• تاریخ انتشار : چهارشنبه 21 ژانویه 2026 - 14:40
  • کد خبر : 1537
  • چاپ خبر

تبیین فلسفه‌ی بعثت و هدایت جامعه در گفتمان راه تعالی قم/ بعثت بدون امامت ناقص است

نشست گفتمان راه تعالی با عنوان «فلسفه بعثت و هدایت جامعه» در دفتر نمایندگی مرکز تبیان در قم برگزار شد. در این نشست، حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر خداداد جلالی با تأکید بر پیوند ناگسستنی بعثت و امامت، بعثت پیامبر اکرم (ص) را پدیده‌ای پویا، مستمر و راهبردی برای هدایت انسان معاصر دانست و در ادامه، حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر سید زکی موسوی با تبیین ده‌گانه فلسفه بعثت از منظر قرآن و روایات، اهدافی چون تعلیم، تزکیه، عدالت‌گستری، آزادی، خروج از ظلمات، بیدارسازی فطرت و دعوت به حیات طیبه را به‌ عنوان ارکان بنیادین بعثت پیامبران تشریح کرد.

خبرگزاری صدای افغان(آوا)-قم: نشست گفتمان راه تعالی با عنوان «فلسفه بعثت و هدایت جامعه» در دفتر نمایندگی مرکز تبیان در قم برگزار شد. در ابتدای این نشست، حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر خداداد جلالی، پژوهشگر علوم دینی، به تبیین ابعاد مختلف بعثت پیامبر اکرم (ص) و نسبت آن با امامت، هدایت جامعه و نیازهای فکری و روحی انسان معاصر پرداخت.

حجت‌الاسلام والمسلمین جلالی با اشاره به وجود دو دیدگاه اساسی درباره بعثت پیامبر اسلام (ص)، اظهار داشت: یک دیدگاه، بعثت را پدیده‌ای استاتیک، زمان‌مند و متوقف می‌داند که صرفاً در ۲۷ رجب سالی خاص آغاز شده و پس از ۲۳ سال با رحلت پیامبر اکرم (ص) پایان یافته است. بر اساس این نگاه، محصول بعثت، کتابی به نام قرآن کریم است که مجموعه‌ای از قوانین و احکام مورد نیاز بشر را در خود جای داده است.

وی افزود: در این رویکرد، قرآن کریم به ‌عنوان متنی کامل معرفی می‌شود که پاسخگوی همه نیازهای فردی، خانوادگی، اجتماعی و سیاسی انسان است، اما در عمل، این نگاه با چالش‌هایی جدی مواجه می‌شود؛ چرا که بدون تفسیر صحیح و هدایت‌گر، امکان دستیابی به رویه‌ای واحد و منسجم در بسیاری از مسائل وجود ندارد.

این پژوهشگر علوم دینی در ادامه تصریح کرد: نگاه دوم، بعثت را پدیده‌ای دینامیک، پویا و هدف‌مند می‌داند که از آغاز با امامت و ولایت پیوند خورده است. در این نگاه، بعثت بدون امامت نه ‌تنها ناقص، بلکه می‌تواند ناکارآمد و حتی مسئله‌ساز باشد.

دکتر جلالی با اشاره به تقارن تاریخی بعثت پیامبر اسلام (ص) با ولادت امیرالمؤمنین امام علی علیه‌السلام در ماه رجب، این هم‌زمانی را حامل پیامی عمیق دانست و گفت: این هم‌سویی تاریخی، نشانه همراهی و هم‌جهتی بعثت و امامت است. بعثت منهای امامت، تفسیری روشن و کارآمد از قرآن کریم ارائه نمی‌دهد، اما هنگامی که بعثت با امامت پیوند می‌خورد، قرآن کریم بسط و گسترشی شگفت‌انگیز پیدا می‌کند و افق‌های تازه‌ای در فهم آیات الهی گشوده می‌شود.

وی افزود: پس از پذیرش اصل ولایت و امامت، نگاه انسان به آیات قرآن دگرگون می‌شود و بسیاری از احکام و معارف، معنایی دقیق‌تر، عمیق‌تر و منسجم‌تر پیدا می‌کنند.

سخنران نشست برای تبیین نقش تعیین‌کننده امامت در فهم و اجرای احکام قرآنی، به ماجرای تاریخی تعیین حد اجرای حکم سرقت اشاره کرد و گفت: آیه «وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَیْدِیَهُمَا» از جمله آیاتی است که در طول تاریخ اسلام، برداشت‌های متفاوت و گاه متعارضی از آن صورت گرفته است.

وی توضیح داد: از زمان رحلت پیامبر اسلام (ص) تا دوران بنی‌امیه و بنی‌عباس، شیوه‌های مختلفی برای اجرای این حکم وجود داشت؛ برخی دست را از مچ، برخی از مرفق و برخی حتی از بازو قطع می‌کردند. این اختلاف رویه‌ها، مأمون عباسی را با پرسشی جدی مواجه کرد و او را بر آن داشت تا فقها و قضات زمان، از جمله امام جواد علیه‌السلام، را گرد هم آورد تا به یک نظر واحد دست یابند.

دکتر جلالی ادامه داد: وقتی نوبت به امام جواد علیه‌السلام رسید، آن حضرت فرمودند که فقط چهار انگشت دست دزد باید قطع شود و بیش از آن جایز نیست. دلیل این حکم را نیز از خود قرآن کریم استخراج کردند؛ آنجا که می‌فرماید: «وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا». کف دست انسان در نماز محل سجده است و سجده‌گاه، ملک خداوند متعال است و کسی حق تصرف در آن را ندارد.

وی افزود: این استدلال قرآنی چنان قاطع و روشن بود که همه فقها را مجاب کرد. این نمونه نشان می‌دهد که چگونه امامت به یاری بعثت می‌آید و آن را از برداشت‌های سلیقه‌ای و گاه نادرست نجات می‌دهد.

این پژوهشگر علوم دینی در بخش دیگری از سخنان خود به حدیث معروف ثقلین اشاره کرد و گفت: پیامبر اکرم (ص) در واپسین روزهای عمر شریف خود فرمودند: «انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی». این روایت که در منابع شیعه و اهل سنت نقل شده، نشان می‌دهد که قرآن بدون عترت، متنی مجمل و نیازمند تفسیر است و عترت بدون قرآن نیز قابل شناسایی و فهم نخواهد بود.

وی افزود: هنگامی که قرآن و عترت در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، دین با دو بال قدرتمند مجهز می‌شود و می‌تواند انسان را در مسیر کمال به پرواز درآورد.

دکتر جلالی با اشاره به روایت «یا علی، انت کل دین» خاطرنشان کرد: بر اساس این نگاه، همه تفسیرهای اصیل و آینده‌دار از دین، در وجود امیرالمؤمنین علیه‌السلام خلاصه می‌شود و این حقیقت، جایگاه بی‌بدیل امامت در تداوم بعثت را آشکار می‌سازد.

وی در ادامه، با استناد به آیه «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِّنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ»، نخستین کارکرد بعثت را بیدارگری و آگاهی‌بخشی دانست و گفت: بعثت آمده است تا انسان را از جمود فکری، تحجر ذهنی و اسارت در زنجیرهای خرافه و قوانین دست‌ و پا گیر نجات دهد.

به گفته وی، پیامبر اسلام (ص) با تلاوت آیات الهی، بارهای سنگین خرافات و محدودیت‌های خودساخته را از دوش بشر برمی‌دارد و عقل و اندیشه انسان را آزاد می‌کند.

دکتر جلالی با اشاره به آیه «لَوْ کُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا کُنَّا فِی أَصْحَابِ السَّعِیرِ» تأکید کرد: قرآن کریم بر نقش شنیدن و سپس تعقل در فرآیند هدایت تأکید دارد. انسان ابتدا باید پیام حق را بشنود، آن را در عقل خود پردازش کند و سپس به تصمیمی معقول و مطلوب برسد.

وی افزود: تلاوت آیات الهی، مقدمه بیداری عقل و زمینه‌ساز انتخاب آگاهانه مسیر زندگی است.

این پژوهشگر علوم دینی با اشاره به آیات سوره انعام، نخستین پیام بعثت را دعوت به توحید دانست و گفت: قرآن کریم با صراحت اعلام می‌کند که جز خداوند متعال، هیچ موجودی شایسته پرستش نیست. هنگامی که انسان درک کند که همه‌کاره هستی خداست، دل و جان خود را به او می‌سپارد و از پرستش خدایان خودساخته و ناتوان رهایی می‌یابد.

وی در این بخش، با نقل داستانی از ابوذر غفاری، به ذلت و پوچی بت‌پرستی اشاره کرد و افزود: ابوذر زمانی بتی چوبی برای خود ساخته بود، اما وقتی دید روباهی بر سر آن آلودگی ایجاد کرده است، وجدانش بیدار شد و دریافت که خدایی که نمی‌تواند از خود دفاع کند، شایسته پرستش نیست.

دکتر جلالی با تبیین ویژگی‌های خدای معرفی‌شده در قرآن، گفت: خدایی که پیامبر معرفی می‌کند، خالق آسمان‌ها و زمین است، به همه آنچه در زمین فرو می‌رود و از آن خارج می‌شود آگاه است، بر نزول باران و صعود هر چیز به آسمان احاطه دارد و در هر جا با انسان است.

وی افزود: ایمان به چنین خدایی، بزرگ‌ترین هدیه بعثت به بشر است؛ هدیه‌ای که اضطراب‌ها، ناامنی‌های درونی و استرس‌های انسان معاصر را درمان می‌کند.

حجت‌الاسلام والمسلمین جلالی با اشاره به آیه «أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» تأکید کرد: تلاوت قرآن و ذکر خداوند، آثار عملی و معنوی عمیقی بر روح و روان انسان دارد. وی در این زمینه به نقل داستانی از بهبود افسردگی دختر یکی از پادشاهان سمرقند و بخارا با نسخه‌ای قرآنی پرداخت و گفت: این تجربه‌ها نشان می‌دهد که پیام بعثت، نسخه‌ای کارآمد برای درمان دردهای روحی بشر است.

دکتر جلالی در ادامه، یکی از کارکردهای مهم بعثت را اصلاح روابط خانوادگی دانست و گفت: قرآن کریم پس از دعوت به توحید، بلافاصله انسان را به احسان به پدر و مادر فرا می‌خواند. این ترتیب، نشان‌دهنده جایگاه والای والدین در منظومه ارزشی اسلام است.

وی افزود: در جوامع دینی، پدر و مادر از احترام و کرامت ویژه‌ای برخوردارند و بی‌اعتنایی به آنان، نشانه فاصله گرفتن از آموزه‌های بعثت است.

این پژوهشگر علوم دینی با نقل داستانی از امام جعفر صادق علیه‌السلام، تأثیر عملی آموزه‌های بعثت را تشریح کرد و گفت: جوانی نصرانی با شنیدن سخنان امام، به اسلام گرایش پیدا کرد و به توصیه آن حضرت، نیکی به مادر زمین‌گیر خود را در اولویت قرار داد. رفتار محبت‌آمیز این جوان، مادرش را نیز به اسلام متمایل کرد و او با ایمان و در آرامش از دنیا رفت.

وی خاطرنشان کرد: این روایت‌ها نشان می‌دهد که بعثت پیامبر اسلام (ص)، در سایه امامت، نه‌ تنها انسان‌ها را هدایت می‌کند، بلکه امنیت، آرامش و عاقبت‌ بخیری را برای آنان به ارمغان می‌آورد.

تبیین ده‌گانه فلسفه بعثت از منظر قرآن و روایات
در ادامه این نشست، حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر سید زکی موسوی، معاون دفتر نمایندگی مرکز تبیان در قم، با بیان اینکه فلسفه بعثت را باید از زبان خود قرآن کریم و آموزه‌های وحیانی فهم کرد، اظهار داشت: اگرچه بررسی‌های کلامی و بشری درباره بعثت اهمیت دارد، اما بهترین و دقیق‌ترین تبیین فلسفه بعثت، آن چیزی است که خود خداوند متعال در آیات قرآن و روایات معصومان علیهم‌السلام بیان کرده است.

وی با اشاره به اینکه ده محور اساسی را درباره فلسفه بعثت یادداشت کرده است، افزود: نخستین فلسفه بعثت، «تعلیم» است. قرآن کریم در آیه «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِّنْهُمْ… یُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ» تصریح می‌کند که یکی از اهداف بعثت، آموزش و آگاهی‌بخشی است؛ زیرا جهل و نادانی آثار ویرانگری در زندگی فردی و اجتماعی دارد، در حالی که علم و آگاهی منشأ رشد و تعالی انسان است.

معاون دفتر نمایندگی مرکز تبیان در قم دومین فلسفه بعثت را «تزکیه» دانست و گفت: خداوند پیامبران را فرستاد تا انسان‌ها را از آلودگی‌های اخلاقی، فکری و رفتاری پاک‌سازی کنند. در سه آیه قرآن، تعلیم و تزکیه در کنار هم آمده و در دو آیه، تزکیه مقدم بر تعلیم ذکر شده است که این تقدّم نشان می‌دهد علم، زمانی ثمربخش و سعادت‌آفرین است که با تزکیه نفس همراه باشد؛ در غیر این صورت، علم به ‌تنهایی تضمین‌کننده سعادت انسان نخواهد بود.

وی سومین فلسفه بعثت را «اقامه قسط و عدالت» معرفی کرد و افزود: قرآن کریم به صراحت می‌فرماید: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ». بر اساس این آیه، ارسال پیامبران برای آن است که عدالت در جامعه انسانی تحقق یابد و این عدالت را تنها کسی می‌تواند اجرا کند که از سوی خداوند مأموریت الهی داشته باشد.

حجت‌الاسلام والمسلمین موسوی چهارمین فلسفه بعثت را «آزادی انسان‌ها» دانست و تصریح کرد: بعثت پیامبران برای رهایی انسان از بارهای سنگین، اوهام، خرافات و زنجیرهایی است که عقل و فطرت او را در بند کشیده است. قرآن کریم پیامبر اسلام (ص) را کسی معرفی می‌کند که «یَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِی کَانَتْ عَلَیْهِمْ» و آنان را از قید و بندهای تحمیلی آزاد می‌سازد.

وی با اشاره به کلام امیرالمؤمنین امام علی علیه‌السلام در این زمینه افزود: حضرت می‌فرماید خداوند پیامبر (ص) را فرستاد تا انسان‌ها را از عبادت بندگان نجات دهد و تنها به عبادت خداوند متعال فراخواند، آنان را از پیمان‌ها و سلطه‌های بشری رها ساخته و به ولایت الهی سوق دهد. این بیان، فلسفه بعثت را در چارچوب آزادی حقیقی انسان تبیین می‌کند.

معاون دفتر نمایندگی مرکز تبیان در قم پنجمین فلسفه بعثت را «خروج از ظلمات به سوی نور» عنوان کرد و گفت: اگر بعثت پیامبران نبود، بشر در تاریکی‌های جهل، انحراف و گمراهی باقی می‌ماند. قرآن کریم می‌فرماید: «کِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَیْکَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ». این آیه به روشنی نشان می‌دهد که بعثت برای نجات انسان از تاریکی‌ها و هدایت او به نور الهی است.

وی ششمین فلسفه بعثت را «بشارت و انذار» دانست و افزود: خداوند متعال پیامبران را فرستاد تا هم بشارت‌دهنده باشند و هم بیم‌دهنده؛ زیرا بشارت بدون انذار و یا انذار بدون بشارت، تأثیر کامل خود را در هدایت انسان نخواهد داشت.

حجت‌الاسلام والمسلمین موسوی هفتمین فلسفه بعثت را «اتمام حجت» معرفی کرد و گفت: خداوند متعال برای آنکه در روز قیامت، انسان‌ها را بر اساس آگاهی و انتخاب خود پاداش یا کیفر دهد، پیامبران را فرستاده است تا هیچ‌کس ادعا نکند که بدون بیان و هشدار الهی مورد مؤاخذه قرار گرفته است. قرآن می‌فرماید: «رُسُلًا مُبَشِّرِینَ وَمُنْذِرِینَ لِئَلَّا یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ».

وی هشتمین فلسفه بعثت را «رفع اختلافات» دانست و افزود: اختلاف، امری طبیعی در جوامع انسانی است، اما خداوند متعال برای داوری حق‌مدار و پایان دادن به اختلافات، پیامبران را مبعوث کرده است. آیه «کَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَمُنْذِرِینَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ فِیمَا اخْتَلَفُوا فِیهِ» به صراحت بر این هدف تأکید دارد.

معاون دفتر نمایندگی مرکز تبیان در قم نهمین فلسفه بعثت را «تذکر فطرت و مستقلات عقلی» برشمرد و گفت: پیامبران آمده‌اند تا آنچه در نهاد انسان به ودیعه نهاده شده است، یادآوری کنند. قرآن کریم می‌فرماید: «إِنَّمَا أَنْتَ مُذَکِّرٌ لَسْتَ عَلَیْهِمْ بِمُصَیْطِرٍ»؛ یعنی وظیفه پیامبر (ص) تذکر و بیدارسازی فطرت‌هاست، نه تحمیل و اجبار.

وی دهمین فلسفه بعثت را «دعوت به حیات طیبه و زندگی انسانی و ابدی» دانست و اظهار داشت: اگر بعثت و ارسال پیامبران نبود، زندگی انسان به سطحی حیوانی و مادی تنزل پیدا می‌کرد. قرآن کریم می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُمْ لِمَا یُحْیِیکُمْ»؛ یعنی دعوت پیامبر (ص)، دعوت به حیات واقعی و زنده‌شدن انسان است.

حجت‌الاسلام والمسلمین موسوی با اشاره به پایداری پیامبر اکرم (ص) در برابر پیشنهادهای مشرکان، خاطرنشان کرد: پیامبر اسلام (ص) حتی در برابر وعده قدرت، ثروت و ریاست نیز از دعوت الهی خود دست نکشید و فرمود اگر خورشید را در دست راست و ماه را در دست چپ من بگذارند، از این مسیر عقب‌نشینی نخواهم کرد؛ زیرا هدف بعثت، رساندن انسان به حیات انسانی و کمال واقعی است.

وی در جمع‌بندی سخنان خود تأکید کرد: همه این فلسفه‌ها مقدمه یک هدف بزرگ‌تر است و آن، تحقق سخن پیامبر اکرم (ص) است که فرمود: «إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ». اگر اخلاق در جامعه حاکم باشد، آن جامعه سعادتمند خواهد بود و اگر اخلاق از جامعه رخت بربندد، هیچ ‌یک از پیشرفت‌های ظاهری نمی‌تواند سعادت واقعی انسان را تضمین کند.

لینک کوتاه

برچسب ها

ناموجود