- تاریخ انتشار : شنبه 24 ژانویه 2026 - 7:32
- کد خبر : 1533 چاپ خبر
زن و شوهر باید حامی هم باشند/ خانهداری و اجتماعداریِ مبتنی بر اندیشه دینی وظیفه اصلی بانوان است
رئیس مرکز تبیان طی سخنانی با اشاره به لزوم نهادینه شدن سه خصوصیت در وجود زنان گفت: خصوصیت اول، خانهداری است؛ خصوصیت دوم، اجتماعداری است؛ و خصوصیت سوم هم این است که این دو خصوصیت مبتنی بر دین، مبتنی بر اندیشه دینی و مبتنی بر اندیشه مذهبی باشد. به گفته حسینی مزاری، مردان هم باید به حمایت از خانمها اقدام بکنند و در عرصه حمایتی از هیچگونه همکاری دریغ نکنند تا زنان و مردان جامعه دست به دست هم بدهند و فرزندانی به دنیا بیاورند با تعلیم و با تربیت که بتوان در راستای اقتدار جامعه اسلامی از این فرزندان بهرهبرداری نمود.
خبرگزاری صدای افغان(آوا)-مشهد مقدس: حسینی مزاری طی سخنانی در جلسه هفتگی صلوات چهارده معصوم (ع) مشهد مقدس، همزمان با یادبود حاجیه خانم حبیبی، با اشاره به اینکه مهمترین اثری که میتوان تشخیص داد که یک خانم در زندگی خانمی موفق بوده است، بازماندگان او هستند، گفت: حاجیه خانم حبیبی زنی با شاخصههای مهم و تاثیرگذار اجتماعی بودهاند به ویژه در حوزه تربیت فرزندانشان که از نیروهایی هستند که امروز به دین، مذهب، اجتماع و مردم خدمت میکنند و عناصر خدوم و اثرگذاری در تمام عرصهها هستند.
وی در ادامه به دو علت اصلی ایجاد و بقای اسلام اشاره کرد و گفت: علت اول، پیامبر گرامی اسلام (ص) هستند که این دین را آوردند و بشر و حداقل مسلمانان را از فیض وجود آن بهرهمند کردند. علت دوم، سایر ائمه معصومین (ع) و دیگر بزرگان و انسانهای خدوم دین هستند. در هر دوی این علل، علاوه بر مردان، زنان هم نقش بسیار بسزایی داشتند.
رئیس مرکز تبیان افزود: پس از بعثت، زنان با جدیت در این رویداد و در این راه حضور داشتند و اولین زنی که در کنار پیامبر (ص) در این عرصه خدمت کرد، حضرت خدیجه (س) بود و همچنان خانم سمیه که در میدان به عنوان یک زن مبارز حضور داشت و برای این کار جان خود را از دست داد. البته به گفته وی خانمهای دیگری هم هستند که میتوان نامشان را برشمرد، اما همین دو نمونه نشاندهنده نقش واقعی آنها در عرصهی احداث اسلام و استقرار آن است.
حسینی مزاری با بیان اینکه در بحثِ بقای اسلام هم زنان بسیاری زحمتکشیدهاند، افزود: از جمله، خانم حضرت زهرا (س) که همه داستان مبارزاتی ایشان را شنیدهاند که چه زحماتی کشیدند در جهت بقای اسلام، جان عزیزشان را از دست دادند. و همچنین، خانم حضرت زینب کبری (س) که در این راه، چه سختیها، مشقتها و مصیبتهایی را تحمل کردند.
رئیس مرکز تبیان با تاکید بر اینکه امروز هم اسلام نیاز به کار دارد و در این عرصه، نقش خانمها میتواند بسیار مهم و موثر باشد، گفت: ما باید بدانیم خانمها برای اسلام، دین و مذهبِ امروز از چه خصوصیاتی برخوردار باشند. امروزه تقابل کفار با اسلام بسیار جدی است و تمام کفار علیه مسلمانان بسیج شدهاند. لذا هر فرد مسلمان، چه زن و چه مرد، وظیفه دارد برای بقای اسلام، برای گسترش اسلام و برای فراهم ساختن زمینه ظهور، زندگی تاثیرگذاری داشته باشد.

حسینی مزاری با تاکید بر اینکه زندگی ما زندگی حیوانی نیست؛ زندگیای که در آن نسبت به حوادث و وقایع روزمره بیتفاوت باشیم و هیچ تاثیری نداشته باشیم، افزود: چه زنها و چه مردها، به ویژه زنان، میتوانند تاثیرگذار باشند و نقش زن برای ماندگاری اسلام، توسعه اسلام و استحکام اسلام بسیار اثرگذار است. سه فضیلت برای زنی که مثل حضرت زهرا (س) عمل کند و مثل حضرت زینب کبری (س) عمل کند، مهم است. این سه خصوصیت باید در وجود زنان ما نهادینه شده باشد: خصوصیت اول، خانهداری است؛ خصوصیت دوم، اجتماعداری است؛ و خصوصیت سوم هم این است که این دو خصوصیت مبتنی بر دین، مبتنی بر اندیشه دینی و مبتنی بر اندیشه مذهبی باشد.
رئیس مرکز تبیان افزود: خانمی که بخواهد در بحث خانهداری موفق باشد یا در عرصه اجتماع تاثیرگذار باشد، اگر حرکتش مبتنی بر دین نباشد و مبتنی بر فرهنگ مذهبی نباشد، قطعا نه تنها تاثیری مثبتی نخواهد گذاشت، بلکه مضر هم خواهد بود و تاثیر بدی در حرکتهایی که در پیش میگیرد خواهد داشت.
حسینی مزاری عنوان کرد: خانهداری متشکل از چند جزء است که خانمها حتماً این اجزا را در نظر داشته باشند. اگر این اجزا در وجود خانمهای ما نهادینه شده باشد و مطابق این اجزا عمل کنند، قطعا موفق خواهند بود و قطعا به عنوان زنانی محسوب خواهند شد که توان تلاش و توان کمک کردن به بقای دین را خواهند داشت. به گفته وی، اولین جزء و اولین مطلب برای یک خانم، این است که همراه با شوهر باشد و حامی شوهر خود باشد. در زندگی، در همهی عرصهها: در عرصهی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی؛ این خانم در کنار همسر خود و حامی جدی همسرش باشد.
رئیس مرکز تبیان با اشاره به نحوه برخورد و عمل حضرت زهرا (س) در قبال همسرشان حضرت علی (ع)، گفت: ایشان قطعا حامی امام بوده است، در همهی زمینهها و در همهی ابعاد. حضرت زهرا (س) در صحنه بوده است. امروز هم نیاز است که زنهای مسلمان حامی همسران خودشان باشند، نه اینکه خدای نخواسته در تقابل قرار داشته باشند، نه اینکه در تضاد قرار داشته باشند، نه اینکه باعث گرفتاری فکری مردان جامعه باشند.
حسینی مزاری دومین جزء و نکته مهم خانهداری را بحث فرزندآوری دانست و گفت: زنی میتواند در بقای اسلام تاثیرگزار باشد که علاقه به فرزندآوری باشد. زنی نباشد که بعد از ازدواج سالها بگذرد اما هنوز فرزندی به دنیا نیاورده باشد. بنابراین زنی میتواند تاثیرگزار باشد در بقای اسلام که در بحث فرزندآوری جداً توجه داشته باشد، نه یک تا نه دو تا، باید تعداد زیادی فرزند بیاورد. امروز اسلام نیاز به سرباز دارد امروز اسلام نیاز به نفوس زیاد دارد امروز اسلام نیاز به نیروهای جوان دارد.
رئیس مرکز تبیان با اشاره به دغدغههای زوجین در تامین هزینههای فرزندانشان گفت: چه بسا کسی دوزاده تا اولاد دارد اما زندگیاش خیلی بهتر است از دو تا جوانی که هیچ اولاد ندارد. چه بسا دو تا زن و مردی که هیچ اولاد ندارند زندگیشان خیلی مبتذلتر و مزخرفتر و توام با سختی و دشواری باشد.
حسینی مزاری در بخش دیگری از سخنان خود گفت: بعد از پیروزی جهاد، افغانستان نیاز به ساختن فرهنگی داشت، نیاز به ساختن اعتقادی داشت، نیاز به ساختن اقتصادی داشت. اما متاسفانه جنگهای خانمانسوز بعد از پیروزی کشور را نابود کرد. در طول دوران جمهوریت ۲۰ ساله که فرصت بسیار طلایی در اختیار مردم افغانستان قرار گرفت اما این فرصت از دست رفت بخاطر اینکه شخصیتهای ما از نظر تربیت در عرصههای مختلف مشکل داشتند، لذا فرصت از دست ما رفت و افغانستان یک افغانستان مخروبه باقی ماند.
رئیس مرکز تبیان با اشاره به آمار بالای بیسوادی در سطح کل جامعه، افزود: با این حال ما آدمهای با سواد زیادی داشتیم. کسانی که در راس بودند، کسانی که در ادارات بودند، کسانی که در وزارتخانهها بودند، کسانی که نمایندگان مجلس بودند، اینها با سواد بودند. اما اینها هم کاری نکردند و دست روی دست گذاشتند و باعث شدند دشمن از سکوت اینها استفاده کند.
حسینی مزاری خاطرنشان کرد: در طول دوران جمهوریت، مکاتب و دانشگاهها به وفور تاسیس شدند و دهها هزار لیسانسه، فوق لیسانسه و دکترا تربیت شدند و آماده شدند و در عرصه علوم حوزوی هم ما صدها و هزاران و دهها هزار روحانی اعم از حجتالاسلام و آیتالله داشتیم و حضور جدی داشتند در صحنه. اما باز هم به دلیل اثرگذاری پایین آنها افغانستان خراب شد و غربیها آمدند مشکلات مختلف در جامعه ما تحمیل کردند.
رئیس مرکز تبیان با گریزی به وضعیت اخیر ایران و اغتشاشات صورت گرفته گفت: حتی در سطح جمهوری اسلامی ایران اینهایی که میبینید در خیابانها جنایت میآفرینند بخصوص جنایاتی که در شب جمعه بوجود آمد، این فتنه توسط چه کسانی و چه افرادی بود، شما گمان نکنید که لیدرها و سردستههای اینها آدمهای بیسواد بودند، شما فکر نکنید که اینها مستقیم از اسرائیل آمده بودند و اسرائیلی و امریکایی بودند، نخیر! همین ایرانیها بودند درس خوانده و تحصیل کرده هم بودند اما چون در خانه تربیت خانوادگی نداشتند و تربیت درست نداشتند اینها جذب دشمن شدند و در اختیار دشمن و در عرصه فرمانبری از دشمن در داخل کشور کار کردند و بدترین جنایات را در طول یکی دو روز پنجشنبه و جمعه آفریدند.
حسینی مزاری خاطرنشان کرد: بنابراین خواهران و برادران توجه بکنید که بحث تربیت خانوادگی و تربیت توسط مادر و پدر خیلی خیلی مهم است و اگر ما میخواهیم که اجتماع اسلامی مقتدر داشته باشیم در بحث تربیت فرزندان خود توجه جدی بکنیم.
رئیس مرکز تبیان همچنین با اشاره به شرایط کشور پس از روی کار آمدن امارت اسلامی گفت: امروز در افغانستان انقلاب ساخت و ساز عمومی است و خیابانها و سرکها و پل و پلچک و کارهای زیرساختی در افغانستان به شدت جریان دارد. بنابراین کسانی که نسبت به امارت اسلامی انتقاد دارند، خوبیهای این دوران را هم بنگرند. ما نمیگوییم که در افغانستان ضعفی وجود ندارد، ممکن است که هزار تا مشکل وجود داشته باشد اما چند تا کار مثبت را هم باید نگاه بکنیم که چه تلاشهایی در این رابطه صورت میگیرد.
حسینی مزاری در سخنانی در خصوص مدیریت امور داخلی خانوادهها نیز گفت: مدیر اصلی خانواده خانم است. پدر در عرصه کلان در درون و بیرون موثر است اما در عرصه داخل خانه مدیر اصلی خانه مادر است. اگر مادر در عرصه مدیریت بتواند درست مدیریت بکند در دخل و خرج و در مباحث فکری آموزشی تربیتی و همه و همه در حمایت از همسر قطعا این خانم میتواند ادعا بکند من در بقای اسلام موثرم، من در تحکیم پایههای اسلام موثرم، من در اقتدار کشور اسلامی موثرم و میتوانم کمککار دیگران باشم در عرصه فراهمسازی ظهور حضرت امام زمان (عج).
رئیس مرکز تبیان گفت: زن ابتدا باید وظیفهی خود را در عرصه خانهداری انجام بدهد وقتی انجام داد اگر ضرورت احساس شد زن میتواند در اجتماع حضور پیدا کند. حضرت زهرا اینگونه بود. ایشان در حد ضرورت آنجایی که دید ولایت در معرض خطر است تداوم ولایت در معرض خطر است آمد بلند در عرصه مبارزه تبلیغی و فرهنگی فریاد کشید صحبت کرد خطبه خواند، اما در غیر آن حضرت زهرا (س) در خانه بود و مشغول کار خانهداری. حضرت زینب (س) هم همینگونه بود. ما نباید به گونهای عمل بکنیم که زن وظیفه خانهداری را رها بکند یا ضعیف باشد و تمام وقت خود را بگذارد در کلاسداری، تمام وقت خود را بگذارد بحث مدیریت، تمام وقت خود را بگذارد به این مجلس و به آن مجلس رفتن و مسلماً این خانم یک خانم موثر در راستای بقای اسلام نخواهد بود.
وی در مورد نقش آقایان نیز گفت: آقایان در این رابطه مسئولیت فکری دارند مسئولیت حمایتی مسئولیت حضور به عنوان حامی همسر در سطح زندگی دارند. اینگونه نباشد که فقط زن وظیفه همسرداری را داشته باشد اما مرد نداشته باشد. لذا مردان هم باید به حمایت از خانمها اقدام بکنند و در عرصه حمایتی از هیچگونه همکاری دریغ نکنند تا اینکه زنان و مردان جامعه دست به دست هم بدهند و فرزندانی به دنیا بیاورند با تعلیم و با تربیت که بتوان در راستای اقتدار جامعه اسلامی از این فرزندان بهرهبرداری صورت بگیرد.

متن کامل سخنان حجتالاسلام والمسلمین حسینی مزاری در این مراسم به شرح ذیل است:
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.
بسم الله الرحمن الرحیم.
الحمدلله رب العالمین و به نستعین.
یادبود و ادای احترام به حاجیه خانم حبیبی
جلسه امروز در ادامه جلسات هفتگی ختم صلوات چهارده معصوم (ع) برگزار شده است، ولی به یادبود حاجیه خانم حبیبی، همسر مکرمه حاج خلیلالله حبیبی و مادر آقایان حاج مهدی حبیبی و علی حبیبی. این جلسه همزمان شده است با چند تا مناسبت دیگر، اول سالروز شهادت امام موسی کاظم (ع) که دیروز بود و امروز هم سالروز ارتحال حضرت ابوطالب عموی پیامبر گرامی اسلام (ص) و پدر امام علی (ع) و مناسبت سوم هم مبعث گرامی رسول اکرم (ص) که فردا است.
نگاهی مختصر به شخصیت حاجیه خانم حبیبی
با توجه به ذیق وقت بصورت خلاصه حول چند نکته دقایقی وقت شما را میگیرم. نکته اول در رابطه با شخصیت خانم حبیبی موضوع جلسه است. خانم حبیبی که قطعاً یک خانم متشخص در بسیاری از عرصههای زندگی بوده است. اگرچه من با این خانم از نزدیک محشور نبودم و شناخت نزدیک ندارم اما خب این دلیل نمیشود که نتوان به شاخصههای مهم یک شخص پی نبرد. مهمترین اثری که میتوان تشخیص داد که این خانم در زندگی خانمی موفق بوده است، بازماندگان این خانم از جمله فرزندان این خانم هستند.

تاثیرگذاری حاجیه خانم حبیبی بر جامعه و فرزندانشان
اگر در مورد فرزندان حاجیه خانم حبیبی شناخت داشته باشیم، حتماً متوجه میشویم که ایشان، زنی با شاخصههای مهم و تاثیرگذار اجتماعی بودهاند. به ویژه در حوزه تربیت فرزندان، جناب حاج مهدی حبیبی و آقای علی حبیبی هر دو از نیروهایی هستند که حقیقتاً امروز به دین، مذهب، اجتماع و مردم خدمت میکنند و عناصر خدوم و اثرگذاری در تمام عرصهها هستند. انشاءالله خداوند این خانم را مورد عفو، رحمت و مغفرت خود قرار دهد و به بازماندگانشان توفیق خدمت بیشتر در عرصههای دینداری، مذهبداری، مردمداری و وطنداری عنایت کند.
نقش زنان در شکلگیری و تداوم اسلام
نکتهی مهم دیگر، دو علت اصلی هستند که باعث ایجاد و بقای اسلام شدند. علت اول، پیامبر گرامی اسلام (ص) هستند که این دین را آوردند و بشر و حداقل مسلمانان را از فیض وجود آن بهرهمند کردند. علت دوم، سایر ائمه معصومین (ع) و دیگر بزرگان و انسانهای خدوم دین هستند. در هر دوی این علل، علاوه بر مردان، زنان هم نقش بسیار بسزایی داشتند. پس از بعثت، زنان با جدیت در این رویداد و در این راه حضور داشتند. به عنوان مثال، اولین زنی که در کنار پیامبر (ص) در این عرصه خدمت کرد، حضرت خدیجه (س) بود و همچنان خانم سمیه که در میدان به عنوان یک زن مبارز حضور داشت و برای این کار جان خود را از دست داد. البته خانمهای دیگری هم هستند که میتوان نامشان را برشمرد، اما همین دو نمونه نشاندهنده نقش واقعی آنها در عرصهی احداث اسلام و استقرار آن هستند.
نقش زنان در تداوم اسلام: الگوهای الهامبخش
در بحثِ بقای اسلام هم زنانی بسیار زحمتکشیدهاند. از جمله، خانم حضرت زهرا (س) که در این رابطه حتماً اطلاع دارید و داستان مبارزاتی ایشان را شنیدهاید؛ چه زحماتی کشیدند در جهت بقای اسلام، جان عزیزشان را از دست دادند. و همچنین، خانم حضرت زینب کبری (س) که در این راه، چه سختیها، مشقتها و مصیبتهایی را تحمل کردند. خب، بعد از آن هم خانمهای دیگری هستند که با توجه به وقتی که در اختیارم است، نمیتوانم همه را نام ببرم، اما این چند نمونه، گوشهای از نقش مهم زنان در حفظ و تداوم اسلام را نشان میدهند.
نقش زنان در دفاع از اسلام در دوران معاصر
خب، امروز هم اسلام نیاز به کار دارد و در این عرصه، نقش خانمها میتواند بسیار مهم و موثر باشد. من روی بحث خانمها، به دلیل سالروز درگذشت مادر آقای حبیبی و برگزاری این جلسه به یادبود ایشان، متمرکز شدم و مناسب دیدم که نکاتی را در رابطه با نقش خانمها در بقای اسلام یادآوری کنم. خب، چه خانمهایی میتوانند در بقای اسلام موثر باشند؟ این خانمها از چه خصوصیاتی باید برخوردار باشند؟ البته نمیدانم خانمهایی در این جلسه حضور دارند یا خیر، اما آقایان الحمدلله حضور دارند و ما باید بدانیم خانمها برای اسلام، دین و مذهبِ امروز از چه خصوصیاتی برخوردار باشند. امروز تقابل کفار با اسلام بسیار جدی است و تمام کفار علیه مسلمانان بسیج شدهاند. لذا هر فرد مسلمان، چه زن و چه مرد، وظیفه دارد برای بقای اسلام، برای گسترش اسلام و برای فراهم ساختن زمینه ظهور، زندگی تاثیرگذاری داشته باشد.
سه فضیلت کلیدی برای زنان در راه اسلام
زندگی ما زندگی حیوانی نیست؛ زندگیای که در آن نسبت به حوادث و وقایع روزمره بیتفاوت باشیم و هیچ تاثیری نداشته باشیم. نه، چه زنها و چه مردها، به ویژه زنان، میتوانند تاثیرگذار باشند و نقش زن برای ماندگاری اسلام، توسعه اسلام و استحکام اسلام بسیار اثرگذار است. سه فضیلت برای زنی که مثل حضرت زهرا (س) عمل کند و مثل حضرت زینب کبری (س) عمل کند، مهم است. این سه خصوصیت باید در وجود زنان ما نهادینه شده باشد: خصوصیت اول، خانهداری است؛ خصوصیت دوم، اجتماعداری است؛ و خصوصیت سوم هم این است که این دو خصوصیت مبتنی بر دین، مبتنی بر اندیشه دینی و مبتنی بر اندیشه مذهبی باشد.
اهمیت خانهداری در چارچوب دین
خانمی که بخواهد در بحث خانهداری موفق باشد یا در عرصه اجتماع تاثیرگذار باشد، اگر حرکتش مبتنی بر دین نباشد و مبتنی بر فرهنگ مذهبی نباشد، قطعا نه تنها تاثیری مثبتی نخواهد گذاشت، بلکه مضر هم خواهد بود و تاثیر بدی در حرکتهایی که در پیش میگیرد خواهد داشت. خب، در رابطه با هر یک از این خصوصیتها، اگر بخواهم صحبت کنم، زمان زیادی میبرد و صحبتهای زیادی وجود دارد؛ هم در رابطه با بحث خانهداری، هم در رابطه با بحث اجتماعداری و هم در رابطه با بحث خصوصیت دینی و اندیشه مذهبی. من در این فرصت تنها روی بحث خانهداری مطالبی را خدمت شما عزیزان عنوان میکنم.

اهمیت حمایت از همسر در خانهداری
خانهداری متشکل از چند جزء است که خانمها حتماً این اجزا را در نظر داشته باشند. اگر این اجزا در وجود خانمهای ما نهادینه شده باشد و مطابق این اجزا عمل کنند، قطعا موفق خواهند بود و قطعا به عنوان زنانی محسوب خواهند شد که توان تلاش و توان کمک کردن به بقای دین را خواهند داشت. اولین جزء و اولین مطلب برای یک خانم، این است که همراه با شوهر باشد و حامی شوهر خود باشد. در زندگی، در همهی عرصهها: در عرصهی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی؛ این خانم در کنار همسر خود و حامی جدی همسرش باشد. مثل حضرت زهرا (س). شما زندگی این خانم را مورد بررسی قرار دهید، ببینید که با امام علی (ع) چگونه برخورد داشته است، چگونه عمل کرده است؛ خب، قطعا حامی امام بوده است، در همهی زمینهها و در همهی ابعاد. حضرت زهرا (س) در صحنه بوده است. امروز هم نیاز است که زنهای مسلمان حامی همسران خودشان باشند، نه اینکه خدای نخواسته در تقابل قرار داشته باشند، نه اینکه در تضاد قرار داشته باشند، نه اینکه باعث گرفتاری فکری مردان جامعه باشند.
اهمیت حمایت از همسر و فرزندآوری در خانهداری
اگر زنی در عرصه حمایت از همسر و همراهی با همسر کوتاهی داشته باشد، نباید خود را به عنوان زنی محسوب کند که به درد دین میخورد، به درد اسلام میخورد، به درد مذهب میخورد. دیگر این زن به دنبال حضرت زهرا (س) زیاد نباشد، خیلی دل هم نسوزاند. شما اگر قرار است دل بسوزانی و اظهار علاقه بکنی، باید مثل حضرت زهرا (س) در این عرصه فعال باشی. دومین مطلب بحث فرزندآوری است. زنی میتواند در بقای اسلام تاثیرگزار باشد که علاقه به فرزندآوری باشد. زنی نباشد که بعد از ازدواج سالها بگذرد اما هنوز فرزندی به دنیا نیاورده باشد. هستند خانمهای زیادی که چهار سال، پنج سال، ده سال از ازدواجشان گذشته است. سوال میکنیم که چند تا اولاد داری؟ میگوید هیچ. میپرسیم چرا؟ میگوید “حالا زود است، حالا جوان هستیم، کمی عشق و حال بکنیم، بگردیم، راحت باشیم، بعد سر فرصت.” خب، ممکن است سر فرصت دیگر پیش نیاید، ممکن است سن اولادآوری بگذرد. بنابراین زنی میتواند تاثیرگزار باشد در بقای اسلام که در بحث فرزندآوری جداً توجه داشته باشد، نه یک تا نه دو تا، باید تعداد زیادی فرزند بیاورد.
امروز اسلام نیاز به نفوس زیاد و نیروهای جوان دارد
امروز اسلام نیاز به سرباز دارد امروز اسلام نیاز به نفوس زیاد دارد امروز اسلام نیاز به نیروهای جوان دارد. ما نیاز به نفوس گسترده و متراکم داریم، هم در افغانستان، هم در اینجا و هم در بسیاری از کشورهای اسلامی. دشمن تلاش میکند نفوس مسلمانها کم شود. دشمن تلاش میکند این ذهنیت را بین خانمها و آقایان جامعه اسلامی تلقین کند که فرزند کمتر زندگی بهتر. نه آقا! چه کسی گفته است که فرزند کمتر زندگی بهتر؟ چه بسا کسی دوزاده تا اولاد دارد اما زندگیاش خیلی بهتر است از دو تا جوانی که هیچ اولاد ندارد. چه بسا دو تا زن و مردی که هیچ اولاد ندارند زندگیشان خیلی مبتذلتر و مزخرفتر و توام با سختی و دشواری باشد.
از دست رفتن فرصت طلایی در افغانستان
بعد از پیروزی جهاد، افغانستان نیاز به ساختن فرهنگی داشت، نیاز به ساختن اعتقادی داشت، نیاز به ساختن اقتصادی داشت. مردم آب کار داشتند، نان کار داشتند، خانه کار داشتند، برق و تلفن و گاز کار داشتند، باید وارد این عرصهها میشدند. اما متاسفانه شما دیدید که جنگهای خانمانسوز بعد از پیروزی چه کار کرد. در طول دوران جمهوریت ۲۰ ساله که فرصت بسیار طلایی در اختیار مردم افغانستان قرار داشته بود، یعنی واقعاً فرصت طلایی که در ۲۰ سال جمهوریت در اختیار مردم افغانستان قرار گرفته بود در طول تاریخ بیسابقه بود، اما این فرصت چرا از دست رفت؟ چرا برای ساختن افغانستان کار نشد؟ چرا برای اعتقاد مردم، چرا برای اقتصاد مردم، چرا برای فرهنگ مردم، چرا برای اجتماع و سیاست مردم کار نشد؟ مگر همه بیسواد بودند؟ خیر.
فراوانی فارغالتحصیلان و با وجود آن، عقبماندگی افغانستان
در طول دوران جمهوریت، الحمدلله، مکاتب و دانشگاهها به وفور تاسیس شدند و دهها هزار لیسانسه، فوق لیسانسه و دکترا تربیت شدند و آماده شدند و در عرصه علوم حوزوی هم ما صدها و هزاران و دهها هزار روحانی اعم از حجتالاسلام و آیتالله داشتیم و حضور جدی داشتند در صحنه. اما چرا افغانستان به اصطلاح برگشت و خراب شد؟ چرا کار درست نشد؟ چرا غربیها آمدند مشکلات مختلف در جامعه ما تحمیل کردند؟ چرا آنها به دنبال تدوین و تعمیق استراتژی خودشان بودند؟
استراتژی غرب در افغانستان: ترویج فساد و تخریب فرهنگ
من بارها گفتم استراتژی غرب در افغانستان ترویج فساد بود: فساد مالی، فساد اداری، فساد اخلاقی، ترویج مسیحیت، ترویج مواد مخدر، ترویج گدایگری در سطح جامعه. این سیاست غرب بود و این سیاست در افغانستان به راحتی ترویج شد و تعمیق شد. بگذریم از اینکه در طول ۲۰ سال ۱۷۰ هزار نفر از مردم ما، اعم از زن، مرد و کودکان، توسط امریکاییها و عوامل داخلیشان کشته شدند، خانهها ویران شد، خراب شد، تخریب شد. اما از نظر فرهنگ، از نظر ساختار اجتماعی و ساختار سیاسی، غرب چنان ضربهای بر مردم ما وارد کردند که اگر ما دهها سال دیگر کار بکنیم و زحمت بکشیم نمیتوانیم جبران بکنیم. مشکلات فرهنگی که در جامعه بوجود آمد، مشکلات اعتقادی که آمد، مشکلات اجتماعی که در جامعه افغانستان بوجود آمد. ما متاسفانه نمیتوانیم اینها را جبران کنیم.
.jpg)
سکوت نخبگان و سوءاستفاده دشمن
چرا این مشکلات پیش آمد؟ بخاطر بیسوادی جامعه بود. البته خب آمار بیسوادی در سطح کل جامعه بالاست، ولی ما آدمهای با سواد زیادی داشتیم. کسانی که در راس بودند، کسانی که در ادارات بودند، کسانی که در وزارتخانهها بودند، کسانی که نمایندگان مجلس بودند، اینها با سواد بودند. اینها چرا کاری نکردند؟ از فرصتی که بوجود آمد چرا دست روی دست گذاشتند تا حداقل دشمن از سکوت اینها استفاده کند؟ اگر نگوییم شخصیتهای ما شخصیتهای خوبی بودند، ولی حداقل ساکت بودند، سکوت پیشه کردند و از سکوت اینها دشمن سوء استفاده کرد.
نادیده گرفتن معضل اعتیاد و فقر در برابر چشمان رهبران جامعه
در عرصه ترویج این مباحثی که گفتم، غرب کار کرده و تاثیرگذار هم کار کرده. پیش چشم شخصیتهای ما این همه جنایت وجود داشت، این همه فساد وجود داشت، این همه خانههای فساد وجود داشت، این همه معضلات وجود داشت. هزاران معتاد پیش چشم شخصیتهای ما و رهبران جامعه در خیابانها و کوچهها افتاده بودند و کسی توجه نمیکرد. از وسط اینها با موترهای ضد گلوله عبور میکردند و توجه نکردند و روز به روز به تعداد معتادین افزوده میشد. از دختران بگیر تا پسران، از ده و دوازده ساله بگیر تا به اصطلاح میانسال و پیرمردان، از دیپلوم بگیر تا دکتورها، کسانی در جمع این معتادین وجود داشتند که اینها دکتور بودند، دکترای تخصصی در عرصههای مختلف داشتند.
تربیت ضعیف و میراثی از ویرانی
خب چرا کار نشد؟ بخاطر اینکه شخصیتهای ما متاسفانه از لحاظ تربیتی مشکل داشتند، از نظر تربیت در عرصههای مختلف مشکل داشتند، لذا فرصت از دست ما رفت و افغانستان یک افغانستان مخروبه باقی ماند. در زمان جمهوریت من مسافرت کمتر داشتم بخاطر ناامنیهای گسترده که وجود داشت. بامیان تقریباً با سرعت بیشتر بروی سه ساعت راه است از کابل تا بامیان، اما اگر آهستهتر بروی چهار ساعت. خب در زمان جمهوریت ما تا بامیان رفته نمیتوانستیم، چون در مسیر ناامنی بود، مشکلات بود. خب حالا ما بعد از سقوط جمهوریت چند باری بامیان رفتیم، مردم هنوز هم در مغارهها زندگی میکنند.
غفلت شدید شخصیتهای دوره جمهوریت در حق بامیان
بامیان که به عنوان مرکز تشیع مطرح است، آن شخصیتهای شیعه که معاون رئیس جمهور بودند، وزیر بودند، وکیل بودند، آیا نمیتوانستند یک وجب راه را همانجا اسفالت بکنند؟ آیا نمیتوانستند یک مکتب و یک دانشگاه درست بکنند؟ آیا نمیتوانستند که چند تا کارخانهای درست بکنند که مردم آنجا اشتغالزایی پیدا بکند، اشتغال پیدا بکند؟ آیا نمیتوانستند که کاری بکنند که مردم از مغارهها بیایند پایین؟ این در حالی است که به تازگی والی بامیان با یک موسسه خارجی قرارداد کرده است که خانه بسازد و این آقایان و خانمها از مغارهها بیایند پایین.
رهبران جمهوریت حتی کار نمایشی هم به نفع مردم نکردند
باز کسانی که مخالف امارت اسلامی هستند تبلیغات میکنند که اینها کارهای نمایشی است! خب همین کارهای نمایشی را شما میکردید؟ امارت اسلامی معتادین را از زیر پل سوخته جمع کرد، آقا از خارج پست زد که این یک کار نمایشی است، خب همین کار نمایشی را شما میکردید در زمان جمهوریت که هزاران معتاد از زیر پل سوخته از بالای پل که وضعیت مشمئزکنندهای را بوجود آورده بود اینها جمع میشدند، همین کار نمایشی را شما میکردید؟ یا مثلاً هزاران گدا در روی خیابانها ول بود، زنها با سه چهار تا اولاد به اصطلاح کوچک خود حتی در بدترین شرایط بحرانی آب و هوایی باز هم میدیدید که در روی خیابان وسط برف و باران خانم با سه چهار تا بچه نشسته دارد گدایی میکند در زمان جمهوریت، خب حالا از این چیزها خبری نیست، نه از این گداها خبری است، نه از این معتادین خبری است، نه از آن کثافات شهری خبری است، نه از آن به اصطلاح بیتوجهی به ساخت و سازها.
امید به ساخت و ساز و نگاهی واقعبینانه
امروز بلاخره در افغانستان انقلاب ساخت و ساز عمومی است! خیابانها و به اصطلاح سرکها و پل و پلچک و کارهای به شدت زیرساختی در افغانستان جریان دارد. بلاخره کسانی که نسبت به امارت اسلامی انتقاد دارند خوبیهای این دوران را هم بنگرند. من نمیگویم که در افغانستان ضعفی وجود ندارد، من نمیگویم که هیچ مشکلی وجود ندارد، ممکن است که هزار تا مشکل وجود داشته باشد اما چند تا کار مثبت را هم باید ما نگاه بکنیم که چه تلاشهایی در این رابطه صورت میگیرد. به هر حال عواملی که باعث شد کشور به این بدبختی گرفتار شود و مواجه شود بیترتیبی اکثر شخصیتها بود.

فقدان تربیت اسلامی در میان تصمیمگیران
من نمیگویم همهی شخصیتها، چرا که قطعا آدمهای خیلی خوبی هم در زمان جهاد بودند، هم بعد از پیروزی بود، هم در دوران جمهوریت شخصیتها و عناصر خیلی خوب زیاد بودند، اما تاثیرگزار در سطح جامعه به آنگونه نبودند که بتوانند به اصطلاح تغییری جدی ایجاد بکنند. چون اکثریتی که موثر بودند و در مراکز مهم تصمیمگیری وجود داشتند اینها کسانی بودند که تحصیل داشتند، سواد داشتند، دانش آکادمیک داشتند، دانش حوزوی داشتند، حجتالاسلام بودند، آیتالله بودند اما تربیت اسلامی نداشتند. چون اگر آنان تربیت اسلامی میداشتند وضعیت امروز ما این نبود. وضعیت جامعه ما این نبود. وضعیت ایران این نبود.
اغتشاشآفرینان اخیر در ایران تربیت خانوادگی نداشتند
حتی در سطح جمهوری اسلامی ایران اینهایی که میبینید در خیابانها جنایت میآفرینند بخصوص جنایت شب جمعه که در جمهوری اسلامی ایران بوجود آمد شما میبینید که اوضاع به اصطلاح از چه قرار بود در طول تاریخ انقلاب اسلامی فتنهای به بزرگی این فتنه وجود نداشت. اما این فتنه توسط چه کسانی و چه افرادی بود، شما گمان نکنید که لیدرها و سردستههای اینها آدمهای بیسواد بودند، شما فکر نکنید که اینها مستقیم از اسرائیل آمده بودند و اسرائیلی و امریکایی بودند، نخیر! همین ایرانیها بودند درس خوانده و تحصیل کرده هم بودند اما چون در خانه تربیت خانوادگی نداشتند و تربیت درست نداشتند اینها جذب دشمن شدند و در اختیار دشمن و در عرصه فرمانبری از دشمن در داخل کشور کار کردند و بدترین جنایات را در طول یکی دو روز پنجشنبه و جمعه آفریدند. بنابراین خواهران و برادران توجه بکنید که بحث تربیت خانوادگی و تربیت توسط مادر و پدر خیلی خیلی مهم است و اگر ما میخواهیم که اجتماع اسلامی مقتدر داشته باشیم در بحث تربیت فرزندان خود توجه جدی بکنیم.
خانمها مدیران اصلی خانواده هستند
بحث دیگر هم بحث مدیریت است که مدیر اصلی خانواده خانم است. پدر در عرصه کلان در درون و بیرون موثر است اما در عرصه داخل خانه مدیر اصلی خانه مادر است. اگر مادر در عرصه مدیریت بتواند درست مدیریت بکند در دخل و خرج و در مباحث فکری آموزشی تربیتی و همه و همه در حمایت از همسر قطعا این خانم میتواند ادعا بکند من در بقای اسلام موثرم، من در تحکیم پایههای اسلام موثرم، من در اقتدار کشور اسلامی موثرم و میتوانم کمککار دیگران باشم در عرصه فراهمسازی ظهور حضرت امام زمان (عج). این پنج تا شش تا مطلب در رابطه با بحث خانهداری است که اگر خانمی این چند تا خصوصیت را داشته باشد میتواند ادعای پیروی از حضرت زهرا (س) بکند، ادعای پیروی از حضرت زینب کبری (س) بکند و ادعا بکند که من به هر حال یک خانم مسلمان هستم و به دنبال جمع کردن توشه برای آخرت. اما اگر خانمها در این عرصه کوتاهی بکنند، برادران آقایان موثر هستند. به گونهای فکر نکنند که حالا ما مسئولیتها را از گردن آقایان رفع و دفع میکنیم نخیر، آقایان موثر هستند اما خانمها در این عرصه این خصوصیات را بایستی داشته باشند و حرکت تاثیرگزاری در این عرصه داشته باشند. و بعد از این نوبت اجتماع میرسد منتهی در حد ضرورت.
وظیفه اول زن خانهداری و سپس فعالیت اجتماعی است
اینکه کسانی تلاش میکنند و تبلیغ میکنند بحث حضور زن در اجتماع را، آقا جان زن اول وظیفهی خود را در عرصه خانهداری انجام بدهد وقتی انجام داد اگر ضرورت احساس شد زن میتواند در اجتماع حضور پیدا کند. حضرت زهرا اینگونه بود. حضرت زهرا که هر روز هر ۲۴ ساعت هر هفته و هر ماه در خیابان و در مجلس و در محفل و فلان و بهمان که نبود، در حد ضرورت آنجایی که دید ولایت در معرض خطر است تداوم ولایت در معرض خطر است آمد بلند در عرصه مبارزه تبلیغی و فرهنگی فریاد کشید صحبت کرد خطبه خواند، اما در غیر آن حضرت زهرا (س) بلاخره در خانه بود و مشغول کار خانهداری. حضرت زینب (س) هم همینگونه بود. ما نباید به گونهای عمل بکنیم که زن وظیفه خانهداری را رها بکند یا ضعیف باشد و تمام وقت خود را بگذارد در کلاسداری، تمام وقت خود را بگذارد بحث مدیریت، تمام وقت خود را بگذارد به این مجلس و به آن مجلس رفتن و مسلماً این خانم یک خانم موثر در راستای بقای اسلام نخواهد بود.
وظیفه همسرداری هم به عهده خانمها و هم آقایان است
این است نقش زن برادران نقش تاثیرگزار زن در بحث دین و مذهب و مکتب و به هر حال تقویت دین و مذهب و مکتب اما توجه داشته باشید که آقایان در این رابطه مسئولیت فکری دارند مسئولیت حمایتی مسئولیت حضور به عنوان حامی همسر در سطح زندگی دارند. اینگونه نباشد که فقط زن وظیفه همسرداری را داشته باشد وظیفه شوهرداری را داشته باشد اما مرد نداشته باشد. شما زندگی امام علی (ع) و حضرت زهرا (س) را مورد بررسی و ارزیابی قرار دهید خواهید دید که امام در برابر حضرت زهرا چه وظیفه داشته و چه مسئولیتی و چه کارهایی انجام داده است. اینجاست که مردان هم باید به حمایت از خانمها اقدام بکنند و در عرصه حمایتی از هیچگونه همکاری دریغ نکنند تا اینکه زنان و مردان جامعه دست به دست هم بدهند و فرزندانی به دنیا بیاورند با تعلیم و با تربیت که بتوان در راستای اقتدار جامعه اسلامی از این فرزندان بهرهبرداری صورت بگیرد. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.!