بخش نهضت کربلا و عاشوراست. البته در نهضت عاشورا، اوجِ تقابل نظامی با دشمن بود، اما در اربعین حسینی، اوجِ تقابل فکری، فرهنگی و رسانه‌ای نمود یافت. اگر نهضت عاشورا نبود، نهضت اربعین نیز شکل نمی‌گرفت؛ اما اگر نهضت اربعین نبود، نهضت عاشورا در گذر تاریخ به فراموشی سپرده می‌شد، و خون‌های به ‌ناحق ریخته‌شده‌ی شهدای کربلا، همراه با اجسادشان، در سرزمین کربلا دفن می‌گردید و یاد و خاطره‌ای از آنان باقی نمی‌ماند.

رهروان راه حسینی متصل به نهضت اربعین و جهاد تبیین هستند
حضرت زینب سلام‌الله‌علیها، به عنوان سردار این نهضت، نهضتی را به ودیعه گذاشت که به ‌راستی شایسته و استوار بود. خوشا به حال پیروان حسین علیه‌السلام، و خوشا به حال رهروان راه حسینی که متصل به نهضت اربعین و جهاد تبیین هستند. و این است که امروز، هر کسی که خود را حسینی می‌داند، و هر جریانی که ادعای حسینی بودن دارد، قطعاً و حتماً عضو جبهه‌ی نهضت اربعین خواهد بود؛ و این نهضت، تا روز ظهور ادامه خواهد داشت.

نقش نهضت اربعین در زمینه‌سازی ظهور/ اربعین یادآور وظایف سنگین مسلمانان است
وظیفه‌ی این نهضت، زمینه‌سازی ظهور مولای ما حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خواهد بود. هر فرد و هر جریانی که متصل به این نهضت باشد و در امر جهاد تبیین نقش‌آفرین و مؤثر باشد، قطعاً از کسانی خواهد بود که در مسیر تسهیل و فراهم‌آوری شرایط و اسباب ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، جهاد تبیین می‌کنند و در این راستا، مؤثر و سهیم خواهند بود و امروز روز تذکر به این اشخاص و جریان‌ها و ملت‌ها است. گرامی‌داشت اربعین یادآور انجام وظایف سنگین مسلمانان و پیروان امام حسین (علیه السلام) است.

مطالب زیادی در خصوص اربعین است که نیاز به تبیین دارد
بحث پیرامون موضوع اربعین بسیار گسترده است. مطالب و گفتنی‌ها فراوان است و قطعاً در این فرصت کوتاهی که در اختیار بنده است، امکان بسط، تشریح و تبیین همه‌ی آن‌ها وجود ندارد. بی‌شک، عزیزان از طرق مختلف در رابطه با مباحث اربعین مطالب زیادی شنیده‌اند و در آینده نیز خواهند شنید.

نگاه به افغانستان از آیینه اربعین/ نهضت‌های شکل‌گرفته در کشور مبتنی بر نهضت اربعین بوده است
اما موضوع جلسه‌ی امروز، نگاه به مردم افغانستان از آیینه‌ی اربعین است. اگر ما از آیینه‌ی اربعین و از دریچه‌ی آن به مردم افغانستان نگاه کنیم، درمی‌یابیم که مردم افغانستان، مردمی متدین، مسلمان، انقلابی و مجاهد بوده‌اند، هستند و خواهند بود. مردمی که در طول حیات خود، تلاش کرده‌اند مسیر عاشورا را بپیمایند؛ در راه امام حسین علیه‌السلام و اولاد و اصحاب ایشان، سربازی کنند و جان‌فشانی نمایند. مجموعه‌ی نهضت‌ها، جهادها و انقلاب‌هایی که در افغانستان شکل گرفته نیز، مبتنی بر همین نهضت بوده است.

فرهنگ عاشورا عدم اطاعت از کفار و جهاد با آنان است
ببینید، فرهنگ عاشورا چه چیزی را برای ما بازگو می‌کند: فرهنگ عاشورا تلاش برای احیای دین و استحکام پایه‌های حکومت خدا بر زمین است. فرهنگ عاشورا، عدم اطاعت از کفار و جهاد با کفار است؛ چنان‌که آیه‌ای که در صدر صحبتم قرائت کردم، گویای فرهنگ عاشورا است؛ یعنی عدم اطاعت از کفار و بر اساس آیات الهی، جهاد با کفار و جهاد هم جهاد کبیر است.

جهاد کبیر جهاد در همه عرصه‌ها و یک جهاد همگانی است
جهاد کبیر تنها شامل جهاد نظامی نمی‌شود؛ بلکه جهاد فرهنگی، جهاد اجتماعی، جهاد اقتصادی، جهاد سیاسی، جهاد امنیتی و در همه ابعاد جهاد را شامل می‌شود. جهاد تنها مخصوص مردان نیست، بلکه برای زنان هم است. تنها مخصوص جوانان نیست، بلکه شامل میان‌سالان و پیرمردان هم می‌شود؛ یعنی وجوب این جهاد همگانی و همه‌گیر است.

جهاد و مقاومت مردم افغانستان با انگلیس و شوروی در سایه فرهنگ عاشورا
مردم افغانستان نیز تلاش کردند مطابق این فرهنگ عمل کنند. جنگ مردم افغانستان با انگلیس مبتنی بر این فرهنگ بود. همه مردم، هم مردان و هم زنان، پیروان همه مذاهب، هم سنی‌ها و هم شیعه‌ها، همه متحدانه در برابر انگلیس مبارزه کردند و جهاد نمودند و در نتیجه در ۲۸ اسد، استقلال خود را از انگلیس به دست آوردند. همچنین جهاد مردم افغانستان در برابر تجاوز ارتش سرخ نیز مبتنی بر فرهنگ حسینی و فرهنگ عاشورا بود. شما دیدید که مردم ما یک‌دست و متحد در برابر تجاوز و اشغال ایستادند و در نهایت کشور را بار دوم از اشغال یک متجاوز شرقی آزاد کردند. در ۸ ثور ۱۳۷۱ شمسی، افغانستان آزاد شد و مردم استقلال مجدد خود را به دست آوردند.

سومین مقاومت مردم افغانستان و استقرار امارت اسلامی
مردم افغانستان برای بار سوم در برابر امریکا مبارزه کردند. ۲۰ سال جهاد، ۲۰ سال جنگ، ۲۰ سال کشته دادن و ۲۰ سال کشتن. در نهایت، در ۲۴ اسد ۱۴۰۰ شمسی، افغانستان بار دیگر از سومین اشغال آزاد شد و حاکمیت جمهوریت فروریخت و حاکمیت جدیدی به نام امارت اسلامی افغانستان مستقر شد و امروز چهار سال است که این حاکمیت بر افغانستان سلطه دارد و حکومت می‌کند و مردم افغانستان ثمره جهاد خود را می‌بینند.

سوال این است که اگر مردم افغانستان پیرو عاشورا بودند، چرا مشکلات ادامه یافت؟! استمرار سلطه انگلیس و تداوم مشکلات پس از استقلال
اینجا سوال مهمی مطرح می‌شود که اگر مردم افغانستان پیرو فرهنگ عاشورا هستند و جهادها و انقلاب‌های ما بر اصول مبارزاتی نهضت کربلا و اربعین حسینی بنا شده، پس چرا این همه مشکلات داریم؟! چرا پس از استقلال از انگلیس‌ها، پیشرفتی نداشتیم؟! چرا در هیچ یک از عرصه‌های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، نظامی و حاکمیتی رشد و ارتقا نداشتیم؟! ما انگلیس را از در بیرون راندیم، اما سیاست‌ها و عوامل استخباراتی انگلیس از دریچه وارد شدند و دوباره بر مردم ما مسلط شدند. به این ترتیب، ما باز هم با دقت به صورت غیرمستقیم مستعمره خارجی‌ها باقی ماندیم.

چرا در حین و پس از پیروزی جهاد دوم، کشور به جنگ داخلی کشیده شد؟!
و همچنین، پس از پیروزی در مبارزه و جهاد با تجاوز و اشغال دوم، که جهاد مردم افغانستان در هشتم ثور سال ۱۳۷۱ شمسی به پیروزی رسید و مردم مجاهد افغانستان دشمن را شکست دادند و خودشان بر کشور مسلط شدند، این سوال مطرح می‌شود که چرا پس از پیروزی، باز هم درگیر جنجال شدیم؟! چرا این‌همه جنگ داخلی رخ داد؟! چرا این ‌همه کشت و کشتار شکل گرفت؟! یا اصلاً، چرا در طول سال‌های جهاد، ما با این ‌همه مشکلات، جنگ‌های داخلی و خون‌ریزی‌ مواجه بودیم؟!

آیا فرهنگ عاشورا این‌گونه بود؟! کابل در جنگ‌های داخلی پس از جهاد ویران شد
باور بکنید، کشته‌هایی که ما در جنگ‌های داخلی دادیم، شاید به مراتب بیشتر از جنگی باشد که با عوامل کمونیزم و خود روس‌ها و شوروی داشتیم. ما در طول جهاد، و به ویژه بعد از پیروزی، تلفات زیادی دادیم. بخش های زیاد کابل، در اثر جنگ داخلی به کلی ویران شد. پیش از هشتم ثور، کابل از نظر ساختمان‌ها و زیرساخت‌های اقتصادی و اجتماعی آسیبی ندیده بود، اما پس از آن، ببینید که کابل چگونه تخریب شد! اصلاً این‌ طرف که کسی می‌آمد، چیزی نبود؛ همه‌چیز با خاک یکسان شده بود، از کارته ‌سه و کارته ‌چهار گرفته تا دهمزنگ. آن‌ طرف هم، آن‌ قدر راکت و موشک‌های آنچنانی فرود آمده بود که دیگر هیچ نشانه‌ای از آثار آنچنانی یک شهر متمدن باقی نمانده بود. سؤال این است: اگر مردم ما پیرو امام حسین علیه السلام بودند، آیا درس حسینی این بود؟! آیا فرهنگ عاشورا حکم می‌کرد که مسلمان‌ها به جان هم بیفتند؟! احزاب و سازمان‌ها به جان هم بیفتند؟! دشمن را فراموش کنند، کشور را ویران بسازند و سینه‌های زن و مرد این سرزمین را آماج گلوله قرار دهند؟!

آیا فرهنگ عاشورا خدمت به غرب و امریکا را تجویز می‌کند؟!
و یا در بیست سال جمهوریت، آیا فرهنگ عاشورا این را حکم می‌کرد که روحانی و غیرروحانی ما در خدمت اهداف امریکا باشند؟! تلاش کنند برای ارتباط با غرب؟! تلاش کنند برای تحویل گرفتن عناصر غربی و هم‌سویی با آن‌ها؟! آیا علمای ما، دانشمندان ما، شخصیت‌های سیاسی ما و رهبران ما نمی‌دانستند که همین امریکا عامل قتل‌عام مردم مسلمان فلسطین است؟! نمی‌دانستند که همین انسان غربی ـ چه آلمانی، چه فرانسوی، چه انگلیسی ـ با حمایت از رژیم منحط اسرائیل، باعث کشته شدن هزاران فلسطینی شده و نزدیک به هفتاد سال است که یک ملت را زجر می‌دهد و خون آن‌ها را می‌ریزد؟!

آیا تقدیر یک مسلمان از دشمن مسلمانان، فرهنگ عاشورایی بود؟!
این چگونه فرهنگی است؟! و این چگونه نگاهی است که منِ مسلمان، از دشمن مسلمان تقدیر کنم، او را تحویل بگیرم و در خدمت اهدافش باشم؟! این چگونه فرهنگ عاشورا بود؟! این چه نوع پیروی از فرهنگ عاشورا بود از سوی شخصیت‌های ما، که با دشمن اسلام و دشمن مسلمین هم‌کاسه شدند، هم‌پیاله شدند، سر یک سفره نشستند، هم‌مسیر و هم‌خط شدند؟! آیا این افتخار داشت که اگر یکی از شخصیت‌های ما با یکی از اعضای سفارت امریکا جلسه می‌داشت یا در تماس می‌بود، با غرور بگوید که فلان آغا با فلان شخصِ درجه‌چندم سفارت امریکا جلسه و صحبت داشته است؟!

پاسخ به این سؤال که چرا از فرهنگ عاشورا فاصله گرفتیم؟!
پاسخ این است، برادران! مردم ما پیرو بودند. عموم ملت، ملت مسلمان بودند، هستند و خواهند بود. اما برخی از سران، نمی‌گویم همه سران و نمی‌گویم همه رهبران جهادی، چون در میان رهبران جهادی، عناصر خداخواه، دلسوز، پیرو خط امام حسین علیه‌السلام، و وفادار به منافع دینی، ملی و مردمی بسیار بودند و هستند. اما برخی از چهره‌ها، برخی از عناصری که در سطح رهبری ملت مؤثر بودند، در سطح رهبری کشور تأثیرگذار بودند، اهل زدوبند بودند، اهل خیانت بودند؛ این‌ها از خط حسینی فاصله گرفتند.

خیانت با چهره دینی؛ نقش عناصر نفوذی پس از پیروزی‌ها
ممکن است این افراد، چهره‌ای دینی داشته باشند؛ ممکن است عمامه بر سر، عبا و قبا بر تن داشته باشند؛ ممکن است این دانشمند دانشگاهی، پیشانی‌اش پینه بسته باشد و در صف اول نماز جماعت ایستاده باشد؛ اما با همه این ظواهر، این‌ها خیانت کردند. این‌ها بودند که پس از جنگ افغانستان و انگلیس، بعد از پیروزی و استقلال کشور، خیانت را آغاز کردند، وارد ساخت‌ و ‌باخت شدند و افغانستان را دوباره زیر سلطه دشمن بردند. و بعد از پیروزی جهاد نیز، همین عناصر تأثیرگذار بودند که باز فعال شدند و کار خود را کردند.

فاصله از فرهنگ عاشورا، ریشه بحران‌های چند دهه افغانستان
فرهنگ عاشورا می‌گوید که مطیع کافران نباشید، و با حکم خدا و بر اساس فرامین قرآن، با دشمنان‌تان جهاد کنید؛ جهاد نظامی، جهاد فرهنگی، جهاد اقتصادی و جهاد اجتماعی. اما دیدید بعد از پیروزی هشتم ثور، برخی از شخصیت‌ها چه کردند؟! دیدید که برخی عناصر در سطح افغانستان به چه بلاهایی گرفتار شدند؟! در دوران جمهوریت، همه شما شاهد بودید که چه جنایت‌ها و خیانت‌هایی از سوی اشخاص مختلف در سطح جامعه اتفاق افتاد و کشور را عملاً به سوی فلاکت و نابودی کشاندند. در طول چند دهه از جنگ افغان و انگلیس تا مبارزه با شوروی، تا امروز، اگر افغانستان زجر می‌کشد، اگر کشته می‌دهد، اگر متحمل تلفات انسانی و غیرانسانی می‌شود، علتش این است که برخی از سران و شخصیت‌های مؤثر در رهبری جامعه نه‌تنها از فرهنگ حسینی فاصله گرفتند، بلکه در برابر فرهنگ امام حسین علیه‌السلام ایستادند.

سه بار اشغال افغانستان بدون خیانت داخلیِ شخصیت‌های به‌ ظاهر مسلمان ممکن نبود
امام حسین علیه‌السلام می‌فرمود که از کافران اطاعت نکنید، مطیع کافران نباشید؛ اما این‌ها مطیع کافران شدند. آیا انگلیس‌ها می‌توانستند بدون همکاری خائنین وارد کشور شوند و آن را اشغال کنند؟! آیا شوروی‌ها می‌توانستند خود به خود وارد افغانستان شوند؟! آیا امریکایی‌ها و اعضای ناتو از آن‌سوی هزاران کیلومتر، بدون همکاری عناصر داخلی، می‌توانستند وارد افغانستان شوند و آن را اشغال کنند؟! نخیر! اشغال افغانستان، هر سه ‌بار، با همکاری همین عناصر به‌ ظاهر مسلمان، به ‌ظاهر وطنی و به ‌ظاهر ملی ممکن شد. افغانستان سه ‌بار مورد اشغال قرار گرفت، سه ‌بار تخریب شد، سه ‌بار تضعیف شد، میلیون‌ها کشته دادیم، و میلیون‌ها نفر آواره و مهاجر شدند، و همه این‌ها در سایه خیانت کسانی بود که از خط امام حسین علیه‌السلام فاصله گرفتند.

نقش مردم در قدرت‌گیری خائنان؛ تقصیر در کنار فریب
البته، نمی‌گویم که مردم هیچ تقصیری نداشتند؛ چرا، مردم افغانستان هم تقصیر دارند. چون همین مردم، هوراگوی همان عناصر خائن بودند. اگر مردم در مسیر این عناصر خائن قرار نمی‌گرفتند، از آن‌ها تجلیل نمی‌کردند، تحویل شان نمی‌گرفتند، پیش پایشان گاو و گوسفند قربانی نمی‌کردند، در انتخابات‌ها شرکت نمی‌کردند و به آن‌ها رأی نمی‌دادند، افغانستان به این روز نمی‌افتاد. بله، مردم ما مقصرند، اما نه به اندازه عناصر خائن. اگر فضای انحرافی در کشور شکل گرفت، اگر فضا مغشوش، آلوده و مسموم شد، این به‌ دست همان عناصری بود که وابسته به کشورهای خارجی بودند. مردم هم با تحصیلات پایین، فرهنگ ضعیف و اطلاعات محدود، گاهی فریب خوردند، گاهی اشتباه کردند. و این‌گونه شد که عناصر خائن بر کشور مسلط شدند و به هر حال تلاش کردند تا کشور را به نابودی بکشانند.

جهاد ۲۰ ساله علیه امریکا، نتیجه وحدت همه مردم افغانستان
اما خوب، با فضل و مرحمت الهی، و به ‌واسطه‌ی جهاد ۲۰ ساله‌ی مردم افغانستان، جهاد علیه امریکا پیروز شد. برادران! وقتی می‌گویم مردم افغانستان، منظورم جریان خاصی نیست؛ منظورم قوم خاصی هم نیست. همه‌ی مردم افغانستان علیه امریکا جهاد و مبارزه کردند. بله، برادران طالب ما در سنگرهای نظامی، در دشت و کوه و بیابان، با کمترین امکانات ایستادگی کردند، جنگیدند و رنج‌ها را تحمل کردند. اما در شهرها، در روستاها، در قریه‌جات، باقی مردم ما نیز در عرصه‌ی جنگ نرم حضور داشتند.

جنگ نرم علیه امریکا؛ تمام مراکز و مساجد ما مواضع ضدامریکایی داشتند
ما در عرصه‌ی جنگ نرم علیه امریکا شهدای گرانقدری تقدیم کردیم. همین سالنی که شما اکنون در آن نشسته‌اید، بیش از ۵۰ نفر از بهترین عناصر مبارز ما در آن به شهادت رسیدند و بیش از ۱۴۰ نفر شدیدترین زخم‌ها را برداشتند. مساجد مختلف، حسینیه‌های گوناگون، مراکز زیارتی از جمله همین زیارت سخی که در کابل است و مراکز متعدد دیگر، همه هدف حملات دشمن قرار گرفتند. ما ده‌ها، صدها، بلکه هزاران شهید در این مسیر تقدیم کردیم. تمام مساجد ما علیه امریکا موضع داشتند. تمام حسینیه‌های ما، تمام عناصر روحانی ما، فرهنگیان ما، معلمان ما، دانشگاهیان ما، همه، علیه امریکا بودند و در خط مبارزه حرکت می‌کردند.

جهاد علیه امریکا یک حرکت عمومی بود، نه انحصاری
امروز هیچ‌کس نباید ادعا کند که مبارزه با امریکا انحصاراً متعلق به یک جناح، یک طیف، یک مجموعه یا یک مردم خاص است. اگر چنین ادعایی صورت بگیرد، این ادعا در نهایت به ضرر همان جناح و جریان تمام خواهد شد. ما امروز باید به این افتخار کنیم که جهاد و مبارزه‌ی ما علیه امریکا، یک حرکت عمومی بود. همه‌ی مردان و زنان، همه‌ی پیروان مذاهب مختلف، در این صحنه حضور داشتند. ما جنگ نظامی داشتیم، جنگ فرهنگی داشتیم، جنگ رسانه‌ای، اقتصادی، اجتماعی، امنیتی و نظامی داشتیم. در همه‌ی ابعاد، ما جهاد کبیر علیه این امریکای غدار و اعضای ناتو را پیش بردیم، و با حول و قوه‌ی الهی، زمینه فراهم شد تا تاریخ ۲۴ اسد رقم بخورد، بساط جمهوریت برچیده شود، و حاکمیت امارت اسلامی امروز مستقر گردد.

امروز، آزمون وفاداری به فرهنگ عاشورا در دوران پس از پیروزی در جهاد است
حالا ما مانده‌ایم و این حاکمیت، این افغانستان، و این میراث پیروزی علیه امریکا. حالا باید ببینیم که آیا قرار است تجربه‌های تلخ گذشته را تکرار کنیم یا نه؟! آیا باز هم باید از فرهنگ عاشورا فاصله بگیریم یا خیر؟! اگر بخواهیم این حاکمیت هم دچار فروپاشی شود، اگر بخواهیم افغانستان دوباره با بحران و گرفتاری روبرو شود، برادران! کافی است یک ‌بار دیگر از فرهنگ عاشورا فاصله بگیریم، نه فقط فاصله بگیریم، بلکه در عمل بر ضد آن حرکت کنیم. آن‌وقت، دوباره کشور را به بحران می‌کشانیم. گذشته‌ی افغانستان باید برای همه‌ی ما درس باشد. چرا آن‌همه مشکل داشتیم؟! گفتیم به خاطر فاصله گرفتن از فرهنگ عاشورا.

بقای امارت اسلامی در گرو پیروی از فرهنگ عاشوراست/ ادعای امریکایی بودن امارت اسلامی غلط است
من در محرم‌های قبلی، همین‌جا و در مجالس مختلف، بارها گفتم که اگر امارت اسلامی می‌خواهد باقی بماند، توسعه پیدا کند و پایه‌هایش مستحکم شود، باید با فرهنگ عاشورا هماهنگ باشد، مطابق با فرهنگ عاشورا عمل کند، در برابر کفار بایستد و با آن‌ها جهاد کند. که البته، تا حالا چنین رویکردی در امارت اسلامی وجود داشته است. بالاترین شاخصه‌ی مبارزاتی امارت اسلامی، رهبری آن، و دست‌اندرکاران این نظام، این است که امروز قرص و محکم در برابر سیاست‌های امریکا ایستاده‌اند. شاید در تبلیغات داخلی و خارجی، گفته شود که امارت اسلامی، امارت امریکایی است و در اثر تبانی با امریکا شکل گرفته و حاکمیت به‌اصطلاح دو دستی به طالبان تحویل داده شده است. اما این نگاه و این تبلیغات، برادران! کاملاً غلط و بی‌اساس است. چرا؟! چون مخالفت با اسرائیل، خط قرمز امریکا است. اگر این حاکمیت، حاکمیت امریکایی بود، نباید در برابر اسرائیل موضع می‌گرفت و نباید از مردم غزه حمایت می‌کرد.

ایستادگی در کنار فلسطین، شاخص مشروعیت امارت اسلامی
اما شما دیدید که از ابتدای طوفان الأقصی، از هفت اکتوبر تا حالا، این حاکمیت در کنار مردم غزه و فلسطین ایستاده است. این حاکمیت در برابر رژیم منحط اسرائیل ایستاده، آن‌ هم به ‌صورت جدی و قاطع. این شوخی نیست! ممکن است در حوزه‌ی اداره و برخی مسائل داخلی، مشکلاتی وجود داشته باشد. اما اصل و اساس این نظام، بر تفکر مبارزه با استکبار، مبارزه با کفر محارب، و حمایت از مستضعفان و مجاهدان عالم بویژه مردم فلسطین استوار است. و این، یک رویه‌ی خوب است. ما این مسیر را می‌پسندیم. و به خاطر همین موضع‌گیری روشن امارت اسلامی است که امروز شکرگزار خداییم؛ چون امریکایی‌ها شکست خوردند، بساط جمهوریت جمع شد و حاکمیت امارت اسلامی مستقر گردید. و ما هم، به سهم خود، تلاش می‌کنیم که اوضاع به سمت ثبات برود، به سمت پیشرفت حرکت کند، و مسیر درست ادامه پیدا کند.

رمز عزت و اقتدار آینده، در پیروی از فرهنگ حسینی است
اما باز هم تأکید و توصیه‌ی من این است هم برای دست‌اندرکاران امارت اسلامی و هم برای مردم، که اقتدار ما، عزت ما، سربلندی و بزرگی ما، در همه‌ی عرصه‌ها، بسته به این است که پیرو فرهنگ حسینی باشیم. فرهنگ حسینی، فرهنگ علی علیه‌السلام است؛ فرهنگ پیامبر خداست؛ فرهنگ قرآن است؛ یعنی دقیقاً سر سپردن به فرامین الهی. اگر ما از این مسیر، از این کانال، در این دنیا حضور داشته باشیم، مبارزه کنیم و کار کنیم، قطعاً موفق خواهیم شد. افغانستانی قدرتمند خواهیم ساخت؛ افغانستانی سربلند خواهیم ساخت؛ افغانستانی که هم در داخل اقتدار و عظمت داشته باشد، هم در منطقه قدرت‌مند باشد و هم در سطح بین‌الملل، با عزت و جایگاه مطرح و شناخته شود.

تاکید بر فعالیت در مسیر ترویج و توسعه اندیشه ولایت و تفکر اهل‌بیت (علیهم السلام)
چون وقت ضیق است و جلسه نیز رو به پایان است، من سخنانم را در همین‌جا به پایان می‌رسانم. از خدای متعال مسئلت می‌کنیم که ما را از پیروان خالص و مخلص خط امام حسین علیه‌الصلاة و السلام قرار دهد؛ ما را چنان قرار دهد که در مسیر ترویج، توسعه و تعمیق خط ولایت، اندیشه ولایت، و تفکر اهل بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام در افغانستان، عامل باشیم، کارگزار باشیم، فعال باشیم و دلسوزانه تلاش کنیم. و اگر زنده بودیم، تا زمان ظهور مولا، در رکاب آن حضرت حضور داشته باشیم و در پایان عمر نیز، توفیق شهادت را نصیب ما بگرداند.
و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته!

لینک کوتاه

برچسب ها

ناموجود