• تاریخ انتشار : شنبه 19 جولای 2025 - 15:34
  • کد خبر : 803
  • چاپ خبر
حسینی مزاری مطرح کرد:

امریکا و ناتو علت‌العلل مهاجرت مردم افغانستان هستند/حمایت همه‌جانبه، شرط بازگشت پایدار مهاجرین است

رئیس مرکز تبیان، در مراسم ختم قرآن مرحوم سید مشتاق حسنی، ضمن تاکید بر نقش مخرب امریکا و ناتو در ایجاد بحران مهاجرت افغانستان، بر مسئولیت این کشورها در جبران خسارات وارده تأکید کرد. وی همچنین بر لزوم حمایت همه‌جانبه از مهاجرین بازگشت‌کننده به کشور، به ویژه در زمینه اشتغال، مسکن و کرامت انسانی، با مشارکت حاکمیت، جامعه جهانی و کشورهای همسایه تاکید نمود. حسینی مزاری در این مراسم، ویژگی‌های بارز زندگی شهیدانه مرحوم حسنی را تشریح کرد و گفت که وی فردی معتقد، متعبد، متخلق به اخلاق الهی و دارای روحیه‌ی سیاسی بوده است.

خبرگزاری صدای افغان(آوا)-کابل: مراسم ختم قرآن کریم و فاتحه‌ خوانی مرحوم سید مشتاق حسنی، از کادرهای ارشد و همکار دفتر مرکزی مرکز فعالیت‌های فرهنگی اجتماعی تبیان افغانستان، روز (پنجشنبه، ۲۶ سرطان) با حضور اعضای این مرکز، فعالان فرهنگی و اجتماعی، شخصیت‌های سیاسی، فرهنگی و دینی از جمله حجت‌الاسلام والمسلمین سیدعیسی حسینی مزاری، رئیس کل مرکز تبیان و خبرگزاری صدای افغان (آوا) و‌ صدها تن از بستگان، اقوام، دوستان و آشنایان مرحوم در مسجد امام مهدی(عج) در منطقه سرپل دشت برچی کابل برگزار شد.

حجت‌الاسلام والمسلمین سیدعیسی حسینی مزاری، رئیس مرکز فعالیت‌های فرهنگی اجتماعی تبیان، در بخش اول سخنان خود در این مراسم با بیان نکاتی مهم درباره ویژگی‌های زندگی و شخصیت مرحوم حسنی، بر اهمیت زیست شهیدانه تأکید کرد. وی اظهار داشت که مرحوم سید مشتاق حسنی حقیقتاً زیستِ شهیدانه داشت و می‌توان او را از کسانی دانست که مقام شهید را کسب کرده‌اند.

حسینی مزاری با بیان شاخصه‌های زیست شهیدانه گفت: نخستین ویژگی افراد دارای این نوع زندگی، اعتقاد قلبی به خدا، روز واپسین و ائمه معصومین(ع) است. سید مشتاق حسنی از جمله افرادی بود که باورهای عمیق و پایبندی اعتقادی را همواره در زندگی خود حفظ کرد و سال‌ها مبتنی بر آن در چوکات تشکیلات مرکز تبیان فعالیت داشت.

رئیس مرکز تبیان، دومین شاخصه را تعبد و پایبندی به عبادات معرفی کرد و تأکید نمود که مرحوم حسنی در این زمینه نیز کاملاً مخلص و دقیق بود. وی گفت که عبادت تنها محدود به نماز و روزه نیست بلکه هر عملی که با نیت خالص برای خدا انجام شود عبادت محسوب می‌شود و سید مشتاق حسنی با اخلاص در تمام کارهایش حضور داشت.

حسینی مزاری در ادامه با اشاره به اینکه مرحوم حسنی فردی با تحصیلات عالی دانشگاهی یا عالم دینی شناخته‌شده نبود، افزود: اما اعتقاد و تعبد ربطی به سطح تحصیلات ندارد و می‌توان در هر مرحله‌ای از زندگی، عنصر متعبد و معتقد بود.

وی سپس به شاخصه سوم، یعنی متخلق بودن به اخلاق الهی و اسلامی پرداخت و بیان داشت که اخلاق پاک و دوری از رذایل اخلاقی مانند دروغ، غیبت و تهمت از دیگر ویژگی‌های زیست شهیدانه است که در وجود مرحوم حسنی به وضوح دیده می‌شد. حسینی مزاری تأکید کرد که طی بیش از ده سال فعالیت در کنار ایشان هرگز نشانه‌ای از این اشتباهات اخلاقی در او مشاهده نکرد.

رئیس مرکز تبیان، شاخصه چهارم را داشتن روح سیاسی عنوان کرد و گفت: فرد معتقد، متعبد و متخلق باید دارای روح سیاسی باشد و از تحلیل سیاسی برخوردار باشد، حق را از باطل تشخیص دهد و در کنار حق بایستد. این روح سیاسی موجب می‌شود که فرد در برابر فریب‌ها و نیرنگ‌ها مصون بماند و زیست شهیدانه را محقق کند. وی با اشاره به تجربه تاریخی خوارج، اهمیت داشتن روح سیاسی در زندگی مسلمانان را گوشزد کرد.

حسینی مزاری از حضار خواست که به اهمیت حضور در عرصه سیاسی و داشتن تحلیل درست سیاسی توجه کنند تا در مسیر اعتقاد و بندگی، دچار لغزش نشوند و عاقبت ‌بخیر گردند.

حسینی مزاری در ادامه سخنان خود با اشاره به تجربیات چهل و هفت سال گذشته افغانستان، تأکید کرد که فریب ‌خوردن‌ها و خدعه‌های سیاسی نه تنها در میان مردم عادی بلکه در میان رهبران و شخصیت‌های تأثیرگذار کشور نیز وجود داشته است. او افزود اگر این رهبران دارای تحلیل سیاسی قوی و درک درست از خدا، دشمن و شرایط کشور بودند، افغانستان هرگز گرفتار این همه جنگ، تجاوز و اختلافات داخلی نمی‌شد.

وی با یادآوری تجاوز شوروی و جهاد پیروز مردم افغانستان، گفت پس از پیروزی باید به جای ادامه درگیری‌ها به فکر رفاه، ساخت‌ و ساز و مدیریت اجتماعی می‌بودیم، اما متأسفانه جنگ‌ها و اختلافات داخلی بلافاصله شروع شد و حتی در میان احزاب، کودتا، ترور و کشتار رخ داد.

رئیس مرکز تبیان با تأکید بر اینکه طرفین جنگ داخلی نه کافر بودند و نه ملحد، بلکه مسلمانانی معتقد، متعبد و متخلق بودند، اظهار داشت: مشکل اصلی نبود روح و تحلیل سیاسی در آنان بود که باعث شد در دام دسیسه‌های دشمن گرفتار شوند و به جان هم بیفتند.

او سپس به دخالت‌های امریکا و ناتو اشاره کرد و گفت؛ چگونه ممکن است کشوری که در فلسطین، یمن و عراق علیه مسلمانان اقدام می‌کند، به نفع مردم افغانستان عمل کند؟! وی به انتقاد از برخی شخصیت‌های سیاسی پرداخت که با نداشتن تحلیل صحیح سیاسی، این واقعیت‌ها را ندیدند و فریب دشمن را خوردند.

حسینی مزاری همچنین بر ناممکن بودن تحقق راه حق با پول ناحق تأکید کرد و گفت؛ برخی تلاش کردند با سرمایه دشمن مسجد و حسینیه بسازند، اما چنین کاری ممکن نیست. او وحدت واقعی را پدیده‌ای مقدس دانست که نمی‌توان آن را با حضور عناصر نامقدس در رأس جریان ایجاد کرد.

رئیس مرکز تبیان بار دیگر بر اهمیت تحلیل سیاسی برای کسانی که خواهان زیست شهیدانه هستند، تأکید کرد و از حاضران خواست در این زمینه مطالعه کنند و از افراد درستکار و متدین مشورت بگیرند.

او چهار مولفه اعتقاد، عبادت، اخلاق و روح سیاسی را لازمه زیست شهیدانه دانست و گفت: اگر این چهار شاخصه در زندگی ما حضور داشته باشد، زندگی‌مان زیست شهیدانه خواهد بود. وی افزود که این ویژگی‌ها در وجود مرحوم سید مشتاق حسنی به طور کامل متبلور بود.

رئیس مرکز تبیان تأکید کرد که سخنان وی نه تملق و چاپلوسی است و نه به خاطر جلب رضایت خانواده مرحوم سید مشتاق حسنی بیان می‌شود، بلکه برگرفته از درک واقعی و برداشت شخصی او از زندگی و شخصیت این بزرگوار است. وی افزود: این زندگی شهیدگونه که ایشان داشت و مقام شهید را کسب کرد، نتیجه تربیت درست پدر و مادر اوست.

حسینی مزاری با دعای طول عمر و توفیقات بیشتر برای والدین مرحوم، خانواده سید مشتاق حسنی را نمونه‌ای برجسته در تربیت فرزندان صالح معرفی کرد و گفت: آقای سیدحسن حسنی فرزند بزرگ این خانواده است که به عنوان شخصیت شاخص فکری، فرهنگی و سیاسی شناخته می‌شود.

وی به یاد برادر بزرگ‌تر مرحوم سید مشتاق، سید حسین حسنی، اشاره کرد که او نیز در سال ۱۳۹۶ شمسی در یک انفجار در دفتر مرکز تبیان به شهادت رسید و افزود: امروز در مجلس ختم قرآن برای سید مشتاق حسنی حضور داریم که دومین شهید این خانواده است. وی همچنین گفت که دیگر اعضای این خانواده همچنان در مسیر مجاهدت و مبارزه فعال هستند.

حسینی مزاری با اشاره به مقاومت خانواده حسنی در برابر ترس از حضور در صحنه‌های سیاسی پس از شهادت یکی از فرزندان، تصریح کرد: آن‌ها حتی پسر شهید سید حسین را به دفتر فرستادند تا هدیه‌ای به اسلام، انقلاب و دین باشد و اکنون او در بخش خبرگزاری صدای افغان (آوا) فعالیت می‌کند.

وی اهمیت تربیت والدین را برجسته دانست و افزود: اگر خانواده‌ها بتوانند فرزندان خدمتگزار و متدین به جامعه تقدیم کنند، هم برای خود خانواده و هم برای دنیا و آخرت‌شان مفید خواهند بود و در نهایت جامعه‌ای سالم شکل می‌گیرد.

حسینی مزاری یادآور شد که بسیاری از مشکلات، خشونت‌ها و کشتارهای افغانستان ناشی از خانواده‌هایی است که نتوانسته‌اند فرزندان سالم و متعهد تربیت کنند و این خانواده‌ها به جای یاری رساندن به جامعه، باری بر دوش آن شده‌اند.

او از خانواده‌ها، پدرها و مادرها خواست در تربیت فرزندان خود نهایت تلاش را به کار گیرند، برنامه‌های تربیتی در خانواده داشته باشند و به رزق حلال اهمیت دهند تا بتوانند به درستی در مسیر تربیت موثر باشند.

حسینی مزاری در بخش دوم سخنان خود به مسئله مهاجرین افغانستانی اشاره کرد و گفت: عمر مهاجرت در افغانستان تقریباً بیش از ۴۷ سال است و میلیون‌ها نفر از مردم ما در این مدت مهاجر و آواره شده‌اند. وی افزود که جمهوری اسلامی ایران طی این سال‌ها، با وجود مشکلات داخلی و تحریم‌ها، تلاش کرده مهاجرین افغانستان را پذیرایی کند، اما همواره فراز و فرودهایی در این زمینه وجود داشته و معاندین از این مسئله علیه مهاجرین و دو کشور سوءاستفاده کرده‌اند.

حسینی مزاری به ورود حدود دو میلیون مهاجر افغانستانی به ایران پس از سقوط جمهوریت اشاره کرد و گفت: ایرانی‌ها این مهاجرین را سرشماری کردند و برگه‌های شش‌ماهه برای شان صادر کردند و تأکید داشتند که این افراد موقت هستند و باید پس از بهبود شرایط به افغانستان بازگردند. وی تأکید کرد که مخالف بازگشت مهاجرین نیست و همه مهاجرین از ایران، پاکستان و حتی دیگر کشورهای جهان باید به وطن بازگردند، زیرا برگشت آنها عامل ثبات و سازندگی کشور است.

اما رئیس مرکز تبیان درباره روند بازگشت مهاجرین گفت: این برگشت باید تدریجی باشد، چون بازگشت روزانه ۲۰ تا ۳۰ هزار نفر مشکلاتی برای مهاجرین، دولت و مردم ولایات مرزی ایجاد می‌کند. وی همچنین تأکید کرد که بازگشت باید همراه با کرامت انسانی باشد و مهاجرین نباید تحقیر یا مورد توهین قرار گیرند.

حسینی مزاری با اشاره به رضایت برخی مهاجرین از رفتار ایرانی‌ها و ناراحتی برخی دیگر، هشدار داد که دشمنان در این وضعیت سوءاستفاده کرده و سعی دارند بین ملت‌ها و دولت‌های ایران و افغانستان اختلاف بیندازند. او از هر دو طرف خواست هوشیار باشند تا گرفتار توطئه‌های دشمنان نشوند.

وی تأکید کرد که مسئله مهاجرین باید روزی خاتمه یابد و برگشت آنها به افغانستان صورت گیرد، هرچند این موضوع ممکن است امروز، فردا یا سال‌های آینده با چالش‌هایی همراه باشد.

رئیس مرکز تبیان در ادامه سخنان خود درباره اهمیت روابط دو کشور ایران و افغانستان تأکید کرد که این دو کشور برای همدیگر بسیار مفید و ضروری هستند. وی با اشاره به نقش برجسته جمهوری اسلامی ایران در حمایت از افغانستان به ویژه در چهار سال اخیر گفت: ایران یکی از کشورهای مهم و عمده در تثبیت حاکمیت و حمایت از مردم افغانستان بوده و ما از این همکاری‌ها صمیمانه تشکر می‌کنیم و به ادامه این همکاری‌ها نیازمندیم.

حسینی مزاری با رد کمک‌ رسانی امریکا و کشورهای غربی به افغانستان تصریح کرد: امریکا دشمن ما است و کشورهای اروپایی نیز در طول بیست سال گذشته جز خرابی و تخریب چیزی برای افغانستان نیاورده‌اند؛ بنابراین ما فعلاً متکی به آنها نیستیم. وی افزود که افغانستان به همکاری و حمایت همسایگانش، به ‌ویژه پاکستان و ایران نیازمند است و باید با همه همسایه‌ها تعامل مثبت داشته باشد.

رئیس مرکز تبیان همچنین اهمیت افغانستان را برای جمهوری اسلامی ایران یادآور شد و گفت: اگر ایرانی‌ها هنوز این موضوع را درک نکرده‌اند، باید بدانند که افغانستان در جهان کشوری است که به عنوان همکار، همراه و هم‌فکر ایران است. وی با اشاره به حمایت مردم و نخبگان افغانستان از جمهوری اسلامی ایران در جنگ اخیر ۱۲ روزه، بر سابقه طولانی مبارزه مشترک دو کشور با استکبار تأکید کرد.

حسینی مزاری از مردم دو کشور خواست هوشیار باشند تا دشمنان و عوامل آنها و عناصر متعصب ملی‌گرا اوضاع را خراب و روابط دو ملت و دولت را تخریب نکنند. وی گفت: ایران و افغانستان باید در همه زمینه‌ها از سیاست، امنیت، اقتصاد، فرهنگ و اجتماع تعامل و همکاری داشته باشند و در کنار هم باقی بمانند.

رئیس مرکز تبیان بر اهمیت ساماندهی بازگشت مهاجرین به افغانستان تأکید کرد و گفت: هرچند امارت اسلامی تا کنون تلاش‌های قابل توجهی در زمینه بازگشت مهاجرین از پاکستان و ایران داشته است، اما حاکمیت افغانستان مسئولیت جدی‌تری در این زمینه دارد. وی افزود که توجه به نیازهای اولیه مانند خوراک، پوشاک، سرپناه و به ویژه ایجاد اشتغال برای مهاجرین از اولویت‌های اصلی است.

حسینی مزاری با اشاره به خطر مهاجرت مجدد  در صورت عدم ایجاد اشتغال، هشدار داد که در غیر این صورت، مهاجران دوباره به سمت خارج حرکت خواهند کرد و مرزهای کشورهای میزبان، به خصوص ایران، بسته نخواهد ماند. وی مهاجرت را پدیده‌ای طبیعی دانست و گفت: وقتی بین دو کشور نابرابری اقتصادی وجود دارد، مهاجرت به کشور مرفه‌تر امری اجتناب‌ناپذیر است.

رئیس مرکز تبیان ضمن تأکید بر نقش مردم در پذیرش و کمک به مهاجرین، به ویژه سرمایه‌داران، تاجران و صاحبان املاک، خواستار کاهش کرایه خانه‌ها و حمایت بیشتر از مهاجرین شد و از افزایش غیرمعقول کرایه‌ها انتقاد کرد.

وی همچنین مسئولیت کشورهای همسایه، به خصوص ایران و پاکستان، را در جلوگیری از مهاجرت مجدد یادآور شد و خواستار حمایت این کشورها در زمینه‌های اشتغال، امنیت، فرهنگ و اجتماع در داخل افغانستان شد. علاوه بر این، حسینی مزاری از کشورهای منطقه، جامعه جهانی، سازمان ملل و کمیسیاریای عالی پناهندگان ملل متحد خواست مسئولیت‌های خود را در قبال مهاجرین به‌ خوبی انجام دهند.

رئیس مرکز تبیان در نهایت تأکید کرد که وظیفه اصلی امریکا و اعضای ناتو است که به گفته وی، عامل اصلی مهاجرت‌های پس از سقوط جمهوریت افغانستان هستند و باید خسارات وارده به مردم کشورمان را جبران کنند. 

او تاکید کرد که حکومت افغانستان باید در مجامع ملی و بین‌المللی شکایت و حقوق مردم را از امریکا مطالبه کند. حسینی مزاری از حکومت خواست که به طور جدی از مهاجرین حمایت کرده و در تأمین سرپناه و اشتغال آنان بیش از پیش اهتمام داشته باشد.

متن کامل سخنان حسینی مزاری در این مراسم به شرح ذیل است:
أعوذُ باللهِ من الشیطانِ الرجیم. بِسمِ اللهِ الرّحمنِ الرّحیم. الحمدلله رب العالمین، ثمّ الصّلاة و السّلامُ علی رسولِ الله و آلِه الطّاهرین. رَبِّ اشرح لی صدری و یسّر لی أمری، و احلُل عقدةً من لسانی یفقهوا قولی. اما بعد؛ قال الإمام علیٌّ علیه‌السلام: «المؤمنُ على أيِّ حالٍ ماتَ، و في أيِّ ساعَةٍ قُبِضَ، فهُو شَهیدٌ.»

مقدمه و عرض تسلیت به خانواده مرحوم سید مشتاق حسنی
ابتدا درگذشت مرحوم مغفور سید مشتاق حسنی را به والده گرامی‌شان، برادر، خواهران، همسر، فرزندان، و تمام اقوام، دوستان و ارادتمندان ایشان تسلیت عرض می‌کنم. خداوند متعال، ایشان را با اجداد طاهرینش محشور گرداند. این ختم قرآن کریم نیز به نیت شادی روح آن مرحوم برگزار شده است. با توجه به فرصتی که در اختیار اینجانب قرار دارد، پیرامون دو نکته و مطلب، متصدی اوقات شما عزیزان هستم.

تعریف و مفهوم «زیست شهیدانه»
مطلب اول، در رابطه با موضوع مجلس و ختم قرآن کریم، یعنی درباره شخصیت سید مشتاق حسنی است. مرحوم سید مشتاق حسنی حقیقتاً زیستِ شهیدانه داشت. من در پیام تسلیت نیز عرض کردم که ایشان یکی از کسانی است که می‌توان گفت مقام شهید را کسب کرده است. 
چه کسانی می‌توانند مقام شهید را کسب کنند؟ آیا سید مشتاق حسنی این ویژگی‌ها و شاخصه‌ها را در زندگی خود داشته است یا خیر؟ اگر داشته، ما می‌توانیم بگوییم که ایشان مقام شهید را دارا بوده است. کسانی که «زیستِ شهیدانه» دارند، یعنی همانند شهدا در زندگی خود طی طریق می‌کنند، چند شاخصه عمده و مهم دارند.

شاخصه اول: ایمان و باور قلبی نسبت به خدا و ائمه معصومین(ع)
شاخصه اول این است که این افراد، انسان‌هایی بسیار معتقد هستند؛ نسبت به خدا، باور قلبی دارند؛ نسبت به روز واپسین، ایمان قلبی دارند؛ نسبت به ائمه معصومین علیهم‌السلام و هر آنچه که مربوط به حوزه اعتقادات می‌شود، مؤمن و پایبند هستند. در رابطه با افزایش معلومات اعتقادی نیز همواره در پی ارتقاء سطح شناخت و آگاهی خود هستند. این افراد، کسانی هستند که مقیّد و مواظب‌اند تا در حوزه اعتقادات، بسیار جدی، سرسخت و متعهد باقی بمانند. جناب سید مشتاق حسنی، یکی از این افراد بود. سید مشتاق حسنی را از روزی که می‌شناسم، حقیقتاً انسانی معتقد بود. چندین سال به عنوان همکار ما در حوزه مرکز فعالیت‌های فرهنگی اجتماعی تبیان کار می‌کرد و ارتباط مستقیم و نزدیک با ایشان داشتیم. این یکی از شاخصه‌هایی است که افرادی که زیست شهیدانه دارند، باید داشته باشند.

شاخصه دوم: تعبد و اخلاص در انجام عبادات ظاهری و باطنی
شاخصه دوم این‌گونه افراد، تعبد است. این افراد، به ‌شدت متعبد هستند و هر آنچه که در حوزه عبادات قرار می‌گیرد، رعایت می‌کنند؛ چه در زمینه اعمال عبادی مانند نماز، روزه، پرداخت وجوهات و سایر احکام و اعمالی که به‌ صورت جسمی و عملی در عبادت تعریف شده‌اند، و چه از نظر نیت و باطن. بحث عبادت، تنها منحصر به نماز و روزه و امثال این‌ها نیست. شما هر عملی را که مخلِصاً لوجه‌الله انجام دهید، عبادت محسوب می‌شود. مثلاً وقتی شما امروز از خانه حرکت کردید و گفتید می‌رویم به مراسم ختم مرحوم سید مشتاق حسنی و این کار را مخلصانه برای خدا انجام دادید؛ از لحظه‌ای که از خانه خارج می‌شوید تا زمانی که در مجلس می‌نشینید و حتی وقتی برمی‌گردید، همه این‌ها عبادت است. به مراسم روضه می‌روید، عبادت است. حتی صبح که بیدار می‌شوید و به محل کار می‌روید، اگر نیت کنید که خدایا من برای تو، برای رضای تو و برای تأمین معاش خانواده‌ام می‌روم، این هم عبادت است.

تبدیل تمام لحظات زندگی به عبادت با نیت خالص
هر حرکت، فعل و عملی که در زندگی انسان متصوّر باشد، اگر با نیت خالصِ خدایی انجام شود، عبادت خواهد بود. ما می‌توانیم بیست‌ و چهار ساعت زندگی‌مان را به مراحل عبادی تبدیل کنیم؛ هفته‌ها، ماه‌ها، سال‌ها و تمام لحظات زندگی‌مان را در مسیر بندگی قرار دهیم و «عنصر متعبد» و عبادت‌کننده‌ای در همه حال باشیم. در هر یک از این شاخصه‌هایی که بنده عنوان می‌کنم، قطعاً می‌توان مفصل‌تر صحبت کرد، آن‌ها را بسط داد و اطلاعات بیشتری ارائه داد. اما چون وقت محدود است، من این نکات را به‌ صورت فهرست‌وار خدمت شما عرض می‌کنم.

جناب سید مشتاق حسنی نیز یکی از عناصر متعبد بود. ایشان هم در اعمال عبادی، مانند نماز و سایر عبادات، کاملاً مقیّد بود؛ نمازش را اول وقت، با خشوع و خضوع به ‌جا می‌آورد و همواره مراقب نیت خدایی در انجام اعمالش بود. تمام کارهایی که انجام می‌داد، با نیت اخلاص و برای رضای خدا انجام می‌داد؛ و به همین دلیل، ما ایشان را به ‌درستی به عنوان یک فرد متعبد می‌شناختیم.

معتقد و متعبد بودن، ربطی به تحصیلات عالی ندارد
اگرچه شخصیتی مانند آقای حسنی، فردی با تحصیلات عالی دانشگاهی نبود؛ او نه یک عالم دینی شناخته‌شده بود و نه یک اندیشمند به معنای خاص کلمه. اما باید توجه داشت که کسی فکر نکند که فردی حتماً باید عالم یا اندیشمند باشد، تا بتواند معتقد و متعبد باشد، نه این‌گونه نیست. انسان در هر مرحله‌ای از زندگی و در هر سطحی از علم و دانش که باشد چه باسواد، چه کم‌سواد یا حتی بی‌سواد می‌تواند معتقد باشد و می‌تواند عنصری بسیار متعبد در زندگی باشد. چنین انسانی، زندگی دنیا را مزرعه‌ای برای آخرت می‌بیند و از لحظه ‌لحظه عمر خود، برای توشه برداشتن جهت آخرت بهره می‌برد. جناب آقای حسنی چنین شخصیت و چنین انسانی بود که در طول ایام، هفته‌ها، ماه‌ها و سال‌هایی که ایشان را می‌شناختیم، در حوزه تعبد، عنصری مقید و پایبند بود.

شاخصه سوم: متخلق بودن به اخلاق اسلامی و دوری از رذایل اخلاقی
شاخصه دیگر کسانی که زندگی شهیدگونه دارند، متخلق بودن است؛ متخلق به اخلاق خدا، متخلق به اخلاق امامان معصوم علیهم السلام، متخلق به اخلاق اسلامی. همه‌ی محاسن اخلاقی در وجود او نمایان بود و هیچ‌ یک از رذایل اخلاقی مانند غیبت، دروغ، سخن‌چینی، تهمت و امثال آن را نداشت. طبیعتاً چنین شخصی اگر این اخلاق را داشته باشد، این یکی از شاخصه‌های زیست شهیدانه است و اگر هم بمیرد، چه در سنگر اول جبهه در برابر کفر باشد یا زیر لحاف، طبیعتاً اگر در جبهه کشته شود شهید است و اگر در غیر آن صورت بمیرد، مقام شهید را کسب می‌کند. جناب آقای حسنی با توجه به چنین خلق و خویی، حقیقتاً یکی از شاخصه‌های زیست شهیدانه در وجود ایشان متبلور و متجلی بود و ما شاهد آن بودیم. ما می‌دیدیم که ایشان همکار ما بود و در دفتر در خدمت ایشان بودیم.

باور کنید، طی سال‌هایی که تقریباً بیش از ده سال آقای حسنی در حوزه تشکیلات فعالیت داشت، حتی یک بار دروغ از ایشان ندیدم. هیچ‌گونه سخن‌چینی، غیبت یا تهمتی از او مشاهده نکردم. این مسائل، مثل دروغ و غیبت، معمولاً در برخی افراد دیده می‌شود، بویژه در سنین جوانی که آقای حسنی بیست و هشت سال داشت، اختلافات و جنگ ‌و جنجال‌ها طبیعی است و ممکن است گاهی انسان اشتباه کند، اما طی این مدت من حتی یک بار هم از ایشان چنین اشتباه اخلاقی ندیدم.

شاخصه چهارم: داشتن روح و تحلیل سیاسی به عنوان ضرورت زیست شهیدانه
بحث دیگری که برای زیست شهیدانه مهم است، داشتن روح سیاسی است. اگر ما به عنوان مسلمانان معتقد، متعبد و متخلق باشیم اما روح سیاسی نداشته باشیم، زیست شهیدانه محقق نمی‌شود. چنین فردی اگر هم بمیرد، نمی‌تواند مقام شهید را کسب کند. کسی که می‌خواهد زیست شهیدانه داشته باشد، باید روح سیاسی در وجود و نهادش واضح و مشخص باشد. باید تحلیل سیاسی داشته باشد، حق را از باطل تشخیص دهد، در کنار حق قرار بگیرد و در برابر باطل بایستد. همچنین نباید تنها به فکر خود باشد، بلکه باید به فکر خانواده، اقوام و خویشاوندان، محیط زندگی، ولایت، کشور و امت اسلامی نیز باشد. 

نقش تحلیل سیاسی در تشخیص حق و باطل و جلوگیری از فریب دشمن
اگر کسی روح سیاسی نداشته باشد و به عنوان فردی معتقد، متعبد و متخلق باشد، طبیعتاً در مراحل مختلف زندگی فریب می‌خورد و مورد خدعه و نیرنگ قرار می‌گیرد. ما موارد زیادی از این دست داریم؛ بهترین و روشن‌ترین نمونه، خوارج است. شما ببینید در یک طرف جبهه شخصیتی مثل امام علی علیه‌السلام وجود داشت، اما چون سربازان ایشان و برخی از عناصر برجسته‌ای که در رکاب امام علی علیه‌السلام شمشیر می‌زدند، روح سیاسی نداشتند، تحلیل سیاسی نداشتند و برداشت درست از اوضاع نداشتند، نتوانستند حق را از باطل تشخیص دهند. حتی در برابر امام ایستادند، شمشیر کشیدند و تهدید کردند که باید جنگ را متوقف کنند. این در حالی بود که در لحظات آخر به پیروزی نزدیک بودند و مالک اشتر در نزدیکی خیمه بود و قرار بود کار را یکسره کند. اما چون عناصر خوارج روح سیاسی و تحلیل سیاسی نداشتند، فریب خوردند و این فریب، کار را خراب کرد. شما دیدید که در نتیجه و نهایتاً خود امام علی علیه‌السلام با شمشیر خوارج به شهادت رسید.

بحث داشتن روح سیاسی این‌قدر مهم است. برادران و خواهران، باید حواس‌مان به زندگی‌مان باشد. گاهی ممکن است بگوییم: «ما چه کار به مسائل سیاسی داریم؟!» یا «بحث سیاسی چه ربطی به ما دارد؟!» اما نه، مباحث سیاسی باید جزو زندگی هر مسلمان باشد، جزو زندگی هر عنصر معتقد، متعبد و متخلق باشد. اگر این روح سیاسی نباشد، ممکن است ما عاقبت ‌‌بخیر نشویم. ممکن است در مراحل مختلف آزمایش‌ها فریب بخوریم.

بررسی آسیب‌های فقدان روح سیاسی در تاریخ معاصر افغانستان
همان‌طور که در افغانستان طی چهل و هفت سال گذشته با این آزمایش‌ها مواجه بودیم و فریب خوردن‌ها وجود داشت؛ نه تنها در میان مردم عادی، بلکه در سطح شخصیت‌ها و رهبران جبهات نیز این فریب‌خوردن‌ها و مورد خدعه قرار گرفتن‌ها دیده شده است.
اگر شخصیت‌های تأثیرگذار و رهبری‌کننده و مؤثر جامعه افغانستانی عناصری با تحلیل سیاسی می‌بودند، با درک سیاسی بالا می‌بودند، خدا را درست می‌شناختند و دشمن را درست می‌شناختند و تحلیل درست از اوضاع می‌داشتند، افغانستان طی چهل و هفت سال درگیر این همه جنگ و کشمکش و این همه جنجال نمی‌بود. افغانستان مورد تجاوز شوروی قرار نمی‌گرفت. باز وقتی مورد تجاوز قرار گرفت و بعد از مدت چهارده سال جنگ به پیروزی رسید و جهاد پیروز شد، بعد از پیروزی به جان هم نمی‌افتادیم و اسلحه‌ها را کنار می‌گذاشتیم، به فکر نان مردم می‌بودیم، به فکر رفاه مردم می‌بودیم، به فکر ساخت‌ و ساز می‌بودیم، طرح‌های سیاسی و مدیریت اجتماعی را در دستور کار قرار می‌دادیم، نه اینکه بعد از پیروزی بلافاصله جنگ‌ها و جنجال‌ها شروع شود.

هشدار نسبت به نفوذ دشمنان خارجی و نادیده گرفتن تحلیل سیاسی
نه اینکه بگویم آقا این حزب با آن حزب، حتی در درون خود احزاب کودتاها رخ داد، کشت و کشتارها شد، ترورها انجام گرفت. شما می‌بینید در کابل، در مناطق مرکزی، در شمال، و… کسانی که سن‌شان ایجاب می‌کند، می دانند و  کسانی که جوان هستند، از طریق رسانه‌ها شنیده‌اند و در جریان قرار گرفته‌اند که وضعیت افغانستان به کجا رفت. حالا ما چرا باز فریب خوردیم و نیرنگ استکبار در درون ما تأثیر گذاشت و ما به مقابل هم قرار گرفتیم؟! چرا دو برادر در برابر هم؟! چرا دو تا خواهر در برابر هم؟! چرا دو جریان اسلامی که هر دو خدا می‌گفتند، هر دو به پیامبر اعتقاد داشتند، حتی به ائمه معصومین احترام می‌گذاشتند، به جان هم افتادند و جنگیدند، کشته دادند و کشتند؟! چرا؟! به خاطر چه؟!

ما نمی‌توانیم بگوییم آنها معتقد نبودند، نمی‌توانیم بگوییم متعبد نبودند، نمی‌توانیم بگوییم متخلق به اخلاق نبودند. نه، آنها همه این‌ها را داشتند؛ مسلمان بودند. ما نمی‌توانیم طرفین جنگ داخلی را تکفیر کنیم و بگوییم حتماً کافر بودند یا ملحد بودند. نخیر، ملحد نبودند، کافر هم نبودند، مسلمان بودند، اما تحلیل سیاسی نداشتند و روح سیاسی در وجودشان نهادینه نشده بود. لذا در دام دسیسه‌ها و توطئه‌های دشمن قرار گرفتند و فریب خوردند.

امریکایی‌ها تجاوز کردند. باز شما می‌بینید دشمنی که در فلسطین خون مردم را می‌ریزد، دشمنی که در یمن آن شرایط را به وجود می‌آورد، دشمنی که علیه مردم عراق آن کار را می‌کند، بعد در افغانستان ما له له می‌زنیم که او به اصطلاح دموکراسی می‌آورد، آزادی بیان می‌آورد! آقا چطور ممکن است امریکایی که در آنجا خون برادر و خواهر مسلمان ما را می‌ریزد، اینجا بیاید به نفع ما عمل کند؟! شخصیت‌ها و بزرگان ما، در حد رهبری احزاب و شخصیت‌ها و در حد به اصطلاح وزارت و معاونت و امثال این‌ها، با چه تحلیلی فکر کردند که امریکا و ناتو به نفع ما عمل می‌کنند؟! آنها به اصطلاح نصارا هستند و جمع دیگری هم یهود است! آقا، یهود و نصارا تا به کیش آنها در نیایید، تا مثل آنها نباشید، از شما چیزی قبول نمی‌کنند.

ضرورت وحدت واقعی و نقش عناصر مقدس در ایجاد آن
حتی بعضی از مردم ما تلاش داشتند و علاقمند بودند با پول آنها مسجد بسازند، حسینیه درست کنند! برادر من، خواهر من، آخر، راه حق و کار حق با پول ناحق و امکانات و وسایل نامشروع امکان ندارد محقق شود. چرا ما در جامعه افغانستان نتوانستیم وحدت برقرار کنیم؟! به این خاطر که وحدت یک واژه مقدس است، یک پدیده مقدس است، و عناصر نامقدس نمی‌توانند در رأس یک وحدت قرار بگیرند و وحدت ایجاد کنند.

بنابراین، برادران و خواهران! بحث تحلیل سیاسی این قدر مهم است. کسانی که علاقه دارند زیست شهیدانه داشته باشند، کسانی که دوست دارند شهادت نصیب‌شان شود و به عنوان یک شهید و مقام یک شهید را کسب کنند، حتماً در این رابطه باید توجه کنند و تلاش کنند. در مباحث سیاسی باید ورود داشته باشند؛ اگر نمی‌دانند، مطالعه کنند و اگر سواد ندارند، از عناصر درست و متدین باید بپرسند و معلومات کسب کنند.

چهار مولفه اصلی زیست شهیدانه: اعتقادات، عبادات، اخلاق و روح سیاسی
ما این چهار مولفه اعتقادات، عبادات، اخلاقیات و روح سیاسی را باید در وجود خود نهادینه کنیم. این چهار چیز می‌تواند در زندگی ما حضور داشته باشد و خروجی آن می‌شود زندگی و زیست شهیدانه. اگر ما این شاخصه‌ها را در زندگی خود داشته باشیم، زندگی‌مان زیست شهیدانه خواهد بود. این چهار شاخصه را مرحوم سید مشتاق حسنی داشت.

ببینید برادران و خواهران! فکر نکنید که گاهی ممکن است مثل بعضی‌ها اینجا من متملقانه صحبت می کنم، به خاطر اینکه پدر آقای حسنی و اقوام او از من خوششان بیاید. نخیر، بلاخره ما هم خدایی داریم، هم قیامتی، و پاسخ دادن در کار خواهد بود و تملق در کار نیست. این چیزی است که خودم از آقای حسنی درک کردم و براساس برداشت خودم از زندگی و شخصیت حسنی است. اما این خروجی و این موجود که چنین زندگی کرد و به عنوان شهید زیست و مقام شهید را از نظر من و براساس روایت امام علی (ع) کسب کرد، نتیجه تربیت پدرها و مادرها است.

معرفی خانواده حسنی و نقش آنان در عرصه‌های فرهنگی و سیاسی
خداوند عمر والدین حسنی را طولانی کند و توفیقات مزید و بیشتر را برای این خانواده عنایت فرماید؛ خانواده‌ای که تمام فرزندانش، فرزندانی اهل و صالح هستند. آقای سیدحسن حسنی، فرزند بزرگ این خانواده، امروز به عنوان یکی از شخصیت‌های شاخص فکری، فرهنگی و سیاسی مطرح است. تنها بحث مرکز تبیان نیست، تنها بحث خبرگزاری صدای افعان(آوا) نیست؛ گرچه این دو تشکیلات هم ملی و بین‌المللی هستند و هزاران نیرو دارند و کارهای مختلفی در سطح داخل و خارج انجام می‌دهند، اما حقیقتا جناب سیدحسن حسنی، فرزند بزرگ این خانواده، به عنوان یک شخصیت شاخص شناخته می‌شود.

برای برادر بزرگ‌تر آقای حسنی، سید حسین حسنی، هم باید گفت که ایشان از شهدای عرصه فکر، فرهنگ و اجتماع است. در سال ۱۳۹۶ هجری شمسی در دفتر کابل ما انفجاری رخ داد و این جوان خوش‌اخلاق، متعبد و معتقد در آنجا به شهادت رسید. امروز هم شما شاهد برگزاری مجلس ختم قرآن برای سید مشتاق حسنی هستید، که این دومین شخصیتی است که مقام شهید کسب می‌کند. سایر برادران، خواهران و فامیل آقای حسنی نیز در این مسیر مجاهدت و مبارزه می‌کنند.

برخی خانواده‌ها وقتی فرزندشان در دفتر به شهادت رسید، تلاش کردند که بقیه اقوام و خانواده هارا از حضور در صحنه‌های سیاسی نهی کنند. اما خانواده آقای حسنی این‌طور نبود.  پدر آقای حسنی، میتوانست به سید حسن حسنی، بگویند دیگر به آنجا نرو چون برادرت در آنجا شهید شده و آنجا خطرناک است، اما نخیر؛ نه تنها این کار را نکرد، بلکه پسر سید حسین حسنی را هم فرستاد به دفتر و گفت این را از طرف ما هدیه به اسلام، انقلاب و دین و مذهب کنید. اکنون پسر سید حسین حسنی در بخش خبرگزاری صدای افغان آوا در دفتر کابل کار می‌کند.

اینجاست که برادران و خواهران، اهمیت تربیت پدرها و مادرها مشخص می‌شود. پدرها و مادرها در بحث تربیت باید تلاش کنند. اگر والدین یک خانواده و اعضای آن بتوانند دختران و پسران خدمت‌گزار به دین و مذهب را به جامعه تقدیم کنند، علاوه بر اینکه برای خود خانواده خوب است، برای دنیای شان خوب است و برای آخرت‌شان هم خوب است، اما مهمتر اجتماع را می‌سازند.

تشویق خانواده‌ها به تربیت فرزندان صالح و اهمیت نان حلال در تربیت
اگر جامعه ما امروز مملو از خانواده‌هایی مثل خانواده‌ آقای حسنی بود، ما مشکلی در کشور نداشتیم و افغانستان در طول ۴۷ سال جنگ، گرفتار خونریزی و بی‌ثباتی نمی‌بود و این همه مشکلات و معضلات را نمی‌دید. شما امروز اگر هر مقدار خوبی‌ها، ساخت‌وسازها و کارهای خیر را در این کشور می‌بینید، ناشی از فرزندانی است که تربیت‌شده چنین خانواده‌هایی هستند. اما هر مقدار قتل و قتال، هر مقدار خشونت و تخریب زیرساخت‌ها در کشور می‌بینید، ناشی از خانواده‌هایی است که نتوانسته‌اند نیروهای سالم تربیت کنند، نتوانسته‌اند عناصر بدردبخور و متدین تربیت کنند و تقدیم جامعه کنند. این خانواده‌ها نه تنها خدمتکار جامعه نشدند، بلکه بار دوش جامعه شدند و ضد جامعه عمل کردند. شما حتما در جریان این همه خرابی‌ها و این همه کشت و کشتاری که طی این ۴۷ سال به وجود آمد قرار دارید. بنابراین، در پایان این بخش پیشنهاد من به خانواده‌ها، به پدرها و مادرها این است که در بحث تربیت اولاد بی‌نهایت تلاش کنند، بی‌نهایت کار انجام دهند. باید در درون خانواده‌ها برنامه‌های تربیتی داشته باشیم. در عرصه تربیت، نان حلال خیلی مهم است؛ سعی کنیم رزق و روزی حلال تأمین کنیم و به خورد فرزندان و اهالی خانواده بدهیم تا بتوانیم در بحث تربیت کارهای اثرگذار و درست انجام دهیم.

دعا و آرزوی طول عمر با برکت و شهادت برای خانواده‌های نمونه
امروز به همین خاطر است که ما برای خانواده حسنی دعا می‌کنیم، و برای تمام خانواده‌هایی که مثل خانواده حسنی بوده‌اند، هستند و در آینده خواهند بود، جدّاً دعا می‌کنیم که خداوند عمرشان را طولانی کند، عمر با برکت عطا فرماید و در عرصه‌های مختلف زندگی توفیق جدی عنایت کند، و در مسیر اهل بیت عصمت و طهارت باشند، سرباز آقا امام زمان باشند، و در آخر عمر هم شهادت نصیب این‌گونه خانواده‌ها شود.

خوب، برای شادی روح این مرحوم و برادرش سید حسین حسنی و تمام مرحومین مومنین و مومنات سلام می فرستم، درود می‌گویم و از خداوند متعال می‌خواهم همه‌ی این‌ها را مورد عفو، رحمت و علو درجات خود قرار بدهد.

پذیرش و حمایت ایران از مهاجرین افغانستانی طی ۴۷ سال
موضوع دوم که خیلی می‌خواهم سریع بگویم و از این فرصت استفاده کنم، بحث مهاجرین است. عمر مهاجرت در افغانستان تقریباً بیش از ۴۷ سال است. طی این مدت، میلیون‌ها نفر از مردم ما و شما مهاجر و آواره شدند و یکی از کشورهای مهاجرپذیر جمهوری اسلامی ایران بود. جمهوری اسلامی ایران هم طی این ۴۷ سال، با وجود مشکلات داخلی، تحریم‌ها و تقابل با دنیای کفر، تلاش و سعی کرد به هر حال از مهاجرین ما پذیرایی کند و حتی‌المقدور پذیرایی‌شان خوب باشد.

چالش‌ها و سوءاستفاده‌های دشمنان از موضوع مهاجرین
اما همواره فراز و فرودهایی در بحث مهاجرین وجود داشته و معاندین و مخالفین سعی کرده‌اند از پدیده مهاجرت علیه مهاجرین، علیه حکومت ایران و علیه افغانستان بهره‌برداری کنند و آن را به عنوان ابزاری برای دوری میان دو ملت مورد استفاده قرار دهند، به‌خصوص مهاجرینی که بعد از سقوط جمهوریت عازم جمهوری اسلامی ایران شدند.

ورود گسترده مهاجرین به ایران پس از سقوط جمهوریت
بعد از سقوط، حجم وسیعی از مهاجرین وارد ایران شدند، نزدیک به دو میلیون نفر. از همان اول هم ایرانی‌ها این‌ها را سرشماری کردند و برگه‌های شش‌ماهه دادند و حرف‌شان هم این بود که این‌ها موقت هستند و بعد از اینکه افغانستان سامان پیدا کرد و شرایط بهبود یافت، باید برگردند. این برگه‌ها هر شش ماه تمدید می‌شد و مرتب مقامات مرتبط ایران اعلام می‌کردند که این مهاجرین حتماً باید برگردند.

لزوم بازگشت همه مهاجرین افغانستان از کشورهای مختلف
حال با توجه به شرایط اخیر و مشکلات مختلفی که پیش آمد، تصمیم بر این شد که این مهاجرین باید برگردند. البته من در ایران در جلسات مختلف سخنرانی کردم و در سخنرانی‌ها گفتم که متن آن‌ها در خبرگزاری صدای افغان و سایر رسانه‌ها موجود است، ما در بحث برگشت گفتیم که مخالف برگشت نیستیم؛ مهاجران حتماً باید برگردند؛ نه فقط این دو میلیون نفر، بلکه تمام مهاجرین از ایران باید برگردند، تمام مهاجرین از پاکستان باید برگردند، حتی اگر ممکن باشد تمام مهاجرین ما از کل دنیا هم باید برگردند. چون برگشت مهاجرین در افغانستان عامل ثبات کشور است، عامل سازندگی و ساختن کشور است.

بازگشت تدریجی مهاجرین با حفظ کرامت انسانی
ممکن است در اوایل دشواری‌هایی وجود داشته باشد و مشکلاتی به هر حال پیش آید، اما باید برگردند، اما این برگشت باید تدریجی باشد. این‌گونه که روزی ۲۰ هزار یا ۳۰ هزار نفر از ایران به افغانستان بازگردند، هم برای خود مهاجرین مشکلاتی ایجاد می‌کند، هم برای دولت افغانستان و هم برای مردم ساکن کشور، به ویژه در ولایات و شهرهای مرزی. از طرف دیگر، برگشت دادن مهاجرین باید همراه با کرامت انسانی باشد؛ نباید توهین شود، مهاجر تحقیر نشود و مشکلات مختلف ایجاد نشود.

نارضایتی برخی مهاجرین و تلاش دشمنان برای اختلاف‌افکنی
اگرچه بسیاری از مهاجرین از نحوه تعامل ایرانی‌ها راضی هستند، اما برخی ناراضی و عده‌ای هم ناراحت‌اند. در این میان، عناصر دشمن به‌شدت سوءاستفاده می‌کنند تا آب را گل‌آلود کنند و تضاد و اصطکاک بین ایران و افغانستان ایجاد کنند؛ هم بین ملت‌های ایران و افغانستان و هم بین دولت‌های دو کشور. اینجا هم هوشیاری ایرانی‌ها لازم است و هم هوشیاری افغانستانی‌ها، تا مبادا گرفتار دام توطئه دشمنان شویم. به هر حال، بحث مهاجرین باید روزی خاتمه پیدا کند و برگشت آنان صورت گیرد. امروز، فردا، سال آینده یا سال‌های بعد، وقتی بحث برگشت مطرح شود، چنین شرایط و مسائلی به وجود خواهد آمد.

کمک‌های جمهوری اسلامی ایران به افغانستان در چهار سال اخیر
اما این دو کشور برای همدیگر بسیار مفید هستند. برادران و خواهران! ایران برای افغانستان بسیار مفید است، به ویژه در چهار سال اخیر، جمهوری اسلامی ایران یکی از کشورهای مهم و عمده ای بوده است که در راستای تثبیت حاکمیت، کمک به حاکمیت، کمک به مردم افغانستان و حمایت از فضای فعلی تلاش‌های زیادی کرده است. ما از این خدمات، همکاری‌ها و توجهات جمهوری اسلامی ایران حقیقتاً تشکر و قدردانی می‌کنیم و به ادامه این همکاری نیازمندیم.

عدم امیدواری به حمایت کشورهای غربی و اتکا به همسایگان
امریکا نمی‌تواند برای افغانستان کمکی کند؛ بلکه دشمن ما است. دشمنان دیگر هم قادر نیستند؛ ما به آن‌ها دل نبستیم و دنبال این نیستیم که ارتباط با امریکا برای ما خیر و برکت بیاورد. ارتباط با انگلیس، آلمان و فرانسه نیز برای ما خیر و برکت نداشته است. اگر قرار بود خیر و برکت بیاورند، در طول ۲۰ سال گذشته باید این کار را می‌کردند؛ اگر می‌خواستند کاری برای افغانستان انجام دهند، در طول ۲۰ سال جمهوریت باید انجام می‌دادند. اما آن‌ها جز خرابی، تخریب زیرساخت‌های کشور و تخریب اعتقادات مردم، کار دیگری برای افغانستان نکردند. لذا ما فعلا هم متکی به آنها نیستیم.

اما ما به همسایه‌های خود نیازمندیم، به کمک و همکاری همسایه‌ها نیاز داریم. دو همسایه بسیار مهم داریم: یکی پاکستان و دیگری جمهوری اسلامی ایران. ما هم به کمک پاکستانی‌ها نیازمندیم و هم به کمک ایرانی‌ها. البته علاوه بر این دو، با سایر همسایه‌ها هم باید تعامل داشته باشیم.

اهمیت افغانستان برای جمهوری اسلامی ایران
از طرفی، افغانستان برای جمهوری اسلامی ایران هم بسیار مهم است. اگر ایرانی‌ها این موضوع را هنوز درک نکرده‌اند، باید درک کنند که در کل دنیا کشوری مثل افغانستان به عنوان همکار، همراه و هم‌فکر جمهوری اسلامی ایران وجود ندارد و نخواهد داشت. شما در جنگ اخیر ۱۲ روزه دیدید که از حاکمیت گرفته تا مردم، اعم از نخبگان دانشگاهی، حوزوی و… همه از جمهوری اسلامی ایران حمایت کردند و علیه اسرائیل موضع گرفتند. ضمن اینکه ما سابقه بسیار طولانی در مبارزه با استکبار داریم؛ از جنگ با انگلیس گرفته تا شوروی‌ها، تا امریکایی‌ها و اکنون هم که در برابر جبهه استکبار به‌صورت جدی ایستاده‌ایم و می‌خواهیم بایستیم. 

ضرورت هوشیاری دو ملت ایران و افغانستان در برابر توطئه‌ها
افغانستان برای ایران مهم است. بنابراین، مردم ایران و مردم افغانستان باید هشیار باشند تا هم دشمنان، هم عوامل دشمن و هم برخی عناصر متعصب ملی‌گرا در هر دو طرف مرز، اوضاع را خراب نکنند و رابطه این دو کشور، دو ملت و دو دولت را تخریب نکنند، فاصله ایجاد نکنند و زمینه‌های تصادم و تقابل را فراهم نکنند. این دو کشور در همه زمینه‌ها از سیاست، امنیت، اقتصاد، فرهنگ و اجتماع با هم تعامل و همکاری دارند و مهم است که در کنار هم باقی بمانند.

مسئولیت حاکمیت در مدیریت اشتغال و ساماندهی مهاجرین
اما در بحث برگشت مهاجرین، هر دلیل و هر مشکلی که وجود داشته باشد، به هر حال این برگشت صورت گرفته است. در اینجا، اول حاکمیت افغانستان مسئولیت دارد که به‌طور جدی و همه‌جانبه در راستای ساماندهی امور مهاجرین اقدام کند. هرچند امارت اسلامی تا کنون تلاش‌های قابل توجهی کرده است؛ چه در بحث مهاجرینی که از پاکستان برگشتند و در دو سال گذشته، شاهد بودیم که امارت اسلامی چقدر پای کار بود و زحمت کشید، و در مورد مهاجرین برگشته از ایران نیز فعالیت می‌کند که ما از این بابت قدردانی می‌کنیم.

مسئولیت دولت افغانستان در ساماندهی امور مهاجرین
اما باز هم انتظار داریم توجه حاکمیت بیش از پیش جلب شود، هم به بحث خوراک و پوشاک مقطعی و فعلی مهاجرین و هم به بحث سرپناه و مهم‌تر از همه، اشتغال؛ چون یکی از مسائل بسیار مهم برای مردم افغانستان، ایجاد اشتغال است و باید اشتغال فراهم شود. اگر اشتغال ایجاد نشود، حاکمیت، کشورهای همسایه و جامعه جهانی باید مطمئن باشند که مهاجرت دوباره سیر معکوس خواهد گرفت و مهاجران باز هم به سمت بیرون حرکت خواهند کرد؛ در این صورت، ایرانیان هم نمی‌توانند مرزهای خود را ببندند.

واقعیت اجتناب‌ناپذیر مهاجرت در شرایط نابرابر اقتصادی
من زمانی در ایران، در دوره‌ای که بحث مهاجرین مطرح بود، در یک سخنرانی در اجتماع بزرگی گفتم که برادران و خواهران ایرانی، شما نمی‌توانید از موج مهاجرت فرار کنید. این موضوع طبیعی است؛ وقتی در یک منطقه دو کشور وجود دارد و ناترازی اقتصادی بین آن‌ها هست، کشوری که وضع اقتصادی‌اش خراب‌تر است، طبیعی است که به کشور مرفه‌تر مراجعه کند تا کار و زندگی خود را سامان دهد. این مسئله فقط در مورد ایران و افغانستان نیست، بلکه در کل دنیا چنین وضعیتی وجود دارد.

اهمیت اشتغال مهاجرین برای جلوگیری از مهاجرت مجدد
نگاه کنید به امریکا و کشورهای اطرافش؛ مهاجرت از مکزیک و سایر نقاط به سمت امریکا صورت می‌گیرد. در اروپا و دیگر کشورهای مختلف هم همین وضعیت وجود دارد. به هر حال، این اتفاق اجتناب‌ناپذیر است. بنابراین، اگر بخواهیم از  مهاجرت مجدد جلوگیری کنیم، باید در زمینه اشتغال تلاش جدی کنیم و حاکمیت هم مسئول است که این موضوع را به ‌خوبی سازماندهی و مدیریت کند.

وظیفه مردم و سرمایه‌داران در حمایت از مهاجرین/لزوم عدم افزایش و حتی کاهش کرایه خانه‌ها برای آنان
وظیفه دوم بر عهده مردم است؛ مردم باید در پذیرش و کمک به مهاجرین فعال باشند، به ویژه کسانی که سرمایه‌دارند، تاجران، کسبه و صاحبان خانه و ملک. این افراد باید بیشترین توجه را به مهاجرین ما داشته باشند. کرایه خانه‌ها نباید افزایش یابد، بلکه حتی بهتر است کاهش پیدا کند. متأسفانه امروز مشاهده می‌کنیم که برخی کرایه‌ها دو تا سه برابر شده است که این نشان‌دهنده ضعف معرفت و درک ما از زندگی است. ما باید به فکر مهاجرین باشیم و با دل بزرگ و معرفت بالاتر به آن‌ها کمک کنیم.

وظیفه کشورهای همسایه در حمایت و سرمایه‌گذاری در افغانستانمسئولیت سوم بر عهده کشورهای همسایه است، به ویژه کشورهای مهاجرپذیری مثل ایران و پاکستان. اگر این کشورها می‌خواهند از مهاجرت مجدد جلوگیری کنند، باید هرچه سریع‌تر دست دولت و حکومت افغانستان را بگیرند و در زمینه‌های مختلفی مانند اشتغال، امنیت، فرهنگ و اجتماع در داخل افغانستان سرمایه‌گذاری کنند و حمایت‌های لازم را به عمل آورند.

مسئولیت سازمان ملل و کمیسیون‌های مربوطه در حمایت از مهاجرین
وظیفه چهارم بر عهده کشورهای منطقه و جامعه جهانی است، و وظیفه پنجم نیز بر عهده سازمان ملل و به ویژه کمیسیون‌های مربوطه در سازمان ملل است که باید توجه جدی کرده و مسئولیت‌های خود را به‌خوبی انجام دهند. در نهایت، وظیفه اصلی امریکا و اعضای ناتو است؛ چرا که آنها علت‌العلل مهاجرت مردم افغانستان، به ویژه پس از سقوط جمهوریت، بوده‌اند. این کشورها و اعضای ناتو مسئولیت بسیار جدی در قبال افغانستان دارند و باید در این زمینه اهتمام ورزند. دولت افغانستان باید در مجامع ملی و بین‌المللی شکایت کند، پیگیری نماید و حقوق مردم را از امریکا مطالبه کند.

تقبیح امریکا و ناتو به‌ عنوان عامل اصلی بحران مهاجرت افغانستان/لزوم پیگیری حقوقی و مطالبه خسارت از امریکا توسط دولت افغانستان
امریکایی‌ها باید خسارت‌های وارد شده به مردم افغانستان را جبران کنند و پاسخگو باشند؛ چرا که یکی از خسارت‌های بزرگ، همین مسئله مهاجرین است. امریکایی‌ها در مرحله نخست، پیش از هر اقدام و پیش از هر چیز دیگر، باید به مسئله مهاجرین ورود جدی کنند. همچنین دولت افغانستان نیز باید در این زمینه حمایت کند، به فکر مهاجرین باشد و در راستای تأمین سرپناه و ایجاد اشتغال برای آنان توجه ویژه‌ای داشته باشد.

پایان بخش دوم سخنرانی و دعا برای روح مرحوم حسنی و جامعه مسلمین
این بخش دوم صحبت‌های من بود و اکنون ساعت به ۱۲ رسیده است و کم‌کم وقت نماز فرا می‌رسد. بیش از این وقت عزیزان را نمی‌گیرم و از خدای متعال مسئلت دارم که روح مرحوم حسنی را با اجداد طاهرینش محشور گرداند و ثواب قرائت قرآن که در اینجا انجام شد را به روح مطهر و پاک ایشان و سایر درگذشتگان خانواده آقای حسنی نثار فرماید. همچنین از خداوند می‌خواهم که تمامی بلاها، سیئات و مشکلاتی را که در جامعه ما و جامعه مسلمین وجود دارد رفع و دفع کند و ان‌شاءالله زمینه‌های ظهور هر چه سریع‌تر فراهم گردد. امیدوارم همه ما و شما در رکاب آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) باشیم و در پایان عمر نیز به فیض شهادت نائل آییم.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

لینک کوتاه

برچسب ها

ناموجود