- تاریخ انتشار : پنجشنبه 10 جولای 2025 - 16:53
- کد خبر : 770 چاپ خبر
افغانستان با همه اقشار و نهادهایش کنار جمهوری اسلامی ایستاد / امام خامنهای حفظهالله حسینِ زمان ما است
رئیس مرکز تبیان طی سخنانی در همایش بزرگ و وحدتآفرین «عاشورا و فرهنگ آن؛ حمایت همهجانبه از حق و تقابل فراگیر با باطل» در مشهد مقدس، تحلیل جامعی از جنگ اخیر و اهمیت پیروزی ایران ارائه داد، سپس به برکات آن در وحدت ملی، همبستگی منطقهای و جهانی اشاره کرد و نقش برجسته افغانستان را مورد تأیید قرار داد. وی همچنین به چالش جدی مهاجر ستیزی پرداخت و آن را ناشی از دشمنی نظاممند خارجی دانست. دو عنصر مهم در سخنان وی تحلیل عاشورا به عنوان الگوی تاریخی و تأکید بر شناخت دشمن و امام در شرایط امروز بود.
خبرگزاری صدای افغان (آوا)-مشهد مقدس: همایش بزرگ و وحدتآفرین «عاشورا و فرهنگ آن؛ حمایت همهجانبه از حق و تقابل فراگیر با باطل»، به منظور اعلام حمایت قاطع از رهبر انقلاب اسلامی حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای (مدظلهالعالی) و محکومیت اهانت و تهدید معظم له از سوی ترامپ قمار باز، روز (یکشنبه، ۱۵ تیر/سرطان) با حضور گسترده اقشار مختلف مردم از پیروان مذاهب شیعه و سنی و جمعی از شخصیتهای برجسته جمهوری اسلامی ایران و افغانستان، در مسجد ابوالفضلی مشهد مقدس برگزار شد.
حجتالاسلام والمسلمین سیدعیسی حسینی مزاری در آغاز سخنان خود در این مراسم از حضور گرم و همدلانه جامعه اهل سنت مهاجر مقیم خراسان رضوی در این مراسم عاشورایی قدردانی نمود و گفت: ابتدا تشکر میکنم از جناب آقای سلطانی که همواره بانی و بنیانگذار کارها و حرکتهای خیر بودهاند، و نیز تشکر و سپاس دارم از جامعه اهل سنت مهاجر مقیم خراسان رضوی که امروز با انسجام، اتحاد و هم سویی با فراخوان جناب الحاج حفیظالله سلطانی در این مجلس حضور یافتند و در این امر خیر مشارکت کردند.
رئیس مرکز تبیان حضور متحد و مشتاق برادران اهل سنت در مراسم عزاداری را نشانهای از وحدت اسلام و انسجام میان مسلمانان دانست و عمده سپاس خود را از آقای سلطانی و همه دستاندرکاران به عمل آورد.
حسینی مزاری سپس وارد موضوع جنگ ۱۲ روزهای شد که به گفته وی بر ملت ایران تحمیل شده بود. وی این جنگ را گسترهای بیسابقه علیه ایران دانست و گفت: همانگونه که همگی در جریان هستیم، جنگ ۱۲ روزهای که بر ملت ایران تحمیل شد، گرچه نام آن از اسرائیل بود، اما در حقیقت تمام دنیای کفر محارب، به رهبری امریکای جنایتکار و با عملگی اسرائیل جنایتپیشه و خونخوار، حملاتی بسیار سنگین و بیسابقه را علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز کردند.

وی افزود که ایران در آغاز این جنگ، خسارتهای سنگینی دید، از جمله شهادت فرماندهان نظامی برجسته، شخصیتهای هستهای و صدها غیرنظامی و دشمنان به دنبال تسلیم بیقید و شرط ایران بودند: دشمنان حرف اولشان این بود که ایران باید بدون قید و شرط تسلیم شود، دستانش را بالا ببرد و کارش تمام شود.
اما به گفته حسینی مزاری، ایران به سرعت و قاطع پاسخ داد: ۱۲ ساعت از این حملات نگذشته بود که ضربات جمهوری اسلامی آغاز شد و در نهایت، با کوبیدن پایگاه العدیده در قطر و همچنین موشکباران سرزمینهای اشغالی، ترامپ سراسیمه آتشبس را اعلام کرد و نتانیاهو نیز بلافاصله آن را پذیرفت.
حسینی مزاری این رخداد را تاریخی و بیسابقه توصیف کرد و افزود: این نخستین بار در تاریخ است که قدرتی همچون امریکا و جبههای بزرگ مانند غربِ محارب، با عملگی رژیم صهیونیستی، آتشبس را بدون هیچگونه قید و شرطی میپذیرند و به صورت یکجانبه جنگ را متوقف میسازند.
رئیس مرکز تبیان این پیروزی را نه فقط برای ایران، بلکه برای کل منطقه، جهان اسلام و بشریت آزادیخواه، بزرگ و مبارک دانست.
رئیس مرکز تبیان سپس به صورت تاریخی تأکید کرد که تقابل حق و باطل همواره در طول تاریخ وجود داشته، اما اوج آن در واقعه عاشورا رقم خورد: من در جلسات مختلف ایام محرم گفتهام که تقابل حق و باطل از آغاز تاریخ بشر وجود داشته، اما اوج آن در واقعه عاشورا رقم خورد.
وی سپس از ۲۳ جوزا به عنوان نقطه عطفی در این جنگ کنونی یاد کرد: از تاریخ ۲۳ جوزا، میتوان آغاز پایان این تقابل را مشاهده کرد؛ یعنی این تقابل به سوی پایان حرکت میکند. جنگ اسلام و کفر از ۲۳ جوزا وارد مرحلهای جدید شده و این مسیر قطعاً ادامهدار خواهد بود.
حسینی مزاری بر قطعیت پیروزی جبهه اسلام تأکید نمود و آیندهای را با زمینهسازی ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نوید داد: با توجه به شرایط موجود، پیروزی جبهه اسلام قطعی است و کفار به سوی فروپاشی خواهند رفت. انشاءالله زمینههای ظهور مولایمان فراهم خواهد شد و حکومت الله بر زمین برقرار خواهد گردید.
حسینی مزاری در ادامه گفت که وصف تمام دستاوردهای این جنگ ممکن نیست: در خصوص این جنگ و دستاوردهای آن، هر چه سخن گفته شود، باز هم کافی نیست.
به گفته او، این جنگ با وجود آنکه با آسیبهایی همراه بوده، اما نسبت دستاورد به آسیب آنچنان بزرگ است که آسیبها ناچیز به نظر میرسند: درست است که ایران در جریان این نبرد، ضرباتی را متحمل شد و مشکلاتی دامنگیر برادران و خواهران ایرانی گردید، اما دستاوردها آنچنان عظیم، وسیع و گسترده است که آن آسیبها در برابر آن ناچیز به نظر میرسد.
رئیس مرکز تبیان اولین دستاورد را اوج وحدت داخلی دانست و گفت: یکی از موهبتهای این جنگ، انسجام داخلی ملت ایران بود. ایرانیانی که پیش از ۲۳ جوزا گرفتار اختلافات، درگیریهای حزبی و جناحی بودند، پس از آن تاریخ، متحد و یکپارچه شدند.
حسینی مزاری در مرحله بعد، حمایت یکپارچه کشورهای منطقه و جهان اسلام از ایران را به عنوان دستاورد دیگر ذکر کرد و افزود: در ادامه، وحدت و هماهنگی منطقهای مطرح است؛ جایی که تمام کشورهای منطقه، یکصدا از جمهوری اسلامی ایران حمایت کردند. سپس نوبت به جهان اسلام رسید؛ جهان اسلام نیز به طور یکپارچه در کنار ایران ایستاد، از جمهوری اسلامی حمایت نمودند، از رهبری آن تمجید کردند و اعلام وفاداری و پیروی نمودند.
وی سپس اشاره نمود که حتی کشورهای غربی نزدیک به امریکا و اسرائیل جرأت مخالفت با ایران را نداشتند: در سطح جهانی نیز، آن دسته از کشورها و شخصیتهایی که همواره حامی اسرائیل و امریکا بودند، در این باره نه تنها حرفی برای گفتن علیه جمهوری اسلامی نداشتند، بلکه حداقل سکوت اختیار کردند؛ چرا که حق با جمهوری اسلامی ایران بود.
حسینی مزاری این را یکی دیگر از دستاوردهای بزرگ جهانی جنگ دانست: این وضعیت جهانی، یک دستاورد بسیار بزرگ به شمار میآید؛ دستاوردی که پیش از ۲۳ جوزا و بدون وقوع این جنگ، با هیچ اقدام و صرف هیچ سرمایهای به دست نمیآمد.
وی به نقش ویژه افغانستان اشاره نمود و از انواع حمایتهای آن از ایران تجلیل کرد و گفت: یکی از کشورها و یکی از ملتهایی که در این جنگ به نفع جمهوری اسلامی ایران وارد صحنه شد و اعلام حمایت کرد، افغانستان بود. از دولت افغانستان و امارت اسلامی گرفته تا تمام شخصیتهای حقیقی و حقوقی، سازمانها و نهادهای مختلف اعم از موافق و مخالف، سکولار و غیرسکولار و نیز تمامی مردم، چه در داخل افغانستان و چه در خارج از آن، پای کار آمدند و از جمهوری اسلامی ایران حمایت کردند.
او تأکید کرد: اگرچه طی چند سال گذشته، تلاشهای فراوانی برای تضعیف روابط ایران و افغانستان صورت گرفته بود از جمله ترویج ایرانهراسی از یک سو و افغانهراسی از سوی دیگر؛ اما در جریان این جنگ، به روشنی مشخص شد که هدف برخی جریانها، جدا کردن افغانستان از ایران است.
رئیس مرکز تبیان توجه ویژهای به موج مهاجرستیزی در ایران داشت و عنوان کرد: مهاجرستیزانی که پیشتر نیز در ایران فعال بودند، در این دوازده روز جنگ، فعالیت خود را تشدید کردند. آنها با نسبت دادن برچسبها و انگهای مختلف به مهاجرین افغانستانی، بویژه با مطرح کردن اتهاماتی نظیر جاسوسی برای رژیم صهیونیستی، موجی از بدبینی را علیه مهاجرین ایجاد کردند.
وی افزود: مشخص نیست آیا واقعاً چهار، پنج یا ده نفر از میان این جمعیت میلیونی مهاجر، مرتکب چنین اقدامی شدهاند یا نه؛ و حتی اگر شده باشند، این اقدامات، به صورت غیرسازمانیافته و محدود بوده و نه دقیق، نه گسترده و نه عمیق.
حسینی مزاری هشدار داد که این موج تبلیغات هنوز ادامه دارد: متأسفانه، این موج هنوز ادامه دارد و در کانالها، رسانهها و فضاهای مختلف همچنان تبلیغات منفی علیه مهاجرین صورت میگیرد؛ به نحوی که حتی برخی شخصیتها و رسانههای انقلابی نیز تحت تأثیر این جو نامیمون و نامطلوب قرار گرفتهاند.
وی ریشه این بدبینی را رسانهها و جریانات خارجی به اضافه ناآگاهی داخلی دانست: بدون تردید، ریشه، مبنا و پایگاه اصلی این تبلیغات، همان تبلیغات صهیونیستی، امریکایی و غربی است؛ اما متأسفانه عوامل دشمن، یا عناصر متعصب، جاهل و ناآگاه در داخل ایران نیز به این اختلافات دامن میزنند.
حسینی مزاری ضمن ستایش از مردم افغانستان گفت که آنان با وجود تبلیغات منفی و اختلافافکنی، هنوز هم حمایت ایران را ادامه دادند: اما ببینید بصیرت مردم افغانستان را، شرافت این ملت را، و فهم دقیقشان را؛ در حالی که با حجم عظیمی از تبلیغات منفی و توطئههای گوناگون مواجه بودند، باز هم کنار نکشیدند.
وی با اشاره به اینکه ممکن است در سیاستهای دولت ایران اختلافنظرهایی وجود داشته باشد، تاکید کرد: شاید برخی انتقادات و اعتراضاتی نسبت به برخی سیاستهای دولت ایران در قبال مهاجرین داشته باشند، شاید اختلاف نظرهایی هم وجود داشته باشد؛ اما در این مقطع، مسئله فراتر از این مباحث است. اینجا پای اصل نظام اسلامی در میان است؛ اینجا بحث اسلام و عزت امت اسلامی مطرح است.
حسینی مزاری از اینکه مردم افغانستان از تاریخ عاشورا درس گرفتهاند گفت: مردم افغانستان به خوبی درک کردهاند که نباید اشتباه عاشورای سال ۶۱ هجری دوباره تکرار شود.
وی پنج عامل اشتباه در عاشورای ۶۱ هجری را برشمرد و گفت: بحثِ عدم معرفت درست از اسلام و خدا، عدم شناخت درست از امام، عدم شناخت درست از دشمن، عدم درک شرایط، و نداشتن تحلیل سیاسیِ مردم. این پنج مؤلفه باعث شد که آن اشتباه در سال ۶۱ هجری اتفاق بیفتد.
اما رئیس مرکز تبیان تأکید کرد که مردم افغانستان امروز این پنج مؤلفه را دریافتهاند و اجازه نمیدهند آن اشتباه دوباره رخ دهد.
حسینی مزاری با برداشتی گستردهتر از عاشورا گفت: برادران! امروز هم عاشوراست. امروز هم، هر سرزمینی که در آن سرزمین تقابل کفر و نفاق باشد، سرزمین کربلاست؛ و هر مردمی که به دنبال حق و حقیقتاند، آنها میتوانند یاران امام حسین علیهالصلاةوالسلام باشند.
وی رهبر انقلاب اسلامی را حسین زمانِ امروز معرفی کرد و دشمنان معاصر را به جبهه یزیدی نسبت داد و گفت: امروز حسینِ زمانِ ما، حضرت امام خامنهای حفظهاللهتعالی است که در رأس جبهه عاشورا حضور دارد و به مبارزه در برابر جبهه کفرِ یزیدی، که در رأسش ترامپ و نتانیاهو قرار دارند، مشغول است.
حسینی مزاری افزود که همه اقشار مردم افغانستان، پیروان مذاهب و تفاوتهای فکری، امروز باید در کنار این جبهه بایستند. وی تاکید کرد: مردم افغانستان امروز، جانانه از همه اقشار، پیروان همه مذاهب، پیروان همه فِرَق، پیروان هر تفکر و اندیشه، امروز معتقدند که بایستی این جبهه را تنها نگذاریم، بایستی در کنار این جبهه باشیم، بایستی در برابر کفر مطلق غربی، به رهبری امریکا و به عملگی اسرائیل، بایستیم.
رئیس مرکز تبیان بر بصیرتی که اهل سنت با برگزاری چنین نشستی به نمایش گذاشت اشاره کرد و افزود: تشکیل همین جلسه، نشانگر بصیرت جامعه افغانستان است. امروز این جلسه و این محفل توسط برادران اهل سنت ما برگزار شده است؛ با پول اینها، با عشق اینها، با علاقه اینها برگزار شده است.
حسینی مزاری به بزرگان فرهنگی، روحانی و دانشگاهی توصیههایی ارائه نمود تا انسجام بیشتر میان دو کشور حفظ شود: اگر میخواهیم این جبهه همچنان قوی و قدرتمند باقی بماند، همچنان پرزور شود، و وحدت میان افغانستان و ایران بیشتر گردد، و مشکلات کم و بیشی که در رابطه با مسائل مختلف بین ما وجود دارد، رفع شود، و کدورتها و ناراحتیهای مهاجرین ما هم برطرف شود، این است که در رابطه با تبیین پنج مؤلفه باید کار بکنیم.
رئیس مرکز تبیان افزود: این پنج مؤلفه عبارت بودند از: ارتقای معرفت دینی (مکتبشناسی و خداشناسی). شناخت امام (رهبر فعلی و امام زمان). شناخت دشمن واقعی (با اشاره به تجربه فریبخوردگی در طول دههها). درک شرایط موجود بدون فریب خوردن از تبلیغات و سرمایهگذاری دشمن. تحلیل سیاسی دقیق (برای جلوگیری از بازیچه شدن در سیاست روز).
وی توضیح داد که علمای شیعه و سنی، دانشگاهیان و شخصیتهای فرهنگی باید در صحنه فعال باشند تا مردم را روشن کنند و از اختلافات جلوگیری شود. او همچنین اظهار داشت: خدا شاهد است که بازگشت مهاجرین به افغانستان به نفع کشور است اما شرطش این است که ما این روند را به درستی ساماندهی کنیم و به درستی مدیریت کنیم.
حسینی مزاری به نمایندگی از مهاجرین افغانستانی ضمن تأیید حمایت کامل از امام خامنهای بیان داشت: از این تریبون اعلام میکنم که به حضرت امام خامنهای حفظهالله تعالی، ما نه فقط در کنارتان هستیم، بلکه پشت سر شما حرکت میکنیم و پیرو فرامین شما در صحنه حضور داریم. این مسیر را تا زمانی که امریکا منکوب شود و رژیم منحط اسرائیل از روی کره زمین محو گردد و اسلام واقعی برقرار شود، با تمام وجود ادامه خواهیم داد. در هر مسئولیت و هر مأموریتی، هر کجا در جبهه رزم که باشد، ما با کمال آرامش، قاطعیت و شجاعت آماده انجام آن هستیم.
رئیس مرکز تبیان جامعه مهاجر افغانستانی را با صفتهایی چون بصیر، شجاع، قاطع و صریح وصف کرد و از مسئولان ایران سپاسگزاری نمود و گفت: همچنین از همه بزرگمردان جمهوری اسلامی و از تمام مدیران و کارکنان وزارتهای مربوط به امور مهاجرین، صمیمانه تشکر میکنیم که در طول این ۴۶، ۴۷ سال گذشته، مهماننوازی و میزبانی شایستهای ارائه دادند.

متن کامل سخنان حجتالاسلام والمسلمین حسینی مزاری در این مراسم به شرح ذیل است:
ابتدا تشکر میکنم از جناب آقای سلطانی که همواره بانی و بنیانگذار کارها و حرکتهای خیر بودهاند، و نیز تشکر و سپاس دارم از جامعه اهل سنت مهاجر مقیم خراسان رضوی که امروز با انسجام، اتحاد و همسویی با فراخوان جناب الحاج حفیظالله سلطانی در این مجلس حضور یافتند و در این امر خیر مشارکت کردند.
همانگونه که همگی در جریان هستیم، جنگ ۱۲ روزهای که بر ملت ایران تحمیل شد، گرچه نام آن از اسرائیل بود، اما در حقیقت تمام دنیای کفر محارب، به رهبری امریکای جنایتکار و با عملگی اسرائیل جنایتپیشه و خونخوار، حملاتی بسیار سنگین و بیسابقه را علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز کردند. اگرچه ایران در مراحل ابتدایی این جنگ، صدمات بسیار سنگینی متحمل شد و برجستهترین فرماندهان نظامی، شاخصترین شخصیتهای هستهای و صدها نفر از نیروهای غیرنظامی آن به شهادت رسیدند، به گونهای که حرف اول امریکا، غرب و اسرائیل این بود که «ایران باید بدون قید و شرط تسلیم شود، دستانش را بالا ببرد و کارش تمام شود»، اما ۱۲ ساعت از این حملات نگذشته بود که ضربات جمهوری اسلامی آغاز شد و در نهایت، با کوبیدن پایگاه العدیده در قطر و همچنین موشکباران سرزمینهای اشغالی، ترامپ سراسیمه آتشبس را اعلام کرد و نتانیاهو نیز بلافاصله آن را پذیرفت.
این نخستینبار در تاریخ است که قدرتی همچون امریکا و جبههای بزرگ مانند غربِ محارب، با عملگی رژیم صهیونیستی، آتشبس را بدون هیچگونه قید و شرطی میپذیرند و به صورت یکجانبه جنگ را متوقف میسازند. این رخداد، در مقطعی حساس، پیروزی بسیار بزرگی برای جمهوری اسلامی ایران به شمار میرود؛ نه فقط برای ایران، بلکه برای کل منطقه؛ و نه فقط برای منطقه، بلکه برای جهان اسلام؛ و فراتر از آن، برای تمام بشریت آزادیخواه، حرکتی میمون و مبارک و یک پیروزی بزرگ محسوب میشود.
من در جلسات مختلف ایام محرم گفتهام که تقابل حق و باطل از آغاز تاریخ بشر وجود داشته، اما اوج آن در واقعه عاشورا رقم خورد. با این حال، از تاریخ ۲۳ جوزا، میتوان آغاز پایان این تقابل را مشاهده کرد؛ یعنی این تقابل به سوی پایان حرکت میکند. جنگ اسلام و کفر از ۲۳ جوزا وارد مرحلهای جدید شده و این مسیر قطعاً ادامهدار خواهد بود. با توجه به شرایط موجود، پیروزی جبهه اسلام قطعی است و کفار به سوی فروپاشی خواهند رفت. انشاءالله زمینههای ظهور مولایمان فراهم خواهد شد و حکومت الله بر زمین برقرار خواهد گردید.
در خصوص این جنگ و دستاوردهای آن، هر چه سخن گفته شود، باز هم کافی نیست. این جنگ، موهبتها و برکات فراوانی برای جمهوری اسلامی ایران و جبهه مسلمانان به همراه داشت؛ موهبتهایی که اگر این جنگ آغاز نمیشد، هرگز به دست نمیآمد. درست است که ایران در جریان این نبرد، ضرباتی را متحمل شد و مشکلاتی دامنگیر برادران و خواهران ایرانی گردید، اما دستاوردها آنچنان عظیم، وسیع و گسترده است که آن آسیبها در برابر آن ناچیز به نظر میرسد.
یکی از موهبتهای این جنگ، انسجام داخلی ملت ایران بود. ایرانیانی که پیش از ۲۳ جوزا گرفتار اختلافات، درگیریهای حزبی و جناحی بودند، پس از آن تاریخ، متحد و یکپارچه شدند. در ادامه، مسئله وحدت و هماهنگی منطقهای مطرح است؛ جایی که تمام کشورهای منطقه، یکصدا از جمهوری اسلامی ایران حمایت کردند. سپس نوبت به جهان اسلام رسید؛ جهان اسلام نیز به طور یکپارچه در کنار ایران ایستاد، از جمهوری اسلامی حمایت نمود، از رهبری آن تمجید کرد و اعلام وفاداری و پیروی نمود.
حتی در سطح جهانی، آن دسته از کشورها و شخصیتهایی که همواره حامی اسرائیل و امریکا بودند، در این باره نه تنها حرفی برای گفتن علیه جمهوری اسلامی نداشتند، بلکه حداقل سکوت اختیار کردند؛ چرا که حق با جمهوری اسلامی ایران بود. جمهوری اسلامی مورد تجاوز قرار گرفته بود و دشمن به آن حمله کرده بود. این وضعیت جهانی، یک دستاورد بسیار بزرگ به شمار میآید؛ دستاوردی که پیش از ۲۳ جوزا و بدون وقوع این جنگ، با هیچ اقدام و صرف هیچ سرمایهای به دست نمیآمد.

یکی از کشورها و یکی از ملتهایی که در این جنگ به نفع جمهوری اسلامی ایران وارد صحنه شد و اعلام حمایت کرد، افغانستان بود. از دولت افغانستان و امارت اسلامی گرفته تا تمام شخصیتهای حقیقی و حقوقی، سازمانها و نهادهای مختلف اعم از موافق و مخالف، سکولار و غیرسکولار و نیز تمامی مردم، چه در داخل افغانستان و چه در خارج از آن، پای کار آمدند و از جمهوری اسلامی ایران حمایت کردند.
اگرچه طی چند سال گذشته، تلاشهای فراوانی برای تضعیف روابط ایران و افغانستان صورت گرفته بود از جمله ترویج ایرانهراسی از یک سو و افغانهراسی از سوی دیگر؛ اما در جریان این جنگ، به روشنی مشخص شد که هدف برخی جریانها، جدا کردن افغانستان از ایران است.
مهاجر ستیزانی که پیشتر نیز در ایران فعال بودند، در این دوازده روز جنگ، فعالیت خود را تشدید کردند. آنها با نسبت دادن برچسبها و انگهای مختلف به مهاجرین افغانستانی، به ویژه با مطرح کردن اتهاماتی نظیر جاسوسی برای رژیم صهیونیستی، موجی از بدبینی را علیه مهاجرین ایجاد کردند.
در حالیکه مشخص نیست آیا واقعاً چهار، پنج یا ده نفر از میان این جمعیت میلیونی مهاجر، مرتکب چنین اقدامی شدهاند یا نه؛ و حتی اگر شده باشند، این اقدامات، بهصورت غیرسازمانیافته و محدود بوده و نه دقیق، نه گسترده و نه عمیق.
با اینحال، جریانهای مهاجر ستیز از همین موضوعات جزئی سوءاستفاده کرده و فضای سنگینی از بدگمانی را در ایران علیه مهاجرین افغانستانی به وجود آوردهاند. متأسفانه، این موج هنوز ادامه دارد و در کانالها، رسانهها و فضاهای مختلف همچنان تبلیغات منفی علیه مهاجرین صورت میگیرد؛ به نحوی که حتی برخی شخصیتها و رسانههای انقلابی نیز تحت تأثیر این جو نامیمون و نامطلوب قرار گرفتهاند.
بدون تردید، ریشه، مبنا و پایگاه اصلی این تبلیغات، همان تبلیغات صهیونیستی، امریکایی و غربی است؛ اما متأسفانه عوامل دشمن، یا عناصر متعصب، جاهل و ناآگاه در داخل ایران نیز به این اختلافات دامن میزنند و موجب تشدید بدبینی میشوند. بسیاری از کانالهای انقلابی و شماری از رسانههای اسلامی و متدیّن نیز متأسفانه تحت تأثیر این فضا قرار گرفتهاند و در همین روزها، پیوسته و مکرر علیه مهاجرین افغان فرافکنی میکنند.
اما ببینید بصیرت مردم افغانستان را، شرافت این ملت را، و فهم دقیقشان را؛ در حالی که با حجم عظیمی از تبلیغات منفی و توطئههای گوناگون مواجه بودند، باز هم کنار نکشیدند. شاید برخی انتقادات و اعتراضاتی نسبت به برخی سیاستهای دولت ایران در قبال مهاجرین داشته باشند، شاید اختلاف نظرهایی هم وجود داشته باشد؛ اما در این مقطع، مسئله فراتر از این مباحث است. اینجا پای اصل نظام اسلامی در میان است؛ اینجا بحث اسلام و عزت امت اسلامی مطرح است. مردم افغانستان آن قدر بصیرت دارند که اجازه ندهند انقلاب، نظام اسلامی و تمام افتخاراتی که برای جهان اسلام و بلکه برای بشریت حاصل شده، قربانی توطئهها و فضاسازیهای دشمن شود.
مردم افغانستان به خوبی درک کردهاند که نباید اشتباه عاشورای سال ۶۱ هجری دوباره تکرار شود. در آن سال، اشتباهات عمیقی از سوی هم خواص و هم عوام رخ داد که به تنهاییِ امام حسین علیهالسلام در میدان انجامید. خواص نه تنها سکوت کردند، بلکه گاهی علیه امام سخن گفتند؛ گاه او را نصیحت کردند که از این مسیر بازگردد، گاهی پیشنهاد مهاجرت دادند، و حتی برخی صراحتاً مسیر ایشان را خطا دانستند. بخشی از خواص نیز به جبهه یزید پیوستند و اکثریتی هم با سکوتشان در برابر تبلیغات یزیدی، زمینه تنها ماندن امام را فراهم کردند. در حالی که جمعیت کوفه و کربلا به صدها هزار نفر میرسید و اگر کل مناطق اسلامی آن دوران را در نظر بگیریم، با یک جامعه چند میلیونی مواجه بودیم، اما در نهایت شرایط بهگونهای رقم خورد که تنها ۷۲ نفر در کنار امام حسین علیهالسلام باقی ماندند.
این اشتباه تاریخی بود که در عاشورا به وجود آمد؛ و این اشتباه، ناشی از چند مؤلفه بود که در آن زمان مورد غفلت قرار گرفت و متأسفانه این مشکلات به وجود آمد: بحثِ عدم معرفت درست از اسلام و خدا، عدم شناخت درست از امام، عدم شناخت درست از دشمن، عدم درک شرایط، و نداشتن تحلیل سیاسیِ مردم. این پنج مؤلفه باعث شد که آن اشتباه در سال ۶۱ هجری اتفاق بیفتد. اما مردم افغانستان امروز این توجه را دارند، این فهم را دارند که آن اشتباه نباید در عاشورای کنونی تکرار شود.
برادران! امروز هم عاشوراست. امروز هم، هر سرزمینی که در آن سرزمین تقابل کفر و نفاق باشد، سرزمین کربلاست؛ و هر مردمی که به دنبال حق و حقیقتاند، آنها میتوانند یاران امام حسین علیهالصلاةوالسلام باشند. و همانطور که برادر ما الان گفت، و من هم شبهای گذشته در مجالس مختلف گفتهام، امروز حسینِ زمانِ ما، حضرت امام خامنهای حفظهاللهتعالی است که در رأس این جبهه ی عاشورا حضور دارد و به مبارزه در برابر جبهه کفرِ یزیدی، که در رأسش ترامپ و نتانیاهو قرار دارد، مشغول است. و مردم افغانستان امروز، جانانه از همه اقشار، پیروان همه مذاهب، پیروان همه فِرَق، پیروان هر تفکر و اندیشه، معتقدند که بایستی این جبهه را تنها نگذاریم، بایستی در کنار این جبهه باشیم، بایستی در برابر کفر مطلق غربی، به رهبری امریکا و به عملگی اسرائیل، بایستیم.
تشکیل همین جلسه، نشانگر بصیرت جامعه افغانستان است. امروز این جلسه و این محفل توسط برادران اهل سنت ما برگزار شده است؛ با پول اینها، با عشق اینها، با علاقه اینها برگزار شده است. تعدادی از شخصیتها آمدند، سخن گفتند و سخنان زیبایی هم برادر ما جناب استاد توانا مطرح کرد. این، نشئتگرفته از بصیرت ماست و نشئتگرفته از فهم ما از اشتباهات عاشورای سال ۶۱ هجری است. امروز هم، انشاءالله، در این جبهه و در این عرصه حضور خواهیم داشت.
اما پیشنهاد من برای بزرگان، برای عناصر فرهنگی، برای شخصیتهای روحانی و دانشگاهی این است که برادران! اگر میخواهیم این جبهه همچنان قوی و قدرتمند باقی بماند، همچنان پرزور شود، و وحدت میان افغانستان و ایران بیشتر گردد، و مشکلات کم و بیشی که در رابطه با مسائل مختلف بین ما وجود دارد، رفع شود، و کدورتها و ناراحتیهای مهاجرین ما هم برطرف شود، این است که در رابطه با تبیین این پنج مؤلفه باید کار بکنیم. تا معرفت دینی مردم ما که امروز بالاست، بالاتر برود. در رابطه با مکتبشناسی کار بکنیم. در رابطه با خداشناسی کار بکنیم چون هر انسانی، اگر خدا را درست بشناسد، در کنار امام زمان خود خواهد بود. اگر کسانی معرفت دینی بالایی داشته باشند، در کنار حسین زمان خود خواهند بود. اما اگر خدا را نشناسند، ممکن است روزی در کنار حسین باشند و روز دیگر هم راحت از صحنه کنار بروند. ما امروز باید در رابطه با شناخت امام خود کار بکنیم، در رابطه با بحث شناخت دشمن کار بکنیم.
جوامع اسلامی به خاطر نشناختن دشمن، بارها و بارها ضربه خوردند. ما در طول ۴۵ سال و ۴۷ سال گذشته، از دشمنانی که با کراوات، با لبخند، با کیفِ پر از دالر، و با لطایف الحیل آمدند، فریب خوردیم و از آنها ضربه خوردیم. شما ببینید! از آن طرف، امریکا علیه ملت فلسطین، علیه ملت غزه کار میکرد و صدها و هزاران نفر را میکشت؛ از آن طرف، وارد افغانستان میشد و شخصیتهای ما تلاش میکردند به ساحت نامقدس این آقا برسند و دستشان به این آقا بخورد، یا حتی پایینتر از او، به شخص نمایندههای شان! چقدر شخصیتهای ما لهله میزدند تا با یک خارجی در ارتباط شوند، با یک امریکایی در ارتباط شوند، با یک آلمانی، انگلیسی و فرانسوی در ارتباط شوند!
حالا من از آنها سؤال میکنم که بین خون ملت فلسطین و خون ما چه فرقی است؟! چرا امریکا آنها را میکُشد، اما با ما به ظاهر محبت میکرد؟! چرا علیه آنها بمب میریزد، اما میآمد در کشور ما مثلاً صدها میلیارد دالر وارد و سرمایهگذاری میکرد؟! دلیل چیست؟! مشکل چیست؟! لذا ضعف ما این است که دشمن را نشناختیم. اگر از ابتدای جهاد، ما دشمن را میشناختیم، جهاد ما به انحراف نمیرفت. اگر از همان ابتدا دشمن را میشناختیم، جنگهای خانگی پس از پیروزی شروع نمیشد و مشکلات متعدد دیگر به وجود نمیآمد و افغانستان، از همان اول که الگوی جهاد و مبارزه و انقلاب و قیام بود، تا حالا باقی میماند؛ و افغانستان، افغانستانی قدرتمند و باعظمت در منطقه میشد، و دیگر نیازی نبود که امریکاییها به کشور تجاوز بکنند.
امریکا تجاوز کرد بر افغانستان و کشورهای ناتو وارد افغانستان شدند و صدها هزار نفر ما را کشتند و میلیونها مردم ما را در اثر تلاشها و ضربات فرهنگی خود کشتند. و از نظر فکری و فرهنگی، باز دست ما به سمت امریکا دراز است و باز ما توقع داریم که امریکا با هواپیماهای بی-۵۲ خود بیاید افغانستان، امارت اسلامی را بکوبد، از میان بردارد و ما برویم به جایش بنشینیم. برادران! اگر ما جرأت داریم، اگر جسارت داریم، افغانستان مال خود ماست و طالبان هم از مردم افغانستان است. بفرمایید بیایید بنشینیم؛ اگر حوصله جنگ داریم، درگیری داریم، در داخل افغانستان برویم این کار را بکنیم و دست ما به سمت امریکا و اسرائیل دراز نباشد.
برادران! امروز خط حق و باطل آنقدر روشن و جلی شده است که دیگر فریب امکان ندارد. مردم افغانستان مسائل را کامل فهمیدهاند. ما در رابطه با درک شرایط کار بکنیم و مردم خود را بفهمانیم. در رابطه با تحلیل سیاسی، قوه تحلیل سیاسی مردم خود را باید بالا ببریم تا دیگر مردم ما بازیچه سیاستمداران هوسباز، وقتگذران، سست و بیحال نشوند.
در طول ۴۷ سال ما فریب خوردیم، ما بازیچه شدیم، مردم ما بازیچه شدند و میلیونها نفر شهید، معلول و آواره دادیم. به خاطر چه؟! به خاطر ضعفی بود که بزرگان ما داشتند، علمای ما کمکار کردند، دانشمندان ما کمکار کردند. برادرانِ روحانی، اعم از شیعه و سنی، و دانشگاهیان معظم و مکرم، لازم است که وارد میدان شوید و در عرصه فرهنگی فعالیت کنید. باید فکر مردم را روشن کنید و نقش تبیینگری را به خوبی ایفا نمایید. خدا شاهد است که بازگشت مهاجرین به افغانستان به نفع کشور است و بازگشت مردم از سراسر دنیا به وطنشان، به سود افغانستان خواهد بود.
اما شرطش این است که ما این روند را به درستی ساماندهی کنیم و به درستی مدیریت کنیم. باید فکر مردم را باز کنیم و نگذاریم که میان ایران و افغانستان مشکلات سیاسی، عقیدتی یا سرزمینی به وجود بیاید، چرا که دشمنان از این اختلافات سوءاستفاده خواهند کرد.
در صحبت پایانی، از این تریبون به نمایندگی از همه کسانی که مثل من فکر میکنند، به نمایندگی از آقای سلطانی، به نمایندگی از تمام مجموعه ایشان و همه مجموعه مهاجرین و تمامی کسانی که در اینجا حضور دارند، به حضرت امام خامنهای حفظهالله تعالی، اعلام می کنم که؛ حضرت آقا! ما در کنار شما هستیم، نه فقط در کنارتان هستیم، بلکه پشت سر شما حرکت میکنیم و پیرو فرامین شما در صحنه حضور داریم. این مسیر را تا زمانی که امریکا منکوب شود و رژیم منحط اسرائیل از روی کره زمین محو گردد و اسلام واقعی برقرار شود، با تمام وجود ادامه خواهیم داد. هر مسئولیت و هر مأموریتی، هر کجا در جبهه رزم که باشد، ما با کمال آرامش، قاطعیت و شجاعت آماده انجام آن هستیم.
مهاجرین افغانستانی، مهاجرینی با بصیرت، با شجاعت، با قاطعیت و با صراحت، در این مسیر و در این میدان استوار و ثابتقدماند. همچنین از همه بزرگمردان جمهوری اسلامی و از تمام مدیران و کارکنان وزارتهای مربوط به امور مهاجرین، صمیمانه تشکر میکنیم که در طول این ۴۶، ۴۷ سال گذشته، مهماننوازی و میزبانی شایستهای ارائه دادند.
والسلام علیکم و رحمتالله و برکاته.