• تاریخ انتشار : یکشنبه 3 آگوست 2025 - 15:50
  • کد خبر : 841
  • چاپ خبر

از جهاد درونی تا جهاد بیرونی/ تاکید حسینی مزاری بر اقامه امر به معروف و نهی از منکر به عنوان مهمترین عرصه جهاد

رئیس مرکز تبیان در مراسم چهلمین روز درگذشت شهید سید مشتاق حسنی، در بهسود، بر ضرورت جهاد درونی و بیرونی تأکید کرد و اقامه امر به معروف و نهی از منکر را از مهم‌ترین عرصه‌های این جهاد دانست. وی گفت که جهاد باید به صورت سازمان‌یافته و منسجم انجام شود تا بتواند تأثیر واقعی داشته و موجب کاهش فساد و مشکلات اجتماعی شود. حسینی مزاری با اشاره به نقش مهم ارتقای معرفت دینی، پرهیز از تفرقه‌های قومی و تاکید بر وحدت حول محور دین و مکتب، راه موفقیت در جامعه را پیروی از خط امام حسین علیه‌السلام دانست. او همچنین تأکید کرد که گناهان و فساد، زمینه‌ساز تضعیف جامعه است و تنها با بازگشت به فریضه امر به معروف و نهی از منکر می‌توان به اقتدار رسید.

خبرگزاری صدای افغان (آوا)-کابل: مراسم چهلمین روز درگذشت مرحوم سید مشتاق حسنی، از کادرهای ارشد و همکار دفتر مرکزی مرکز فعالیت‌های فرهنگی اجتماعی تبیان افغانستان، روز جمعه، ۱۰ اسد، در حسینیه عمومی قریه کجاب ولسوالی بهسود ولایت میدان وردک برگزار شد. این مراسم با حضور حجت‌الاسلام والمسلمین سید عیسی حسینی مزاری، رئیس کل مرکز فعالیت‌های فرهنگی اجتماعی تبیان، اعضای خانواده و اقوام مرحوم و جمعی از باشنده‌گان قریه کجاب برگزار گردید.

حجت‌الاسلام والمسلمین حسینی مزاری طی سخنانی در این مراسم ضمن ابراز تأسف از فقدان مرحوم شهید سیدمشتاق حسنی گفت: امروز هم متاثر هستم و هم خوشحال؛ متاثر از این که در جلسه یادبود این عزیز حضور دارم و در فراق ایشان غمگین هستم، چون جوانی برازنده و مؤثر را از دست دادیم و جای او بسیار خالی است. خوشحالم که برای نخستین بار در محضر مردم بهسود حضور یافتم؛ خطه‌ای که مردان بزرگی را به جامعه تقدیم کرده است.

وی درباره ضرورت امر جهاد گفت: جهاد برای همه واجب است؛ چه زن و چه مرد، چه پیر و چه جوان، با هر وسیله و در هر شرایطی. جهاد برای حفظ و گسترش مکتب اهمیت فراوان دارد و باید انسان با جان و مال خود در این راه تلاش کند. این وظیفه تا روز قیامت ادامه دارد و هیچ کسی نمی‌تواند از آن شانه خالی کند.

رئیس مرکز تبیان افزود: شهید مشتاق یک شخصیت مجاهد بود؛ هر عملی که با جد و تلاش در راه خدا انجام شود، جهاد نامیده می‌شود. جهاد هم به دو نوع تقسیم می‌شود: جهاد درونی که مبارزه با نفس است و جهاد بیرونی که شامل مبارزه با دشمن خارجی یا ناهنجاری‌های اجتماعی می‌شود.

او همچنین تأکید کرد: جهاد بیرونی یا با جنگ سخت انجام می‌شود، مانند مبارزات مردم ما در دوران جنگ‌های گذشته، یا با جنگ نرم که جهاد فرهنگی است و هر فرد موظف است در این عرصه حضور داشته باشد.

حسینی مزاری در ادامه به اهمیت جهاد و نقش اقامه امر به معروف و نهی از منکر در جامعه پرداخت. وی اظهار کرد: یکی از عرصه‌های مهم جهاد، بحث اقامه امر به معروف و نهی از منکر است؛ جهادی که پیامبران الهی پیش گرفته‌اند و امام حسین علیه‌السلام در نهضت خود حول این اصل حرکت کرد و برای اقامه آن با جدیت تلاش نمود. این اصل به حدی مهم است که امام حسین علیه‌السلام حاضر شد در این راه دست به قبضه شمشیر ببرد.

حسینی مزاری افزود: امر به معروف و نهی از منکر در زندگی ما نقش محوری دارد. اگر در جهاد خود موفق شویم و این اصل را به عنوان محور هدایت مردم و ترویج خوبی‌ها محقق کنیم، گناهان و معاصی در جامعه کاهش می‌یابد و در نتیجه جامعه‌ای مقتدر خواهیم داشت.

او تاکید کرد: همه ما موظف به جهادیم و نمی‌توانیم بگوییم که دیگر کار ما تمام است. یکی از جهادهای واجب بر همه، اقامه امر به معروف و نهی از منکر است. اگر این اصل در جامعه تحقق یابد، جامعه‌ای قدرتمند، باشکوه، سربلند در دنیا و سعادتمند در آخرت خواهیم داشت؛ اما اگر در این زمینه ضعف کنیم، جامعه ضعیف خواهد شد.

رئیس مرکز تبیان به دو عامل تضعیف جامعه اشاره کرد: عامل اول، عامل انسانی است. یعنی وقتی زنان و مردانی که باید برای اقتدار جامعه تلاش کنند به دلیل گرفتار بودن به گناه، فساد مالی، اداری یا اخلاقی، نتوانند وظایف خود را انجام دهند، جامعه تضعیف می‌شود. فساد و منکرات باعث می‌شود افراد توان کار اثرگذار نداشته باشند و نتوانند جامعه را به سمت قدرت و استحکام هدایت کنند.

وی خاطرنشان کرد: یکی از دلایل سقوط جمهوریت، وجود فساد و منکرات گسترده در جامعه بود که باعث شد مردم نتوانند به طور مؤثر در راستای اقتدار جامعه فعالیت کنند.

حسینی مزاری همچنین به عامل دوم که «عامل آسمانی» است، اشاره کرد و گفت: معصیت پیامد دارد. وقتی انسان مرتکب معصیت می‌شود، توفیق از او گرفته می‌شود و نمی‌تواند برای اقتدار جامعه کار کند و خداوند نیز او را مجازات می‌کند. بسیاری از مشکلات و سختی‌هایی که در زندگی ما رخ می‌دهد ناشی از عملکرد و معاصی خود ما است.

وی با اشاره به آیه شریفه «وَمَا أَصَابَكُم مِّن مُّصِيبَةٍۢ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَيَعْفُوا۟ عَن كَثِيرٍ» گفت: خدای متعال به صراحت بیان می‌کند که مصائب و مشکلاتی که بر ما وارد می‌شود، به خاطر اعمال و رفتار خودمان است؛ هرچند خداوند بسیاری از گناهان ما را نیز می‌آمرزد و چشم‌پوشی می‌کند. اگر قرار بود به خاطر هر گناهی مجازات شویم، شاید دیگر چیزی برای ما باقی نمی‌ماند.

حسینی مزاری افزود: بخشی از سختی‌ها و بلاها در زندگی، مانند آتش گرفتن خانه، بیماری و حتی برخی مرگ‌ها، ناشی از گناه و معصیت است. پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) فرموده‌اند که هرگاه فحشا و منکرات در جامعه آشکار شود، بیماری‌هایی ظهور می‌کند که قبلاً سابقه نداشته است.

رئیس مرکز تبیان به نمونه‌ای از این بیماری‌ها اشاره کرد و گفت: بیماری ایدز که در گذشته وجود نداشت، امروز در جامعه ما دیده می‌شود و ناشی از ارتباطات نامتعارف است.

وی در ادامه به دعا و آموزه‌های امام علی علیه‌السلام در دعای کمیل اشاره کرد و افزود: حضرت امام امیرالمؤمنین (علیه السلام) پنج نوع گناه را یادآور می‌شود که هرکدام اثرات مخرب خود را دارند؛ از جمله گناهانی که پیوندهای اجتماعی را می‌گسلند، گناهانی که موجب بیماری و بلا می‌شوند، و گناهانی که نعمت‌ها را از بین می‌برند.

حسینی مزاری تأکید کرد: اگر ما در بحث اقامه امر به معروف و نهی از منکر غفلت کنیم و جامعه دچار گناه شود، مشکلات متعددی به وجود می‌آید که عامل آن ابتدا خود ما و سپس پیامدهای معصیت ما و مجازات خداوند است. او راه پیشگیری از این پیامدها را عمل به این فریضه الهی دانست و افزود: اگر گناهی مرتکب شدیم، باید سریع استغفار کنیم و از خداوند آمرزش بخواهیم.

رئیس مرکز تبیان در ادامه به تشریح پیامدهای استغفار و اهمیت جهاد سازمان‌یافته در مسیر اقامه امر به معروف و نهی از منکر پرداخت. وی بیان کرد: اولین نتیجه استغفار و بازگشت به خداوند، نزول باران است، همان‌طور که در آیات ۱۰ تا ۱۲ سوره نوح آمده است: «يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَارًا». پیامد دوم استغفار، افزونی اموال و فرزندان است: «وَيُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ». پیامد سوم، برخورداری از باغ‌ها و نهرهای جاری است که نشانه افزایش روزی و رفاه است: «وَيَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَيَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهَارًا».

حسینی مزاری همچنین به روایت پیامبر اسلام صل ‌الله ‌علیه ‌و آله ‌و سلم اشاره کرد و افزود: کسی که زیاد استغفار کند، از هرگونه غم و اندوه نجات می‌یابد و روزی‌هایی از راه‌هایی برایش می‌رسد که اصلاً قابل حساب نیست.

رئیس مرکز تبیان تأکید کرد: اگر در زندگی خود به فریضه امر به معروف و نهی از منکر عمل کنیم، ابتدا در سطح فردی، سپس خانواده، فامیل، محله، ولسوالی و نهایتاً کشور، جامعه‌ای قدرتمند، سالم، آسوده و با عظمت خواهیم داشت.

وی با تأکید بر ضرورت سازمان‌یافته بودن جهاد گفت: این جهاد نباید پراکنده و فردی باشد؛ بلکه باید با هماهنگی و تشکیلات منسجم پیش برود تا بتواند تأثیر واقعی و مؤثر داشته باشد.

حسینی مزاری به چرایی ماندگاری نام امام حسین علیه‌السلام پرداخت و تاکید کرد که این ماندگاری به این دلیل است که حرکت امام حسین علیه‌السلام به صورت فردی نبوده، بلکه همراه با خانواده، دوستان و هم‌نظرانش بوده است. به گفته وی، اگرچه تعداد یاران ایشان قلیل بود، اما این جمع کاملاً متشکل و سازمان‌یافته بودند که در کربلا حضور یافتند و در راه تحقق واجب امر به معروف و نهی از منکر جهاد کردند. به همین دلیل نام امام حسین علیه‌السلام همچنان زنده و خط او تا روز ظهور درخشندگی خود را حفظ خواهد کرد.

حسینی مزاری افزود که برای موفقیت در میدان مبارزه و جهاد، باید در مسیر جهاد متشکل و سازمان‌یافته حرکت کرد. وی از وضعیت فعلی جوانان ابراز تاسف کرد که وقتی از آن‌ها درباره تعلق به جبهه یا تشکیلاتی سوال می‌شود، پاسخ‌های منفی مانند «ما را تیر از تشکیلات، ما را تیر از حزب، ما را تیر از سازمان!» می‌دهند و ذهن‌شان گذشته تلخ گروه‌گرایی، جنگ و تخریب کابل را متصور می‌شود که به دلیل رفتار احزاب و جناح‌ها پس از پیروزی جهاد رخ داد.

وی تصریح کرد که منظور از حرکت سازمان‌یافته، حرکتی بر محور خدا و دین است که وحدت را در جامعه تقویت می‌کند، ایجاد اختلاف را حرام می‌شمارد، تخریب شخصیت‌ها را ممنوع می‌کند و مباحث قومیتی را حرام می‌داند.

حسینی مزاری با تاکید بر اینکه اگر قوم‌گرایی به عنوان هدف یا بت مطرح شود، این حرکت شرک‌آمیز است، گفت: اسلام هرگز قومیت را محور وحدت و حرکت دینی قرار نداده است.

رئیس مرکز تبیان همچنین به انتقاد از برخی بزرگان حوزوی پرداخت که دین را با نگاه قومی تفسیر می‌کنند و حوزه‌های علمیه و امت اسلامی را بر اساس قومیت تقسیم می‌کنند. وی با اشاره به شعارهای «ما ربطی به نجف نداریم، ما ربطی به قم نداریم، ما حرکت افغانی می‌خواهیم» گفت که این نگاه از سوی اسلام مردود است و اگر نگاه بر اساس دین و مذهب باشد، مسلمان کابل تفاوتی با مسلمان تهران، واشنگتن، غزه، یمن و سایر نقاط جهان ندارد.

حسینی مزاری تأکید کرد که همه مسلمانان برادر و خواهر هستند و تنها تفاوت میان آن‌ها تقوا است. هدف اصلی از جهاد، تحقق امر به معروف و نهی از منکر، ایجاد تقوا در جامعه، ارتقاء معرفت دینی مردم و افزایش شناخت آنان از دین، مذهب و مکتب است.

رئیس مرکز تبیان، در ادامه سخنان خود بر ارتقای معرفت دینی به عنوان راهی برای عبور از اختلافات قومی تأکید کرد و گفت: «باور کنید اگر معرفت دینی ما بالا برود، دیگر بحث، بحث قوم نیست.» وی افزود که محور اصلی، پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) و اولاد ایشان و ائمه معصومین علیهم‌السلام هستند و حرکت باید در مسیر خط ولایت و امام حسین علیه‌السلام باشد.

او تصریح کرد که خط امام حسین علیه‌السلام تنها به آن واقعه تاریخی در سال ۶۱ هجری محدود نمی‌شود که برخی سخنرانان فقط به آن در قالب روضه و مداحی می‌پردازند و شهادت و دفن آن حضرت را همان‌جا پایان ماجرا می‌دانند. بلکه این خط، خطی زنده و جاری است که تا امروز در دنیا جریان دارد و ما همچنان در خدمت این مسیر هستیم.

حسینی مزاری ادامه داد که امروز خط امام حسین علیه‌السلام در تقابل با استکبار قرار دارد، و مثال آن را در مبارزه مردم غزه علیه اسرائیل و همچنین مقاومت جمهوری اسلامی ایران در برابر امریکا دانست. او اظهار داشت که ما باید در مسیر و چارچوب اندیشه امام حسین علیه‌السلام عمل کنیم و این مسیر، فراتر از مباحث قومیتی است و دیگر نیازی به جداسازی بر اساس تعلقات قومی و مذهبی وجود ندارد.

رئیس مرکز تبیان تأکید کرد که هر کسی که دین، مذهب و مکتب داشته باشد باید در این چهارچوب قرار بگیرد و برای ایجاد وحدت در جامعه افغانستان و میان مؤمنین تلاش کند.

حسینی مزاری ضمن تأکید بر اهداف اصلی مرکز فعالیت‌های فرهنگی اجتماعی تبیان که امسال وارد سی و ششمین سال فعالیت‌های مبارزاتی خود شده است، گفت: هدف عمده و مهم مرکز تبیان که امسال ۳۶ سال می‌شود که در صحنه مبارزات حضور دارد، حرکت در خط امام حسین (علیه السلام) است. این مرکز بر مبنای این هدف مبارزه را آغاز کرده و تا کنون ادامه داده و از این پس نیز در همین مسیر حرکت خواهد کرد.

حسینی مزاری از همه برادران و خواهران خواست که با حفظ احترام نسبت به همه شخصیت‌های مبارز، چه آنان که از کشور خارج شده‌اند و چه کسانی که در حال حاضر در کشور حضور دارند، در مسیر وحدت حول دین و مکتب همراه باشند. رئیس مرکز تبیان در پایان با اشاره به شخصیت مرحوم شهید سید مشتاق حسنی اظهار داشت که باید همه خود را مثل ایشان ذوب دین و مذهب کنیم.

متن کامل سخنان حجت‌الاسلام والمسلمین حسینی مزاری در این مراسم به شرح ذیل است:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحيم. الحمد الله رب العالمین. ثم الصلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الاطیبین. رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَیسِّرْ لِی أَمْرِی وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِی یفْقَهُواْ قَوْلِی. اما بعد؛ قال الله تعالی فی کتاب الکریم «انفِرُوا خِفَافًا وَثِقَالًا وَجَاهِدُوا بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۚ ذَٰلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ»

ناراحتی از فراغ مرحوم سید مشتاق حسنی/خوشحالی از حضور در محضر مردم بهسود
قبل از هر چیز تسلیت می‌گویم عروج ملکوتی برادر گرامی و همکار مبارز و انقلابی و مجاهد، جناب سید مشتاق حسنی را به محضر والدین ایشان، همکار محترمم جناب آقای سید حسن حسنی، عموهای ایشان، خواهران و برادران دیگر ایشان و همه اقوام و فامیل و ارادتمندان این خانواده عرض می‌کنم. امروز هم متاثر هستم و هم خوشحال، متاثر از این بابت که در جلسه‌ای حضور دارم که به مناسبت یادبود مرحوم مغفور سید مشتاق حسنی برگزار شده است و در فراق ایشان ناراحتم و حقیقتاً متألم هستم چون جوان خیلی برازنده و موثری از دست ما رفت و امروز جایش خالی است و در غیاب او مراسم و مجلس سوگواری برگزار کردیم. خوشحالم از این بابت که برای اولین بار در محضر مجموعه‌ای از مردم بهسود قرار دارم و گام در خطه مردخیز این مرز و بوم می‌گذارم. نام بهسود در پهنه افغانستان مطرح است و مردانی که تقدیم جامعه کرده است، مردانی پرآوازه و خدمت‌گزار و مبارز و مجاهد و انقلابی بوده‌اند.

نکته اول: اهمیت جهاد و وجوب آن
در فرصتی که در اختیار دارم، علاقه دارم حول چند نکته خدمت شما مطالبی عنوان کنم. نکته اول حول این آیه مبارکه است که قرائت کردم: بحث جهاد است. جهاد برای همه واجب است، چه زن و چه مرد، چه پیر و چه جوان، با استفاده از هر ابزار و با استفاده از هر امکانات و در هر شرایطی. چون جهاد برای حفظ مکتب و احیای مکتب و ترقی و گسترش مکتب، ارزشش آنقدر است که انسان برای رسیدن به این مطلوب از هیچ کوششی دریغ نکند و با مال و جان خودش هم باید وارد عرصه و صحنه باشد. نهایتاً کسانی که فقیرند بایستی با جان خود وارد عرصه مبارزه شوند، اما کسانی که غنی هستند هم با مال و هم با جان.

وجوب جهاد تا هنگام مرگ با انسان است
این وجوب از لحظه‌ای که در صدر اسلام به پیامبر اسلام (ص) نازل شد تا روز رستاخیز این وجوب وجود دارد و هیچ کسی نمی‌تواند از زیر بار این امر خدا در برود و بگوید که جهاد بر ما لازم نیست یا واجب نیست، یا جهاد یک زمانی بود، انجام دادیم سهم خود را به هر حال استفاده کردیم و حالا دیگر زمان بازنشستگی است. نخیر، از لحظه‌ای که انسان شرایط را درک می‌کند و دست چپ و راست خود را می‌شناسد، بایستی در عرصه جهاد حضور داشته باشد و تا دم مرگ این حرکت و این وضعیت بایستی وجود داشته باشد.

نکته دوم: در رابطه با شخصیت شهید مشتاق؛ او مقام شهید را کسب کرد
نکته دوم در رابطه با شخصیت شهید مشتاق است. من در جلسه‌ای در کابل گفتم که مشتاق شخصیت شهید است و دومین شهید خانواده، چرا؟! به خاطر این‌که هر فردی اگر تمام اعمالش با محوریت خدا باشد، در راه خدا باشد، با یاد خدا باشد و مطابق دستورات ائمه معصومین علیهم السلام باشد، حتی اگر زیر لحاف هم بمیرد شهید است و مقام شهید را دارد. درست است که در خط مقدم جبهه در خون خود نغلتیده است و در برابر دشمن و در جنگ رو در رو شهید نشده است، اما مقام شهید را کسب می‌کند. بنابراین جلسه امروز جلسه یادبود برای این شهید است.

شهید مشتاق، یک عنصر و شخصیت مجاهد بود
عنوان امروز من در رابطه با شهید مشتاق این است که مشتاق یک عنصر و شخصیت مجاهد بود. حالا شاید برای شما این سؤال پیش بیاید که خوب یعنی چی؟! شهید مشتاق در دوران جهاد ۱۴ ساله کجا حضور داشت؟! یا در دوره جهاد ۲۰ ساله علیه امریکا، کجا سید مشتاق حضور داشت که مدعی مجاهد بودن این شخص هستید؟! پاسخ این سؤال این است که هر عملی که با جد و جهد همراه باشد و در راه خدا انجام بگیرد، به نام جهاد یاد می‌شود. و کسی که عمل بکند در راه خدا، با جد و جهد، و در عرصه مبارزه حضور داشته باشد، این شخص مجاهد است.

ابعاد جهاد: درونی و بیرونی/ جهاد درونی، جهاد با نفس است
حالا جهاد یا جهاد درونی است یا جهاد بیرونی؛ جهاد درونی، جهاد با نفس است. یعنی شخصی که در برابر هوای نفس خود مبارزه می‌کند، مجاهدت می‌کند و سلطه بر نفس پیدا می‌کند و نفس اماره را در اختیار خود قرار می‌دهد، این مجاهد است و جهادش هم جهاد اکبر است. بزرگ‌ترین جهاد و اثرگذارترین جهاد، جهاد اکبر است.

جهاد بیرونی از دو مسیر؛ مسیر اول: جنگ با دشمن بیرونی
حوزه دوم و جهت دوم، جهت بیرونی است. جهت بیرونی هم باز در دو مسیر جهاد صورت می‌گیرد: مسیر اول، جنگ با دشمن بیرونی است. دشمن به سرزمین شما حمله کرده است، بر شما تجاوز کرده است؛ شما موظفید در برابر این دشمن مبارزه بکنید و مجاهده بکنید و تلاش بکنید و با مال و جان خودتان در برابر این دشمن بایستید و او را از کشورتان بیرون بکنید و از سرزمین‌تان بیرون بکنید و با شکست و انهزام مواجه‌اش بسازید. چنان‌چه که مردم ما در زمان جنگ افغان و انگلیس این کار را کردند؛ در برابر انگلیس مبارزه کردند و جهاد کردند. در دوران ۱۴ ساله جهاد، مردم ما در عرصه حضور پیدا کردند و در برابر ارتش سرخ شوروی آن زمان ایستادند و آن را وادار به اخراج از افغانستان کردند. یا در طول بیست سالِ به اصطلاح گذشته، در بیست سال اخیر، در برابر امریکایی‌ها مردم ما و شما ایستادند، در برابر سربازان ناتو و پنتاگون مردم ما و شما مجاهدت کردند و دشمن را شکست دادند.

مسیر دوم جهاد بیرونی: مبارزه با ناهنجاری‌های اجتماعی
مسیر دوم جهاد بیرونی، مبارزه با ناهنجاری‌های اجتماعی است. اصلاً دشمنی در کار نیست، دشمن به اصطلاح در بیرون وجود ندارد که علیه ما تجاوز کرده باشد، مثل شرایط حالا، اما در برابر ناهنجاری‌های اجتماعی ما نیاز به مبارزه داریم، نیاز به مجاهدت داریم، نیاز به تقابل داریم. در این تقابل هم، باز به هر حال شما می‌بینید که شرایط خاصی وجود دارد و جنگ ما، جنگ جهادی است.

مسیرهای جهاد بیرونی: جنگ سخت و جنگ نرم
خوب، حالا این دو مسیر جهاد بیرونی، باز از دو طریق دیگر انجام می‌گیرد. ما چه در برابر دشمن بیرونی و چه در برابر ناهنجاری‌های اجتماعی، یا متوسل به جنگ گرم می‌شویم و یا متوسل به جنگ نرم. جنگ سخت همان جنگی است که در دوران‌های جهادی که یادآوری کردم، مردم ما و شما حضور پیدا کردند و وارد این جنگ شدند. و یا متوسل به جنگ نرم می‌شویم. ما در عرصه جنگ نرم، فضای خیلی وسیعی داریم. بنابراین، ما در عرصه جنگ نرم، جهاد فرهنگی داریم. در عرصه فرهنگ، هر فرد ما، هر شخص ما، هر پیر ما، هر جوان ما، هر زن ما و هر مرد ما موظف‌اند در این عرصه به جهاد بپردازند و مجاهده بکنند. هر کس به اندازه توان خود، هر کس به اندازه ظرفیتی که در اختیار دارد، بایستی در این عرصه حضور داشته باشد. جنگ اقتصادی داریم یا جهاد اقتصادی داریم. خوب، چون فرصت کم است، من در رابطه با هر کدام از این‌ها نمی‌توانم توضیحات بیشتر بدهم و تفصیل بدهم، چون قطعاً وقت زیادی را می‌گیرد. ما جهاد سیاسی داریم، جهاد امنیتی داریم، جهاد اجتماعی داریم و جهادهای مختلفی در عرصه زندگی ما وجود دارد که همه ما و شما می‌توانیم در این عرصه‌ها حضور داشته باشیم و مبارزه بکنیم و مجاهده بکنیم.

یکی از عرصه‌های مهم جهاد: اقامه امر به معروف و نهی از منکر
یکی از عرصه‌های مهم جهاد که خیلی مهم است، بحث اقامه امر به معروف و نهی از منکر است. جهادی که پیامبران الهی این جهاد را در پیش داشتند. جهادی که امام حسین علیه‌السلام در نهضت خودش، حول این اصل حرکت را آغاز کرد و برای اقامه این واجب الهی با جدیت در عرصه بود. و شما می‌بینید که این اصل، و اقامه این اصل و این امر، آن‌قدر مهم است که امام حسین علیه‌السلام حاضر می‌شود در صحنه دست به قبضه شمشیر ببرد.

قیام امام حسین (علیه السلام)؛ ترکیبی از کار فرهنگی و مبارزه نظامی
امام حسین علیه‌السلام در این رابطه از سال‌ها قبل کار فرهنگی می‌کرد. قیام امام حسین علیه‌السلام تنها محدود به همان چند وقتی نیست که از مدینه حرکت کرد، به مکه رفت و از مکه آمد به سمت عراق و سرزمین کربلا، بلکه قبل از آن هم امام حسین علیه‌السلام در عرصه فرهنگی کار کرد، در عرصه تبلیغی زحمت کشید، در عرصه رسانه‌ای تلاش کرد، مجاهده کرد، مبارزه کرد، اما خوب سودی نبخشید. در نهایت، امام حسین علیه‌السلام مبارزه سیاسی کرد، مبارزه نظامی کرد، دست به قبضه شمشیر برد و در سرزمین کربلا جنگید تا زمانی که تمام یارانش به شهادت رسیدند و در نهایت خودش به شهادت رسید و بعد اهل عیالش هم به اسارت برده شدند.

اهمیت امر به معروف و نهی از منکر در جهاد و اقتدار جامعه
ببینید برادران و خواهران! بحث امر به معروف و نهی از منکر در زندگی ما و شما به عنوان یک محور تأثیرگذار مطرح است. اگر در جهاد خود موفق شویم این امر را محقق کنیم و امر به معروف و نهی از منکر را در راستای ترویج معروف‌ها و هدایت مردم در راستای اجتناب از منکرات محقق کنیم، معاصی و گناهان از جامعه کم می‌شود، و اگر امر به معروف و نهی از منکر در جامعه محقق شود، جامعه جامعه مقتدری خواهد شد.

اقامه امر به معروف و نهی از منکر یک جهاد واجب است
برادران و خواهران! حواس‌مان جمع باشد؛ در ابتدا گفتم که همه ما و شما موظف به جهادیم، همه ما و شما موظف به حضور در جبهه مبارزه و جهاد هستیم. این‌گونه نیست که ما بگوییم بالاخره از ما تمام است دیگر نمی‌خواهیم مجاهده کنیم، نخیر! ما موظفیم و به هر حال باید جهاد کنیم و یکی از جهادهای واجب و لازمی که بر همه ما و شما واجب است، بحث اقامه امر به معروف و نهی از منکر است. اگر در جامعه این محور و این اصل محقق شود، آن جامعه جامعه قدرتمندی خواهد شد، آن جامعه جامعه باشکوهی خواهد شد، آن جامعه جامعه‌ای خواهد شد که در دنیا سربلند و با عزت باشد و در آخرت با سعادت. اما اگر خدای نخواسته ضعف داشته باشیم که نتوانیم در جهت تحقق امر به معروف و نهی از منکر عامل باشیم، تأثیرگذار باشیم، به وظایف خود عمل نکنیم، آن زمان است که جامعه، جامعه ضعیفی خواهد شد.

عوامل ضعف جامعه: عامل انسانی و آلودگی به گناه
ضعف جامعه هم دو عامل دارد. عامل اول، عامل انسانی است. چرا جامعه ضعیف می‌شود؟! به این خاطر که تمام زنان و مردانی که بایستی برای اقتدار جامعه کار کنند، زحمت بکشند، و از آبرو و امکانات و جان خود مایه بگذارند، این اشخاص این کار را نمی‌کنند. این اشخاص توان انجام این وظیفه را ندارند، چرا؟! به خاطر این‌که گرفتار گناه‌اند، به خاطر این‌که گرفتار ابتذال‌اند، به خاطر این‌که گرفتار فساد‌اند. فساد هم یا فساد مالی است، یا فساد اداری است، یا فساد اخلاقی است. خوب، وقتی که جامعه گرفتار منکرات و گناه و معصیت شد، مردان این جامعه به قول طلبه‌ها از حیز انتفاع می‌افتند و دیگر توان کار برای جامعه را ندارند، توان کار برای اقتدار مردم و کشور را ندارند، و مثل دوران جمهوریت، همه سررشته‌های سازماندهی اجتماعی از دست‌شان در می‌رود.

فساد جمهوریت/ شخصیت‌هایی که باید برای مردم کار می‌کردند، برای خود کار کردند
شما در زمان جمهوریت متوجه شدید که فساد چه مقدار در جامعه وجود داشت، منکرات چه مقدار در جامعه وجود داشت، شخصیت‌هایی که بایستی برای مردم ما کار می‌کردند، چی‌کار کردند؟! شخصیت‌هایی که برای جامعه باید زحمت می‌کشیدند، این‌ها برای خودشان زحمت کشیدند. من در خارج برخی از وزرا را آدرس دارم که میلیون‌ها دالر در فلان کشور سرمایه‌گذاری کرده‌اند، هوتل ساخته‌اند و برای خود خانه‌های آن‌چنانی درست کرده‌اند، موترهای آن‌چنانی دارند، امکانات وافر دارند. خوب، این امکانات از کجا آمد؟! بر فرض که این‌ها تاجر باشند، چه تجارتی داشتند و این تاجر ماهانه چقدر درآمد دارد که به یکباره می‌آید در یک شهر ده‌ها میلیون دالر سرمایه‌گذاری می‌کند و کار راه می‌اندازد، آن هم در کشوری غیر از افغانستان؟!

ریشه‌های فساد: بی‌دینی و بی‌اخلاقی
خوب، معلوم است؛ چون این آقا تدیّن نداشته است، چون این آقا تخلّق نداشته است، چون پای‌بند به مباحث دین نبوده است، و تمام وجود این آقا را گناه و مفاسد اخلاقی فرا گرفته است، لذا گرفتار دزدی شده است، گرفتار گرفتن رشوه شده است، با رشوه زندگی خود را سامان داده است. و بعد، از ترس این‌که مبادا در افغانستان لو برود، یا دستگیر شود، یا گرفتار شود  و یا هم در دلش روشن است که با وجود شخصیت‌های مفسدی همچون خودش، ثبات در افغانستان نمی‌آید، لذا پیش خود می‌گوید اگر من این سرمایه‌گذاری را در کابل یا در یکی از ولایات افغانستان بکنم، فردا اگر کشور سقوط کند و جمهوریت از بین برود، سرمایه من هم از بین می‌رود. بنابراین است که این افراد سرمایه‌های خود را به خارج منتقل کرده‌اند.

فساد، دلیل مهم سقوط جمهوریت/ تاکید مجدد بر نقش عامل انسانی در تضعیف جوامع
یکی از دلایل مهم و یکی از دلایل اصلی و محوری که باعث شد جمهوریت سقوط کند، به خاطر فسادی بود که در جامعه وجود داشت، به خاطر منکراتی بود که در جامعه رسوخ پیدا کرده بود. این منکرات باعث می‌شود که انسان‌ها نتوانند کار اثرگذار انجام بدهند، اصلاً توفیق پیدا نمی‌کنند که در خدمت مردم و جامعه و ابنای وطن باشند و در راستای مقتدر ساختن جامعه کار بکنند و اثرگذار باشند. اینجا است که عامل انسانی باعث تضعیف زیرساخت‌های جامعه می‌شود، باعث تضعیف بنیان‌های جامعه می‌شود، و در نهایت، جامعه‌ای ضعیف، جامعه‌ای فشل، جامعه‌ای از هم گسسته به وجود خواهد آمد.

عامل دوم تضعیف جامعه: عامل آسمانی و پیامد معصیت‌های خودمان
عامل دومی که باعث تضعیف اجتماع و تضعیف انسان‌ها می‌شود!،عامل آسمانی است. برادران و خواهران! معصیت پیامد دارد. اگر ما مرتکب معصیت شویم، علاوه بر این‌که توفیق از ما گرفته می‌شود و نمی‌توانیم برای اقتدار جامعه کار بکنیم، از این طرف هم خداوند متعال ما را مجازات خواهد کرد. ما آیات و روایات مختلفی داریم که می‌گویند اکثر مشکلات و معضلاتی که در زندگی ما رونما می‌شود و در برابر ما قرار می‌گیرد، ناشی از عملکرد خود ما است، ناشی از معصیت‌هایی است که ما انجام می‌دهیم، ناشی از مشکلاتی است که در زندگی خود داریم.

آثار منفی گناه در زندگی؛ بر پایه آیات الهی و روایات معصومین(علیهم السلام)
من اینجا چند تا آیه و چند روایت یادداشت کرده‌ام که خدمت شما عرض شود، نشانگر این است که چقدر اعمال بد ما در زندگی‌مان تأثیر منفی دارد. آیه «وَمَا أَصَابَكُم مِّن مُّصِيبَةٍۢ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَيَعْفُوا۟ عَن كَثِيرٍ» اینجا من که نمی‌گویم، بلکه خدای متعال به صراحت می‌گوید: آنچه از مصیبت برای شما می‌رسد، به‌خاطر اعمالی است که از دست خودتان سر زده است. این در حالی است که برادران و خواهران، «وَيَعْفُوا۟ عَن كَثِيرٍ» یعنی خدای متعال اکثر گناهان ما را نادیده می‌گیرد و اغماض می‌کند؛ چون اگر قرار بر این باشد که در برابر هر عمل منکر ما، مجازات باشد، دیگر چیزی برای ما نمی‌ماند.

پاسخ برخی از اعمال ناشایست خود را در همین دنیا می‌گیریم
بخشی از اعمال ما در همین دنیا مورد پرسش قرار می‌گیرد. اگر خانه ما آتش می‌گیرد، اگر فرزند ما پایش می‌سوزد و اگر خود ما مریض می‌شویم؛ حتی ما روایات متعدد داریم که بسیاری از مرگ‌ها به خاطر اجل طبیعی نیست، بلکه به خاطر گناهی است که انجام دادیم، به خاطر معصیتی است که ما انجام دادیم و باعث می‌شود که این مشکلات در زندگی ما به وجود بیاید.

برخی از امراض نوظهور به خاطر معصیت انسان‌هاست
روایتی هم داریم از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) که می‌فرماید «لم تظهر الفاحشةُ في قومٍ قطُّ حتى يعلنوا بها، إلّا فشا فيهم الطاعونُ والأوجاعُ التي لم تكن مضت في أسلافهم الذين مضوا» هرگاه اعمالی منافی با عفت در جامعه‌ای رواج یابد و علنی و آشکار گردد، بیماری‌هایی ظهور و بروز پیدا می‌کند که قبلاً وجود نداشته است. ببینید که بسیاری از امراض به دلیل معصیت‌ها و گناهان ما است، امراضی که در زمان ما به وجود می‌آید که در گذشته اصلاً نبوده است؛ مثلاً یکی از این امراض، مرض ایدز است. ایدز در گذشته نبوده اما در سال‌های اخیر یا دهه‌های اخیر در بین اجتماع انسانی وجود دارد. ایدزی که ناشی از تماس‌ها و ارتباطات جنسی نامتعارف است.

روایات دیگری از پیامبر اسلام (صلوات الله و سلامه علیه و آله) در بیان پیامدهای گناه در جامعه
روایات مختلف دیگری هم از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) هست که من معنای این روایات را خدمت شما سریع می‌خوانم: 
هرگاه کم‌فروشی رواج پیدا کند، مردم دچار قحطی و گرانی می‌شوند. روایت بعدی، اگر مردم از پرداخت زکات امتناع ورزند، دچار کمبود باران می‌شوند و خشکسالی‌ها ناشی از این است. روایت بعدی، اگر مردم عهد و پیمان خود با خدا را بشکنند، دشمنان بر جان و مال آن‌ها مسلط می‌شوند. روایت بعدی، اگر قضات به عدالت حکم نکنند، باعث جنگ و اختلاف می‌شوند. 

پنج گناه ذکرشده در دعای کمیل که عواقب بسیار مخربی در زندگی ما دارند
ما روایت‌های مختلف دیگری هم داریم؛ مثلاً حضرت امام امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام در دعای کمیل پنج گناه را یادآور می‌شود که هر کدام اثر بسیار مخربی در زندگی انسان دارد: اول، گناهانی که ارتباطات و پیوندها بین مومنین را قطع می‌کند: «اللهم اغفرلی الذنوب التی تهتک العصم». دوم، گناهانی که درد و رنج به دنبال دارد و اگر مرتکب آنها شویم امراض مختلف مشمول حال ما می‌شود: «اللهم اغفرلی الذنوب التی تنزل النقم». سوم، گناهانی که نعمت‌ها را تغییر می‌دهد: «اللهم اغفرلی الذنوب التی تغیر النعم». چهارم، گناهانی که جلوی استجابت دعا را می‌گیرند: «اللهم اغفرلی الذنوب التی تحبس الدعاء». پنجم، گناهانی که نازل‌کننده بلا هستند: «اللهم اغفرلی الذنوب التی تنزل البلاء».

استغفار راه جلوگیری از عقوبت گناهان و مجازات الهی است
پس بنابراین، برادران، حواس‌مان جمع باشد که مشکلات، مشکلات جدی است. اگر ما در بحث امر به معروف و نهی از منکر غفلت بکنیم و جامعه دچار گناه و معصیت شود، مشکلات متعددی به وجود خواهد آمد که عامل اول آن خود ما هستیم و عامل دوم نیز باز خود ما هستیم، اما از ناحیه خداوند مجازات می‌شویم. اما راه جلوگیری از نتایج گناه و مجازات الهی چیست؟! راهش این است که ما در راستای تحقق امر به معروف و نهی از منكر عمل بکنیم. حالا اگر یک وقتی خدای نخواسته گناه کردیم سریع استغفار بکنیم و از خداوند آمرزش بخواهیم: «فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَارًا وَيُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَيَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَيَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهَارًا».

پیامدهای استغفار بر اساس آیات ۱۰ تا ۱۲ سوره نوح
خوب پیامد استغفار چیست؟! اولین پیامد استغفار و گناه نکردن و چسبیدن به خدا و عبد خدا بودن و عمل در مسیر وحدانیت خدا مطابق با آیات ۱۰ تا ۱۲ سوره نوح این است که در این صورت باران می‌بارد: «يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَارًا». پیامد دوم استغفار این است که خداوند شما را با اموال و فرزندان زیاد کمک می‌کند. یعنی اگر شما استغفار کنید مال‌تان زیاد می‌شود و به اصطلاح اولاد زیاد پیدا می‌کنید: «وَيُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ». پیامد سوم استغفار این است که خداوند برای شما باغ‌ها و بوستان‌هایی فراهم می‌کند و همچنان نهرهایی جاری خواهد شد که طبعا این‌ها در راستای ازدیاد روزی و موضوعاتی از این قبیل است: «وَيَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَيَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهَارًا».

روایت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) درباره آثار استغفار
پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم هم در این رابطه روایتی دارند: «من أكثر من الاستغفار جعل اﷲ له من كل هم فرجاً، ومن كل ضيق مخرجاً، و رزقه من حيث لا يحتسب». کسی ‌که زیاد استغفار بکند، از هرگونه هم و غمی نجات پیدا می‌کند و برایش از مسیرهایی روزی داده می‌شود که اصلاً قابل حساب و کتاب نیست. این روایتی است که در رابطه با آثار استغفار خدمت شما مطرح کردم؛ و البته آیات و روایات متعددی وجود دارد که فرصت بیان آن‌ها نیست.

تحقق امر به معروف و نهی از منکر، فرد و جامعه را مقتدر می‌کند
اگر ما در زندگی خود در راستای اقامه‌ی امر به معروف و نهی از منکر موفق شویم و این واجب الهی را اول در سطح شخص خود ما، بعد خانواده‌ی خود ما، بعد فامیل و اقوام و خویشاوندان و محیط و محله و ولسوالی و ولایت و کشور محقق بکنیم، در این صورت هم فرد ما و هم خانواده‌ی ما و هم محیط و اجتماع ما در مجموع یک اجتماع قدرتمند و با عظمت و پولدار و سالم و راحت و با آسایش خواهد شد. اما آنچه‌ که مهم است این است که همه‌ی ما و شما موظف به این مبارزه و جهاد هستیم.

جهاد ما باید سازمان‌یافته و تشکیلاتی باشد
و حالا چیزی که مهم‌تر است این است که این جهاد باید جهاد سازمان‌یافته و تشکیلاتی باشد. جهاد پراکنده و اینکه هر کس سر خود اقدام کند، امکان ندارد. هر کس به اصطلاح در مسیر خود و در راه خود حرفی بزند و کاری بکند، چندان چیز اثرگذاری نخواهد شد. جهاد ما در راستای تحقق امر به معروف و نهی از منکر زمانی موثر است که ما سازمان‌یافته عمل بکنیم.

دلیل ماندگاری قیام امام حسین (علیه السلام)، سازمان‌یافته بودن آن است
چرا امروز نام امام حسین علیه‌السلام ماندگار است؟! چرا شمع فروزان امام حسین علیه‌السلام هر روز روشن‌تر می‌شود؟! چون امام حسین علیه‌السلام کار را به صورت فردی شروع نکرد، بلکه خودش بود، اعضای خانواده‌اش بودند و دوستان و هم‌نظرانش نیز همراه بودند. درست است که جمعیت‌شان قلیل بود، اما جمعیتی کاملا متشکل و سازمان‌یافته بودند که در کربلا حضور یافتند و در راستای تحقق واجب امر به معروف و نهی از منکر مبارزه و مجاهده کردند. به همین دلیل نام امام حسین علیه‌السلام زنده است و خط او تا روز ظهور همچنان به درخشندگی خود ادامه خواهد داد. بنابراین اگر ما بخواهیم در میدان مبارزه و مجاهده موفق و پیروز باشیم، حتماً باید در مسیر جهاد متشکل و سازمان‌یافته حرکت کنیم.

اعمال بد جریان‌ها در گذشته موجب دوری جوانان از کار تشکیلاتی شده است
خیلی حیف است که امروز اگر از جوانان ما سوال می‌شود که با کدام جبهه، جناح یا مجموعه‌ای مرتبط هستید و چه کار تشکیلاتی انجام می‌دهید، پاسخ می‌دهند: «بابا ما را تیر از تشکیلات، ما را تیر از حزب، ما را تیر از سازمان!» و سریع تصور گذشته در ذهن‌شان زنده می‌شود. گذشته‌ای که اعمال احزاب و جناح‌های ما در زمان جهاد، و بعد از پیروزی جهاد، باعث تخریب کابل شد؛ گذشته‌ای که با جنجال‌ها، گروه‌گرایی‌ها، اختلافات، جنگ و درگیری‌های بیست سال اخیر همراه بود. اما منظور من یک چنین حرکت سازمان‌یافته‌ای نیست.

حرکت سازمان‌یافته بر محوریت خدا و دین به دنبال ایجاد وحدت است
اگر حرکت سازمان‌یافته بر محور خدا و دین باشد، این سازمان در مسیر ایجاد وحدت در جامعه عمل می‌کند. چنین حرکتی، ایجاد اختلاف را حرام می‌داند؛ تخریب علیه شخصیت‌ها را ممنوع می‌داند و مباحث قومیتی را حرام می‌شمرد. نه تنها حرام، بلکه اگر قوم‌گرایی به عنوان هدف یا بت مطرح شود، این حرکت را شرک‌آمیز می‌داند. یعنی چه؟! از کجای اسلام تاکنون قومیت محور وحدت، حرکت دینی، اسلامی و مکتبی ما بوده است؟! اصلاً در گذشته قومیت مطرح نبود. قوم به عنوان محور مطرح نبود. اما دشمن تلاش کرده است که این عنوان را در بین جامعه ما به وجود بیاورد.

رد نگاه قوم‌محور در دین و ضرورت اتحاد امت اسلامی
امروز افراد، شخصیت‌ها و حتی برخی از بزرگان حوزوی ما حول محور قومیت حرف می‌زنند و دین را با نگاه قومی تفسیر می‌کنند. بحث حوزه‌های علمیه و امت اسلامی را با دیدگاه قومی می‌بینند. آقایی در کنجی نشسته و شعار می‌دهد که ما ربطی به نجف نداریم، ما ربطی به قم نداریم، ما حرکت افغانی می‌خواهیم، افغانی، افغانی، افغانی! بابا اسلام این نگاه را رد می‌کند. اگر نگاه ما بر اساس دین و مذهب باشد، آن مسلمانی که در کابل است هیچ تفاوتی با مسلمان تهران، واشنگتن، حتی اسرائیل، غزه، یمن و سایر نقاط جهان ندارد. همه ما مسلمانیم، همه برادر و خواهریم و در افغانستان همه مردم ما در کنار هم هستند.

ملاک برتری تقواست، نه قومیت؛ هدف جهاد ما ایجاد تقوا در جامعه است
تنها تفاوت ما در بحث تقواست. هر انسانی اگر متقی باشد، او مقرب درگاه الهی است. و هدف ما هم این است که با جهاد خود، در راستای تحقق امر به معروف و نهی از منکر، تقوا را در جامعه ایجاد کنیم، معرفت دینی مردم را بالا ببریم و شناخت مردم را از دین، مذهب و مکتب افزایش دهیم.

خط امام حسین (علیه السلام) فراتر از قومیت؛ خط امام حسین (علیه السلام) تداوم دارد
برادران و خواهران! باور کنید اگر معرفت دینی ما بالا برود، دیگر بحث، بحث قوم نیست. محور، پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) است و اولاد پیامبر (صلوات الله و سلامه علیهم) و ائمه معصومین علیهم‌السلام‌اند. محور، خط ولایت است؛ حرکت در مسیر امام حسین علیه‌السلام است؛ نه فقط آن امام حسینی که بعضی از سخنران‌های ما فقط در چارچوب روضه و رباعی و مداحی، در همان سال ۶۱ هجری مطرح می‌کنند، و بعد همان‌جا به شهادت می‌رسانند و همان‌جا هم دفنش می‌کنند! نه، بلکه امام حسینی که تا امروز تداوم دارد. خط امام حسین علیه‌السلام، خطی زنده و جاری است. خطی است که امروز هم در دنیا جریان دارد و ما همچنان در خدمت این مسیر هستیم.

امروز خط امام حسین (علیه السلام) در تقابل با استکبار است
امروز خط امام حسین علیه‌السلام است که در تقابل با استکبار است. امروز خط امام حسین علیه‌السلام است که در سرزمین غزه علیه اسرائیل می‌جنگد، و امروز خط امام حسین علیه‌السلام است  که جمهوری اسلامی بر مبنای این خط در برابر امریکا ایستاده است.

حرکت در مسیر اندیشه امام حسین (علیه السلام) قومیت و مذهب نمی‌شناسد
ما می‌خواهیم در مسیر امام حسین علیه‌السلام و در چوکات اندیشه امام حسین علیه‌السلام کار کنیم و عمل کنیم. این دیگر بالاخره بحث قومیت نمی‌خواهد، بحث برادر و کاکا و ماما و فلان و بهمان نمی‌خواهد. هر آن کس که دین داشته باشد، مذهب داشته باشد، مکتب داشته باشد، باید در این چهارچوب قرار بگیرد و برای ایجاد وحدت در جامعه افغانستان و در میان مردم افغانستان و در میان مؤمنین بایستی کار کند.

دعوت به وحدت حول دین، مذهب و مکتب
برادران و خواهران! هدف عمده و مهم مرکز تبیان که امسال ۳۶ سال می‌شود که در صحنه مبارزات حضور دارد، این است. ما بر این مبنا مبارزه را آغاز کردیم و تا حالا تداوم بخشیدیم و از این به بعد هم در همین مسیر هستیم. و از همه برادران و خواهران می‌خواهم که در این مسیر، با این راه، حضور و ورود داشته باشند؛ با حفظ احترام نسبت به همه شخصیت‌های مبارز، چه آنهایی که رفتند و چه آنهایی که فعلاً در کشور حضور دارند. به همه‌شان احترام دارم، برای همه‌شان هم دعا می‌کنم و خدمت‌گزار همه‌شان هم هستم. اما نگاه من این است و دعوت من از همه این است که، برادران! حول دین باید جمع شویم، حول مذهب و مکتب باید جمع شویم، و مثل شخصیت مرحوم سید مشتاق حسنی، ما بایستی خود را ذوب دین کنیم، ذوب مذهب کنیم.

شهید سیدمشتاق حسنی، در خدمت تفکر و مکتب بود
امروز ما در جلسه یادبود جوانی حضور داریم که این جوان، وجود خود را، شخصیت خود را، و تمام هست و بود خود را فدای اسلام کرد. چون در تقریباً بیش از ده سال که من در خدمت این جوان بودم، با تمام وجود، در خدمت تفکر بود، در خدمت اندیشه بود، در خدمت مکتب و مذهب بود. و قطعاً حضور چنین جوانانی در صحنه، می‌تواند ما را قدرت‌مند بسازد، می‌تواند ما را بزرگ بسازد، می‌تواند ما را در جامعه مطرح کند؛ و با انسجام و اتحادمان، از اقتدار و عظمت برخوردار شویم.

پایان‌ سخن با دعای خیر برای روح مرحوم حسنی و آرزوی شهادت
من بیش از این، عزیزان را زحمت نمی‌دهم. با آن‌که روز جمعه است و نماز اول وقت به احترام نماز جمعه خیلی مهم نیست، اما با آن‌هم، چون دارد اذان فرا می‌رسد، در همین‌جا صحبت‌های خود را به پایان می‌رسانم. و از خداوند متعال می‌خواهم که روح پُر‌فتوح این جوان را شاد بکند و با اجداد طاهرینش محشور بگرداند. و برای ما هم توفیق عنایت کند که در مسیر دین، در مسیر مذهب و مکتب، و در راستای تحقق وجیبه امر به معروف و نهی از منکر، مسئولیت‌های خود را انجام بدهیم و در جامعه، رنگ سرخ و سرافراز در زندگی خود ادامه بدهیم، و در نهایت، در رکاب حضرت آقا امام زمان عجّل ‌الله ‌تعالى ‌فرجه‌ الشریف ظهور و بروز داشته باشیم. و آخر عمر ما هم شهادت در راه خدای متعال باشد.
والسلام علیکم و رحمة‌الله و برکاته!

لینک کوتاه

برچسب ها

ناموجود