• تاریخ انتشار : چهارشنبه 25 دسامبر 2024 - 8:52
  • کد خبر : 158
  • چاپ خبر

هفتم جدی؛ روزی که قلم‌ها در خون غلتیدند!

سید حامد امینی/ هفتم جدی، روزی که آسمان کابل گریست و زمین خون‌های بی‌گناهان را در خود فرو برد. این روز، تنها یک حادثه تلخ تروریستی نبود؛ بلکه نمادی از دشمنی آشکار با نور، آگاهی و بیداری در افغانستان بود. حمله به مرکز فعالیت های فرهنگی اجتماعی تبیان، زخم عمیقی بر پیکر ملت افغانستان وارد کرد. زخم‌هایی که هنوز التیام نیافته و صدای فریاد مظلومانی که در آن روز قربانی شدند، همچنان در گوش تاریخ طنین‌انداز است.

تصاویر دلخراش این جنایت، وجدان هر انسانی را به لرزه درمی‌آورد: مادری که بر جنازه فرزندش زاری می‌کرد، کودکی که دستان خونین پدرش را در میان دود و خاکستر می‌فشرد، و جوانانی که با هزاران آرزو و امید در این مرکز گرد آمده بودند، حالا به شهیدانی تبدیل شدند که آرمان‌ شان زنده خواهد ماند. این جنایت، زنگ خطری بود برای همه ما؛ زنگ خطری که نشان داد دشمنان اسلام و انسانیت، از هیچ تلاشی برای نابودی ارزش‌های مقدس دینی و اجتماعی ما دریغ نمی‌کنند.
مرکز فعالیت های فرهنگی اجتماعی تبیان، تنها یک ساختمان نبود. مرکز تبیان یک آرمان بود؛ آرمانی که هدفش روشنگری، ایجاد وحدت اسلامی و مبارزه با جهل و تفرقه‌ افکنی بود. این مرکز، مأمنی برای کسانی بود که به دنبال حقیقت، آگاهی و برادری اسلامی بودند. مرکز تبیان چراغی بود که در تاریکی جهل می‌درخشید و پلیدی‌های استکباری و افراط‌ گرایی را به چالش می‌کشید.
در سال‌های فعالیت خود، مرکز تبیان توانست جوانان زیادی را از خواب غفلت بیدار کند، آن‌ها را با حقیقت اسلام آشنا سازد و میان اقشار مختلف مردم افغانستان از شیعه و سنی، پلی از اخوت و برادری ایجاد کند. در زمانی که بسیاری از کشورهای اسلامی به دلیل تفرقه‌افکنی دشمنان، گرفتار اختلاف و نزاع بودند، مرکز تبیان پیام وحدت، همبستگی و آگاهی را به گوش مسلمانان رساند.
چرا دشمنان از چنین نهادی بترسند؟! زیرا مرکز تبیان، جایی بود که در آن، دل‌های مسلمانان به هم نزدیک می‌شد. جایی که ارزش‌های دینی، اخلاقی و اجتماعی تقویت می‌شد. دشمنان اسلام، از آگاهی می‌ترسند. آن‌ها از وحدت می‌هراسند، زیرا می‌دانند که یک ملت آگاه و متحد، هرگز زیر بار ظلم و ستم نخواهد رفت.
آن روز، مهاجمان نقاب‌دارِ جنایت، با قلب‌هایی سیاه و دستانی آغشته به خون، به مکانی حمله کردند که تنها سلاحش کتاب، قلم و سخن از عدالت و اخوت بود. این حمله فقط به یک ساختمان نبود؛ بلکه حمله به روح و جان هر انسان آزاده و به آرمان‌های یک ملت بود.
تصور کنید؛ مادری که فرزندش را با امید به آموختن حقیقت و اخلاق به مرکز تبیان فرستاده بود، حالا در برابر جنازه خونین او ایستاده است. کودکی که دست‌های کوچک خود را به دستان پدرش، که دیگر رمقی در آن نیست، می‌فشارد. یا دانشجویی که برای آموختن راه روشنی و حقیقت آمده بود، حالا در میان دود و آتش جان می‌سپارد. این تصاویر، برای هر انسان باوجدانی، غیر قابل تحمل است. این، جنایتی است که تاریخ هرگز آن را نخواهد بخشید.
این حادثه، تنها یک حمله تروریستی نبود؛ بلکه حمله‌ای به ایمان، انسانیت و آرمان‌های اسلامی ما بود. دشمنان ما، تلاش کردند با این حمله، صدای حق و عدالت را خاموش کنند، اما نمی‌دانستند که خون شهدای مرکز تبیان، به آتش جاودانی بدل خواهد شد که هیچ طوفانی قادر به خاموش کردن آن نخواهد بود.
حمله به مرکز تبیان، بخشی از نقشه‌ای بزرگ‌تر بود. دشمنانی که سال‌هاست با نقاب آزادی و دموکراسی، در لباس قدرت‌های جهانی مانند آمریکا و رژیم صهیونیستی، به نابودی ارزش‌های اسلامی و انسانی می‌پردازند، این‌بار قلب تپنده آگاهی افغانستان را هدف گرفتند.
مرکز تبیان، به‌عنوان یک مرکز تأثیرگذار دینی و اجتماعی، خار چشم دشمنانی بود که می‌خواستند ملت ما را در تاریکی جهل و تفرقه نگه دارند. آن‌ها از آگاهی‌ای که این مرکز در میان جوانان گسترش می‌داد، می‌ترسیدند. از وحدتی که میان اقوام و مذاهب مختلف ایجاد می‌کرد، وحشت داشتند. حمله به مرکز تبیان، حمله‌ای به همه مسلمانان و همه کسانی بود که برای اتحاد و آگاهی تلاش می‌کنند.
این جنایت، بدون همکاری عوامل داخلی ممکن نبود. مزدورانی که برای منافع شخصی و اندک، دست به خیانت زدند و زمینه این فاجعه را فراهم کردند، هم‌دست دشمنان خارجی شدند. این مزدوران، کسانی هستند که حاضر شدند خون بی‌گناهان را به بهای ناچیز معامله کنند.
اما ما، چه کرده‌ایم؟! آیا به اندازه خون‌هایی که ریخته شد، بیدار شده‌ایم؟! آیا اجازه داده‌ایم که این حادثه، ما را متحدتر کند یا خود را به فراموشی سپرده‌ایم؟!
هفتم جدی، یک درس است. درسی برای هر مسلمانی که بداند دشمنان اسلام، از هر فرصتی برای نابودی ما استفاده می‌کنند. این حادثه باید ما را بیدار کند. باید بدانیم که هرگونه غفلت و سستی در حفظ نهادهای دینی و فرهنگی مانند مرکز تبیان، می‌تواند به فجایع بیشتری منجر شود.
ما نباید بگذاریم یاد مرکز تبیان و شهدای آن به فراموشی سپرده شود. ما باید از آرمان‌های آن دفاع کنیم و اجازه ندهیم خون شهدای مرکز تبیان بیهوده ریخته شود.
هفتم جدی، زخمی بر قلب افغانستان بود، اما نباید به نقطه ضعف ما تبدیل شود. این حادثه، باید آغازی باشد برای اتحاد، بیداری و آگاهی بیشتر. ما باید از مراکز دینی و فرهنگی خود محافظت کنیم، از ارزش‌های اسلامی دفاع کنیم و دشمنان خود را در هر نقابی که باشند، بشناسیم.
“آن‌ها فکر می‌کردند می‌توانند صدای حق و آگاهی را خاموش کنند، اما نمی‌دانستند که هر قطره خونی که در مرکز تبیان ریخته شد، به هزاران شعله نورانی تبدیل خواهد شد. مرکز تبیان، زنده است و آرمان‌هایش هرگز نمی‌میرد.”

لینک کوتاه

برچسب ها

ناموجود