- تاریخ انتشار : دوشنبه 10 نوامبر 2025 - 14:22
- کد خبر : 1202 چاپ خبر
نقش حیاتی حوزه علمیه در فرهنگ اسلامی و تربیت نیروی انسانی / باید به شبهات و چالشهای عصر مدرن پاسخ داد
در نشست گفتمان «راه تعالی» با موضوع «نقش حوزه در تحقق تمدن نوین اسلامی؛ فرصتها و چالشها»، سخنرانان بر نقش حیاتی حوزههای علمیه در تربیت نیروی انسانی و تقویت فرهنگ اسلامی تأکید کردند و تصریح نمودند که حوزهها باید با اتکا به معارف الهی و فهم دقیق آیات و روایات، به شبهات و چالشهای عصر مدرن پاسخ دهند. حجتالاسلام والمسلمی سلطانی، حوزه را مأمنی برای تقویت هویت دینی و تربیت نیروی انسانی ارزشمند دانست و به ضرورت عملگرایی علما و پاسخگویی به تهدیدها و چالشهای فرهنگی اشاره کرد. حجتالاسلام و المسلمین موسوی نیز فلسفه وجودی حوزه را ادامه رسالت پیامبران برای هدایت و بصیرتبخشی جامعه معرفی کرد و بر لزوم پاسخ علمی و عقلانی به شبهات روز تأکید نمود.
خبرگزاری صدای افغان(آوا)-قم: نشست گفتمان راه تعالی با موضوع «نقش حوزه در تحقق تمدن نوین اسلامی؛ فرصتها و چالشها» از سوی مرکز فعالیتهای فرهنگی اجتماعی تبیان، با همکاری معاونت پژوهش مجتمع آموزش عالی فقه، در دفتر نمایندگی مرکز تبیان در قم برگزار شد. این نشست، با هدف بررسی نقش حوزههای علمیه در شکلدهی و تقویت هویت دینی و فرهنگی جامعه و همچنین بررسی فرصتها و چالشهایی که پیش روی تحقق تمدن نوین اسلامی قرار دارد، برگزار شد.
در این گفتمان، حجتالاسلام والمسلمین دکتر محمدآصف سلطانی، از آگاهان مسائل دینی، با بیان سخنانی در محورهای مختلف فرهنگی، تربیتی، اجتماعی و علمی، نقش حوزه علمیه را در تقویت جامعه اسلامی مورد بررسی قرار داد. یکی از محورهای اصلی سخنان حجتالاسلام سلطانی، بررسی نقش حوزه علمیه در تقویت هویت فرهنگی و دینی جامعه بود. وی بیان داشت: یکی از بحثهای اساسی این است که حوزه علمیه چه نقشی در تقویت هویت فرهنگی و دینی جامعه دارد؟ این پرسش، از گذشته تاکنون همواره برای ما مطرح بوده است؛ اینکه حوزه علمیه چه نقشی در شکلدهی و استحکام هویت دینی ما ایفا میکند. به گفته وی، این سؤال شاخهها و زیرمجموعههای فراوانی دارد، زیرا حوزه علمیه نقشهای گوناگونی در عرصههای مختلف فرهنگی، فکری و اجتماعی بر عهده دارد.
حجتالاسلام سلطانی برای تبیین اهمیت فرهنگ، از مثالی ملموس استفاده کرد و گفت: فرض کنید فردی به نام دبلیو کارخانهای برای تولید دوچرخه تأسیس میکند. پس از مدتی، به جای پیشرفت، هر روز پسرفت میکند تا آنجا که ناچار میشود کارخانهاش را تعطیل نماید. او کارخانه دوم را راهاندازی میکند و اگر در آن هم موفق نشد، به سراغ سومین کارخانه میرود. این مثال را آوردم تا بگویم برای آقای دبلیو، جبران شکست ممکن است؛ از کارخانه اول به دوم و سپس به سوم میرود و دوباره تلاش میکند. اما در حوزه فرهنگ چنین نیست. اگر خدای ناکرده فرهنگ اسلامی در یک زمینه یا عرصه دچار شکست شود، دیگر قابل جبران نخواهد بود. همین نشان میدهد که فرهنگ چه اندازه حیاتی و حساس است.
وی تاکید کرد که یکی از مهمترین وظایف حوزه علمیه، پاسداری و تقویت فرهنگ اسلامی است: در گذشته، دانشمندان ثروت را در طلا، زمین یا داراییهای مادی میدانستند. هر کس زمین یا طلا داشت، ثروتمند شمرده میشد. بعدها گفتند ابزارآلات، کارخانهها و ماشینآلات نیز از مصادیق ثروتاند. سپس نظریهای تازه مطرح شد که نفت و گاز نیز جزء ثروتهای مهم محسوب میشوند. اما در دوران متأخر، دانشمندان به نتیجهای فراتر رسیدند و گفتند که از همهی اینها بالاتر، نیروی انسانی است. زیرا بدون نیروی انسانی، هیچ ثروت دیگری قابل بهرهبرداری نیست.
سلطانی در ادامه به تاریخچه و اهمیت نیروی انسانی در توسعه جوامع اشاره کرد و گفت: پس از پایان جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵ زمانی که جاپان مورد بمباران اتمی قرار گرفت، یکی در شهر ناکازاکی و دیگری در شهر پرجمعیت هیروشیما با بمب اتمی نابود شدند. دانشمندان دنیا به یک حقیقت تازه پی بردند: آنکه مهمترین ثروت، نیروی انسانی است. خداوند متعال ظرفیت عظیمی در وجود انسان نهاده است که میتواند همهی ثروتهای دیگر را تولید کند. از آن زمان به بعد، کشورها آموختند که به جای جنگهای جهانی، از نیروی انسانی خود برای پیشرفت علمی و تمدنی بهره ببرند.
وی مثالهایی از بازسازی آلمان پس از جنگ جهانی دوم آورد تا اهمیت سرمایه انسانی و نقش نیروی انسانی در توسعه کشورها را نشان دهد: امروز میبینیم کشورهایی چون آلمان، با تکیه بر نیروی انسانی، به قدرتهای اقتصادی بزرگ تبدیل شدهاند. با آنکه در جنگهای جهانی اول و دوم، بسیاری از مردان و جوانان آلمانی کشته شدند، اما زنان آن کشور با کار، پشتکار و دانش خود، آلمان ویران را دوباره ساختند و از نو زنده کردند.

در این راستا، حجتالاسلام سلطانی نقش حوزه علمیه را در تربیت نیروی انسانی ارزشمند بسیار حیاتی دانست و بیان داشت: حوزه علمیه قم میتواند در هدایت فرهنگی و دینی جامعه نقشی بسزا ایفا کند. اهمیت دین برای انسان، همانند اهمیت آب برای جسم است. بدن انسان تا چه اندازه به آب نیاز دارد؛ اگر مدتی کوتاه آب ننوشیم، از بین میرویم. به همین قیاس، دین برای روح، همچون غذا برای جسم است؛ و همانگونه که هوا برای حیات فیزیکی ما ضروری است، دین برای زندگی روحانی انسان ضرورت حیاتی دارد.
وی با اشاره به تهدیدهای فرهنگی و نظامی علیه جوامع دینی، گفت: امریکای استعمارگر، بمبی ساخته است که نمونه آن را در افغانستان نیز به کار گرفت. هنگامی که این بمب در منطقهای استفاده میشود، حتی شیشهها نمیشکنند و پردههای پنجره آسیب نمیبینند، اما جو اطراف زمین در مساحتی به اندازه چهار زمین فوتبال از بین میرود و تمام انسانها به دلیل تنگی نفس جان میسپارند. همانگونه که بدن بدون هوا نمیتواند زنده بماند، روح انسان نیز بدون دین زنده نیست. یکی از مهمترین نقشهای حوزه علمیه، تقویت باور و دینداری در جامعه است.
وی با ارجاع به قرآن کریم و آیات آن، به اهمیت همزمان داشتن دنیا و آخرت برای انسانها اشاره کرد: در قرآن کریم میخوانیم: «رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَهً وَ فِی الْآخِرَهِ حَسَنَهً وَ قِنَا عَذَابَ النَّارِ». کسی که هم دنیا و هم آخرت را داشته باشد، بیتردید در زندگی دنیوی خود نیز خوشبخت است.
حجتالاسلام سلطانی همچنین به نمونههای تاریخی از علمای بزرگ اشاره کرد تا اهمیت عملگرایی در حوزههای علمیه را روشن کند. به عنوان نمونه، حکایتی از مقدس اردبیلی نقل کرد که در جوانی به خدمت نظامی مشغول بوده است و با دیدن یک طلبه که برای خرید نفت چراغ خود به بازار میرود، او را مورد پرسش قرار میدهد و خود چراغش را پر میکند تا نشان دهد کسی که هم دنیا و هم آخرت را داشته باشد، در مسائل اقتصادی و معیشتی دچار گرفتاری نمیشود. وی تأکید کرد: اگر امروز حوزههای علمیه نیز در همین جهت تلاش کنند و مردم را در زمینه دینی هدایت نمایند، جامعهای آرمانی خواهیم داشت؛ جامعهای که در هیچ زمینهای دچار بنبست نمیشود.
وی یکی از پرسشهای مهم امروز را درباره سبک زندگی اسلامی دانست و افزود: پرسشی مطرح میشود که آیا حوزه علمیه میتواند در سبک زندگی اسلامی الگو باشد؟ به نظر من، بله؛ ولی به شرطی که روحانیت صرفاً شعاری عمل نکند، بلکه شعوری عمل نماید. عالم دین باید در متن و بطن مردم حضور داشته باشد و در گفتار و کردار خود الگوی زنده و عینی باشد. در فرهنگ دینی ما، عملگرایی چندین مرتبه بالاتر از گفتارگرایی است.
سلطانی با استناد به احادیث و آیات قرآنی، تفاوت میان اسلام و ایمان را بیان کرد: پیامبر بزرگوار اسلام (ص) و امام محمدباقر(ع) فرمودهاند: «الإِيمانُ إِقرارٌ وعملٌ، والإِسلامُ إِقرارٌ بلا عملٍ.» یعنی ایمان، هم گفتار است و هم عمل؛ اما اسلام تنها به گفتار بسنده میکند. قرآن نیز میفرماید: «قالتِ الأعرابُ آمَنّا، قل لم تُؤمِنوا، ولکن قولوا أسلمنا». بنابراین، ایمان مرتبهای بالاتر از اسلام دارد. وقتی انسان شهادتین میگوید «اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسولالله» مسلمان میشود، اما مؤمن کسی است که گفتار و عملش هماهنگ باشد. از این رو، علما و روحانیون باید در گفتار و کردار خود، الگوی مجسم ایمان و عمل باشند.
وی یکی از انتقادات تاریخی به حوزههای علمیه را غفلت از پرورش در کنار آموزش دانست و با تمثیلهای دقیق بیان کرد: یکی از اشتباهات تاریخی حوزهها این بوده که تنها به آموزش توجه کردهاند و از پرورش غافل ماندهاند. مثل آن است که در جایی میلیونها زنبور عسل پرورش دهید، اما هیچکدام عسل تولید نکنند؛ شما زنبور دارید، اما محصول ندارید. یا مانند کسی که کمان در دست دارد، اما تیری برای رها کردن ندارد. وی تاکید کرد که پرورش استعدادهای متربی باید در جنبههای فکری، اخلاقی، عاطفی و رفتاری صورت گیرد تا تربیت کامل انجام شود.
حجتالاسلام سلطانی با بیان آیات قرآن درباره عالم بیعمل، افزود: در قرآن کریم، تعبیرهای بسیار تندی درباره «عالمِ بیعمل» آمده است. کسانی که علم دارند ولی به آن عمل نمیکنند، مانند الاغی هستند که باری از کتاب بر دوش دارد، ولی از آن بهرهای نمیبرد.
وی به یک پرسش مطرحشده در دانشگاهها درباره چگونگی ظهور امام زمان (عج) اشاره کرد و پاسخ داد: امام زمان (عج) نه با شمشیر ظهور میکند و نه با بمب اتم؛ بلکه با فرهنگی پویا و زنده ظهور خواهد کرد. همانگونه که اتحاد جماهیر شوروی با همه قدرت نظامی و اقتصادی خود به دلیل انحطاط فرهنگی از بین رفت، فرهنگ پویا و زندهی اسلام است که زمینه ظهور امام عصر(عج) را فراهم خواهد ساخت.
حجتالاسلام سلطانی در ادامه، نمونههای تاریخی و علمی را بررسی کرد تا نقش معارف اسلامی و قرآن در شکلدهی علوم نوین را نشان دهد. وی به نظریه بطلمیوسی و دیدگاههای هشتصد ساله درباره حرکت خورشید و زمین اشاره کرد و افزود: قرآن کریم قرنها پیش از دانشمندان جدید، حقیقت را بیان کرده است. در آیهای آمده است: «وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِیَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ». این آیه به روشنی بیان میکند که زمین و کوهها در حرکتاند و دانشمندان نجوم مدرن از این حقیقت الهام گرفتند.
وی همچنین به کشفیات علمی لوی پاستور اشاره کرد و بیان داشت: لوی پاستور واکسن بیماری وبا را کشف کرد و به سبب آن جایزه نوبل دریافت نمود. گفته میشود او از مطالعه صحیفه سجادیه الهام گرفت و متوجه شد منشأ بیماری وبا در آبهای آلوده است.
حجتالاسلام سلطانی در پایان با مرور این مثالها، ضرورت فعالتر شدن حوزههای علمیه در عرصه علمی و بهرهگیری از معارف اسلامی برای توسعه علوم انسانی و تجربی را مورد تأکید قرار داد و اظهار داشت: بسیاری از کشفیات علمی ریشه در معارف اسلامی دارد و اگر حوزههای علمیه ما در این زمینه فعالتر عمل میکردند، میتوانستند جهان علم را با استناد به قرآن و حدیث متحول سازند.
در ادامه گفتمان، حجتالاسلام و المسلمین دکتر سیدذکی موسوی، معاون دفتر نمایندگی مرکز فعالیتهای فرهنگی اجتماعی تبیان در قم، طی سخنانی به بررسی فلسفه وجودی و مأموریتهای حوزه علمیه پرداخت و گفت: اگر بخواهیم نقش حوزه علمیه را در تمدن نوین اسلامی بررسی کنیم، ابتدا باید بدانیم که فلسفه وجودی حوزه علمیه چیست و با چه هدفی تأسیس شده است.

وی ادامه داد: اگر این موضوع را از نگاه تاریخی مطالعه کنیم، درمییابیم که ریشهی آن در حدیث پیامبر اکرم (ص) است که فرمودند «العلماء ورثة الأنبیاء» یعنی علما وارثان پیامبراناند. این سخن بدین معناست که علما دقیقا در جای پای پیامبران و امامان معصوم (ع) گام مینهند و همان نقشی را ایفا میکنند که آنان در هدایت جامعه بشری بر عهده داشتند.
موسوی افزود: بنابراین حوزه علمیه در حقیقت برای تداوم همان مسیر و مأموریت پیامبران به وجود آمده است؛ یعنی هدایت، آگاهیبخشی و بصیرتافزایی در میان مردم. پیامبر خدا مأمور به هدایت و آگاهسازی انسانها بود، و حوزه علمیه نیز ادامهدهندهی همین رسالت است. نقش اصلی حوزه، آگاهیدهی و بصیرتبخشی به جامعه انسانی است، نه تنها به جامعهای خاص یا گروهی محدود؛ زیرا پیامبر (ص) برای هدایت همهی انسانها مبعوث شد، و علما نیز وارث همین مأموریتاند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به منابع استنادی حوزه علمیه اشاره کرد و بیان داشت: حوزه علمیه بر پایهی آیات، روایات و عقل استوار است. چیزی که مبتنی بر آیات و روایات صحیح باشد، هرگز دچار شک و تردید نمیشود. وقتی سایر مکاتب بشری را بررسی میکنیم، میبینیم که آنها بر پایهی دانش و تجربهی انسانی بنا شدهاند؛ و دانش بشری به دلیل محدودیتها و نواقصش، همواره در معرض خطا و تغییر است. اما مکتبی که بر اساس آیات الهی و روایات معصومین (ع) شکل گرفته باشد، چون متصل به منبع لایزال الهی است، از هرگونه نقص و تزلزل مصون است.
وی با تأکید بر اهمیت این فرصت برای حوزههای علمیه افزود: این یک فرصت بزرگ برای حوزههای علمیه است، زیرا توانایی دارد در برابر تمام مکاتب بشری ایستادگی کند و پاسخگوی همهی نیازهای علمی و فکری بشر باشد.
موسوی همچنین به چالشهای پیش روی حوزه علمیه اشاره کرد و اظهار داشت: در کنار این فرصتها، حوزه علمیه با چالشهایی نیز روبرو است که باید برای رفع آنها تدبیر کرد. یکی از مهمترین چالشها این است که علوم حوزوی باید بتواند پاسخگوی نیازها و پرسشهای روز باشد. اگر حوزه نتواند براساس شرایط زمانه پاسخ مناسب بدهد، شبهات گوناگونی در میان مردم پدید میآید.
معاون دفتر مرکز تبیان در قم در ادامه با ذکر نمونههایی از این شبهات گفت: به عنوان نمونه، یکی از شبهات چنین است: در سوره فیل آمده است که پرندگان ابابیل، سنگهایی از جنس سجّیل برداشتند و لشکر ابرهه را نابود کردند. برخی میگویند این پرندگان چگونه توانستند چنین کاری انجام دهند؟ بر اساس مطالعات علمی، پرنده فقط میتواند نیمی از وزن خود را حمل کند؛ مثلاً پرندهای که ۲۰۰ گرم وزن دارد، تنها ۱۰۰ گرم را میتواند بلند کند. حال این صد گرم چگونه میتواند سپاهی از فیلها و انسانها را نابود کند؟
وی افزود: این پرسش، یک شبهه است، اما با استفاده از قوانین علمی روز میتوان آن را پاسخ داد. طبق یکی از قوانین نیوتون، سه عامل در تأثیر یک جسم بر دیگری دخیلاند: جرم، ارتفاع و سرعت. اگر سنگی ۱۰۰ گرمی را با سرعت و از ارتفاع مشخصی در نظر بگیریم، حاصل ضرب این سه عامل ممکن است میلیون برابر نیروی عادی شود. طبق محاسبات، چنین سنگی در برخورد با زمین میتواند تا چند متر در خاک نفوذ کند. البته جنس زمین و سنگ نیز در این تأثیر نقش دارد. پس شبههای که با نگاه سطحی ایجاد شده بود، با استناد به علم فیزیک به راحتی قابل حل است.
موسوی نمونه دیگری از شبهات را چنین بیان کرد: در قرآن آمده است: وَالأَرْضَ بَعْدَ ذَلِكَ دَحَاهَا یعنی زمین را گسترانید. یا در آیهای دیگر آمده است: یَمُدُّ الأَرْضَ یعنی زمین را میگستراند. اما علم امروز، با استفاده از سامانههای دقیق GPS، نشان میدهد که مختصات طول و عرض زمین ثابت است و تغییر نمیکند. پس چگونه قرآن میگوید زمین گسترش مییابد؟ آیا میان این دو تناقضی وجود دارد؟
وی پاسخ حوزه علمیه به این گونه شبهات را ضروری دانست و گفت: برای پاسخ، باید معنای واژه ارض را در آیات قرآن بررسی کنیم. ارض در قرآن دو معنا دارد: یکی خشکی در برابر دریا و دیگری زمین در برابر آسمان. حال باید ببینیم در آیهی مورد نظر، مقصود کدام معناست. وقتی خداوند میفرماید یَمُدُّ الأَرْضَ، ممکن است منظور این باشد که خشکیهای زمین در طول زمان گسترش مییابند، زیرا با فرو رفتن آبها در زمین، خشکیها بیشتر میشوند. بنابراین، گسترش زمین به معنای افزایش خشکیهاست، نه بزرگتر شدن جرم فیزیکی زمین.
حجتالاسلام موسوی تأکید کرد: این نمونهها نشان میدهد که حوزه علمیه باید بتواند با اتکا به علوم روز و فهم دقیق آیات و روایات، به شبهات پاسخ دهد. اگر چنین نکند، نسبت به مسئولیت خود کوتاهی کرده و نقش واقعیاش در جامعه تحقق نخواهد یافت.