- تاریخ انتشار : شنبه 28 فوریه 2026 - 8:07
- کد خبر : 1641 چاپ خبر
دفاع از وطن؛ ناموس و تکلیف شرعی ـ ملی در برابر تجاوز و خیانت
وطن، ناموس اتباع یک کشور است، همان گونه که زن، ناموس مرد است. پس دفاع از ناموس، واجب و حیثیتی است. از این رو، بر هر مرد و زن افغانستانی، دفاع در برابر هر نوع تجاوزی لازم و ضروری است.
حال، شاید این شبهه ای مطرح شود که دفاع، تنها در برابر متجاوز کافر واجب است و احتمالا به همین خاطرهم باشد که برخی شخصیت ها و حتی رهبران جهادی، به خصوص مرتبطین و بازمانده های دوران جمهوریت، چه از جماعت شیعه و یا اجتماع سنی، چه فارسی زبان و چه پشتو، چه ساکن داخل و چه مهاجر، نه تنها از کیان افغانستان دفاع نکردند، بلکه با صدور بیانیهها و اظهار نظرهای رسانهای، از تجاوز آشکار پاکستان علیه مام میهن حمایت نموده و به محکومیت مدافعان وطن پرداختند!
در تبیین شبهه همین کافی است که؛
اولاً، این افراد صرفاً مدعیان دروغین رهبری هستند و بل غاصبان این عنوان که در طول مسئولیت شان برخلاف دین و منافع ملی عمل نموده و دست اکثرشان تا مرفق به خون فرزندان ملت آغشته بوده، دارایی های نامشروعی به دست آوردند و اگرهم روزگاری در میان حلقه ای از مجاهدان روزگار گذراندند با زر و زور و نیرنگ بوده است، اما حالا، در کشور نه یک وجب جا و نه یک متر جایگاه اجتماعی دارند و نه عرق دینی و ملی در وجودشان یافت میشود. اگر غیر این می بودند، بیشک در دفاع از کشور موضعی غیرتمندانه میگرفتند.
دوماً، کم نیستند افراد و جریانهایی که به هرترتیبی حتی در جایگاه رهبری مردم قرار داشتند، اما با عاقبتی نابخردانه و شوم، در کنار متجاوزان و اشغالگران ایستادند و نه تنها همدست آنها شدند، بلکه در مقابل مردم خود با بیرحمی هر چه تمامتر به اقدامهای ظالمانه دست زدند!
مگر انگلیسها مزدوران داخلی نداشتند؟! و یا شورویها بدون وابستگان داخلی به افغانستان لشکر کشیدند؟! و یا آمریکا و ناتو از وجود خائنان به ظاهر وطنی بهره نبردند؟! چرا! هر سه قدرت تنها زمانی توانایی ورود به کشور و اشغال آن را در خود دیدند که دستانی از داخل افغانستان با آنها همکاری کردند و به عنوان جاده صاف کن برایشان عمل نمودند. امروز نیز تاریخ در حال تکرار شدن است.
پاکستانی که بیش از ۵ دهه خنجر از پشت بر ملت و کشور ما وارد کرده است و امروز از همیشه تاریخ آشکارتر به حریم ما تجاوز میکند، و از همه مهمتر، اکنون در مقطعی تاریخی قرار داریم که دلیر مردانی از وطن، قاطعانه در برابر تجاوز همسایه جنوبی ایستادهاند، اما در همین شرایط، خائنانی در لباس مدعیان رهبری جامعه شیعه و یا سنی افغانستان، در کنار دشنهبه دستان دشمن ایستاده و کینه و نفرت خود را که ناشی از دریوزگی و تلاش برای یافتن جیفهای ناچیز از سوی دشمن است، به سمت دست و بازو و بلکه سینه هموطن مدافع قهرمان نشانه گرفتهاند.
سوماً، تجاوز، چه از سوی متجاوز کافر باشد چه مسلمان، تفاوتی نمیکند. تجاوز، تجاوز است؛ از طرف هر فرد، هر جریان و هر حکومتی، ولو با ظاهری بسیار مقدس و حتی قرآن به دست باشد. باید این تجاوز را متوقف ساخت و به متجاوز درسی فراموشنشدنی داد.
از این رو، سمبل، سرمشق و نمونه هموطنان برای اتخاذ موضعی مناسب در راستای تعیین سرنوشت سیاسی، نباید این خائنان باشند؛ چرا که نه فقط از نگاه شرعی گناهی نابخشودنی است، بلکه از نظر تاریخی نیز سیاهرویی ابدی را برایشان به همراه خواهد داشت.
بنابراین، آنچه اکنون اهمیت دارد، عمل به وظیفه دینی و ملی است: باید از ناموس وطن دفاع کرد و از نظر سیاسی و امنیتی، موظف به حضور در صحنه علیه دشمن و در کنار مدافعان وطن هستیم. حال، آنهایی که توان رفتن به جبهه جنگ را دارند، «بسم الله»؛ و اگر ندارند، حداقل در صحنههای اجتماعی، فرهنگی و رسانهای کمک کنند و با حمایت مالی و زبانی، و با بیان و قلم و فضای مجازی، به پشتیبانی از ناموس وطن و دفاعکنندگان از تمامیت ارضی کشور و منافع اسلامی و ملی افغانستان بپردازند.