- تاریخ انتشار : دوشنبه 27 ژانویه 2025 - 7:36
- کد خبر : 340 چاپ خبر
شهید مصباح مزاری(ره) یک شخصیت مجاهد، متعهد، خلاق و مبتکر و خواهان تغییر و تحول در جامعه اسلامی به خصوص در افغانستان بود
کارشناسان در گفتمان هفتگی تبیین که از سوی مرکز تبیان افغانستان در مشهد مقدس برگزار شد، با بیان این که شهید سید اکبر مصباح(ره) یک شخصیت مجاهد متعهد، خلاق و مبتکر که خواهان تغییر و تحول در جامعه اسلامی به خصوص در افغانستان بود، تاکید کردند که این شهید والا مقام از آغاز جوانی، به عنوان یک طلبه جوان و فعال با تأسیس یک کتابخانه و کتابفروشی برای رشد فکری و فرهنگی جوانان در مقابل افکار کمونیستی برنامهریزی کرد. آنان ها همچنین اظهار داشتند که شهید مصباح بعد از فعالیتهای فرهنگی و سیاسی، به تشکیل هستههای مقاومت درون شهری در مقابل حکومت کمونیستی اقدام و پس از پیروزی کمونیستها در افغانستان، فعالیتهای سیاسی و نظامی خود را گسترش دادند. به گونهای که سازمان استخبارات کمونیستها برای مهار کردن ایشان به جنرالهای خود مراجعه کردند.
نشست هفتگی «گفتمان تبیین» روز گذشته (یکشنبه، 7 دلو) با موضوع “سالروز شهادت شهید مصباح(ره)” از سوی مرکز فعالیتهای فرهنگی اجتماعی تبیان در مشهد مقدس برگزار گردید.
در این نشست نورالحق رضوانی؛ از یاران و همسنگران شهید سید علی اکبر مصباح(ره) در خصوص شخصیت و تلاشهای وی در جهاد ملت افغانستان اظهار داشت: آقای مصباح یکی از پیشتازان جهاد ملت افغانستان بود. طی دو یا سه سال اول جهاد، من با ایشان بودم، چه در البرز، چه در چهارکنت و چه دیگر ولسوالیهای ولایت بلخ، ایشان در سخنرانیها و صحبتهایشان یکی از مواردی که تذکر میداد و میگفت، این بود که ما باید به مسئولیتهای خودمان عمل بکنیم و منتظر این نباشیم که آینده چه میشود. من عقیده دارم که اگر به مسئولیتهای زمان عصر خودمان خوب عمل بکنیم، آینده جهاد با جوانان متعهد، مبارز شجاع و سخت کوش خواهد بود و این پرچم مبارزه به زمین نخواهد ماند.
وی ادامه داد پیام شهید مصباح برای جوانان این است که باید آگاه باشند که هموطنان شان، برادران بزرگشان، شهدا و دیگر بزرگانشان در سختترین شرایط با حداقل امکانات با جانفشانی و خونشان از اسلام، قرآن مقدسات اسلامی و ولایت دفاع کردند و به وظایف اسلامی و جهادیشان عمل کردند.
رضوانی افزود: انتظار ایشان از جوانان این است که امروز با درک شرایط و با مسئولیت و با اقتدار و شجاعت از اسلام و قرآن، سرزمینهای اسلامی و خون شهدا دفاع کنند و در این جهت حرکت کنند و از هیچ وسیلهای که مانع ایجاد میکند نه هراسند.
وی به تأکید شهید مصباح بر تشکیلات و نظم در کار جهادی اشاره کرد و گفت: شهید مصباح از کسانی بود که در مبارزات جهاد اسلامی، روی مسئله تشکیلات و تعهد تشکیلاتی و نظم در کار جهادی خیلی تاکید داشت و بیشتر از نیروهای تحصیلکرده، افرادی را که در مسئولیتهای قرار داشتند، انتخاب میکرد و به آنها مسئولیت میداد.
رضوانی همچنین گفت: شهید مصباح واقعاً یک تشکیلات منسجم را به وجود آورد و بخشها را مشخص کرد. هر کس را برایش وظیفه مشخص تعیین کرد و افراد متخصص و متعهد را در جاهایی مطابق با رشته خودشان، مسئولیت داد. این کارها موجب شد که فدایان اسلام با حداقل امکانات و شاید با کمترین تعداد، سنگینترین ضربات را به روس و نیروهای خلقی و پرچمی وارد میکردند و کمترین تلفات را داشتند.
وی به تلاشهای فرهنگی شهید مصباح نیز اشاره کرد: شهید مصباح در مبارزات ملت افغانستان روی مسئله آموزش و تعلیم و تربیت خیلی تاکید میکرد و مخصوصاً در بخش جبهات نظامی، با وجود سختیها، کارهای فرهنگی را انجام میداد و پایگاههای فرهنگی ایجاد کرد.
رضوانی با یادآوری فعالیت های شهید مصباح ادامه داد: او در حتی کوهها و درهها کارهای نشراتی داشت و با ابتداییترین امکانات، با بیشترین استفاده، نشریاتی منتشر میکرد که به بررسی عملیاتها و آمارها میپرداخت. او روحیه را در بین مردم افزایش میداد و نیروهای مسلح جهادی را از پیروزیهای خود آگاه میکرد.
وی به نکات بیشتری از تلاشهای شهید مصباح پرداخته و گفت: در اوایل جهاد، که واقعاً هیچ کس متوجه مسائل نبود، روی مسائل فرهنگی خیلی تاکید میکرد. او اطلاعیهها و شبنامهها را پخش میکرد و کتابخانههایی برای جلب و جذب فارغالتحصیلان و اساتید دانشگاه تأسیس کرد.
رضوانی در پایان گفت: بعد از دوران جهاد، آقای مصباح مسئول فرهنگی حزب وحدت شد؛ و وقتی وارد شهر مزارشریف شد، یکی از کارهایش اشتراک در برنامههای تلویزیونی بود. او از طریق صحبتهایش در تلویزیون در جامعه جای پای باز کرد. ایشان به دلیل تلاشهایش در عرصههای فرهنگی و جهادی، تأثیری عمیق بر جامعه آن روز افغانستان گذاشت که در یادها و مورد احترام مردم خواهد بود.
سید عباس حسینی، یکی از یاران شهید مصباح، در خصوص شخصیت و فعالیتهای وی به ارائه سخن پرداخت و گفت: شهید سید علی اکبر مصباح، یک شخصیت مجاهد متعهد، خلاق و مبتکر بود که خواهان تغییر و تحول در جامعه اسلامی به خصوص در افغانستان بود. از آغاز جوانی، ایشان به عنوان یک طلبه جوان و فعال با تأسیس یک کتابخانه و کتابفروشی برای رشد فکری و فرهنگی جوانان در مقابل افکار کمونیستی برنامهریزی کرد. پایه و اساس افکار و اندیشههای شهید مصباح از این کتابخانه آغاز شد و توانست تعدادی از جوانان و دانشجویان را جذب و با افکار اسلامی آشنا کند.
حسینی با بیان این که آقای مصباح شخصیت بسیار تیزهوش و آیندهنگر بودند، اظهار داشت: بعد از فعالیتهای فرهنگی و سیاسی، به تشکیل هستههای مقاومت درون شهری در مقابل حکومت کمونیستی اقدام کردند و پس از تسلط کمونیستها بر افغانستان، شهید مصباح فعالیتهای سیاسی و نظامی خود را گسترش دادند. به گونهای که سازمان استخبارات کمونیستها برای مهار کردن ایشان به جنرالهای خود مراجعه کردند.”
وی به ارتباطات بینالمللی شهید مصباح اشاره کرد و تصریح کرد: در صحنه سیاسی افغانستان و در عرصه بینالمللی، ایشان با مجاهدین عرب، شیعیان بحرینی و دیگر گروهها ارتباط داشتند و برنامهریزی میکردند تا قدرتهای استکباری و حکومتهای مزدور را سرکوب کنند.
سید عباس حسینی به روحیه استکبار ستیزی شهید مصباح پرداخت و افزود: شهید مصباح روحیه استکبار ستیزیاش را در مقابل ارتش سرخ نشان داد. طبق فرمایش حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در نهج البلاغه، استراتژی ایشان در برابر ظالمین و کسانی که بیعدالت میکردند، قهرمانانه ایستادن بود.
او به سال های 1372 در زمان جهاد اشاره کرد و گفت: در این سال، شورای عالی نظامی در شمال، یکی از مطرحترین فرماندهان، جنرال دوستم، مورد تمجید قرار گرفت. در آنجا، شهید مصباح در میان صدها تن از فرماندهان برخاست و به جنرال دوستم گفت: “شما این لیاقت را ندارید که شخصی احمق دست شما را ببوسد.” این موقعیت نشانی از شجاعت و صداقت ایشان بود. شهید مصباح همیشه یار مظلومان و دشمن ستمگران و استکبارگران بود.
حسینی سپس به عوامل شهادت شهید مصباح پرداخت و گفت: بعد از پیروزی حکومت مجاهدین در افغانستان، جنگهای داخلی شدت گرفت و ایشان که مخالف این جنگها بودند وقتی در شهر مزار حضور یافتند، متوجه شدند که دیدگاه مردم نسبت به مجاهدین تغییر کرده است و بسیاری از آنها به سبک زندگی تجملاتی روی آوردهاند. در حالی که شهید مصباح با کمال فروتنی در خانه پدری خود به فعالیتهای فرهنگی، اعتقادی و سیاسی پرداخته و مشغول حل و فصل مسائل اجتماعی بود.
او افزود: شهید مصباح با یک سخنرانی مردم را از جنگیدن در مقابل دولت ربانی منع کرد و به مسلمانان هشدار داد که در جنگهای داخلی شرکت نکنند. این سخنان برای رهبران شمال مانند خنجری در قلب آنها بود و بسیار گران تمام شد. با وجود اینکه برخی از نیروهای اطلاعاتی به او گزارش دادند که خطراتی او را تهدید میکند، ایشان همچنان با عزمی استوار بر گفته هایش تأکید داشت.
حسینی به جمله معروف شهید مصباح که ابراز می کردند، “من عاشق شهادت هستم” اشاره کرد و گفت: در واقع، او از اوضاع پرآشفتگی که در آن زندگی میکرد، نسبت به پاکسازی صفوف شمال از وجود احزاب و گروههای فاسد احساس مسئولیت میکرد، اما نگران بود هیچ انسان بیگناهی هدف گلوله قرار نگیرد و در نهایت شهادت را پذیرفت.