• تاریخ انتشار : یکشنبه 28 دسامبر 2025 - 6:27
  • کد خبر : 1418
  • چاپ خبر

از کربلا تا کابل؛ مقایسه انقلاب عاشورا با قیام آگاهی شهدای هفتم جدی مرکز تبیان

در این نوشتار می‌کوشم مقایسه‌ای میان دو حادثه بزرگ و تأثیرگذار تاریخ، یعنی قیام امام حسین علیه‌السلام در سال ۶۱ هجری و حادثه هفتم جدی مرکز فرهنگی–اجتماعی تبیان در کابل، ارائه دهم. بدیهی است این مقایسه با در نظر گرفتن تفاوت‌های فرهنگی، سیاسی و تاریخی هر دو واقعه انجام می‌شود تا قابل فهم و درک باشد. بررسی این دو رخداد در چهار محور صورت گرفته است.

سید میرحسن حسینی

محور اول: هدف و انگیزه دو قیام و انقلاب
قیام امام حسین علیه‌السلام
امام حسین علیه‌السلام با مشاهده انحراف عمیق در مسیر اسلام، فاسد شدن خلافت و تهدید جدی ارزش‌های دینی و اخلاقی توسط یزید، تصمیم به قیام گرفت. هدف ایشان نه قدرت‌طلبی، بلکه اصلاح امت جدش رسول خدا صلی‌الله علیه و آله، اقامه عدل، و تحقق امر به معروف و نهی از منکر بود؛ چنان‌که در جمله معروف خود فرمودند:
«من برای طلب اصلاح در امت جدم قیام کردم.»
به بیان روشن‌تر، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های انقلاب و حرکت مدنی امام حسین علیه‌السلام، بصیرت و آگاهی عمیق آن حضرت بود. امام و یارانش به‌خوبی از شرایط زمانه، ساختار قدرت، و رگه‌های کفر و نفاق آگاه بودند. از همین رو، قیام امام حسین علیه‌السلام یک انقلاب آگاهانه، علمی و بیدارگرانه بود؛ انقلابی که هدف اصلی آن بیدار کردن وجدان‌های خفته تاریخ و به حرکت درآوردن وجدان‌های مرده جامعه اسلامی بود.
 
حادثه هفتم جدی (مرکز تبیان)
مرکز فرهنگی–اجتماعی تبیان در کابل، به‌عنوان نهادی متعهد به آرمان‌های اهل‌بیت علیهم‌السلام، انقلاب اسلامی و آگاهی‌بخشی فرهنگی، نقش مهمی در جامعه افغانستان ایفا می‌کرد. دشمنان، با هدف خاموش کردن صدای آگاهی، مقاومت و وحدت اسلامی، این مرکز را هدف حمله انتحاری قرار دادند.
عزیزانی که در حادثه تلخ و جان‌کاه صبح هفتم جدی سال ۱۳۹۶ به شهادت رسیدند، اغلب قلم‌به‌دستان و اندیشمندانی بودند که برای آینده افغانستان برنامه و دغدغه داشتند. بنابراین، هدف شهدای تبیان پاسداری از فکر، فرهنگ و هویت دینی جامعه شیعه افغانستان بود.
به‌درستی از این شهدا با عنوان «شهدای آگاهی و بیداری» یاد می‌شود؛ لقبی عمیق و پرمحتوا که نشان می‌دهد شهادت آنان صرفاً یک واقعه تروریستی نبود، بلکه حادثه‌ای با پیام اجتماعی و معنوی بزرگ به شمار می‌رود.
این موضوع از چند جهت قابل بررسی است:
الف) شهدای مرکز تبیان عمدتاً جوانان فرهیخته، خبرنگاران، طلاب، نویسندگان و فعالان فرهنگی بودند که در میدان آگاهی‌بخشی دینی و اجتماعی فعالیت می‌کردند. آنان با قلم، دوربین و اندیشه روشنگرانه خود می‌کوشیدند:
۱. مردم را نسبت به خطرات افراط‌گرایی و تروریسم آگاه کنند؛
۲. روحیه مقاومت، وحدت اسلامی و عزت دینی را تقویت نمایند؛
۳. مفاهیم بلند عاشورا، ولایت و عدالت را در متن جامعه جاری سازند.
دشمن نیز به‌خوبی فهمیده بود که اینان «مبارزان میدان فکر و آگاهی» هستند و از همین رو آنان را هدف قرار داد.
 
ب) برخلاف شهیدانی که در میدان نبرد نظامی به شهادت می‌رسند، این شهدا در جنگ نرم و تهاجم فکری دشمنان اسلام و تشیع جان باختند؛ در سنگر آگاهی، در حال مبارزه با جهل، خرافه، تفرقه و استکبار فرهنگی. و این همان چیزی است که دشمنان بیش از هر چیز از آن هراس دارند: آگاه شدن مردم.
 
ج) شهادت این عزیزان در امتداد راه امام حسین علیه‌السلام بود؛ چرا که امام حسین نیز برای بیدار کردن امت اسلامی قیام کرد و شهدای تبیان نیز هدفی جز بیداری جامعه نداشتند.
خلاصه آن‌که، در محور نخست روشن می‌شود هر دو انقلاب، انقلاب بیداری بودند.
 
محور دوم: ماهیت تهدید
ماهیت تهدید در کربلا
در کربلا و عاشورا، تهدید از سوی یک نظام رسمی، قدرتمند و فاسد بود؛ نظامی که دین را به ابزار سلطه تبدیل کرده و امام حسین علیه‌السلام را خطری جدی برای مشروعیت خود می‌دانست.
 
ماهیت تهدید در هفتم جدی
در حادثه هفتم جدی، تهدید از ناحیه گروه‌های تروریستی تکفیری مانند داعش بود؛ گروه‌هایی که با حمایت مستقیم یا غیرمستقیم قدرت‌های استکباری، مراکز علمی، فرهنگی و مذهبی را هدف قرار می‌دادند تا بیداری اسلامی و مقاومت فرهنگی را نابود کنند.
 
محور سوم: نوع مبارزه
مبارزه امام حسین علیه‌السلام
مبارزه امام حسین علیه‌السلام، مبارزه‌ای آشکار، رو در رو و بر پایه شهادت‌طلبی بود. امام با جان خود و یاران اندکش، در برابر سپاه ظلم ایستاد و با شهادت، پیروزی معنوی بزرگی رقم زد. این همان حقیقتی است که نشان می‌دهد خون بر شمشیر پیروز است؛ چرا که هر روز مردم جهان با امام حسین علیه‌السلام انس بیشتری می‌گیرند و عاشورایی‌تر می‌شوند و آن حضرت بیش از پیش در قلوب انسان‌های معاصر جای می‌گیرد.
 
مبارزه شهدای هفتم جدی
مبارزه شهدای هفتم جدی مرکز تبیان، در میدان رسانه، فکر و فرهنگ شکل گرفت. آنان در حال فعالیت علمی و فرهنگی بودند که در اوج مظلومیت و بدون هیچ دفاع فیزیکی، هدف حمله قرار گرفتند. شهادت آنان سندی روشن از ایستادگی فکری و فرهنگی در برابر افراط‌گرایی و ترور است.
 
محور چهارم: پیام مشترک دو انقلاب
هر دو حادثه و انقلاب، پیام‌های روشنی برای امت اسلامی دارند:
۱. ظلم و جهل همیشگی‌اند، اما انسان‌های بیدار باید در برابر آن‌ها بایستند.
۲. خون پاک شهید، چراغ هدایت نسل‌های آینده است.
۳. شهادت شکست نیست، بلکه آغاز موج بیداری، وحدت و مقاومت است.
۴. قیام امام حسین علیه‌السلام در کربلا و خون شهدای تبیان در کابل، هر دو از یک ریشه الهی و هدف انسانی سرچشمه می‌گیرند: احیای حق و نابودی باطل.

لینک کوتاه

برچسب ها

ناموجود