- تاریخ انتشار : پنجشنبه 29 ژانویه 2026 - 14:00
- کد خبر : 1552 چاپ خبر
اسلام، پس از حرکت سازمانیافته پیامبر اسلام (ص) علنی شد و با کسبِ اقتدار گسترش یافت/ تلاش دشمن برای تحریف مفاهیم/ مؤمن باید تکثیر شود
حجتالاسلام والمسلمین سیدعیسی حسینی مزاری، رئیس مرکز فعالیتهای فرهنگی اجتماعی تبیان افغانستان، در مجلس گرامیداشت مبعث پیامبر گرامی اسلام(ص) در مشهد مقدس، با تشریح فلسفه بعثت و سیره پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) در تشکیلاتسازی، فرهنگسازی و تشکیل حکومت اسلامی، بر ضرورت دشمنشناسی، بندگی خالصانه، وحدت دروندینی و عمل به آیه ۲۹ سوره فتح به عنوان نقشه راه جامع مؤمن تأکید کرد و کار فرهنگی سازمانیافته و شجاعانه را مهمترین وظیفه امروز مسلمانان دانست.
خبرگزاری صدای افغان(آوا)-مشهد مقدس: حجتالاسلام والمسلمین سیدعیسی حسینی مزاری، رئیس مرکز فعالیتهای فرهنگی اجتماعی تبیان افغانستان، در مجلس گرامیداشت مبعث پیامبر گرامی اسلام صل الله علیه و آله که از سوی مرکز فرهنگی باقرالعلوم در مشهد مقدس برگزار شد، با تبیین فلسفه بعثت انبیا، بر ضرورت کار فرهنگی سازمانیافته، دشمنشناسی و عمل به آیه ۲۹ سوره فتح به عنوان نقشه راه جامعه مؤمن تأکید کرد.
وی در ابتدای سخنان خود، ضمن تسلیت رحلت حضرت ابوطالب(علیه السلام) و تبریک عید مبعث، بر اهمیت برگزاری چنین مجالسی برای تبیین وظایف و مسئولیتهای مسلمانان تأکید کرد و گفت پیامبران الهی، به ویژه پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)، برای هدایت بشر و نجات انسانها از جهالت مبعوث شدند؛ فلسفهای که امیرالمؤمنین(علی علیه السلام) نیز در خطبه نخست نهجالبلاغه به آن تصریح کرده است.
رئیس مرکز تبیان با اشاره به آغاز رسالت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)، خاطرنشان کرد که تحقق اهداف بعثت نیازمند تدبیر، برنامهریزی و حرکت تشکیلاتی بود و پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) در سه سال نخست رسالت، به صورت مخفیانه اقدام به جذب و آموزش نیرو کرد تا بتواند پس از فراهم شدن ظرفیت لازم، دعوت اسلامی را به صورت علنی اعلام کند.
وی افزود: پیامبر (صلی الله علیه و آله) با ترکیبی از فعالیتهای فرهنگی، سیاسی و نظامی و با هدف تشکیل حکومت اسلامی، مسیر هدایت جامعه جاهلی آن روز را هموار ساخت؛ مسیری که بدون قدرت و اقتدار امکانپذیر نبود.
حسینی مزاری با اشاره به شرایط دشوار جامعه صدر اسلام و دشمنی گسترده مخالفان، تأکید کرد که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) با تکیه بر کار تشکیلاتی و سازمانیافته توانست اسلام را گسترش دهد و آن را به یک قدرت بزرگ تبدیل کند. وی سپس با طرح این پرسش که امروز ما چه میزان از سیره و روش پیامبر (صلی الله علیه و آله) درس گرفتهایم، مسئولیت مسلمانان در تداوم مسیر بعثت را یادآور شد و گفت: پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) به عنوان علت محدثه، اسلام را بنیان نهاد و آیندگان موظفاند به عنوان علت مبقیه، برای بقای آن تلاش کنند.

رئیس مرکز تبیان اولویت اصلی امروز جامعه اسلامی را کار فرهنگی دانست و تصریح کرد: آگاهسازی افکار عمومی، ارتقای فرهنگ زندگی و هدایت جامعه به سوی ارزشها، مهمترین وظیفه مسلمانان است. به گفته وی، آیه ۲۹ سوره فتح، مهمترین آیه برای ترسیم نقشه راه جامعه مؤمن است و اگر مسلمانان به مفاد آن عمل کنند، به اقتدار و موفقیت دست خواهند یافت.
حسینی مزاری با تشریح مفاد این آیه، چهار رابطه اساسی مؤمن را برشمرد و گفت: مؤمن باید در برابر دشمنان قاطع و شدید باشد و در برابر مؤمنان، با رأفت، رحمت و عطوفت رفتار کند؛ امری که زمینهساز وحدت و اقتدار جامعه اسلامی است.
وی با هشدار نسبت به جابجایی مفاهیم دوستی و دشمنی، به نمونههایی از تاریخ معاصر افغانستان اشاره کرد و گفت: در دورههای مختلف، به ویژه در زمان جمهوریت، شاهد مهربانی با بیگانگان و خشونت با خودیها بودهایم که پیامدهای سنگینی برای مردم به همراه داشته است.
حسینی مزاری با انتقاد از کارنامه نیروهای خارجی و مدعیان حقوق بشر، کشتار دهها هزار نفر از مردم افغانستان در دوره حضور امریکا را یادآور شد و افزود: دشمنان امروز نیز با سوءاستفاده از احساسات مردم، تلاش میکنند خود را حامی حقوق ملتها معرفی کنند و جوامع اسلامی را دچار اختلاف و بدبینی نسبت به نظامهای اسلامی بسازند.
رئیس مرکز تبیان رابطه سوم مؤمن را رابطه با خدا دانست و بر ضرورت بندگی خالصانه، انجام واجبات و پرهیز از محرمات تأکید کرد و گفت: اقتدار حقیقی از ناحیه خداوند است و بسیاری از مشکلات اجتماعی ناشی از غفلت، عصیان و دوری از خداست. به گفته وی، رابطه چهارم مؤمن، رابطه با خود است؛ یعنی تلاش مستمر برای دستیابی به فضایل مادی و معنوی که نیازمند مجاهدت و کوشش فردی است.
حسینی مزاری با اشاره به ادامه آیه ۲۹ سوره فتح، پنج ویژگی دیگر مؤمن را مورد توجه قرار داد و گفت: مؤمن باید تکثیر شود، نیرو جذب کند، به پرورش فکری و معرفتی افراد بپردازد، آنها را سازماندهی کند و به خودکفایی در عرصههای فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی برساند.
وی تأکید کرد: این مفاهیم، سخن قرآن است و نه تحلیل شخصی، و مؤمن واقعی کسی است که رشد و گسترش او حتی دشمنان را به غیظ آورد.
رئیس مرکز تبیان کار فرهنگی را فراتر از برگزاری مجالس و برنامههای کلیشهای دانست و تصریح کرد: کار فرهنگی یعنی ساختن انسان، تربیت نیرو و تبدیل آنها به جامعهای پویا و اثرگذار. حسینی مزاری همچنین واکنش دشمن را نشانه اثرگذاری کار فرهنگی دانست و گفت: اگر فعالیتی انجام شود و دشمن هیچ واکنشی نشان ندهد، آن کار اثرگذار نیست.
حسینی مزاری با انتقاد از ترس، محافظهکاری و سکوت برخی نخبگان، بر ضرورت شجاعت در بیان حق و ایستادگی در برابر دشمن تأکید کرد و گفت: راه رسیدن به امنیت، آرامش و اقتدار ملی، عمل به فرمان الهی و آیات قرآن است. وی با یادآوری فناپذیری انسان، تصریح کرد: جان و بدن انسان امانتی الهی است و باید در مسیر هدف الهی به کار گرفته شود.
رئیس مرکز تبیان با دعوت به اقدام عملی و مسئولیتپذیری، گفت: اگر تا امروز در مسیر بعثت عمل کردهایم، باید جدیتر عمل کنیم و اگر کوتاهی کردهایم، از همین امروز آغاز کنیم تا با انجام وظایف مذهبی و مکتبی، زمینهساز ظهور حضرت ولی عصر (عج) باشیم.

متن کامل سخنان حجتالاسلام والمسلمین حسینی مزاری در این مراسم به شرح ذیل است:
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.
بسم الله الرحمن الرحیم.
الحمدلله رب العالمین و به نستعین.
اما بعد قال الامام علی علیهالسلام: «إلى أن بعث الله سبحانه محمداً رسول الله (صلی الله علیه و آله) لإنجاز عدته و إتمام نبوته، مأخوذاً على النبيين ميثاقه، مشهورةً سماته، كريماً ميلاده، وأهل الأرض يومئذ ملل متفرقة وأهواء منتشرة، وطوائف متشتتة بين مشبه لله بخلقه أو ملحد في اسمه، أو مشير إلى غيره، فهداهم به من الضلالة، وأنقذهم بمكانه من الجهالة…»
فلسفه برگزاری مجالس بعثت و ضرورت تبیین مسئولیتها
ابتدا تسلیت میگویم رحلت حضرت ابوطالب (علیه السلام) عموی گرامی پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) و پدر حضرت امام علی (علیه السلام) را و همچنین عید مبعث را به همه شما تبریک و تهنیت عرض میکنم.
این مجلس به مناسبت تجلیل از بعثت پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) برگزار شده است. اهمیت اینگونه مناسبتها و برگزاری چنین مجالسی برای تجلیل این مناسبتها در این است که حول موضوعات مرتبط تبیین صورت میگیرد و اذهان نسبت به وظایف و مسئولیتهای ما، به عنوان مدعیان پیروی، روشنتر میشود. من با استفاده از فرصتی که در اختیارم است، حول محور فلسفه بعثت و راهکار تحقق اهداف بعثت رسول گرامی اسلام صل الله علیه و آله و سپس وظیفه و مسئولیت ما صحبت میکنم.
فلسفه بعثت در کلام امیرالمؤمنین امام علی(علیه السلام)
همانطور که حضرت امام علی علیهالسلام در خطبه اول نهجالبلاغه میفرماید، پیامبر (صلی الله علیه و آله) مبعوث شد برای هدایت و برای نجات انسانها از جهالت. خب، این فلسفه برانگیختن همه انبیاست. همه پیامبران الهی برای هدایتگری مبعوث شدند تا بشر را به سمت خوبیها و ارزشها هدایت کنند و در نهایت به خدای متعال برسانند و طبعا پیامبر اسلام صل الله علیه و آله هم بر اساس همین هدف و فلسفه برانگیخته شد.
ضرورت تدبیر و پنهانکاری در آغاز رسالت
خب، حالا پیامبر مبعوث شد به رسالت؛ در راستای تحقق هدف این رسالت چه کار باید بکند؟! آیا به تنهایی میتوانست وارد اجتماع شود و فریاد بزند که ایهاالناس، من به رسالت مبعوث شدم و برنامه و هدف من هم این است؟! قطعاً پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) نمیتوانست و در گام اول توسط دشمن نابود میشد. خب پیامبر چه راهی را در پیش گرفت؟! پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) به صورت مخفیانه سعی کرد حرکت سازمانی و تشکیلاتی را روی دست بگیرد. پیامبر صل الله علیه و آله جار نزد، فریاد نزد، اسلام را علنی برای افکار عمومی و مخاطبان اعلام نکرد، بلکه به صورت مخفی و بی سر و صدا کار را شروع کرد.
تشکیلاتسازی پیامبر (صلی الله علیه و آله) و جذب نیروهای اولیه
اولین گام پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) برای این تشکیلات و برای این سازمان، جذب نیرو بود. از جمع زنان، اولین زنی که جذب شد حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها بود و اولین مردی که توسط پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) جذب شد، امام علی علیهالسلام بود.
پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) سه سال کار سازمانی و تشکیلاتی کرد و طی این سه سال توانست چهل نفر نیرو جذب کند و در جلسات روزانه یا هفتگی یا ماهانه، اهداف و برنامههای خود را به این اشخاص منتقل کند و در حقیقت این نیروها را تحت آموزش قرار بدهد. بعد از سه سال، پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) این توانایی را پیدا کرد که با همکاری این چهل نفر، اسلام را به صورت علنی اعلام کند.
حرکت پیامبر (صلی الله علیه و آله) از فرهنگسازی تا تشکیل حکومت
کار دوم پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)، همانطور که همه شما عزیزان مطلع هستید و حتما مطالعه کردهاید و در محافل و مجالس مختلف شنیدهاید، حرکت به سمت ایجاد حکومت اسلامی بود.
ایشان هم کار فرهنگی کرد، هم کار سیاسی کرد و در این میان کار نظامی هم انجام داد. به هر حال پیامبر(صلی الله علیه و آله) میدانست که قرار است وظیفه هدایتگری را انجام بدهد و بدون اقتدار نمیشود، بدون قدرت نمیشود، و این قدرت و اقتدار را میتواند از یک کار سازمانیافته تشکیلاتی به دست بیاورد و سپس باید حکومت تشکیل بدهد و از کانال چنین حرکت تشکیلاتی، سازمانی و حکومتی، در جهت هدایت بشر اقدام کند.
سنگینی مأموریت هدایت جامعه جاهلی
شما حتماً از وضعیت مردم در صدر اسلام آگاهی دارید. امام علی علیهالسلام هم در همین خطبه اول در رابطه با وضعیت مردم چند سطری مینویسد و از هدایت یک چنین جمعیتی سخن میگوید. نجات انسانها از گمراهی و بیرون کردن مردم از جهالت، کار زیادی میخواست و کار سنگینی میطلبید و از آن طرف هم مخالفان و دشمنان پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) یکی دو تا نبودند، بلکه جمعیتی انبوه و دشمنی توانمند و قدرتمند بودند. طبیعی است که پیامبر(صلی الله علیه و آله) هم باید قوی میشد، باید قدرتمند میشد و از قدرت بالا در راستای تحقق هدف بعثت یا فلسفه بعثت استفاده میکرد.
ثمره تشکیلات نبوی و گسترش اسلام
اینجا بود که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) با روی دست گرفتن یک چنین روندی توانست اسلام را علنی اعلام کند، اسلام را در میان جامعه انسانی عینیت ببخشد و ترویج کند، ریشههای فکری و اعتقادی اسلام را متحول سازد و سرزمینهای آن زمان را یکی پس از دیگری فتح کند و اسلام را گسترش بدهد؛ به گونهای که در زمان خودش، اسلام به عنوان تقریباً میشود گفت تنها قدرت بزرگ، توانمند و وسیع آن زمان مطرح بود. خب، در رابطه با هدف بعثت و راهکار رسیدن به هدف بعثت توسط پیامبر اسلام و فعالیتهایی که ایشان در مکه و مدینه انجام داد و جنگها و مسائل مختلف، طبعا صحبت زیاد لازم دارد و فرصت نیست که من بیش از این وارد این موضوع شوم.
سهم و مسئولیت امروز ما در تداوم مسیر بعثت
آنچه که امروز برای ما مهم است و بسیار هم مهم است، این است که ما چه مقدار از روند کار پیامبر (صلی الله علیه و آله) درس گرفتهایم؟! ما چه مقدار در مسیر بعثت هستیم و مطابق برنامههای پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) ، مطابق برنامههای قرآن و مطابق هدایات سایر ائمه معصومین علیهم الصلاة و السلام، در مسیر بقای اسلام عمل میکنیم؟! پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) به عنوان علت مُحدثه اسلام، کار خود را انجام داد؛ اسلام را آورد، حکومت تشکیل داد، مقتدر ساخت و در اختیار بقیه گذاشت. بقیه هم به عنوان علت مُبقیه تلاش کردند برای بقای اسلام و اسلام را تا امروز به ما رساندهاند. خب حالا وظیفه ما به عنوان عناصر مسلمان و گاهی هم مدعیان پیروی بسیار جدی پیامبر و ائمه معصومین علیهمالسلام چیست؟! چه کار باید بکنیم و چگونه باید رفتار کنیم؟!
اولویت مطلق امروز؛ کار فرهنگی
طبعاً اولین وظیفه و عمدهترین وظیفه ما در شرایط موجود، کار فرهنگی است؛ آگاه کردن جامعه و افکار عمومی، بالا بردن فرهنگ زندگی در ابعاد مختلف، ساختن انسانها و هدایت جامعه و گروهها به سمت ارزشها و معروفها و در نهایت رساندن مردم به خدای متعال. طبیعی است که در پیش گرفتن چنین روندی، کار سادهای نیست و کار راحتی هم نیست، اما خوشا به حال مسلمانها که قرآن کریم تابلوی رهنما برای عناصر فرهنگی قرار داده است. البته همه قرآن رهنماست و همه هدایات ائمه معصومین علیهمالسلام برای ما رهنماست، اما در قرآن، سوره فتح، آیه ۲۹ مهمترین آیه برای مسلمانهاست تا آن را تابلوی کار خود قرار بدهند و بر اساس مفاد این آیه مبارکه عمل کنند.
آیه ۲۹ سوره فتح؛ نقشه راه جامعه مؤمن
قطعا اگر مطابق این آیه عمل میکردیم، وضعیت ما چنین نبود. اما اگر میخواهیم وضعیت ما متفاوت شود، مقتدر شویم و به اهداف دینی و مذهبی خود دست پیدا کنیم، حداقل اگر تا حالا عمل نکردهایم، از امشب سعی کنیم این آیه قرآن را مطالعه کنیم، به تفسیرهای گوناگون مراجعه کنیم و به مفاد این آیه عمل کنیم؛ آیهای که میفرماید: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى
الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوَانًا…»
چهار رابطه اساسی مؤمن در نگاه قرآن
در این آیه مبارکه، چهار نوع ارتباط برای مؤمن برشمرده شده است که اگر مؤمنین بر اساس این چهار رابطه، آنگونه که قرآن کریم فرموده است عمل کنند، قطعاً پیروزی و توفیق در کار فرهنگی نصیب ما خواهد شد.
رابطه اول مؤمن، رابطه با دشمن؛ صلابت در برابر او
اولین رابطه مؤمن، رابطه با بیگانه و دشمن است: «أَشِدّاءُ عَلَى الْكُفّار»؛ یعنی قاطعیت، صلابت و شدت در برابر کفار و بیگانگان. قطعاً یک مؤمن باید چنین خصوصیتی را در خود نهادینه کند. عناصر فرهنگی، عناصر رسانهای و مبلغین گرامی باید تلاششان در کار فرهنگی این باشد که این خصوصیت را در جامعه نهادینه کنند؛ یعنی حساسیت نسبت به دشمن و نحوه برخورد با دشمن. مبادا بین فرد مؤمن و دشمن، محبت و رابطه عاطفی شکل بگیرد.
رابطه دوم مؤمن، رابطه با خودیها؛ رحمت و وحدت درون جامعه ایمانی
رابطه دوم مؤمن، رابطه با خودیهاست: «رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ»؛ یعنی در برابر مؤمنان باید رأفت، مودت، رحمت و عطوفت وجود داشته باشد. قطعاً اگر چنین خصوصیتی در میان مؤمنین وجود داشته باشد، وحدت پدید میآید و وقتی وحدت در جامعه اسلامی شکل گرفت، اقتدار به وجود میآید. بنابراین این دو خصوصیت بسیار ضروری است؛ شدت در برابر دشمن و مهربانی نسبت به خودیها.
تحریف مفاهیم؛ خطر بزرگ در جوامع اسلامی
البته مؤمنین باید توجه داشته باشند که قرآن وقتی چنین برنامهای ارائه میدهد، دشمن هم بیکار نمینشیند و تلاش میکند مفاهیم را جابجا کند؛ چنانکه متأسفانه در دهههای گذشته این اتفاق افتاده است، تا جایی که ما نسبت به کفار رحیم شدیم و نسبت به خودیها شدید. نمونهاش اختلافاتی است که در جوامع اسلامی وجود داشته و دارد.
تجربه تلخ جابجایی دوست و دشمن در افغانستان
حالا بگذریم از سایر جوامع اسلامی؛ در همین افغانستان خودمان، چه در زمان جهاد، چه بعد از پیروزی و چه در زمان جمهوریتِ کذایی، اگر یک مطالعه سرانگشتی هم انجام بدهیم، میبینیم که چقدر مفاهیم دوستی و دشمنی جابجا شد. تلاش برخی بزرگان این بود که چگونه با غربیها در تماس باشند و ارتباط خوب برقرار کنند. از طرق مختلف نشان میدادند که نسبت به شما محبت داریم و دوست هستیم، اما نسبت به خودیها و داخلیها میدیدید که چه میزان غیظ، غضب، کوبیدن رقبا، ترورها، جنگهای داخلی و کشتارها وجود داشت.
کارنامه سیاه مدعیان حقوق بشر
با همکاری خارجیها، در زمان جمهوریت بیش از یکصدو هفتاد هزار نفر از مردم ما توسط نیروهای امریکایی کشته شدند؛ بر چه اساسی، با چه هدفی و با چه روندی؟! متأسفانه چنین روندی در گذشته وجود داشت و امروز هم وجود دارد. امروز دشمنان ما تلاش میکنند خود را مدافع حقوق مردم ما نشان بدهند. شما در طول بیست سال چه جنایاتی آفریدید؟! چه مشکلاتی برای مردم ما ایجاد کردید؟! در زمان بعد از پیروزی چه شرایطی به وجود آوردید؟! در زمان جهاد چه درگیریهایی میان جریانهای اسلامی ایجاد کردید؟! حالا از خارج کشور دم از حقوق بشر و حقوق اقلیتها میزنید؟!
فتنهگری دشمن و سوءاستفاده از احساسات مردم
در موضوع ایران و فتنه اخیر در شهرهای مختلف این کشور هم ببینید که دشمن چگونه تلاش میکند از این جابجایی مفاهیم سوءاستفاده کند؛ خود را دوست مردم ایران معرفی کند، مردم را نسبت به خودشان بدبین سازد، اختلاف و تفرقه ایجاد کند و نگاه مردم را نسبت به نظام اسلامی، که تنها نظام اسلامی در جهان است، نسبت به دولت، شخصیتها، رهبر انقلاب اسلامی و سایر مراجع بدبین کند.
ضرورت دشمنشناسی برای حفظ اقتدار
اینها همه روندی است که دشمن برای جابجایی مفاهیم دنبال میکند. بنابراین مؤمنین باید هوشیار باشند، دشمن و دوست را بشناسند و مرزهای دوستی و دشمنی را دقیق بدانند تا مبادا بار دیگر سر ما کلاه برود. تا زمانی که ما نسبت به دشمن حساس نباشیم، وضعیت ما نامطلوب خواهد بود و از انسجام و اقتدار جدی برخوردار نخواهیم شد.
رابطه سوم مؤمن، رابطه با خدا؛ بندگی خالصانه و مسئولانه
رابطه سوم مؤمن، رابطه با خداست. انسان مؤمن باید در عرصه عبودیت و بندگی تلاش خالصانه و جدی داشته باشد؛ در انجام اوامر الهی و ترک نواهی الهی حساس و عامل باشد، نه فقط حساسیت ذهنی. مؤمن باید در بندگی سنگ تمام بگذارد. مبادا به بهانه مبارزه، جهاد، فعالیت اجتماعی و خستگی، از عبادت باز بمانیم؛ همانگونه که در گذشته چنین مواردی وجود داشته است؛ افرادی عالم و روحانی و آیتالله، اما در عرصه عبادت ضعیف، بدون نماز اول وقت و با سستی در واجبات. این رابطه سوم است که عناصر فرهنگی باید در جامعه نهادینه کنند.
اقتدار حقیقی؛ ثمره بندگی خدا
اگر ما به دنبال اقتدار هستیم، اقتدار از ناحیه خداست. اگر به دنبال عظمت هستیم، عظمت از ناحیه خداست. باید بنده مخلص و حقیقی خدا باشیم؛ واجبات را درست انجام بدهیم، مستحبات را در حد توان انجام دهیم و از منکرات اجتناب کنیم. بسیاری از معضلات و مشکلاتی که امروز در جامعه داریم، ناشی از عدم بندگی، دوری از خدا، غفلت، عصیان، سهو و خطاست.
شاید برخی بگویند آیا همه مشکلات را باید به گناه نسبت داد؟! خب، این بحث مجال گستردهای میطلبد که چگونه معاصی میتواند منشأ بلاها و گرفتاریهای اجتماعی شود.
رابطه چهارم مؤمن، رابطه با خود؛ رشد و تعالی فردی مؤمن
رابطه چهارم مؤمن، رابطه با خود است: «يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا»؛ یعنی انسان مؤمن در تلاش است تا فضیلتهای مادی و معنوی را بهدست بیاورد. در این مسیر، تلاش، کوشش و مجاهدت لازم است و عناصر فرهنگی باید در نهادینهسازی این چهار رابطه، کار درست و اساسی انجام بدهند.
تعریف واقعی کار فرهنگی؛ فراتر از مراسم و کلیشه
کار فرهنگی صرفاً برگزاری یک مجلس، یک محفل، چند صلوات فرستادن و اجرای یک سری برنامههای کلیشهای نیست. ما باید از همین محافل، از همین مجالس، از کلاسهای آموزشی، از برنامههای اردوهای تفریحی و از دهها برنامه دیگر استفاده کنیم و این مفاهیم را در درون جامعه نهادینه بسازیم. اگر کسی ادعای کار فرهنگی دارد، بداند که کار فرهنگی یعنی ساختن نیرو، ساختن انسان و سپس مطرح کردن و تبدیل این انسانها به جامعه، تا جامعه توسط چنین انسانهایی ساخته شود.
پنج ویژگی مؤمن در ادامهی آیه ۲۹ سوره فتح
در ادامه آیه ۲۹ سوره فتح، قرآن کریم برای مؤمن پنج خصوصیت را هم بیان میکند که این خصوصیتها بسیار مهم است. عناصر فرهنگی ما باید توجه جدی داشته باشند که این نشانهها را در وجود مؤمنین نهادینه کنند و در وجود آنها ایجاد کنند تا مؤمن واقعاً از این خصوصیات برخوردار باشد.
اولین نشانه مؤمن این است که جوانه بزند؛ یعنی ازدیاد پیدا کند. مؤمن به عنوان یک مؤمن، یک نفر باقی نماند، بلکه باید گسترش پیدا کند و توسعه یابد.
تکثیر مؤمن؛ وظیفهای تعطیلبردار نیست
خب، راه گسترش چیست؟! از یک سو بحث زاد و ولد مطرح است و از سوی دیگر جذب نیرو از درون اجتماعات. منِ حسینی مزاری امروز اگر یک نفر هستم، ماه بعد باید دو نفر شوم، چهار ماه بعد باید چهار نفر شوم و سال بعد باید بیست یا سی نفر شوم. مؤمنین باید به دنبال تکثیر خود باشند. اگر واقعاً احساس میکنیم مؤمن هستیم، این وظیفه ماست. مؤمن نباید راحت بنشیند، ساکت بنشیند، فقط نماز بخواند، روزه بگیرد، وجوهات بدهد، بعد سرش را پایین بیندازد، بیاید مسجد نماز بخواند و برود خانه و نهایتاً یک کاری هم داشته باشد و چهار قرانی در بیاورد و با خانواده مصرف کند؛ این مؤمن نیست.
از جذب تا پرورش؛ مسئولیت سنگین فرهنگی
مؤمن آن کسی است که در راستای تکثیر خود تلاش کند. «أَخْرَجَ شَطْأَهُ ثُمَّ فَآزَرَهُ». خب، وقتی نیرو جذب کردید و وقتی در خانه خود فرزند بهوجود آوردید، کار دوم چیست؟! کار دوم پرورش است. باید روی آموزش این انسان کار شود. جذب این نیست که کسی را بیاوریم، فرمی پر کند و بگوییم عضو شدید، خداحافظ. نه، این راهکار نیست. چه نیروهایی که از بیرون جذب میشوند و چه فرزندانی که در خانه خودمان هستند، همه نیاز به تمرکز دارند؛ باید آموزش ببینند، پرورش فکری و ذهنی پیدا کنند، معرفت دینی و مذهبیشان بالا برود، نسبت به دین و مذهب آگاه و معتقد شوند.
سازماندهی؛ تبدیل نیرو به عنصر اثرگذار
خصوصیت سوم مؤمن «فَاسْتَغْلَظَ» است. پرورش مهم است، اما آخر کار نیست. بعد از پرورش، باید این نیروها را سازماندهی کنیم، آنها را از طریق کار تشکیلاتی، شبکهسازی و نظم سازمانی محکم بسازیم تا به درد بخورند و بتوانند در آینده نقشهای مدیریتی و رهبری ایفا کنند و انسانهای مستحکم و کارآمد باشند.
خودکفایی مؤمن؛ شرط مصونیت از دشمن
خصوصیت چهارم مؤمن «فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ» است. یعنی مؤمن باید روی پای خودش بایستد و خودکفا شود؛ در همه عرصهها. در عرصه فرهنگی آنقدر آگاه شود که توطئههای دشمن بر او اثر نگذارد و فردا عامل دشمن نشود. در عرصه اقتصادی، سیاسی و اجتماعی هم باید خودکفا باشد. قرآن میگوید مؤمن باید در همه این عرصهها مستقل و استوار باشد.
این سخن قرآن است، نه تحلیل شخصی
ببینید، این حرف من نیست؛ حرف قرآن است. اگر ما و شما معتقد به قرآن هستیم و مدعی پیروی از آن هستیم، باید بدانیم که اینها ترجمه روشن آیه است، نه تفسیر پیچیده و غلیظ. خداوند در این آیه راه، وظیفه و کار ما را کاملاً روشن کرده و ما موظفیم بر اساس آن عمل کنیم.
رشد تعجببرانگیز؛ معیار درستی حرکت
خصوصیت پنجم مؤمن «یُعْجِبُ الزُّرَّاعَ» است. رشد و گسترش باید سریع، گسترده و تعجببرانگیز باشد؛ به گونهای که حتی اهل کار و زراعت را به شگفتی وا دارد. اگر این رشد چنان باشد که دشمن را ناراحت کند و به غیظ بیاورد، آن وقت بدانیم که کار ما درست است و مطابق دستور خدا عمل کردهایم؛ حرکتی منسجم، کوبنده و اثرگذار که دشمن از آن حساب ببرد.
نشانه کار فرهنگی صحیح؛ واکنش دشمن
اگر کسی کار کرد، زحمت کشید، تبلیغ کرد، منبر رفت و احکام الهی را گفت، اما دشمن هیچ واکنشی نشان نداد، بداند که کارش اثرگذار نیست. کار اصولی دشمنساز است. اگر کار درست باشد، دشمن علیه شما تبلیغ میکند، مانعتراشی میکند. مردِ میدان آن روحانی، مؤمن و فرهنگیای است که در برابر این تهاجمات بایستد و دست از روشنگری و کار فرهنگی برندارد.
ترس و محافظهکاری؛ نشانه ضعف ایمان
اما اگر سست شد، اگر ترسید، قطعاً مؤمن نیست. مؤمن خصوصیاتی دارد که قرآن برای ما بیان کرده است. متأسفانه در جامعه ما افرادی هستند، چه در حوزه و چه در دانشگاه، که از ترس ملامت و شماتت، حرف حق را نمیزنند و سکوت میکنند.
خلأ جدی نیروهای فرهنگی شجاع
امروز در جامعه ما مشکلات فراوانی وجود دارد؛ اختلافات عمیق قومی، زبانی و منطقهای. اما کجایند نیروهای فرهنگی ما که سینه سپر کنند، حق را بگویند، در برابر دشمن بایستند، از مؤمنین حمایت کنند و برای تبیین مشکلات و ارائه راهحل تلاش کنند؟! متأسفانه در این عرصه ضعف جدی داریم.
راه رسیدن به امنیت و اقتدار ملی
اگر علاقمند به کشور آرام، امن و قدرتمند هستیم و میخواهیم به حقوق خود برسیم، باید بدانیم که راه آن عمل به فرمان الهی است. مهمترین فرمان الهی و سیاسیترین آیه قرآن، همین آیه ۲۹ سوره فتح است. همه ما موظفیم بر اساس آن و سایر آیات قرآن عمل کنیم.
ترس از مرگ؛ بهانهای بیاساس است
از چه میترسیم؟! از مرگ؟! اگر کاری هم نکنیم، بالاخره میمیریم. در افغانستان خیلیها بودند که هیچ کاری نکردند و مردند؛ یکی سرطان گرفت، یکی سکته کرد، یکی در انفجار یا تصادف کشته شد. رفتن برای همه است؛ پس چرا وظیفه خود را انجام ندهیم؟! این جان و بدن بیهدف آفریده نشده، بلکه برای حرکت در مسیر هدف الهی آفریده شده است.
مالک جان ما خداست، نه خود ما
ما صاحب این جان و بدن نیستیم. خداوند صاحب ماست و حامی ماست. خدا با مؤمنین و مجاهدین مخلص است. پس ترس برای چیست؟! ما امشب اینجا جمع شدهایم تا بعثت پیامبر(صلی الله علیه و آله) را تجلیل کنیم و مهمترین تجلیل، عمل به فرمان پیامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن است. این آیه مسیر ما را روشن کرده است.
دعوت نهایی به اقدام و مسئولیتپذیری
اگر تا حالا عمل کردهایم، باید جدیتر عمل کنیم و اگر عمل نکردهایم، از همین حالا شروع کنیم. جامعه ما مشکل دارد، مهاجرین ما مشکل دارند، مردم افغانستان مشکل دارند. اگرچه امروز شرایط بهتر از دوران جمهوریت است، اما مشکل همچنان وجود دارد. برای حل این مشکلات و برای اقتدار جامعه، باید مطابق دستورات الهی و منویات پیامبر (صلی الله علیه و آله) عمل کنیم، وظایف مذهبی و مکتبی خود را انجام دهیم و انشاءالله زمینهساز ظهور حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) باشیم، تا در رکاب ایشان و با شهادت، به کمال برسیم. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.