- تاریخ انتشار : پنجشنبه 16 اکتبر 2025 - 11:47
- کد خبر : 1077 چاپ خبر
قطعاً خواسته ترامپ در مورد «بگرام» محققناشدنی است/ رابطه ایران و امارت اسلامی ناکافی است
رئیس مرکز فعالیتهای فرهنگی اجتماعی تبیان و خبرگزاری صدای افغان(آوا) در مصاحبه با خبرگزاری مهر، با بیان این که بعد از روی کار آمدن امارت اسلامی، حمایت افغانستان از محور مقاومت پررنگتر شده و حکومت کنونی سیاست استکبارستیزی دارد، تأکید کرد: ادعای ترامپ در مورد بازپسگیری پایگاه هوایی بگرام نوعی تبلیغات و فرافکنی علیه امارت اسلامی بود، اما مردم افغانستان بیست سال در برابر آمریکا جنگیدند و قطعاً این خواسته ترامپ محققناشدنی خواهد بود. امارت اسلامی نیز حاضر نیست حتی یک وجب از خاک افغانستان را به آمریکا بدهد. حسینی مزاری در مورد روابط ایران و افغانستان در شرایط کنونی خاطرنشان کرد: فعلاً رابطه امارت اسلامی با ایران خیلی خوب بوده، اما این کافی نیست.
خبرگزاری صدای افغان(آوا) ـ تهران: حجت الاسلام والمسمین سید عیسی حسینی مزاری، رئیس مرکز فعالیت های فرهنگی اجتماعی تبیان افغانستان و خبرگزاری صدای افغان(آوا) در حاشیه دیدار با محمد مهدی رحمتی، مدیرعامل گروه رسانهای مهر در تهران، با خبرنگار این خبرگزاری پیرامون آخرین تحولات افغانستان و روابط ایران و افغانستان و محور مقاومت گفتگو کرد. مشروح این گفتوگو به شرح زیر است:

سؤال: افغانستان با تمرکز بر نقش مرکز تبیان، چه نقشی در محور مقاومت علیه رژیم صهیونیستی دارد؟!
پاسخ: افغانستان را میتوان جزو اولین کشورهایی دانست که در حوزه محور مقاومت ظهور و بروز پیدا کرده است. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، اولین کشوری که در کنار جمهوری اسلامی ایران مبارزات آزادیخواهانه خود را آغاز کرد و ادامه داد، مردم افغانستان بودند. آنها چهارده سال در برابر شوروی جنگیدند و بیست سال دیگر نیز در برابر آمریکا و بلوک غرب مقاومت کردند.
قطعاً در موضوعاتی که در محور مقاومت مطرح است ـ از جمله فلسطین، لبنان، یمن، سوریه و عراق ـ افغانستان همواره در کنار این عزیزان حضور داشته است. مردم افغانستان، شخصیتها و جریانهای اسلامی این کشور، اولین بار در کابل روز قدس را به حمایت از فلسطین گرامی داشتند و این حمایت در سطح افغانستان فراگیر شد.
بعد از سقوط جمهوریت و روی کار آمدن امارت اسلامی، حمایت افغانستان از محور مقاومت پررنگتر شده است. در گذشته، حکومت در این حوزه فعال نبوده و نگاه مخالفی داشته است، اما اکنون امارت اسلامی حاکم بر افغانستان، سیاست استکبارستیزی دارد و با توجه به بیست سال جنگ علیه آمریکا، بهطور طبیعی مخالف سیاستهای آمریکا و اسرائیل است و در کنار مردم فلسطین قرار دارد و علیه سیاستهای غرب و اسرائیل موضع میگیرد. این رویکرد از گذشته در افغانستان وجود داشته و اکنون نیز ادامه دارد.
در این میان، مرکز فعالیتهای فرهنگی اجتماعی تبیان تقریباً به عنوان یک جریان عمده محور مقاومت در افغانستان عمل کرده و به وظایف خود به طور جدی پرداخته است؛ چه در میدان و در تاسیس تظاهرات روز قدس، چه در برگزاری مجالس و محافل مختلف، و همچنین در دفاع از جمهوری اسلامی، بهویژه در جنگ دوازده روزه، مخالفت با تجاوز جنایتکارانه غرب به رهبری آمریکا و رژیم منحط اسرائیل، و در سایر مسائل مربوط به فلسطین، لبنان و یمن. مرکز تبیان همچنین در فضای رسانهای بیشترین و سنگینترین فعالیتها را انجام داده است.
به ویژه از شروع طوفان الاقصی، چه در حوزه فلسطین، لبنان، یمن، عراق و سوریه، و چه در بحث جنگ دوازده روزه که علیه جمهوری اسلامی به طور ناجوانمردانه توسط آمریکا و اسرائیل آغاز شد، فضای رسانهای سنگینی توسط مرکز تبیان و زیرمجموعه رسانهای آن، به ویژه خبرگزاری صدای افغان(آوا)، ایجاد و فراهم شد.
در مجموع، در افغانستان ممکن است به صورت رسمی حاکمیت یا مردم حضور محور مقاومت را به رسمیت نشناسند، اما موضعگیریها و برنامههایی که در این کشور وجود دارد، عملاً در محور مقاومت علیه اسرائیل و آمریکا قرار میگیرد.

سؤال: دیدگاه شما پیرامون اظهارات اخیر ترامپ درباره بازپسگیری پایگاه نظامی بگرام چیست و آیا این اظهارات باعث میشود که تنشهای نظامی در افغانستان بالا برود؟!
پاسخ: ترامپ یک آدم احمق است، و خدا را شکر که دشمنان ما از احمقها قرار گرفتهاند.
اولا، این ادعای ترامپ در واقع نوعی تبلیغات و فرافکنی است که علیه امارت اسلامی صورت گرفته بود؛ تبلیغی که مدعی بود این ساختار و حاکمیت با تبانی آمریکا روی کار آمده است، این اظهارنظر ترامپ دقیقاً آن ادعا را نقش برآب میکند.
چون اگر طالبان و امارت اسلامی با تبانی آمریکا روی کار آمده بودند، معنی نداشت که ترامپ بگوید«پایگاه بگرام را به ما پس بدهید.» این حرف یعنی آمریکاییها و ترامپ به زور از افغانستان اخراج شدهاند و هیچگونه ارتباط سیاسی یا فرهنگی میان آنها و حاکمیت جدید وجود ندارد؛ آمریکا بهعنوان دشمن مطرح است.
ثانیاً، مردم افغانستان بیست سال در برابر آمریکا جنگیدند و قطعاً این خواسته ترامپ محققناشدنی خواهد بود. نه حاکمیت به دنبال چنین بحثی است و نه مردم آن را خواهند پذیرفت. بارها مقامات امارت اسلامی اعلام کردهاند؛ حاضر نیستیم یک وجب از خاک افغانستان را به آمریکا یا هر بیگانه دیگری واگذار کنیم چه رسد به پایکاه مهم و ایتراتیژیک بگرام. مردم افغانستان هم در برابر این خواسته قاطعانه خواهند ایستاد؛ بنابراین این بحث کاملاً منتفی است.
اگر آمریکاییها و عواملشان بخواهند با زر و زور و تزویر وارد عمل شوند باز موفق نخواهتد شد چنانچه در ۲۰ سال حاکمیت جمهوریت با وصف اینکه که کل کشور تا حد زیادی در اختیار آنها بود — با امکانات گسترده زمینی و هوایی، ارتش و نیروهای امنیتی آموزشدیده، صدها تانک و هواپیما و صدها میلیارد دلار کمک و حمایت از دولت وقت — باز هم نتوانستند موفق شوند و در نهایت شکست خوردند و رفتند.
اکنون مردم و مجاهدان افغانستان پس از بیست سال پیروز شده و یک ساختار تشکیل دادهاند؛ ما حالا یک ارتش ملی داریم، اقتدار و عظمت داریم و بسیاری از امکانات نظامی آمریکا فعلاً در اختیار ماست. زور بازوی مردم ما قبلاً آزموده شده است؛ دیگر هیچگاه نه آمریکا و نه هیچ قدرت دیگری نمیتواند سیاستهای خود را بر افغانستان تحمیل کند.
و اگر فرض محال آنها بخواهند با زور و فریب وارد بگرام شوند، در حقیقت برای خودشان گورستان میسازند. مطمئن باشید اگر یک نفر، ده نفر، صد نفر یا ده هزار نفر بخواهند وارد پایگاه بگرام شوند، حتی یک نفر زنده برنخواهد گشت؛ مردم افغانستان در برابر آنان ایستادهاند.

سؤال: روسیه اولین کشوری است که طالبان را به رسمیت شناخته و در تمام نشستهای بینالمللی از آن حمایت میکند. این اقدام روسیه چه دلیلی میتواند داشته باشد؟! آیا منافع خاصی در این زمینه دارد؟!
پاسخ: دلیل این اقدام این است که افغانستان در یک موقعیت استراتژیک قرار دارد و تحولات آن میتواند هم روسیه، هم چین، هم ایران و هم هند را تحت تأثیر قرار دهد. این چهار کشور، ستونهای اقتصاد شرق هستند و اتفاقاً تحولات و اقدامات غربیها همواره در راستای جلوگیری از انتقال قدرت اقتصادی از غرب به شرق بوده است. بیست سال حضور آمریکا در افغانستان نیز دقیقاً به همین دلیل بود تا این انتقال قدرت رخ ندهد.
با این حال، این چهار کشور که ستون اقتصاد شرق را تشکیل میدهند، میدانند که برای رشد و شکوفایی بیشتر، افغانستان باید امن و آرام باشد. بنابراین روسیه براساس این سیاست عمل کرده، افغانستان را به رسمیت شناخته و تلاش دارد این کشور از آرامش، ثبات و اقتدار جدی برخوردار باشد.
چین، هند و ایران نیز همین رویکرد را دارند و من مطمئن هستم که بهتدریج این سیاست در سطح همه کشورها محقق خواهد شد. با وجود اینکه برخی کشورها، بهویژه همسایهها و کشورهای منطقه، هنوز طالبان را به رسمیت نشناختهاند، اما همکاری و تعامل بسیار خوبی با امارت اسلامی وجود دارد و ما از این تعاملات بهرهمند میشویم.

سؤال: اخراج پناهجویان افغانستان از پاکستان سر و صدای زیادی بهپا کرد و واکنشهای مختلفی به همراه داشت. به نظر شما این اتفاق چه تأثیری میتواند بر روابط افغانستان و پاکستان داشته باشد؟!
پاسخ: البته اخراج مهاجرین، چه از پاکستان و چه از ایران، به هر حال برای افغانستان مفید است و مورد استقبال قرار گرفته است. بازگشت مهاجرین به افغانستان و نداشتن مهاجر در ایران، پاکستان یا هر کشور دیگری، به نفع افغانستان و به نفع ثبات، صلح و امنیت این کشور است. امارت اسلامی نیز از این بابت هیچگونه ناراحتی یا عدم رضایتی ندارد؛ اتباع افغانستان باید از ایران و پاکستان بازگردند.
با این حال، امارت اسلامی همواره تأکید کرده است که این بازگشت باید تدریجی و با حفظ کرامت انسانی انجام شود.
در مورد روابط پاکستان و افغانستان نیز باید گفت که این روابط از ابتدا تا حالا خیلی نرمال نبوده و مشکلات و دلایل متعددی وجود دارد. در محافل افغانستان احساس میشود که پاکستان از موضوع اخراج مهاجرین بهعنوان یک اهرم فشار علیه افغانستان استفاده میکند.
طبعاً یک حاکمیت نوپای افغانستان که میراث ۲۰ سال تخریب غرب در این کشور است، اکنون این وضعیت را در اختیار دارد. نباید فکر کرد که حضور غرب در افغانستان باعث آبادانی شد؛ خیر، حضور غربیها خرابیهای فراوانی به بار آورد. افغانستان در عرصه اقتصادی، فکری، فرهنگی و رسانهای بهکلی ویران شده است.
آسیبی که در این زمینه وارد شده، بسیار سنگینتر از خسارتهای جانی است. درست است که در طول ۲۰ سال، آمریکا حدود ۱۷۰ هزار نفر از ما را کشت، اما آسیب فرهنگی و اجتماعی وارد شده بر مردم ما شاید دهها سال طول بکشد تا جبران شود.
با چنین افغانستان ویران، هجوم میلیونی مهاجرین فشار زیادی بر حاکمیت و مردم وارد میکند. این موضوع بر قیمتها نیز تأثیر گذاشته و باعث افزایش قیمت خانهها و مغازهها و ایجاد مشکلات اقتصادی شده است. با این حال، امارت اسلامی بدون هیچ گلایهای پذیرای بازگشت مهاجرین است و گفته است «بفرستید.» گرچه بارها تأکید شده که این بازگشت باید تدریجی و با حفظ کرامت انسانی انجام شود، اما پاکستان این اصول را رعایت نمیکند.
نیروهای امنیتی و انتظامی پاکستان با مهاجرین بدترین برخوردها را دارند؛ بدترین بیاحترامی و بیعزتی نسبت به مردم افغانستان صورت میگیرد، بازداشتهای گسترده انجام میشود و اموال و پولهای مهاجرین ضبط میشود. طبیعی است که این رفتارها بر روابط دوجانبه افغانستان و پاکستان تأثیر منفی میگذارد.

سؤال: نگاه شما به روابط ایران و امارت اسلامی چیست؟!
پاسخ: فعلاً رابطه امارت اسلامی با ایران خیلی خوب بوده و جمهوری اسلامی ایران نیز نسبت به افغانستان برخورد خوبی داشته است، اما این کافی نیست. نگاه استراتژیک جمهوری اسلامی نسبت به افغانستان ضعیف است و اصولاً فکر میکنم موضوع افغانستان از حوزه توجه استراتژیک کشور تا حدی حذف شده است. این در حالی است که افغانستان میتواند برای ایران اهمیت بسیار زیادی داشته باشد. ایران میتواند در حوزه اقتصاد ورود جدی داشته باشد، در بازسازی افغانستان سرمایهگذاری کند و با امارت اسلامی تعامل جدیتری داشته باشد. به نظر من در دنیا همسایهای مهمتر از افغانستان برای ایران وجود ندارد؛ کشوری که مثل افغانستان میتواند از جمهوری اسلامی حمایت کند و در عرصههای مختلف کمکگر ایران باشد.
از سوی دیگر، ایران برای افغانستان نیز اهمیت دارد. هرچند همانطور که گفتم، موقعیت جمهوری اسلامی و حمایت آن از امارت اسلامی در عرصههای مختلف مفید بوده، اما کافی نیست و آن نگاهی که من نسبت به روابط ایران و افغانستان دارم، هنوز متأسفانه تحقق پیدا نکرده است.
من در یک سخنرانی در قندهار تقاضا کردم که کشورهای مختلف، از جمله جمهوری اسلامی ایران، امارت اسلامی را به رسمیت بشناسند. اکنون نیز تقاضای من این است که امارت اسلامی بهطور جدی از طرف جمهوری اسلامی ایران به رسمیت شناخته شود. من معتقد بودم که ایران باید اولین کشوری میبود که در این زمینه گام برمیداشت، اما این اولویت از دست ایران رفت، زیرا روسیه امارت اسلامی را به رسمیت شناخت. با این حال، هنوز هم فرصت بسیار خوبی وجود دارد که امارت اسلامی به رسمیت شناخته شود و روابط در همه عرصهها عمیقتر و با عزمی جدیتر دنبال شود، بهویژه در حوزه اقتصاد و بازسازی افغانستان.
حتی اگر ایران علاقهمند است که دیگر پذیرای مهاجرین نباشد، همه کشورهای مهاجرپذیر، به ویژه ایران و پاکستان، باید به داخل افغانستان توجه کنند؛ از نظر اقتصادی و ایجاد اشتغال، زیرا بیش از ۹۰ درصد مهاجرتهای افغانستانیها اقتصادی است و نه سیاسی. مهاجرت سیاسی بسیار کم است. بنابراین اگر در افغانستان اقتصاد شکوفا، اشتغال و امنیت شغلی وجود داشته باشد، مردم در کشور خود میمانند. هیچکس ذلت مهاجرت را تحمل نمیکند وقتی بتواند در کشور خود زندگی کند.
من در مشهد با جمعی از مهاجرین صحبت کردم؛ آنها میگفتند مهاجرت همراه با احساس ذلت است. انسان نباید ذلیل باشد، حتی اگر از نظر مالی زندگی خوبی داشته باشد. بسیاری از مهاجرین ما امکانات، پول، خانه و ثروت دارند، اما وقتی یک دوست ایرانی به آنها میگوید «افغانی»، ناراحت میشوند. خب، ما افغانی هستیم، چرا باید ناراحت شویم؟! این ناراحتی به دلیل احساس حقارت و غربت است. ایرانیان نیت بدی ندارند و شاید حتی متوجه این موضوع نباشند، اما مهاجر احساس میکند که تحت فشار است و از جایگاه خود ناراحت است.