- تاریخ انتشار : شنبه 23 آگوست 2025 - 18:06
- کد خبر : 894 چاپ خبر
عامل اقتدار ما، عمل به تمامِ اسلام است/کم کاری علما و توطئه دشمنان عامل ضعف آگاهی مردم/قومگرایی در تضاد با شعور دینی و سیاسی است
رئیس مرکز تبیان طی سخنانی در همایش «از مدینه تا کابل؛ بازتاب پیامهای سه پیشوای بزرگ آسمانی، در جامعه سترگ ایمانی»، بر اهمیت حضور در مجالس اهلبیت(علیهم السلام)، نقش اسلام و پایبندی مردم افغانستان به دین در ایستادگی تاریخی در برابر تجاوزات خارجی و ضرورت عمل به تمام احکام اسلام برای ایجاد اقتدار ملی، وحدت اجتماعی و پیشرفت کشور تأکید کرد. وی همچنین کمکاری علما و توطئههای دشمنان داخلی و خارجی را از عوامل اصلی ضعف آگاهی مردم برشمرد و ارتقای آگاهی و عمل کامل به دین را راه رسیدن به تعالی جامعه دانست.
خبرگزاری صدای افغان(آوا)-کابل: همزمان با سالروز شهادت پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله وسلم)، حضرت امام حسن مجتبی و امام رضا(علیهمالسلام)، همایشی تحت عنوان «از مدینه تا کابل؛ بازتاب پیامهای سه پیشوای بزرگ آسمانی، در جامعه سترگ ایمانی» بعد از ظهر روز جمعه ۳۱ اسد، از سوی دفتر مرکزی مرکز فعالیتهای فرهنگی اجتماعی تبیان افغانستان در کابل با حضور جمعی از شخصیتهای سیاسی، دینی، فرهنگی و رسانهای، اعم از اهل تشیع و تسنن و اقشار مختلف مردم در بیت الشهداء هفتم جدی برگزار شد.
حجتالاسلام والمسلمین سیدعیسی حسینی مزاری، رئیس مرکز تبیان در سخنان خود در این همایش، به شکل مفصل و مبسوط، بر اهمیت حضور در مجالس اهلبیت علیهمالسلام، نقش اسلام در شکلدهی هویت افغانستان، ضرورت عمل به تمام احکام دینی و وحدت جامعه تحت چتر اسلام تأکید کرد.
حسینی مزاری سخنان خود را با تسلیت به مناسبت سالروز شهادت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)، حضرت امام حسن مجتبی و امام رضا علیهماالسلام آغاز کرد. وی حضور در مجالسی که به مناسبت ذکر فضائل ائمه معصومین علیهم السلام و یاد خدا برگزار میشود را از توصیههای اهلبیت دانست و یادآور شد که چنین حضورهایی افزون بر افزایش آگاهیهای دینی و سیاسی، موجب برکت در عمر، روزی و عاقبت بخیری انسان میشود.
رئیس مرکز تبیان تأکید کرد که حضور در این مجالس بدون توفیق الهی امکانپذیر نیست و کسانی که تنها در صورت داشتن وقت آزاد به این مجالس میآیند، دچار ضعف معرفت دینی هستند. وی افزود: «ما موظفیم فارغ از مشغلههای روزمره، در مراسم دینی حضوری جدی داشته باشیم و در جهت باعظمتتر برگزار شدن آنها نقشآفرینی کنیم.»
حسینی مزاری با اشاره به تجلیل با شکوه مردم در برخی کشورهای اسلامی از مناسبتهای دینی، اظهار داشت که در افغانستان اگرچه استقبال از مجالس دینی وجود دارد، اما کافی و قانعکننده نیست و وضعیت شهر در روز شهادت پیامبر بزرگوار اسلام(صلی الله علیه و آله وسلم) و دو امام بزرگوار (علیهماالسلام) کاملاً معمولی و بدون تحرک ویژه بود که جای تأسف دارد.
رئیس مرکز تبیان افزود که اگر جامعهای خواستار اقتدار، عزت، شجاعت و موفقیت در دنیا و آخرت است، باید مسیر ارتباط و پیروی از پیامبر بزرگوار اسلام(صلی الله علیه و آله وسلم) و ائمه معصومین (علیهم السلام) را جدی بگیرد. وی خاطرنشان کرد که باید امکانات، وقت و داشتههای خود را در خدمت تجلیل از مناسبتهای دینی قرار دهیم و نقش فعالانه در این مسیر داشته باشیم.
حسینی مزاری به محور اصلی همایش پرداخت و گفت که جامعه افغانستان یکی از جوامعی است که بیشترین تأثیر را از پیام اسلام و ائمه معصومین (علیهم السلام) پذیرفته است. وی تصریح کرد که این تأثیر نه تنها سیاسی و نظامی، بلکه فرهنگی و دینی نیز بوده و تا امروز در بافت اجتماعی، مذهبی و تاریخی کشور مشهود است.
وی افغانستان را کشوری با اهمیت استراتژیک در سطح منطقه و جهان خواند و افزود که این کشور با کشورهای همسایه و پایگاههای قدرتهای جهانی هممرز است و منابع اقتصادی، معادن و ظرفیتهای زیرزمینی و کشاورزی آن از دلایل اصلی توجه قدرتهای خارجی است. حسینی مزاری یادآور شد که این اهمیت باعث تهاجمات متعدد خارجی به افغانستان شده است، از جمله اشغال توسط انگلیس، شوروی و امریکا و تهاجمات نظامی و فرهنگی غرب.
رئیس مرکز تبیان بر نقش ایمان و پایبندی مردم به اسلام در ایستادگی کشور در برابر اشغالهای خارجی تأکید کرد و گفت: «اگر مردم افغانستان هر ملتی دیگر بودند، حتی در برابر انگلیسها تسلیم میشدند، اما ایمان اسلامی آنها موجب شد کشور تاب بیاورد و هویت و انسجام خود را حفظ کند.»
وی تصریح کرد که با وجود پایبندی نسبی به دین، افغانستان هنوز اقتدار کامل ندارد، زیرا مردم به تمام احکام اسلام عمل نمیکنند. وی نمونههایی از این فاصله را در نماز، خمس و زکات، رعایت عدالت و اطاعت واقعی از خداوند ذکر کرد و گفت که این نارسایی سبب مشکلات اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی کشور شده است.
حسینی مزاری ضعف آگاهی دینی و فرهنگی را عامل انحرافات، افکار التقاطی و دامن زدن به مباحث قومی خواند و تأکید کرد که کسانی که به مباحث قومی میپردازند، نه مومناند و نه شعور سیاسی دارند و در واقع ضد اسلام و ضد دین عمل میکنند.
وی به کمکاری علما در ارتقای آگاهیهای دینی، فرهنگی و سیاسی مردم انتقاد کرد و افزود که اگر علما هماهنگ و متحد عمل کنند، میتوانند جامعه را مقتدر بسازند. حسینی مزاری همچنین دشمنان خارجی را عامل دیگر ضعف آگاهی مردم دانست و یادآور شد که ضعف داخلی و توطئههای دشمن باعث تضعیف مساجد و مجالس دینی شده است.
رئیس مرکز تبیان راه تعالی افغانستان را در عمل به تمام احکام اسلام و آموزش و آگاهسازی مردم توسط علمای دینی دانست و گفت: «تنها از این طریق میتوانیم کشور مقتدر و سربلند بسازیم و از جنجالهای گذشته رهایی یابیم.» وی همچنین از مردم خواست که هوشیار باشند و از حاکمیت فعلی حمایت کنند و علما را مسئول ارتقای آگاهی دینی و سیاسی مردم دانست.
حسینی مزاری سخنان خود را با تأکید بر وحدت تحت چتر دین، ضرورت عمل به احکام اسلام و مسئولیت علما، دانشمندان و دانشگاهیان برای آگاهسازی مردم به پایان رساند.
در بخشی از این همایش، سید مدثر فاضلپور، مسئول دفتر مرکزی مرکز فعالیتهای فرهنگی اجتماعی تبیان در سخنانی با طرح پرسشهایی مهم خطاب به جوانان گفت: «آیا گاهی شده از خود سوال کرده باشیم که پیامبر خود را چقدر میشناسیم؟! ورزشکاران مسلمان ما آیا پیامبر خود را به اندازه فوتبالیستان مشهور میشناسند؟! چند کتاب سیرت النبی مطالعه کردهایم؟! چند مقاله نوشتهایم؟!»
او افزود: «پیامبری که بر او دشوار بود آنچه بر امتش میگذرد، پیامبری که در روز قیامت صدای «امتی، امتی» سر میدهد؛ علما چقدر از سیره آن حضرت تبلیغ میکنند؟! چند کتاب نوشتهاند؟! و روضهخوانان ما چرا کمتر از مصائب رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) یاد میکنند؟!»
سید مدثر فاضلپور در ادامه، قرآن کریم، سازمان فرهنگی، مردم و حلقات درسی و آموزشی را از جمله وسیله های پیامبر اسلام در فرهنگسازی برشمرد. وی گفت: یکی از وسایل فرهنگی پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) آیات قرآن بود. امروز قرآن در بین مردم، در مراکز فرهنگی و مدارس ما چه جایگاهی دارد؟! آیا همچنان معیار تشخیص صحت اعمال است؟! آیا علوم قرآن و تفسیر در مکاتب بهعنوان یک مضمون دایمی تدریس میشود؟!»
به گفته فاضل پور، «وسیله دوم موج فرهنگی پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) سازمان فرهنگی بود که در آن قاری، موذن، معلم، شاعر و منادی وجود داشت و مورد حمایت مسلمانان بود. امروز ما به سازمانهای فرهنگی خود با چه دیدی نگاه میکنیم؟! آیا یاور و همکار آنها هستیم؟!»
وی وسیله سوم را خود مردم دانسته و گفت که همه مردم در انقلاب فرهنگی زمان پیامبر نقش داشتند. براساس سخنان مسئول دفتر مرکزی مرکز تبیان: «وسیله چهارم پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) تشکیل حلقات درسی و آموزشی بود. امروز مرکز تبیان الحمدالله افتخار دارد که زمینه تحصیلات تکمیلی را برای عدهای فراهم کرده و در بخش سواد عمومی از طریق آنلاین و حضوری برنامه دارد.»
همچنین حجت الاسلام والمسلمین یارمحمد رحمتی، یکی از کادرهای ارشد مرکز فعالیتهای فرهنگی اجتماعی تبیان طی سخنانی ضمن تسلیت ایام شهادت حضرت محمد مصطفی(صلی الله علیه و آله وسلم)، امام حسن مجتبی و امام رضا(علیهماالسلام) گفت که نخستین گام پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله وسلم) عبادت خدا بود و آن حضرت وقتی عبودیت را به پای اکمال رساند، به مقام اخلاص، معنویت و توجه به پروردگار رسید. به گفته او، اگر پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) عبودیت را درست انجام نمیداد، هرگز به مقام رسالت دست نمییافت.
او افزود: «برخی خدای متعال را تنها از ترس عبادت میکنند؛ مثلاً میگویند اگر نماز نخوانم خانوادهام مریض میشود یا زندگیام خراب خواهد شد. این نوع عبادت، عبادت بردهصفتانه است. رحمتی این حالت را به کارمندانی تشبیه کرد که تنها از ترس رئیس کار میکنند و در نبود او کاری انجام نمیدهند».
حجت الاسلام رحمتی تأکید کرد که در مسائل عبادی باید با هوش و حواس کامل به عبادت پرداخت. وی گفت که تأکید اسلام همیشه بر کارهای جمعی بوده است؛ همانطور که نماز جماعت پاداش بیشتری دارد، در حوزههای اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی نیز باید فعالیت ها به صورت جمعی انجام شود.
وی در مورد خصوصیتها و فصیلت های حضرات امام حسن مجتبی و امام رضا علیهمالسلام نیز مطالبی ارائه کرد.
سید محمد سرور قریشی، از متنفذین ولایت میدان وردک، در سخنانی گفت که پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله وسلم) برای هدایت بشریت به پیامبری مبعوث شد و هدف از رسالت او، رهنمون ساختن انسانها به پرستش خدای متعال بود.
وی احترام متقابل، صلح جهانی، مهربانی و عطوفت را نیز از اهداف دیگر بعثت حضرت محمد(صلی الله علیه و آله وسلم) برشمرد. به گفته قریشی، ائمه معصومین(علیهم السلام) برای برپایی و حفاظت از دین مبین اسلام همواره در حال مجاهدت و مبارزه بودند و هیچگاه در برابر ظلم و استبداد سر فرود نیاوردند.
متن کامل سخنان حجتالاسلام والمسلمین سیدعیسی حسینی مزاری در این همایش به شرح ذیل است:
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.
بسم الله الرحمن الرحیم.
الحمدلله رب العالمین، ثم الصلاه والسلام علی سیدنا محمد و آله الاطیبین.
رب اشرح لی صدری و یسرلی امری واحلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.
قال الله تعالی فی کتابه الکریم: «وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَلَا تَكْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ وَاشْتَرَوْا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا فَبِئْسَ مَا يَشْتَرُونَ»
اهمیت حضور در مجالس اهلبیت علیهمالسلام
ابتدا سالروز شهادت پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) و حضرت امام حسن مجتبی و امام رضا علیهماالسلام را به شما عزیزان تسلیت و تعزیت عرض میکنم. پیش از آنکه به اصل موضوع مراسم بپردازم، ذکر یک نکته را ضروری میدانم و آن اینکه حضور در مجالسی که به مناسبت ذکر مصیبت یا بیان فضائل ائمه معصومین علیهمالسلام و یاد خدا برگزار میشود، همواره مورد تأکید اهلبیت علیهمالسلام بوده است. روایات فراوانی در این زمینه وجود دارد، اما چون موضوع بحث امروز ما این نیست، از نقل روایت خودداری میکنم و تنها به یادآوری این نکته بسنده میکنم که حضور در چنین مجالسی، افزون بر افزایش آگاهیهای دینی و سیاسی انسان، سبب برکت در عمر و روزی و نیز موجب عاقبت بخیری انسان خواهد شد.

توفیق حضور در مجالس اهلبیت علیهمالسلام
شما گمان نکنید که حضور در چنین مجالسی بدون توفیق الهی امکانپذیر است. شما عزیزانی که امروز در اینجا تشریف آوردهاید، در واقع به توفیق دست یافتهاید؛ خدای متعال به شما این عنایت را ارزانی داشته است که در مجلس امروز شرکت کنید و از فیوضات این محفل و مراسم بهره ببرید. اما کسانی که میگویند اگر وقت آزاد داشته باشند، در چنین مجالسی شرکت خواهند کرد، باید بدانند این سخن ناشی از ضعف معرفت دینی است. کسانی که در اعتقاد و معرفت دینی دچار ضعفاند، در زمینه حضور در این مجالس کوتاهی میکنند و بیاعتنایی نشان میدهند. در حالی که ما، فارغ از هر کار مهمی که داشته باشیم، موظفیم در چنین مراسم و محافلی حضوری جدی و پرشکوه داشته باشیم. و فراتر از حضور پرشکوه، لازم است خودمان نیز در جهت باعظمتتر و باشکوهتر برگزار شدن این مجالس، نقشآفرین و دستاندرکار باشیم.
ضرورت تجلیل شایسته از مناسبتهای اهلبیت علیهمالسلام
در برخی کشورها وقتی مجلسی به نام پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) یا مراسمی به مناسبت شهادت یا ولادت یکی از ائمه علیهمالسلام برگزار میشود، انسان میبیند مردم با چه شکوه و با چه ازدحامی حضور پیدا میکنند. اگرچه در افغانستان نیز بحمدالله این استقبال خوب است و ناامیدکننده نیست، اما حقیقتاً قانعکننده هم نیست. امروز روز شهادت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلمصلی الله علیه و آله وسلم)، سرور کائنات و اشرف مخلوقات است. طبیعی است که در کشوری چون افغانستان باید طوفانی از شور و حرکت به پا شود، باید شرایطی ویژه و خاص برقرار گردد. اما من خودم از خانه تا اینجا که آمدم، در سطح شهر وضعیتی کاملاً معمول و همانند هر روز دیدم. هیچ تحرک ویژهای، هیچ تلاش خاصی و هیچ نشانهای که نشان دهد امروز در این کشور از سالروز شهادت پیامبر اعظم و دو امام بزرگوار تجلیل میشود، مشاهده نکردم. و این واقعاً جای تأسف است.
اقتدار و عزت در پرتو ارتباط با اهلبیت علیهمالسلام
اگر ما اقتدار میخواهیم، باید وارد حوزه نفوذ ائمه معصومین علیهمالسلام شویم. اگر عزت میخواهیم، باید به این مسیر ورود پیدا کنیم. اگر شهامت و شجاعت میخواهیم، اگر دنیا میخواهیم، اگر آخرت میخواهیم، و حتی اگر هر دوی اینها را با هم میخواهیم، راهی جز این نداریم که به موضوعات مربوط به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) و ائمه معصومین علیهمالسلام با اشتیاق جدی بپردازیم. ما باید از خود مایه بگذاریم؛ از امکاناتمان، از وقت و فرصتهایمان، از شرایط و داشتههایمان. همه اینها باید در خدمت تجلیل از این مناسبتهای الهی قرار گیرد و در این مسیر، سعی و تلاش جدی داشته باشیم. این نکتهای بود که لازم دیدم پیش از ورود به موضوع اصلی جلسه به عنوان تذکر و یادآوری خدمت شما عرض کنم.
جلوههای پیام سه امام معصوم (علیهم السلام) در تاریخ و هویت افغانستان
موضوع جلسه امروز، بررسی بازتاب پیام سه امام معصوم (علیهم السلام) در سرزمین افغانستان است. جامعه سترگ ایمانی، یعنی جامعه افغانستان، بدون تردید یکی از جوامعی است که بیشترین تأثیر را از پیام دین، پیام اسلام، پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) و ائمه معصومین علیهمالسلام پذیرفته است. افغانستان از همان صدر اسلام، هنگامی که حکومت اسلامی تحت اشراف پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) شکل گرفت و سپس در دوره خلفای اسلامی مسیر فتوحات آغاز شد، جایگاه ویژهای در این روند یافت. بخشهای مختلف این سرزمین بهدست سرداران اسلام فتح شد و به تدریج در دایره نفوذ احکام، تعالیم و برنامههای نورانی اسلام قرار گرفت. این حضور و نفوذ، نه تنها جنبه سیاسی و نظامی داشت، بلکه به صورت عمیق بر فرهنگ، اعتقادات و هویت دینی مردم افغانستان اثر گذاشت؛ اثری که تا امروز نیز در بافت اجتماعی، مذهبی و تاریخی این سرزمین مشهود است.
اهمیت اسلام در شکلدهی به هویت افغانستان
بنابراین، یکی از عوامل مهم افغانستان، متاثر بودن آن از پیام اسلام و قوانین اسلام است و شاید بتوان گفت که این کشور بسیار مقید و پابند به دین اسلام است. افغانستان از جهات دیگر نیز اهمیت دارد؛ از نگاه امنیتی در سطح منطقه و جهان، و از نگاه ژئوپولتیکی، لجستیکی و فضای سیاسی حاکم بر آن، اهمیت بسیار جدی دارد.
موقعیت استراتژیک افغانستان و اهمیت آن برای منطقه و جهان
چه از نظر بینالمللی و چه از نظر منطقهای، افغانستان به عنوان چهارراه قدرتهای جهانی مطرح است. در شمال با روسیه، در شرق با چین، در جنوب شرق با هند و در غرب با پایگاههای مختلف امریکا هممرز است و از این نظر مورد توجه جهانی قرار دارد. از منظر منطقهای نیز، افغانستان برای کشورهای همسایه اهمیت زیادی دارد: برای پاکستان، برای ایران و همچنین برای ترکیه و عربستان. این چهار کشور در طول دهههای گذشته نسبت به تحولات افغانستان حساس بوده و کشورمان از نظر آنان اهمیت ویژهای داشته است.
اهمیت اقتصادی و منابع طبیعی افغانستان
اهمیت دیگر افغانستان، اهمیت اقتصادی آن است. ممکن است معادن دستنخورده زیادی در کشور وجود داشته باشد که هنوز کشف نشدهاند و همان معادن کشفشده نیز امکانات سرشاری برای افغانستان به حساب میآیند. از نظر منابع زیرزمینی، زراعت و آب، افغانستان جزو کشورهای سرآمد جهان است. همین ظرفیتها و منابع باعث شده است که این کشور در طول دههها و حتی سدهها با مشکلات و گرفتاریهای متعدد مواجه باشد و هدف تهاجمات و فشارهای بسیار بزرگ قرار گیرد.
دلایل تهاجمات خارجی به افغانستان
عواملی که باعث میشود قدرتهای خارجی مانند انگلیس به افغانستان تجاوز کنند، همان عواملی است که پیشتر برشمردم. وقتی شوروی افغانستان را اشغال میکند و یا وقتی امریکا به این کشور وارد میشود، عامل اصلی همان مسائل اقتصادی، ژئوپلیتیکی، امنیتی و دینی است که اشاره شد. البته این عوامل خود شامل زیرمجموعهها و جزئیات متعددی هستند که میتوان درباره آنها بحث و گفتگو کرد، اما موضوع اصلی جلسه ما، بررسی پیام سه امام معصوم (علیهم السلام) و بازتاب آن در افغانستان است.
پیامدهای اهمیت افغانستان
شایان ذکر است که متأسفانه همین اهمیت افغانستان از جهات مختلف، باعث گرفتاریها و درگیریهای کشور نیز شده است. از زمان جنگهای افغان و انگلیس تاکنون، افغانستان سه جنگ بسیار بزرگ را با قدرتهای جهانی تجربه کرده است و طبیعتاً این جنگها آسیبهای جدی بر کشور وارد کردهاند.
نقش اسلام در ایستادگی تاریخی مردم افغانستان
اما وقتی میگوییم وجه اسلامی بودن افغانستان مهم است، باید تأکید کنیم که اهمیت این وجه نسبت به دیگر وجوه برجستهتر و جدیتر است. همین عامل، تا امروز، سبب شده است که افغانستان همچنان سرپا بماند. اگرچه عوامل ژئوپلیتیک، اقتصادی، امنیتی و دیگر موارد باعث گرفتاری و تهاجم کشورهای بزرگ به افغانستان شدهاند، اما ایمان و پایبندی مردم به اسلام موجب شده است که آنان بتوانند در برابر این تهاجمات مقاومت کنند و هویت و انسجام خود را حفظ نمایند.

نتیجه پایبندی مردم افغانستان به اسلام و مکتب اهل بیت(علیهم السلام)
این اسلام بود و این پیامهای پیامبر و سایر ائمه معصومین علیهمالسلام بود و پایبندی مردم افغانستان به اسلام، به مذهب و به مکتب بود که تا امروز تاب آوردند، تا امروز توانستند در برابر این همه هجمات بایستند، مبارزه کنند و مجاهده کنند، اما از هم نپاشند. حقیقتاً اگر هر کشور دیگری با هر دین و آئینی دیگر بود، تنها در برابر انگلیس کافی بود که تسلیم شوند و تحت اشغال باقی بمانند و بعد از آن در برابر شورویها نیز به زانو بیفتند و تسلیم شوند.
مقاومت مردم افغانستان در برابر تجاوز نظامی و فرهنگی غرب
در جنگ سوم، که جنگ با امریکا و کل غرب و کل ناتو بود، باز میبینید که روحیهی دینی و اسلامی مردم افغانستان است که آنها را در برابر این همه تجاوز و تهاجم استوار نگه میدارد. اتفاقاً تهاجم غرب به افغانستان، تهاجم امریکا و ناتو، از بدترین تهاجمات در طول تاریخ کشور بود. این تهاجم شامل هم بعد نظامی و هم بعد فرهنگی بود. در تهاجم نظامی، دهها هزار نیروی هموطن ما شهید و قربانی شدند، زیرساختهای مختلف کشور تخریب شد و میلیونها نفر، اعم از زن و مرد، پیر و جوان، در معرض تهاجم فرهنگی غرب قرار گرفتند و آسیبهای جدی دیدند.
اسلام و مذهب؛ عامل ایستادگی مردم افغانستان
یعنی برادران، اگر هر کشور دیگری بود و هر مردمی غیر از مردم افغانستان، در برابر تهاجم غرب نمیتوانستند دوام بیاورند. اما عاملی که مردم ما را پایدار نگه داشت و باعث شد آمریکاییها و کل جبهه ناتو شکست بخورند، چه بود؟! عاملش اسلام بود، عاملش دین بود، عاملش مذهب بود. با همه مشکلات و معضلاتی که در فراروی ما قرار داشت، باز هم ما سرپا ماندیم، نفس میکشیم و زندگی میکنیم.
اگر مردم افغانستان به دین پایبند بودند، چرا اقتدار کامل حاصل نشد؟!
اینجا یک سؤال پیش میآید: اگر مردم افغانستان این همه پایبند به دین بودند و مطابق احکام اسلام عمل کردند، اسلامی که دین بسیار پیشرفتهای است، یعنی اگر از ابتدای قرآن مطالعه کنیم و تا پایان قرآن و همچنین نهجالبلاغه و سایر دستورات دینی را ببینیم، درمییابیم که ما غنیترین منابع مدیریت انسانی و رهبری جوامع بشری را در متن اسلام داریم. پس اگر مردم افغانستان پیروی چنین دینی بودند، خیلی خوب است که در برابر این همه تجاوزات ایستادگی کردند. اما سؤال این است که چرا صاحب اقتدار نشدند و چرا همچنان جنجالها و مشکلات در این کشور ادامه دارد؟!
اگر دین اسلام کامل پیروی میشد اکنون صاحب تنکولوژی و اقتدار بودیم
اسلامی که ما میشناسیم و اسلامی که در قرآن، نهجالبلاغه و سایر متون دینی آمده است، اگر به طور کامل پیروی میشد، کافی بود که ما انگلیسها را شکست میدادیم و یک نظام مقتدر تشکیل میدادیم و افغانستان به سمت پیشرفت، ترقی و رفاه مردم حرکت میکرد. همانگونه که مطرح است، استقلال ما و جاپان همزمان بود؛ چگونه شد که جاپانیها آن همه پیشرفت کردند، اما ما به عنوان یک کشور اسلامی نه تنها پیشرفت نکردیم، بلکه پس از اینکه انگلیس را از در بیرون راندیم، از دریچه وارد شدند و تحت تأثیر و استعمار انگلیسها قرار گرفتیم؟! چگونه شد که باز کشور شرایطی پیدا کرد که شورویها تجاوز کردند؟! شورویها را شکست دادیم، اما این بار امریکاییها آمدند و کشور را اشغال کردند؛ باز هم امریکاییها را شکست دادیم. پس چگونه ممکن است کشوری و ملتی صاحب چنین دینی باشد، اما صاحب اقتدار، عظمت و تکنولوژی نباشد؟!
ما به تمامِ اسلام عمل نمیکنیم
درست است که ما اکنون امریکا را شکست دادهایم، چهار سال است که امارت اسلامی حاکمیت پیدا کرده و کشور نسبت به گذشته رو به بهبود است و وضعیت نسبتاً خوبی دارد. اما آن انتظاری که ما از یک جامعه اسلامی داریم، هنوز تحقق نیافته است. ما مشکلات اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، منطقهای و حتی بینالمللی داریم. عامل چیست؟! عامل این است که اسلام عیب ندارد؛ احکام اسلام بسیار پیشرفته و مترقی است. اما مشکل این است که مردم ما به تمام احکام اسلام عمل نکردند و حالا هم به تمام اسلام عمل نمیکنیم.
اقتدار واقعی در عمل به تمام احکام اسلام است
ما زمانی قدرتمند میشویم و با اُبهت و عظمت زندگی میکنیم که به الف تا یای احکام اسلام عمل کنیم و پابند باشیم. مثلاً ما نماز میخوانیم و شاید بسیار خوب هم بخوانیم؛ حروف را درست ادا میکنیم و خضوع و خشوع ما نیز مناسب است، اما به محتوای نماز عمل نمیکنیم. وقتی الحمدلله میگوییم و اعلام میکنیم «خدایا، این حمد مخصوص توست»، آیا در زندگی خود غیر از خدا کسی دیگر را ستایش نمیکنیم؟! آیا از ارباب منطقه یا قومندان و والی به اندازه خدا حساب نمیبریم؟! چرا از یک طرف خدا را بزرگ میشماریم، اما از طرف دیگر در برابر دیگران زانو میزنیم و ستایش میکنیم؟!
اطاعت حقیقی فقط اطاعت از خداوند است
وقتی میگوییم «ایاک نعبد» یعنی «ای خدا، فقط و خاص تو را میپرستیم»، اما وقتی زندگی خود را بررسی میکنیم، میبینیم اطاعت ما واقعاً خاص خدا نیست. در زندگی خود عوامل دیگر را هم اطاعت میکنیم؛ از مال خود، از همسر خود و از شرایط و افراد مختلف اطاعت داریم. از سرمایهدار، پولدارها، یا دیگران نیز اطاعت میکنیم، در حالی که اطاعت واقعی باید تنها برای خدا باشد.
فاصله میان اعتقاد و عمل در جامعه اسلامی
ما معتقد به اسلام هستیم و نماز میخوانیم، اما خمس و زکات را به درستی نمیدهیم. ممکن است برخی خمس و زکات پرداخت کنند، اما در کسب و کار گرانفروشی میکنند. مسلمان هستیم اما دروغ میگوییم، غیبت میکنیم و سخنچینی داریم و حتی گاهی زیر پای یکدیگر را خالی میکنیم. در مسائل اعتقادی و عبادی مشکلاتی داریم؛ نماز اول وقت نمیخوانیم و مساجد ما خالی است. اگر در نمازهای جماعت، به ویژه صبح یا ظهر، حضور پیدا کنید، خواهید دید که چه تعداد از مردان و زنان واقعاً برای خدا نماز میخوانند و از مواهب نماز جماعت بهره میبرند.
ایمان به بخشی از اسلام؛ جهاد برای خدا یا درگیری داخلی؟!
نمازهای جمعه ما در چه حال است؟! سایر مناسک دینی ما در چه حال است؟! وقتی میگوییم مسلمان هستیم، باید توجه کنیم که اسلام ابعاد و برنامههای مختلف دارد و ما چه میزان به تمام این ابعاد عمل میکنیم. نمیشود گفت «نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ»؛ نمیتوان به برخی اجزای اسلام ایمان داشت و به برخی دیگر ایمان نداشت. ما در صحنه حضور داریم، جنگ میکنیم و ادعای جهاد برای خدا داریم، اما گاهی حتی در برابر دشمن یک شلیک هم حاضر نیستیم بکنیم، در حالی که در برابر خودیها چقدر درگیری و شلیک داریم؟! در زمان جهاد، شاید سالهای اول جنگ با دشمن و کمونیستها بود، اما بخش اعظم درگیریها به جنگ داخلی تبدیل شد.

جنگ داخلی و نقض اصول اسلامی؛ فاصله از وحدت و اخلاق
این جنگ داخلی برای چیست؟! کجای اسلام، مذهب و مکتب گفته است که شما سینه برادر خود را بشکافید؟! این شرایط از آن زمان تا امروز ادامه دارد. آیا خدا نمیگوید: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا»؟ چرا گوش نمیدهیم و چرا در برابر هم هستیم؟! اگر به فضای مجازی و رسانهها سر بزنید، میبینید چقدر حرفهای رکیک و تند و غیر اخلاقی علیه یکدیگر گفته میشود. این افراد فقط مردم عادی نیستند؛ بلکه افراد شناخته شده، به راحتی یک مومن مسلمان را فاسق یا فاجر مینامند و با آبرو و عزت مردم بازی میکنند. این رفتارها در کجای اسلام است؟!
عدم التزام به اسلام کامل؛ علت اختلافات و معضلات اجتماعی
اگر خداوند میفرماید «أَقِيمُوا الصَّلاةَ» یعنی نماز را برپا دارید، همان حکم در رابطه با وحدت نیز صادق است. پس چرا ما در مسیر وحدت تلاش نمیکنیم؟! چرا برای هماهنگ کردن مردم زحمت نمیکشیم؟! همین امر باعث شده است که معضلات، در سطح افغانستان، خارج از افغانستان و حتی در سطح جهانی مشاهده شود. برادران، علت این مشکلات این است که ما به تمام احکام اسلام عمل نمیکنیم.
ضعف آگاهی دینی و تأثیر آن بر اختلافات اجتماعی
عامل اینکه ما به تمام احکام اسلام عمل نمیکنیم چیست؟! عامل ضعف آگاهیهای ما نسبت به اسلام است. ما درست توجیه نشدهایم و در مباحث اسلامی دچار ضعف و کماطلاعی هستیم. این ناآگاهی باعث شده است انحرافات مختلف در جامعه ما شکل بگیرد و افکار التقاطی رواج یابد. به همین دلیل، مباحث قومیتی برای ما اهمیت پیدا کرده است. در حالی که اگر آگاه بودیم، حتی بحث قوم و منطقه و نژاد برای کسی که شعور سیاسی و درک اقتدار مادی دارد، اهمیتی نداشت و مطرح شدن آنها را سم تلقی میکرد.
مباحث قومی و فاصله از ایمان و شعور سیاسی
بنابراین، کسانی که به دنبال مباحث قومی هستند، نه برای تقویت یک قشر یا منطقه، بلکه برای تخریب و خدشهدار کردن آبروی دیگران و انجام بدترین توهینها، عامل آن چیست؟! کسی که گرفتار چنین تفکری است، نه تنها مومن نیست بلکه از دین بهرهای ندارد. بدانید که این افراد مسلمان نیستند، بلکه ضد اسلام، ضد دین و ضد مذهباند و حتی شعور سیاسی هم ندارند.
عوامل ضعف آگاهی مردم: عامل اول، علما و دانشمندان
مایه تعجب است که برخی افراد، مجامع و محافل به دنبال شعارهای قومی و اداها و سروصداهای قومی هستند. این ناشی از ضعف آگاهی است. عامل ضعف آگاهی مردم دو چیز است. یکی دانشمندان و علما. دانشمندان و علمای ما در رابطه با بالا بردن آگاهیهای دینی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی مردم کار درست و اثرگذار نکردند. البته این به معنی این نیست که هیچ عالمی کار نکرده باشد؛ برخی علما از گذشته تاکنون کار کردهاند و اگر امروز دین و مذهب مطرح است، ناشی از زحمات همین علما است.
ناکافی بودن تلاشهای علما در ارتقای آگاهی کامل دینی
حرف من این است که علما به صورت نهضتی و یکپارچه در این رابطه عمل نکردند. علمای ما نه در گذشته به طور جدی و فراگیر در بالا بردن آگاهیهای مردم کار کردند و نه در شرایط موجود. ممکن است شما در یک مسجد حضور پیدا کنید و سخنرانی یک عالم روحانی را بشنوید که بخشهایی از اسلام را مطرح میکند و بخشهای دیگر را اصلاً بیان نمیکند. امروز از زبان کدام روحانی مستند و مستدل شنیدهاید که مردم را به رها کردن بحثهای قومیتی و عصبیتهای قومی دعوت کند؟!
دین، مذهب و مکتب؛ تنها عامل وحدت
امروز بحث، بحث دین است. امروز تنها چیزی که مردم ما را جمع میکند، بحث دین است. تنها عاملی که در افغانستان وحدت ایجاد میکند، دین، مذهب و مکتب است. قوم، منطقه، شمال و جنوب هیچکدام عامل وحدت نیستند. چرا علمای ما این مباحث را مطرح نمیکنند؟! چرا بر اساس آیات قرآن و روایات ائمه معصومین علیهمالسلام در این زمینه بحث نمیکنند؟! تا به حال کدام روحانی را دیدهاید که در عرصه و فضا سینه سپر کرده باشد و مردم را از مسیر قومگرایی بازدارد؟! متأسفانه نه تنها در برابر این موج ایستادگی نمیکنند، بلکه خودشان در مسیر این موج فعالیت میکنند.
ضربات قومگرایی و غیبت روحانیت شیعه
در طول سالهای گذشته، بحث قومگرایی در افغانستان ضربات مهلکی وارد کرده است، بخصوص در سطح جامعه شیعه. در میان سایر اقوام این بحث کمتر دیده میشود؛ در سطح پشتونها و تاجیکها شاید اقوام بیشتری وجود داشته باشند، اما آسیبی که امروز به جامعه شیعه وارد شده، بسیار بیشتر از سایر اقوام و پیروان دیگر مذاهب است. روحانیت شیعه، روحانیت سادات و روحانیت هزاره کجا هستند؟! من تاکنون یک روحانی را که علناً و عملاً در صحنه ایستاده باشد و علیه این پدیده موضع گرفته باشد، ندیدهام.
ضرورت ورود علمای دینی و وحدت تحت چتر اسلام
وقتی علمای ما وارد صحنه نشده و در این زمینه کار نکنند، طبیعی است که سطح آگاهی جامعه بالا نرود. مردم در گرداب دامهای شیطانمآبانه برخی رهبرنماها و عالمنماهای قومپرست گرفتار میشوند و شرایط نابهنجار بر جامعه و کشور تحمیل میشود. وقتی وضعیت شیعیان مناسب نباشد، این وضعیت بر کل جامعه تأثیر منفی میگذارد. امروز بحث پشتون، تاجیک، هزاره یا سید معنایی ندارد؛ ما باید تحت چتر اسلام باشیم و عمل کنیم.
نقش خطبههای نماز جمعه در آگاهی دینی و سیاسی
امروز اگر به نمازهای جمعه بروید، خواهید دید که نماز جمعه دو خطبه دارد. خطبه اول اعتقادی، عبادی و اخلاقی است و روحانی باید در مباحث اعتقادی و اخلاقی بحث کند و جامعه را آگاه سازد. اما خطبه دوم سیاسی است. آقای روحانی و امام جمعه باید در رابطه با اوضاع سیاسی کشور، اوضاع منطقه، جهان اسلام، غزه، یمن، سوریه و عراق صحبت کنند.
مسئولیت علما و اندیشمندان در ارتقای آگاهی مردم نسبت به شرایط کشور
مردم باید هوشیار و آگاه باشند و بفهمند در چه کشوری زندگی میکنند. در خطبهها و سخنرانیها باید درباره امارت اسلامی، کارکردهای مثبت این حاکمیت، و کسانی که توطئه میکنند و علیه ساختار افغانستان عمل میکنند، صحبت شود و افکار مردم روشن گردد. افغانستان امروز در معرض تهاجم گسترده قرار دارد. وظیفه مردم این است که هوشیار باشند و تحت تأثیر تبلیغات قرار نگیرند. اما وظیفه رساندن این آگاهی به مردم بر عهده علما، دانشمندان، ائمه مساجد، ائمه جماعات و اساتید دانشگاه است. به عبارت دیگر، وظیفه دانشگاهیان، علما و اندیشمندان در همه مسیرهاست.

نبود حرکت مؤثر علما و ضرورت هماهنگی آنان ابتدا بین خودشان
متأسفانه امروز در سطح جامعه چنین حرکتی دیده نمیشود. وارد نماز جماعت که میشوید، متوجه میشوید که علمای ما در رابطه با مسائلِ روز ورود ندارند و این متأثرکننده است. این نشان میدهد که دانشمندان و علمای ما در طول تاریخ تا حالا کار گسترده و اثرگذار انجام ندادهاند. اگر علما خود را هوشیار بسازند، با خود هماهنگ شوند و در میان خود وحدت ایجاد کنند، میتوانند اثرگذار باشند.
هماهنگی و وحدت علما؛ کلید ارتقای آگاهی و قدرت جامعه
متأسفانه ملاها با هم هماهنگی ندارند و در سطح روحانیت، چه در سمت سنی و چه در سمت شیعه، هماهنگی وجود ندارد. اگر علمای ما هماهنگ باشند و وحدت داشته باشند و در بالا بردن آگاهی مردم کار کنند، چه آگاهیهای مقطعی و بهروز، چه آگاهیهای میانمدت و درازمدت و همچنین در زمینه تحصیل و ارتقای تحصیلی جامعه، قطعاً جامعه ما مقتدر و قدرتمند خواهد شد.
عوامل ضعف آگاهی مردم: عامل دوم، دشمن
عامل دوم، دشمن است. متأسفانه دشمنان از بستر ضعف آکاهی سوءاستفاده کرده و از گذشته تاکنون علیه مردم ما فعالیت میکنند. آنها سعی میکنند مردم را از سیاست، فرهنگ و اجتماعات مناسب دور نگه دارند و در تضعیف مجالس معنوی و دینی، مانند این مجلس، اثرگذار باشند و علیه مساجد اقدام کنند. امروز مساجد ما تحت تأثیر توطئههای دشمن هستند؛ اول ضعف خود ما و سپس توطئههای دشمن باعث این وضعیت شده است.
راه تعالی از طریق عمل به اسلام و آگاهسازی مردم توسط علما
اگر عامل دشمن را نیز در نظر بگیریم، دو عامل باعث ضعف آگاهی ما میشوند. راه تعالی این است که ما به تمام احکام اسلام عمل کنیم و علمای ما مسئولیت دارند در آگاه کردن مردم و توضیح مباحث دینی و اسلامی به طور جدی کار کنند.
آیهای که در صدر صحبتم قرائت شد، در همین زمینه است: خدا از کسانی که کتاب آسمانی به آنها داده شد پیمان گرفت که آن را برای مردم آشکار سازند و کتمان نکنند، اما آنها آن را پشت سر افکندند و به بهای کمی فروختند؛ چه بد مطاعی خریدهاند. این مذمت خدای متعال است. گرچه این آیه در مورد دانشمندان یهود است، اما جامعیت آیات قرآن زمان و مکان نمیشناسد و درباره همه دانشمندان صادق است.
تبیین کامل اسلام؛ مسیر ساخت جامعه مقتدر و سربلند
دانشمندان و علمای ما باید در تبیین و عمل به تمام احکام اسلام فعالیت کنند تا مردم افغانستان واقعاً متدین و عامل به اسلام باشند. تنها از این طریق میتوانیم کشور و جامعهای مقتدر بسازیم، در منطقه و جهان سربلند باشیم و از جنجالهای گذشته رهایی یابیم. در همین حال، حاکمیت فعلی را نیز حمایت کنیم و در صورت وجود مشکلات، با ارائه طرح و پیشنهاد در راستای اصلاح اوضاع و بهبود عموم جامعه اقدام نماییم. من بیش از این وقت عزیزان را نمیگیرم. والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته.
